
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، کتاب خاطرات قرآنی آزادگان لرستانی تألیف پرویژ پرنیان با شمارگان هزار نسخه پائیز امسال در انتشارات عصر رهایی منتشر شد.
کتاب مذکور شامل سه بخش از جمله خاطرات آزادگان، خاطرات متفرقه و دانشیان قرآن است که با عناوینی از جمله از عهده شکرش که برآید؟، چه خوب، راحت شدیم، خواب بودیم یا بیدار؟، قوم کافر، سپاهیان محمد(ص)، باور نکردنی، چرا به این زودی؟، غنیمت شمار این گرامی نفس، اوج عزت در اسارت، تو قدر آب چه دانی؟، دیدهبان قرآنی، فرمانده فداکار، مالاندوزی و شمارش پول، قرآن چهل جزئی، غواصان شهادتطلب و انس با سوره واقعه، در خدمت قرآن، نسخهای از قرآن به من بدهید، نور مبین، آهنگ آیات نامگذاری شده است.
همچنین، دفع مردم با مردم، دیدم قرآن برایم آشناست، پناهندگی گربهای به قرآن، راز ناگفته، مکتب تلاش، این آیه را هرگز فراموش نکن، آموزش قرآن در کلاس انگلیسی، دیده را فایده ان است که دلبر بیند، مصطفی غلوش فرزند مصطفی اسماعیل، اثر نخستین برخورد با قران و یک دفعه به ذهنم آمد از دیگر عناوین این کتاب است.
بخش سوم کتاب مذکور نیز شامل عناوینی از جمله فرصتهای غنیمتی، علامه امینی و تلاوت قرآن، استقبال پادشاه مغول از قران، قرآنهای اهدایی پادشاه عربستان، من هم به قدر تو با قرآن آشنایم، در پناه مصحف و در دین احمد، خیال دختر، درس جنبی، قرآن و بیطهارتی، احترام امام خمینی(ره) به قرآن و خاطرهای که باعث چاپ این کتاب شد، میباشد.
نویسنده این کتاب در قسمت پایینی در رابطه با خاطرهای که باعث چاپ کتاب مذکور شده است، نوشته است: در یک مسافرت به شهرستان دزفول همراه چند نفر به نزدیک تالار خلیجفارس رسیدیم که راننده جهت سوخت باید از یک دوربرگردان وارد جایگاه سوخت میشد به همین منظور بنده تقاضا کردم پیاده بشوم تا بعد از سوختگیری برگردند.
یکی از همراهان با من پیاده شد در این هنگام یک موتور توسن سه چرخ روبهرویمان در حال حرکت بود که بیش از پنجاه جلد کتاب در آن بود و من از ایشان سؤال کردم که ایا این کتابها را برای فروش همه جا میبری؟ احسنت، کار خوبی انجام میدهی.
فرمودند: خیر، بعضی از خانوادهها این کتابها را بیرون میگذارند من هم میآورم کارتن فروش میکنم با یک نگاه نگران کننده دیدم که کتابها همه مذهبی هستند از جمله کتاب شهید آیتالله دستغیب و یک جلد کتاب هزار و یک حکایت قرآنی، گفتم چهقدر؟ گفت: پنج تومان، پول کتابها را دادم و آنها را داخل یک چفیه و پلاستیک گذاشتم و آوردم که داخل ماشین همسفرهایم بگذارم یک سکه دویست تومانی در دستم بود که زیر چرخ ماشین افتاد، گفتم بعد از حرکت برمیدارم ولی فراموش کردم بردارم در این هنگام یکی از همسفران یک جلد کتاب را نگاه کرد یک اسکناس دو هزار تومانی در بین ورقهای یک کتاب پیدا نمود بعد از برگشت به منزل در شهرستان دورود همسرم در حال ورق زدن کتابها بود که مبلغ سه هزار و دویست تومان در یک جلد کتاب دیگر مشاهده نمود یعنی 5000 تومانی که بابت کتابها هزینه نموده بودم و 200 تومانی که زیر چرخ ماشین افتاده بود داخل کتابها بود که آنرا یک کرامت الهی دانستم و امر عادی تلقی ننمودم و اقدام به گزیدهای از کتاب هزار و یک حکایت قرآنی با نام خاطرات قرآنی آزادگان نمودم.