کد خبر: 4359269
تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۳
یادداشت

جون بن حوی در کربلا «آزادگی» را معنا کرد

داستان جون بن حوی، برای تمام نسل‌ها، یادآور این حقیقت ماندگار است که در منطق عاشورا، ملاک سنجش انسان‌ها، نه رنگ پوست، نه تبار و نه موقعیت اجتماعی، بلکه «خلوص نیت»، «عمق عشق» و «وفاداری بی‌چون و چرا» به آرمان حق است.

حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الدین دریکوند، رئیس شورای هیئت‌های مذهبی لرستانماه محرم، ماهی است که زمین و آسمان برای مظلومیت امام حسین(ع) سیاهپوش می‌شوند. اما در میان انبوه روایت‌ها و داستان‌های حماسی عاشورا، گاهی شخصیت‌هایی هستند که با وجود رشادت‌های بی‌نظیرشان، کمتر به چشم آمده‌اند. قهرمانانی که شاید نامشان را نشنیده‌ایم، اما درس‌های بزرگ آزادگی، وفاداری، شجاعت و عشق را به ما آموخته‌اند.

امسال، در این ایام سوگواری، می‌خواهیم سفری داشته باشیم به قلب تاریخ؛ برای شناخت قهرمانان کمتر دیده شده‌ کربلا، که در این راستا حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الدین دریکوند، رئیس شورای هیئت‌های مذهبی لرستان، در یادداشت‌هایی که در اختیار خبرنگار ایکنای لرستان قرار داده، هر روز ما را با یکی از این ستارگان درخشان حادثه کربلا آشنا می‌کند. در اولین بخش از این مجموعه با «جُون بن حَوی» و درس‌های آزادگی او آشنا می‌شویم. متن یادداشت را در ادامه می‌خوانیم:

در گذر ایام و در میان هیاهوی لشکرها و شمشیرهای آخته در دشت کربلا، گاه چشم تاریخ به چهره‌هایی نورانی می‌افتد که داستانی فراتر از جنگ و نبرد را روایت می‌کنند. یکی از این ستارگان درخشان، «جُون بن حَوی» است؛ کسی‌که نه تنها در میدان نبرد، بلکه در عمق مفاهیم وفاداری و آزادگی، درسی بزرگ به ما آموخت. جُون، که از تبار مردمان آفریقایی بود و در زمان جاهلیت به‌عنوان برده شناخته می‌شد، در سایه‌ نور هدایت اهل‌بیت(ع)، معنای واقعی «بندگی خالص» را در درگاه الهی یافت.

او را نه به‌خاطر رنگ پوست، نه به‌خاطر جایگاه اجتماعی، بلکه به واسطه‌ «قلب پاک» و «عشق بی‌دریغش» به امام حسین(ع)، در زمره‌ یاران خاص حضرت قرار گرفت. او تجسم عینی این آیه است که «خداوند در دل انسان‌ها به‌دنبال تقوا می‌گردد، نه ظواهر».

جُون، پیش از آنکه به میدان کربلا برسد، با سخنان امام حسین(ع) و اهل‌بیت(ع)، روح خود را از بند تعلقات دنیوی و تبعیض‌های ناروای جامعه‌ آن روز رها ساخته بود.

وقتی در روز عاشورا، امام حسین(ع) به او فرمودند: «جُون! تو در پی ما آمدی و ما را همراهی کردی؛ تو نزد ما آزاد هستی. برو، زیرا دیگر نیازی به جانفشانی تو نیست»، این فرمان امام، نه نشانه‌ بی‌نیازی، بلکه اوج شفقت و مهربانی بود. اما جون، که عشقش به امام، گوهری ناب‌تر از جانش بود، با پاسخی کوبنده و ماندگار، عمق ارادت خود را آشکار ساخت: «ای مولای من آیا در روز خوشی و آسایش از شما بهره‌مند باشم و در روز سختی، شما را رها کنم؟ نه هرگز جانم فدای شما باد» این سخنان، گواهی بود بر اینکه جُون، خود را از قید هرگونه وابستگی مادی و اجتماعی آزاد کرده و تنها بند عشق به امام را بر گردن جانش انداخته بود.

و چه شکوهی بالاتر از اینکه وقتی جون، پس از نبردی دلیرانه، به شهادت رسید و پیکر مطهرش بر زمین کربلا آرام گرفت، خود امام حسین(ع) با آن قامت رعنا، بر بالین او حاضر شدند. در آن لحظات پر از اندوه، امام، صورت خونین جون را در آغوش مهربانی خود گرفتند و برایش دعا کردند: «بارالها! چهره‌اش را نورانی فرما، بوی خوشی به او عطا کن و او را با محمد(ص) و خاندان پاکش محشور فرما» این دعا، نه تنها افتخار بزرگی برای جون بود، بلکه تابلوی تمام‌نمایی از معرفت و انسانیت امام(ع) است که حتی در اوج مصیبت، قدر وفاداران خود را می‌دانند.

داستان جون بن حوی، برای تمام نسل‌ها، یادآور این حقیقت ماندگار است که در منطق عاشورا، ملاک سنجش انسان‌ها، نه رنگ پوست، نه تبار و نه موقعیت اجتماعی، بلکه «خلوص نیت»، «عمق عشق» و «وفاداری بی‌چون و چرا» به آرمان حق است. 

او رفت تا به ما بیاموزد که کربلا، صحنه‌ تجلی بلندترین مرتبه‌ انسانیت است؛ جایی‌که آزادگان حقیقی، جان خود را در طبق اخلاص نهاده و در راه عشق مولایشان، به سعادت ابدی دست می‌یابند.

انتهای پیام
خبرنگار:
مهناز عالی نژادیان
captcha