کد خبر: 3384885
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۱

حادثه منا؛ یادآور کربلا

گروه اجتماعی: این‌جا صحرای کربلاست چراکه هم گرمای سوزان بود، هم تشنگی زیاد و جنازه‌هایی که زیر پوتین شرطه‌های از خدا بی‌خبر در کربلایی دیگر لگدکوب و قربانی شدند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، حضرت صادق(ع) فرمود: «کسی‌که در راه زیارت خانه خدا درمکه، درحال رفتن یا برگشتن ازدنیا برود، از ناله بزرگ روز قیامت در امان خواهد بود، و اگر درحال احرام از دنیا رفته باشد، لبیک‌گویان در روز قیامت محشور می‌گردد».
خبر آمد، خبری در راه است، خبری غم‌بار و اندوهناک، خبری ویران‌گر و هولناک، خبری که دل و دیده ر نشانه رفته است، خبری سخت و تکان‌دهنده، منا به صدر اخبار جهان می‌آید و وقوع حادثه‌ای در منا جهان اسلام را داغ‌دار می‌کند، خبری که ابعادش وسیع به نظر می‌رسد و هرلحظه و هر روز بر آمار تلفاتش افزوده می‌شود.
حادثه‌ای شوم که عید قربان را به عزای قربان تبدیل می‌کند، آری واپسین ساعات دوم مهر؛ مصادف با روز عید قربان بود که اعلام ناگهانی یک خبر ایران را لرزاند: کشته شدن ۱۳۳ ایرانی در رمی جمرات به‌دنبال ازدحام جمعیت آن هم به‌علت حضور کاروان جانشین ولیعهد سعودی در سرزمین منا که سبب تغییر حرکت حجاج و در نتیجه تلنبار شدن آنان و له شدن زیر دست و پا و نهایتاً مرگ آنان شد.
عقربه‌های ساعت که جلوتر رفت آمار کشته‌ها و مجروحان و مفقودان ایرانی هم بیشتر و بیشتر شد تا تلخ‌ترین حج تاریخ ایران با صدها نفر کشته و مجروح و۶۷ مفقود رقم زده شود.
آری عده‌ای از مسلمانان سراسر جهان و ایران برای اعمال حج این فریضه بزرگ الهی عازم سفر شدند تا در لحظه‌های عرفانی دعا و نیایش و در زمزمه‌های «یا رب» یا ربشان عرفه و قربان را گرامی بدارند و عید بزرگ عبادت و بندگی را جشن بگیرند و برای ما و آن‌ها قرار بود قربان جشن شادی و سرور باشد، که با بی‌کفایتی و بی‌تدبیری و با نادانی و ناتوانی آل‌سعود این جشن بزرگ و این عید روحانی وعرفانی به عزا تبدیل شد وحج آنان که شهید شدند ناتمام ماند و آن‌ها که ماندند خاطره‌ای تلخ و فراموش نشدنی برایشان به جا ماند.
اوج فاجعه وقتی است که تعدادی حاجی زنده در بین جمعیت بودند که کمک می‌طلبیدند، دست بلند می‌کردند، آب می‌خواستند؛ اما دریغ از دستی برای دستگیری و دریغ ازجرعه آبی برای رفع تشنگی و دریغ ازهمتی برای نجات حاجیان بی‌رمق و ناتوان و تشنه‌لب، این‌جا صحرای کربلاست چراکه هم گرمای سوزان بود، هم تشنگی زیاد و جنازه‌هایی که زیر پوتین شرطه‌های از خدا بی‌خبر در کربلایی دیگر لگدکوب و قربانی شدند.
حال مردمی مانده‌اند بی‌قرار و منتظر، دل آشوب و نگران و بنرهای استقبال سبز و سفید و سرخی که پایین می‌آیند و چراغانی کوچه‌ها و سردر خانه‌ها خاموش می‌شود و نوشته‌های تسلیت و همدردی است که نصب می‌شود.
این‌جا دیگر نه خبری ازگل و شیرینی است نه تبریک به حاج‌آقا و حاجیه خانم، هرکسی گوشه‌ای نشسته است با زانوی غم و زیر لب روضه می‌خواند و های‌های گریه می‌کند.هواپیماهای حجاج یکی پس از دیگری زمین می‌نشینند، اما خبری از حلقه‌های گل و بوی اسپند نیست؛ این‌جا استقبال با اشک و آه همراه است و مسافران بی‌همسفر، یا پدری نیست یا برادری یا همسری و تابوت‌هایی که به‌جای عزیزان راهی شده تحویل گرفته شدند.
این‌جا به جای گل‌واژه تبریک، غم مباد و تسلیت است و چمدان‌ها و ساک‌هایی بی‌صاحب و سوغاتی‌هایی برزمین مانده .... .
ما هم همدل و هم‌صدا با رهبر و دولت و ملت دل‌هایمان را همراه و شریک غم خانواده‌های داغدار می‌کنیم و به روح ملکوتی این مهمانان خدا سلام و صلوات می‌فرستیم و از خداوند می‌خواهیم که روح این شهیدان را در جوار رحمتش قرار داده و تحمل این فاجعه را برای بازماندگان آسان ساخته و این اندوه بزرگ را برای مردم ما به بهترین شکل به سامان برساند.
نویسنده: کریم دوستی

captcha