کد خبر: 3372532
تاریخ انتشار : ۰۶ مهر ۱۳۹۴ - ۰۸:۳۷

بچه‌های تخریب انسان‌های پاک و آسمانی بودند

گروه سیاسی: رئیس جهاد دانشگاهی کردستان با بیان اینکه دوران تخریب یکی از بهترین دوران‌ زندگی من بود، گفت: در طول ۴۷ ماه حضور در جبهه و در میدان‌های مین با انسان‌های پاک و واقعا آسمانی آشنا شدم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از کردستان، حمیدرضا مجردی، رئیس جهاد دانشگاهی واحد کردستان و از فرماندهان عملیاتی دوران هشت سال دفاع مقدس که به واسطه داشتن روحیه بزرگ منشی و ایثارش تاکنون هیچ گاه خاطرات دوران دفاع مقدس و حضور در جبهه حق علیه باطل که به گفته خودش یکی از بهترین دوران زندگیش بوده را در جلسات و برنامه‌ای عنوان نکرده بود به اصرار جهادگران امروز در قالب نشست دیدار با فرزانگان بعد از گذشت 30 سال مجاهدت‌های حضور در جبهه را بیان کرد.
مجردی در این نشست با اشاره به اینکه در 20/ 12/ 61 به عنوان بسیجی همراه با 14 نفر از هم‌سن و سالانش راهی جبهه شدند، گفت: از این تعداد هم‌رزمی که حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی را با هم شروع کرده بودیم فقط چهار نفر به شهادت نرسیدند و مابقی همگی در میدان نبرد حق علیه باطل دعوت حق را لبیک گفتند.
وی با اشاره به اینکه بعد از ثبت برای حضور در جبهه در پادگان شهید منتظری کرمانشاه حدود دو ماه آموزش عمومی را فراگرفتیم، افزود: این دوره آموزشی از سوی فرمانده پادگان بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود که با توکل بر خداوند متعال موفق به گذراندن آن شدیم.
مجردی عنوان کرد: بعد از دوره آموزشی در سپاه منطقه هفت تمام بسیجیان شرکت کننده در دوره آموزشی تقسیم شدیم و من به عنوان تخریب‌چی انتخاب شدم که در همان پادگان دوره‌های تخصصی تخریب و زراعت مین را در سه مرحله کاشت، داشت و برداشت فرا گرفتم و بعد از آن در پادگان ابوذر دوره‌های تخصصی تله‌های انفجاری و... را به ما آموزش دادند.
وی بیان کرد: بعد از آن به دلیل داشتن مدرک دیپلم من به عنوان مسئول دفتر فرمانده تخریب منطقه هفت کشور فعالیت خود را آغاز کردم که شهید علی ابدی که در آن دوران فرمانده تخریب منطقه هفت کشور بودند بسیار به من لطف داشتند.
این رزمنده در ادامه با اعلام اینکه کمتر از دو ماه در این قسمت فعالیت کردم، بیان کرد: در زمانی که شهید علی ابدی به مأموریت رفتن و من به عنوان جانشین وی در پادگان بودم، قرار شد تا یکی از رزمندگان با عنوان صفدر نهاوندی را به منطقه اورامانات و پاوه اعزام کنم که من نیز فرصت را غنیمت دانسته و به جای وی نامه مأموریت خود را امضا و به فرمانده تحویل دادم و به منطقه اورامانات اعزام شدم.
وی افزود: در روزهای اول اعزام با افردی آشنا شدم که جان خود را در طبق اخلاص گذاشته و برای دفاع از آب و خاک خود راهی مناطق عملیاتی شده بودند که شهید رستم‌علی زارعی یکی از این افراد بود که فردی باایمان، اخلاص و متدین بود که در مرز مریوان توسط یک تک‌تیرانداز به شهادت رسید.
مجردی اعلام کرد: با وجود آنکه مدت کمی از حضور من در جبهه می‌گذشت به عنوان فرمانده تیپ مهندسی رزمی انتخاب شدم که در منطقه اورامانات کار پاکسازی جاده‌ها را با اتفاق همراهانم شروع کردیم.
وی با اعلام اینکه در یکی از عملیات‌های پاکسازی 17 نفر از نیروهای ما به شهادت رسیدند، عنوان کرد: دوران تخریب یکی از بهترین دوران‌ زندگی من بود چرا که در طول 47 ماه حضور در جبهه و در میدان‌های مین با انسان‌های پاک و واقعا آسمانی آشنا شدم.
این رزمنده دوران دفاع مقدس ادامه داد: در 17 شهریورماه 62 از منطقه اورامانات به تیپ امیرالمومنین ایلام اعزام شدم و در آنجا کار پاکسازی میدان مین را به ما محول کردند. من که در آن دوران تاکنون به صورت آزمایشی در میدان‌های مین حضور یافته بودم باید به صورت عملی آنچه را فراگرفته بودم، انجام می‌دادم که این کار ابتدا خیلی سخت و ترس‌ آور بود اما شد.
وی بیان کرد: در این منطقه یک نیروی 18 نفری را به من  واگذار کردند که در دید اول که من وارد اتاق شدم فکر کردم که یک تعداد دانش‌آموز در آنجا هستن وقتی از فرمانده در مورد نیرو پرسیدم گفتند همان‌هایی که دیده بودم را به عنوان نیرو به من داده‌اند از این 19 نفر بزرگترین آنها سال اول دبیرستان بود که به صورت داوطلبانه از ایوان، پل‌دختر، ایلام و... به جبهه اعزام شده بودند. که علیرغم اعتراض من به اینکه این افراد سن و سالی برای انجام کار تخریب و پاکسازی ندارند پاسخ دادند، چون کمبود نیرو داریم مجبوریم که از آن‌ها استفاده کنیم حداقل برای کارهای دم‌دستی از آن‌ها استفاده کنید.
مجردی عنوان کرد: در این راستا در قالب یک برنامه‌ریزی کلاس‌های احکام، تخریب، راه پیمایی‌های طولانی، خشم شب و... را به آن‌ها آموزش دادیم.
وی بیان کرد: در شبی که قرار بود از قرارگاه به منطقه عملیاتی بروم همین دانش آموزان کم سن و سال به اسرار می‌خواستند که همراه من به منطقه بیایند ودر جلو ماشین من دراز کشیده بودند که یا باید از روی ما رد شوید یا ما را هم ببر که من به طور ناخواسته و از روی اجبار قسم خوردم که به قرارگاه تاکتیکی می‌روم و بعد برمی‌گردم و برای انجام عملیات آن‌ها را با خود می‌برم و این آخرین دیدار من با آن دانش‌آموزان بود.

