
حجتالاسلام والمسلمین ناصر کیانی، مدیر مدرسه علمیه آیتالله قاضی دزفول در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، پیرامون جایگاه تفکر به معاد در رویکرد زندگی امروز گفت: زندگی بدون معاد یک زندگی بیهدف است. قرآن زندگی ما را با معاد جهتدار کرده است؛ انسان برای رسیدن به سعادت باید بداند کجا میرود؛ معاد جهتدهندگی به زندگی است.
باور معاد، جهان ما را عوض میکند
وی درباره تأثیر معاد در زندگی گفت: معاد به گونهای است که اگر باور آن وارد زندگی ما شود، جهان ما را تغییر میدهد و جهان ما، جهان دیگری میشود که آناً در چشم ما هست و لاجرم به آن هم میرسیم. زندگی ما با معاد به تبع افکار و رفتار و اعمال ما تغییر پیدا میکند.
این مدرس حوزه علمیه ادامه داد: اگر باور معاد نباشد صرفاً ماده و طبیعت است و اگر انسان به ماده اکتفا کند، شهوت و غضب درون او طغیان میکند. وقتی معاد مطرح میشود شهوت و غضب به حالت اعتدال خود برمیگردند.
باور معاد مصونیت و بالاتر از آن معصومیت میآورد
کیانی، زندگی بدون معاد را به حرکت بدون فرمان مانند کرد و گفت: این شیوه زندگی کردن مانند حرکتی است که جهت ندارد. معاد یک باور است اگر وارد قلب شد تمام افکار ما را متوجه خود میکند. اما اگر انسان از معاد غفلت کرده باشد این آثار را نیز در پی نخواهد داشت. تا زمانی که حقیقتاً باور معاد همراه با ما باشد، مصونیت داریم و بالاتر از آن معصومیت داریم. معصومیت پیامبران و اولیاء الهی از جهت باور آنها به معاد است.
مدیر مدرسه علمیه آیتالله قاضی دزفول بیان کرد: معاد باوری مصونیتآور است؛ در عین اینکه زندگی فرد در ذیل این باور جهتدار و شیرین است، فرد بسیار محتاط است؛ یعنی کاری نمیکند که جزای آن عذاب الیم شدید باشد. ممکن است کسی به معاد اعتقاد نداشته باشد اما معتقد است خوبی میکنم تا مردم به من خوبی کنند و بدی نمیکنم تا مردم به من بدی نکنند؛ سخن این فرد بیآنکه خود آگاهی داشته باشد، جهت معادی و خدایی قضایا را روشن میکند. چون این اعتقاد که هر کسی بدی میکند، بدی جواب میبیند و هر کس خوبی کند، خوبی پاسخ میگیرد، این عملِ طبیعت نیست؛ ماوراءطبیعت است. یعنی کسی فوقالعاده از ماده قویتر است که برای بدی، بدی قرار میدهد. بنابراین اگر کسی بگوید ما بدون اعتقاد به معاد هم میتوانیم خوبی کنیم و دیگران هم به ما خوبی کنند، این سخن او از جهاتی که نمیداند، تأیید معاد است.
وی با بیان اینکه همه اخلاق و رفتار انسان معطوف به افکار او و افکار نیز به جهانبینی مرتبط است، گفت: اگر در جهانبینی ما باور معاد نهفته باشد، محال است که اندیشه کارهای بد کنیم و اگر فکر و اندیشه بد را نکنیم، عمل بد نیز از ما سر نمیزند. بنابراین عمل تابع فکر است و فکر تابع جهانبینی. اگر معاد باور ما باشد، علاوه بر مصونیت، معصومیت هم میآورد. در دعای کمیل میخوانیم: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم» خدایا گناهانی که پرده عصمت را میدرد بر من ببخش؛ یعنی همه را معصوم کن.
کیانی با بیان اینکه معصومیت شدت و ضعف دارد؛ توضیح داد: برخی در حد اعلا از معصومیت برخوردارند به گونهای که فراموشی هم ندارند مثل رسول اکرم(ص) و انبیاء و اولیاء، کسانی هم هستند مثل افراد معمولی که میتوانند در حد خود معصومیت داشته باشند.
اخلاق بدون معاد، پشتوانهای ندارد
مدیر مدرسه علمیه آیتالله قاضی دزفول با بیان اینکه اخلاق و باور معاد درهم آمیختگی جدانشدنی دارند، اظهار کرد: محال است کسی از اخلاق خوب و عالی برخوردار باشد که باور معاد نداشته باشد. یعنی حتماً در کمون و مخفیگاه قلب خود به جزای عمل خود میاندیشد. اخلاق بدون معاد، پشتوانهای ندارد.
این مدرس حوزه علمیه بهترین راه دوری از غفلت از معاد را تفکر دانست و گفت: چیزی بهتر از خلوت و تفکر نمیتواند ما را به خودمان بازگرداند. وقتی قرآن میفرماید: «وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذکَّرُونَ» ﴿واقعه، ۶۲﴾. تفکر در آفرینش، یاد معاد را برای انسان زنده میکند. به نظر میرسد بیش از اینکه افراد را نصیحت کنیم بهتر است افراد را به تفکر و خلوت کردن وادار کنیم؛ به نحوی که به خود بازگردند. همین که انسان به خود آید و قدری در خود تفکر کند خدا را خواهد یافت:
آنچه حقست اقرب از حبل الورید
تو فکنده تیر فکرت را بعید
دعوت جامعه به تفکر، مقدمه پذیرش فطریات است
کیانی بیان کرد: خداوند از روح انسان به او نزدیکتر است. بهترین کار این است که انسان تفکر کند. تفکر در خود، نشانهها و آفرینش آنها و نظام دقیق حاکم بر آنها انسان را به این میرساند که: لا مؤثر فی الوجود الا الله. اگر بتوانیم جامعه را به تفکر دعوت کنیم؛ آماده پذیرش فطریات خود میشوند.