
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، آیتالله محسن حیدری، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت اهواز در آیین افتتاحیه ششمین جشنواره بینالمللی رضوی(یادمان دعبل خزاعی) که امروز پنجشنبه، 29 مردادماه در تالار مهتاب کتابخانه مرکزی خوزستان آغاز بکار کرد، ضمن تبریک ایام دهه کرامت و خیرمقدمگویی به مهمانان خارجی این جشنواره و شاعران داخلی، سخنان خود را در دو محور پیرامون نقش امام رضا(ع) در تثبیت تشیع در اهواز و همچنین رویکرد علما و ادبای اهواز به فرهنگ رضوی و مدرسه اهلبیت(ع) بیان کرد.
نقش امام رضا(ع) در تثبیت فرهنگ تشیع در اهواز
وی در ابتدا در خصوص نقش امام رضا(ع) در تثبیت فرهنگ تشیع اظهار کرد: تاریخ نشان میدهد تشیع با ورود امام رضا(ع) به اهواز در این شهر آغاز نشد؛ بلکه حداقل یک قرن و نیم پیش از آن مردم اهواز بر این دین بودند؛ چراکه تاریخ نشان میدهد بذر تشیع را شخص امیرالمؤمنین علی(ع) در شهر اهواز کاشت و این اتفاق از خلال فتوحات اسلامی که در ایران در 25 سال اول قرن نخست هجری رخ داد، حاصل شد. اهواز در سال 17 هجری قمری توسط سپاه اسلام فتح شد و در رأس این سپاه صحابه نزدیک امام علی(ع)؛ افرادی همچون عمار یاسر و عدی بن حاتم طایی قرار داشتند که به ملتزم به انجام دستورات حضرت امیرالمؤمنین(ع) بودند و در هیچ امر اجتماعی جز با اذن امام شرکت نمیکردند.
آیتالله حیدری گفت: حضور این دو صحابی در فتح اهواز حاوی اشاره مهمی به این نکته است که آنان از سوی حضرت علی(ع) و به نمایندگی از ایشان برای کاشت بذر تشیع میان مردم اهواز به این شهر آمده بودند. زمانی که اسلام وارد اهواز شد مردم اهواز تجسم دین اسلام را در اشخاصی همچون عمار یاسر و عدی بن حاتم دیدند و همزمان اسلام و تشیع را پذیرفتند. بنابراین مرم اهواز از طریق نمایندگان امام علی(ع) به مذهب تشیع درآمده بودند.
مقابله مردم اهواز با خوارج
نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: پس از آن و با خلافت حضرت امیرالمؤمنین(ع) در کوفه و وقوع جنگهای جمل، صفین و نهروان، گروهی از خوارج به سمت اهواز روی آوردند و نمایندهای از سوی امام علی(ع) به نام معقل بن قیس ریاحی آنها را دنبال کرد اما عُده او برابر خوارج کم بود و نتوانست با آنها مقابله کند. در این شرایط وی با مردم اهواز در این موضوع سخن گفت و آنها علیه خوارج او را یاری دادند و اهوازیها به سبب این قضیه تاریخی، جایگاه والایی در تاریخ تشیع برای خود ثبت کردند؛ این اتفاق در نیمه اول قرن نخست هجری رخ داد.
امام جمعه موقت اهواز گفت: بیشتر مردم اهواز به اهلبیت(ع) گرایش یافتند؛ به گونهای که منصور دوانیقی حاکم عباسی مجبور شد حاکمی شیعی به نام عبدالله نجاشی بر این شهر بگمارد که در ظاهر نماینده او ولی در حقیقت تابع امام صادق(ع) بود. این شواهد نشان میدهد تشیع قبل از هجرت امام رضا(ع) در اهواز بود. آنچه امام رضا(ع) انجام داد تثبیت مدرسه تشیع و تقویت آن به گونهای بود که امکان صدور آن به سراسر نقاط ایران فراهم شود.
فرهنگ تشیع از سوی مردم اهواز به سایر نقاط ایران توسعه یافت
وی بیان کرد: بنابراین در پاسخ به این سؤال که چگونه فرهنگ تشیع در ایران گسترش پیدا کرد، باید گفت فرهنگ تشیع از شهر اهواز و از سوی مردم این شهر به سایر نقاط ایران توسعه پیدا کرد. از این رو به حق دروازه تشیع به ایران نامیده شد.
آیتالله حیدری گفت: نکته دومی که شایسته است به گونهای مفصل پیرامون آن سخن گفته شود، رویکرد نخبگان اهوازی به مذهب تشیع و حرکت امام رضا(ع) است. نخبگان این شهر از شاعران، ادبا، محدثین و مفسرین جنبشهایی را در راستای توسعه فرهنگ تشیع به وجود آوردند که میتوانیم آنها را به سه جنبش علمی، ادبی و سیاسی تقسیم کنیم. این سه جنبش از سوی نخبگان اهوازی در مسیر نشر فرهنگ شیعه نه تنها خوزستان و مناطق ایران؛ بلکه سراسر نقاط جهان اسلام در آن زمان را فرا میگرفت.
