
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، در فضای جامعه کنون که از سنتها به سمت مدرنیته در حرکت است، برخی از عادات و عرفیات صحیح زیر چرخهای جامعه مدرن در حال نابودی است که بخشی از آن به معماری و شهرسازی کنون ما باز میگردد. با نگاهی گذرا به کوچه پس کوچههای قدیمی شهر، شاهد معماری زیبا، اصیل و ماندگاری از گذشتگانی نه چندان دور هستیم، که حقیقتی پر معنا را به رخ میکشد و آن اهمیت دین و توجه به المانهای اسلامی در ساختارهای شهری و ساختمانی است.
یکی از مهمترین المانهای محو شده این روزها، استفاده از آرایههای قرآنی در سر در منازل است که شاید به ندرت بتوان آن را مشاهده کرد؛ سر دربهایی که با کاشیهای آبی فیروزهای و آبی لاجوردی به شکلی زیبا، آیه یا عبارتی بر روی آن نوشته میشد و اعتقادی مبنی بر عبور افراد منزل هر روز از زیر این آیات و ورود آنها به منزل متبرک به عبور از زیر این سردربها بود و این اعتقادات راسخ به قدری در سنتها و باورهای مردمان ریشه دوانده بود که پیش از ساخت هر خانهای ابتدا، کاشینوشتهای متبرک به آیهای قرآنی برای آن در نظر گرفته میشد و سپس دیگر مراحل ساخت آن رقم میخورد.


با نگاهی گذرا به ساختار جامعه اسلامی کنونی که در عبور از سنت و مدرنیه دست و پا میزد، مشاهده میکنیم، برخی از دیوارهای شهر، رنگی از قرآن و المانهای اسلامی بر خود گرفته است، اما نکته قابل تأمل اینکه، چه کسی بر روند این فعالیتهای ساختاری و دینی نظارت واحد دارد؟ آیا سازمان زیباسازی شهرداری که در سالهای اخیر به دنبال رنگ و طرحی واحد برای دیوارنوشتها میگردد، نظارتی جامع بر این روند دارد؟ آیا بهرهمندی از المانهای قرآنی در فضای شهری میتواند زندهکننده برخی از سنتهای فراموششده معماری اسلامی باشد؟
گرچه شاید روند رو به جلوی حرکت به سمت مدرنیته با سرعتی پیش رفته است که برخی از کارشناسان و مسئولان و ناظران از آن عقب ماندند! اما با نگاهی گذرا و بهرهمندی از معماری اصیل اسلامی میتوان ترکیبی از آموختههای ناب این معماری با روندی به روز ایجاد کرد که هم ذائقه جوان امروز را تأمین کند و هم از ارکان اسلامی معماری بهره برده شود.

ماهیت دینی سازههای پیشین در بطن و ظاهر بنا
تبرک جستن یا استمداد از آموزههای قرآنی در معماری اسلامی، نمودی از حضور معنادار کتاب آسمانی مسلمانان در زندگی ایرانیان طی قرن های متوالی داشته است؛ بازتاب اهتمام مردم آن زمانه را میتوان با نصب کاشیهایی که مزین به آیات الهی شده است بر سر درب منازل یافت؛ به گونهای که شخص با ورود به یک ساختمان میتوانست با نگاه بر آیات الهی که جلوههای مهر و رحمت پرودگار را نمایان میکرد آغازی پربرکت در جهت ورود به یک مکان داشته باشد.
معماری اسلامی بر مبنای باورها و اعتقادات دینی شکل گرفته، که از سبک و شیوه صحیح زندگی مطابق با آموزههای دینی بهرهمند است، صرف بهکارگیری و تزئین سر درب منزلها به آیات قرآنی، به بنا ماهیت دینی و اسلامی نمیبخشد، همانطور که امروزه شاهد آن هستیم که با تغییر سبک زندگی مردم، تنها نشانهای که میتوان بر ماهیت دینی یک بنا قلمداد کرد وجود آیهنوشتههایی بر سر در بناهایی با سبک معماری مدرن است.
در گذشته نه چندان دور نه تنها در ساخت یک بنا، آیات قرآنی و متون روایی مورد استفاده قرار میگرفت، بلکه در بطن و ساختار چنین بناهایی به سبک صحیح زندگی نیز توجه میشد؛ به گونهای که اندک مغایرتی میان عرف و دین در سازههای سنتی به چشم نمیخورد.


