کد خبر: 3446594
تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۲
گفتگو با همسر یک جانباز؛

حرف‌هایی از جنس زندگی

گروه اجتماعی: در نگاهش صبر و استقامت موج می‌زد، صبری که زندگی در کنار یک مرد بهشتی روحش را تسخیر کرده بود، مسیر زندگی شهید زنده را همراهی می‌کرد، یاران جانبازی که تمام وجودشان را در راه حفظ این ارزش‌ها همچون فرشته‌ای یار و یاور همیشگی است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از کردستان، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی سپاه بیت‌المقدس، در دشت سفید کاغذ قلم را بر می‌دارم تا با دستان خرد و ضعیفم از رشادت‌ها و صبوری انسان‌هایی بنویسم که با فداکاری و از خود گذشتگی شان زندگی را به ما هدیه دادند.
زنان در لحظه‌های تاریخ اسلام افتخار آفرین و با دامان پاک و شهید پرور خود غرق گل‌های سرخ باغ شهادت هستند، زنان و دختران عصر پر افتخار امام که به خوبی درس شجاعت و حضور در صحنه، پایبندی به عفاف و رعایت حجاب برتر را آموختند.
صحبت از زن است، شادی‌بخش‌ترین عضو وجود، عضوی که مهربانی می‌کند، می‌پروراند، رنج می‌کشد، عشق می‌ورزد و معراج انسان از دامن او آغاز می‌شود، یک گوهر ارجمند الهی که بی‌جلوه‌ی او انگشتر هستی هیچ جملی ندارد، حال زنانی بودند که همواره بانی حرکت رزمندگان در جبهه و ثمره‌ی تربیت فرزندانی ایثارگر بودند.
بدون شک در دوران دفاع مقدس، کُردستان بیشتر از سایر نقاط دیگر شاهد حماسه‌ها و رشادت‌ها و از جان گذشتگی‌های جوانان بی‌ادعا اما سرشار از عشق به وطن بود، چهره‌هایی که در بازی عشق و جنون چون نگین درخشیدند و مرگ را به بازی گرفتند و کُردستان را سرزمین مجاهدت‌های خاموش نامیدند تا ایران اسلامی بر قله‌های عزت و پایداری بدرخشد.
سخن از همسران جانبازی است که هر آنچه از آنان گفته شود کم و قلم‌ها در وصفش ناتوان است، این بار به سراغ زنی رفتیم که همچون دیگر زنان ایران اسلامی الگوی خود را بانوی دو عالم می‌داند، زنی که در اوج نشاط و جوانی و تنها 6 ماه پس از ازدواجش شوهرش به درجه‌ی جانبازی نائل آمد اما کمترین حس رهایی در وجودش نبود و همواره پا به پای او با صبر و استقامت قدم در زندگی اسماعیل‌پور جبرئیل گذاشت.
معصومه دوستی که هم اکنون همسر یک جانباز 30 درصد و دارای دو فرزند است، در باره نحوه آشنایی خود با همسرش گفت: ایشان در سال 66 به خواستگاری آمدند و در همان سال هم زندگی مشترک خود را شروع کردیم.
وی افزود: تنها شش ماه پس از ازدواجمان زمانی که تنها 23 سال داشت در پنجوین عراق بر اثر گلوله‌ای که به صورتش اصابت کرد کاملا از ناحیه فک و صورت آسیب دید.
دوستی بیان کرد: همسرم در ابتدا در ارتش مشغول به فعالیت بود و من با تمام شرایط با او ازدواج کردم ، روزهای سختی بود چون قبول شرایط سختی که یک فرد نوعروس از همان ابتدای زندگیش همسرش را عصبی و با صورتی آسیب دیده ببیند بسیار سخت بود اما ما با توکل بر خدا امروز زندگی راحتی داریم و تا زنده هستم او را همراهی می‌کنم.
کمی مکث کرد، در نگاهش صبر و استقامت موج می‌زد، صبری که زندگی در کنار یک مرد بهشتی روحش را تسخیر کرده بود به طوری که وقتی از او پرسیدم تا حالا شده از خدا گله کنید با لبخندی پر از مهر پاسخ داد: نه همیشه خدا را شکر کردم، هر چند سخت بود اما عنایت خدا همیشه شامل حال ما بوده است.
همسران جانباز سختی‌های بسیار زیادی را تحمل می‌کنند اما هیچگاه لب به شکوه باز نمی‌کنند و در سکوت تحمل کرده زیرا آن‌ها فرشته‌اند لذا باید خودشان را باور کنند که توانایی انجام خیلی از کارها را البته با توکل بر خداوند دارند.
وی یادآور شد: وقتی میدیدیم رزمندگان با چه مظلومیتی سلامتشان را از دست می‌دهند تا شهروندان در امنیت و آرامش زندگی ‌کنند من هم خودم را قدردان زحمات کوچکی از آنها می‌دانم و باید سهم کوچکی از انقلاب را داشته باشم بنابراین دوست داشتم تا وقتی در این کره‌ی خاکی هستم همیشه همسرم را یاری کنم و در مسیر زندگی همراهش باشم.

captcha