نگاهی به جنبش ادبی نخبگان اهوازی
نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری پیرامون جنبش ادبی نخبگان اهوازی گفت: این جنبش در قالب بزرگان شعر خوزستان تجسم یافت که در رأس آنها ابونواس شاعر اهوازی قرار داشت که در آغاز از شاعران بنیعباس بود و پس از آن وارد عرصه شعر ولایی شد و ابداعات زیادی در بهرهگیری از آیات قرآن کریم در مدح اهلبیت(ع) دارد. دیگر شاعر این جنبش، دعبل بن علی خزاعی است که گرچه اهوازی نیست اما به سرزمینهای زیادی سفر کرد و در شوش دفن شد و قصاید او معروف است. پس از ابن سکیت دورقی اهوازی است.
امام جمعه موقت اهواز با بیان اینکه جنبش علمی مهمترین جنبشی است که اهوازیها به آن پرداختند، گفت: این جنبش توسط حسن بن سعید اهوازی، حسین بن سعید اهوازی و علی بن مهزیار دورقی اهوازی شکل گرفت. میتوان ادعا کرد اگر جنبش این سه نبود چیزی از فرهنگ اسلامی که توسط اهلبیت(ع) به وجود آمد باقی نمیماند. حرکت این سه عالِم از طریق نقل فرهنگ اهلبیت(ع) در قالب اصول اربعمأمه(چهارصدگانه) به دوره اصحاب کتب اربعه شکل گرفت.
آیتالله حیدری در ادامه به توضیح دورههای مختلفی که بر فرهنگ اهلبیت(ع) گذشت، پرداخت و گفت: در قرن اول هجری بر اساس سیاست خلفا نوشتن حدیث ممنوع اعلام شد و خلفای بنیامیه تا دوره عمربن عبدالعزیز بر این سیاست باقی ماندند. تا یک قرن هیچ کتاب علمی و حدیثی در عالم اسلامی نوشته نشد و این فاجعهای بود که در جهان اسلام رخ داد و این سیاست غلط منشأ انحرافات زیاد و ایجاد مذاهب مختلف شد. در این میان علمای شیعه به تأسی از ائمه(ع) کتاب مینوشتند و در خفا آنها را نشر میدادند و در این میان مورد انواع عذابها و شکنجه قرار میگرفتند. پس از روی کار آمد عمر بن عبدالعزیز و لغو این سیاست غلط، علما شروع به کتابت حدیث کردند.
وی افزود: پس از جواز نوشتن حدیث، جنبش بزرگی میان شیعه شکل گرفت. پس از آن بود که اصول اربعمأمه(چهارصدگانه) توسط گروهی از شاگردان امام صادق(ع) و امام باقر(ع) نوشته شد. اینها دفترهایی از احادیث مختلف ائمه(ع) بودند که بدون تنظیم و موضوعبندی جمعآوری شده بود و میراث اصلی ائمه(ع) بود که توسط شاگردان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) ثبت و به اصول چهارصدگانه معروف شد.
شکلگیری تألیف فرهنگ تشیع توسط سه دانشمند اهوازی
نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری گفت: پس از آن، حرکت بعدی در تألیف فرهنگ تشیع توسط سه دانشمند اهوازی شکل گرفت؛ حسن بن سعید اهوازی 30 کتاب، حسین بن سعید اهوازی 40 کتاب و علی بن مهزیار اهوازی 50 کتاب نوشت و مجموعاً 120 کتاب نوشته شد. حرکتِ دیگرِ تألیف در عالم تشیع در قرن چهارم و پنجم هجری توسط شیخ کلینی، شیخ صدوق و شیخ طوسی؛ صاحبان کتب اربعه شکل گرفت که این سه محدث، عمده فرهنگ اهلبیت(ع) از عقاید، اخلاق و فقه را در کتب خود جای دادند و آنها از اصول اربعمأمه(چهارصدگانه) اخذ کردند.
وی ادامه داد: این جا محل طرح این سؤال است که در فاصله بین اصحاب اصول اربعمأمه(چهارصدگانه) که در قرن دوم هجری بودند و اصحاب کتب اربعه در قرن چهارم و پنجم، چه اتفاقی افتاد و چگونه اصحاب کتب اربعه به این اصول دست پیدا کردند؟ پاسخ این سؤال در حرکت سه عالم اهوازی نهفته است که اقدام به تألیف 120 کتاب کردند و تمام اصول اربعمأمه(چهارصدگانه) را به صورت منظم و در بابهای مختلف نگاشتند و میراث اهلبیت(ع) را حفظ کردند. این سه که معاصر امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بودند، علاوه بر اصول، احادیث این امامان را در این کتب خود نوشتند و نتیجه تلاش آنها به دست اصحاب کتب اربعه رسید و بزرگترین دلیل بر این مدعا اعتراف شیخ صدوق در مقدمه کتاب «من لایحضره الفقیه» است که طی آن بیان میکند در نگارش این کتاب بر کتب علمای اهوازی اعتماد کرده و نام آنها را ذکر میکند و اظهار میدارد عمده آنچه که در این کتاب نقل میشود از این کتب گرفته شده است.
آیتالله حیدری خاطرنشان کرد: با این بیان نقش اهوازیها در حفظ میراث اهلبیت(ع) روشن میشود. بنابراین میتوان گفت عالم تشیع مدیون علمای اهوازی است و این جنبش نیرومند است که فرهنگ تشیع را حفظ کرد.