رعایت حریمها، مهمترین شاخصه معماری اسلامی
در معماری سنتی، منقسم شدن فضای خانهها به اندرونی و بیرونی حکایت از توجه ویژه مردم آن زمان بر رعایت عرفیات و شرعیات داشت، به گونهای که ایجاد دو حریم عمومی و خصوصی مستقل در بنای سازهها، نمایانگر اهتمام مردم آن زمان به تفکیک میان مردان و زنان، مطابق با باورهای عرفی و شرعی بود.
آنچه که میتوان به عنوان شاهد مثال در بیان مطابقت و هماهنگی میان عرف و دین در معماری اسلامی نام برد، نصب پردههایی پشت درب خانهها برای محفوظ و در امان ماندن حریم اهل خانواده بود، صاحبان منازل در جهت محفوظ ماندن اهل و عیال خود پردههایی را نصب میکردند که از نگریستن افراد در آن سوی درب جلوگیری کند، وجود چنین موانعی اهل خانواده را از گزند و آسیب افراد غریبه حفظ میکرد.


تعبیه سکوها به جهت استراحتگاه رهگذران
تعبیه سکوها در دو سوی درب ورودی منازل به سبب استراحتگاه رهگذران صورت میگرفت، سکوها، پاخوره نیز نام داشتند که ابداع و ایجاد چنین مکانی در سازه و بناهای قدیمی نشاندهنده روابط مستحکم، میان افراد آن دوره است؛ از این رو مردمان گذشته صرفاً به انحصار سازه و بنا در جهت رفاهمندی خود نمیاندیشیند، بلکه با فراهم کردن امکانات رفاهی در جهت آسودگی و فراغت خاطر هر چه بیشتر رهگذران و همسایگان در تلاش بودند.
این سکو همچنین محلی برای تجمع همسایگان برای گفتوگو بوده است که این امر حکایت از همدلی و قرابت میان اهالی یک محله داشت، همانگونه که در فرهنگ اسلامی نیز توصیه و تأکید بر خدمترسانی و احسان به همسایگان و رهگذران شده است.
امروزه وجود چنین سکوهایی بر دو سوی درب ورودی منازل بهندرت دیده میشود و سبک معماری مدرن که بر فردگرایی و خودمحوری استوار است جایگزین معماری سنتی و اسلامی و روح معنویت حاکم بر آن شده است.


کلونها شناساننده جنسیت مهمان
در معماری سنتی با ایجاد دو کلون مجزا بر سر دربها منازل، موجب شناسایی فرد میشدند تا اگر مهمان زن بود، خانم خانهدار در را به روی مهمان بگشاید و اگر مهمان یک مرد بود صابخانه برای گشودن درب خانه اقدام کند.
صدای بم و سنگین یک از کلونها برای مردان در نظر گرفته میشد و کلون دیگر دارای حلقه نازکی بود که صدای ریز و ملایمتری داشت که نشاندهنده حضور یک زن در پشت درب خانه بود؛ چنین تدبیر و عملکردی، ریشه در اعتقادات و باورهای مذهبی آن دوره داشت.
مطبخخانههای قدیمی نیز به جهت حفظ آرامش زنان و رعایت حریمها، در مکانهایی به دور از دید سایر افراد ساخته میشد، در جامعه کنونی این مطبخخانه یا آشپزخانهها بیآنکه دیوار یا حایلی مانع شود در روبهروی دید مهمان قرار میگیرد که این امر نشانه کمرنگ شدن ارزشهای دینی و اعتقادی در جامعه کنونی و الگوبرداری از سبک معماری غربی است.
در طراحی سازهها در زمان گذشته، ضخامت دیوارهای حایل که نقش عایق صوتی و حرارتی را ایفا میکرد بار دیگر بر ضرورت رعایت حدود میان افراد تأکید داشت.


طراحی گرمابه ها متأثر از مبانی فقهی و اسلامی
تأکیدی که دین مبین اسلام بر ضرورت طهارت و پاکی دارد؛ منجر به شکل گیری گرمابهها در ساختار شهرهای اسلامی شد، هر چند که روند رو به رو رشد سبک زندگی بشر او را به سمت ایجاد چنین بنایی ترغیب میکرد اما اهمیت ویژه نظافت و طهارت در اسلام به این روند سرعت بیشتری بخشید؛ بهگونهای که با اندک زمانی گرمابهها تحت تأثیر مبانی فقهی و اسلامی با معماری و سبک خاصی پدید آمد، در گرمابه های قدیمی در جهت جدایی جایگاه نجاست و رعایت طهارت، ترفندها و تمهیداتی در این راستا اندیشیده شد و اختلاف سطح در این گرمابهها مبنای کار معماران آن دوره قرار گرفت.
در روزگار قدیم نه تنها گرمابهها جایگاه و محلی برای طهارت و پاکی افراد تلقی میشد بلکه گردهمایی و گفتوگو از دغدغه زندگی روزمره، درد و دل های افراد، مناظره و کسب اخبار در سردخانه و بینه گرمابهها صورت میگرفت که این امر موجب میشد که افراد زمان بیشتر و مدت طولانیتری را در این گرمابهها به سر برند.
تزئینات و دیوار نوشتها نیز در گرمابهها محدود به نقوش و متون خاصی میشد، بر سر درب این مکان گاهی آیهای از قرآن نقش میبست که نشان دهنده ماهیت دینی معماری آن زمانه بود که از مبانی فقهی و دینی الهام گرفته شده بود؛ زیرا لزوم سفارشات ائمه به پیروانشان مبنی بر به کارگیری و آراستن پیشانی سازههای مسلمین با آیات قرآنی آنان را ترغیب به ایجاد چنین سبکی از معماری میکرد.