اولین کسی که وارد میدان مین شد من بودم
این رزمنده عنوان کرد: از دهلران به منطقه حرکت کردیم که به صراحت می‌گویم یکی از بهترین بچه‌های دوران جنگ همین‌ها بودند، وی بیان کرد: در این عملیات اولین کسی که وارد میدان مین شد من بودم و توانستم با یک تاکتیک خاصی حرکت کرده و شروع به پاکسازی محل کردم بعد از آن یک مین را خنثی کردم.
مجردی بیان کرد: نصف شب یک شب مهتابی فرمانده عملیات از کمبود یک معبر برای عبور ماشین‌ها خبر داد و به ما گفتن که باید این معبر را بازکنیم بعد به سایر بچه‌های تخریب چی گفتم اجباری نیست ولی هر کس می‌خواهد می‌تواند در بازکردن این معبر ما را کمک کند، چهار تا پنج نفر با من همراه شدند.
وی افزود: آن معبر دقیقا مقابل قرارگاه عراقی‌ها بود یعنی به راحتی ما را می‌دیدند و شروع به پاکسازی معبر کردیم، معبر را باز کردیم، در زمان برگشت از مسیر من دیدم که یکی دو تا از مین‌های خنثی شده در سر راه قرار گرفته پس آن‌ها را برداشتم و آن طرف معبر که آن طرف که یک میدان مین دیگری بود، گذاشتم و در موقع بازگشت پایم به یکی از سیم‌ها گیر کرد و مین منفجر شد البته من حتی صدای منفجر شدن مین را نشنیدم وقتی به هوش آمدم دو بار با صدای بلند داد زدم و سایر هم‌رزمانم من را به قرارگاه و از آنجا به تهران منتقل کردند چون ترکش‌ها به پهلو و پای من اصابت کرده و من به شدت زخمی شده بودم.
رئیس جهاد دانشگاهی واحد کردستان در پایان یادآور شد: رزمندگانی که دوران دفاع مقدس در جبهه‌ها حضور داشتند، افرادی با ایمان، اخلاص، پاک و مطهر، وطن‌پرست و عاشق شهادت بودند با قرار گرفتن در جبهه‌ها به طور خواسته یا ناخواسته برای دفاع از کشور و هم‌رزمان خود حاضر بودند که هرکاری بکنند.

captcha