آبی لاجوردی و فیروزهای، نمودی از روح معنویت و ایمان
آبی لاجوردی و فیروزهای رنگی است که در معماری و هنر اسلامی نمود و جلوه خاصی دارد، در قدیم کاشیهای منقش به آیات یا اسماء متبرکه، در پسْزمینه آبی لاجوردی یا فیروزهای قرار میگرفت.
این رنگ، روح معنویت، پاکی، ایمان و آرامش را به بیننده القاء میکند و بیکرانگی دریا و آسمان، حکایت از ماهیت چنین رنگی دارد، آبی لاجوردی تمثیل کننده مراقبه و مشاهده است و بازتابی از سفری درونی، بیالتهاب و سراسر آرامش و آسودگی است، هنر معماری اسلامی، فضای روح افزای تقدس و پاکی و ترغیبِ همگان به برخورداری به چنین خصایصی را تداعی میکند.
در گذشته عرفان و تصوف در تاروپود معماری اسلامی رسوخ کرده و به کالبد بیجان آن روح و طراوت بخشیده بود، امروزه دیگر سازهها و بناهایی که مطابق با سبک معماری مدرن یا پسامدرن طراحی میشود نشانی از هویت عرفانی و اسلامی ندارد و کالبد بیجانشان فاقد اصالت و قداست کافی است، گویا تمایل سیریناپذیر بشر به سمت آسودگی و پرهیز از تکلفهای پیشین، او را به سمت قربانی کردن بسیاری از ارزشها و باورها سوق داده است.


القای سبک زندگی از طریق شیوه ساخت و سازها
زیبایی به معنای تناسب داشتن و هماهنگ بودن میان اجزای یک سازه است نه صرفاً تصویر مطلوبی که ارائه شود، از اینرو اگر در سازهها، عایقی برای محفوظ ماندن برودت یا اصوات بهکار گرفته شود و یا اینکه برای محفوظ ماندن برخی از حریمها تدابیری اندیشیده و طراحی متناسب با آن ارائه شود به معنای هماهنگی و تناسب میان اجزاء سازه چه در بُعد ظاهر و چه در بُعد معنا است.
در معماری مدرن آنچه که از اهمیت بیشتری برخوردار است ایجاد آسودگی بیشتر ساکنان این بناها و زیبایی نمای این سازهها است که گاهی به جهت زیباسازی بنا، برخی از عرفیات و شرعیات نادیده گرفته میشود، حتی در آیهنوشتهها بر سر در منازل، گاهی معنا و مفهوم، فدای زیبایی بنا میشود.
پرسش اصلی این است که آیا می توان با در نظر گرفتن دو مؤلفه زیبایی و آسانی نحوه زندگی، که هدف اساسی جامعه مدرن در ساخت بناها است، سازههایی را طراحی کرد که در کنار برخورداری از چنین ویژگیهایی، همانند گذشته به رعایت شرعیات توجه نشان دهد؟
نوع و طریقه ساختوسازها، سبک یک زندگی را معین میکند، اگر در طراحی بناها و نمای ساختمانها، سبک غربی پیاده شود به طور قطع جامعه به سمت مبانی فکری چنین فرهنگی گرایش پیدا میکند، اما اگر نمای شهرها با اصول معماری اسلامی پیش رود سبک زندگی افراد نیز به تبع آن اسلامی خواهد شد؛ زیرا فضای حاکم بر معماری اسلامی، نه تنها زیبایی ظاهر را مقصود و مراد طراحیهای خود قرار میدهد بلکه از روح و هویت معنوی آن غفلت نمیورزد و به بناها ماهیت دینی و اسلامی میبخشد.


معنویت گمشده انسان معاصر است، همان طور که جامعه کنونی ما میتواند بر مبنای معماری مدرن، بر آسودگی هر چه بیشتر ساکنان منازل و زیبایی نماها الگوبرداری کند، همچین با تلفیق معماری مدرن با معماری سنتی که مهمترین هدف آن تزریق سبک دینی در جامعه دیندار است؛ به سبک جدید و نویی از طراحی سازهها دست یابد که بتواند در راستای آن، روح معنویت را به جامعه القاء کند.
دمیدن روحی که با نوشتههایی از آیات قرآنی بر سر درب منازل آغاز میشود و با نحوه ساخت و سازهایی که در کنار زیبایی ظاهری سازه، بحث حریم و رعایت آن را مد نظر خود قرار میدهد و در انتها با پایه ریزی و ایجاد سبک صحیح زندگی دینی، جامعه را به سمت معنویت سوق میدهد.
سمیه عسکری