وی هفت سال است که به شهر قم آمده و هماکنون در حوزه علمیه قم به عنوان طلبه
تحصیل میکند. دارای سه فرزند هست و همسرش مدرک دکتری شیمی دارد، خود نیز در این رشته
تحصیل کرده و زن و شوهر موقعیت شغلی مناسبی درشهر باکو داشتند و خود او مدرس شیمی در
مدارس باکو بوده، اما به دلایلی نتوانستهاند آن محیط را تحمل کرده و به ایران و قم پناه آوردهاند.
پیری آوا در گفتوگو با ایکنا چنین میگوید: من در خانواده کمونیست و ثروتمند در
آذربایجان بزرگ شدم. پدر من پلیس کشیش آذربایجان
بود و بسیار پایبند عقاید کمونیست بود من در بزرگترین دانشگاه آذربایجان در رشته شیمی
درس میخواندم. در آن زمان در کشور ما هیچکس حجاب نداشت، من هم وقتی وارد دانشگاه شدم
نه تنها بیحجاب بودم بلکه لباسهای اروپایی میپوشیدم.
وی ادامه میدهد: در همان زمانها بود که با قرآن آشنا شدم،
قرآن در زندگیام بسیار موثر بود و خدا خواست هدایت شوم که با قرآن مأنوس شده و چراغ نورانی
هدایت الهی بر زندگیم تابید.
این بانوی تازه مسلمان شده درخصوص شرایط زندگیاش میافزاید: در قم در اوایل زندگی
سختی داشتیم به دلیل اینکه هیچ درآمدی غیر از شهریه طلبگی نداشتیم و با خانواده و
اقوام هیچگونه رابطهای نداشتیم تا کمک مالی یا حتی کمک معنویمان کنند. اکنون بعد از
این مدت که به شهرمان برمیگردیم رفتارهای بد اطرافیان را مشاهده میکنم و تحمل میکنم
البته این اواخر احساس میکنم که پدرم منقلب شده و رفتارش کمی بهتر است.
وی میگوید: در ایران علاوه بر اینکه خودم مشغول به تحصیل در حوزه هستم، درکلاس
تجوید و علوم قرآن به صورت مجازی به کل آذریها تدریس کرده و فراگیرانی را از
سرتاسر دنیا در این کلاس موردآموزش قرار دادهام که این امر را لطفی از طرف خداوند برای
خود میدانم.
پیری آوا با بیان اینکه من با لطف خدا منقلب شدم و همیشه گذشته خودم را به ذهنم
میآورم و از این نعمتی که نصیب حالم شده نهایت شکرگزاری را دارم، خاطرنشان میکند:
به یقیین میتوانم بگویم تبلیغ من تاثیرگذارتر است چون قبلا محجبه نبودم و درک میکنم
که آنها چه حسی نسبت به حجاب دارند اینکه آنها هیچ غرضی ندارند فقط آگاهی کافی نسبت
به این موضوع ندارند و اول باید مشکل افراد را بدانیم و آنها رادرک کنیم و نسبت با
آن رفتار کنیم باید با نرمی و ملایمت حرف زد نباید با تندی با آنها صحبت کرد و باید
قدر و فلسفه حجاب را بدانند و نسبت به آن آگاه باشند من خودم در دوران جاهلیتم در مراسمات
رقص شرکت میکردم ولی بعد از برگشتن احساس خیلی بدی داشتم و به دنبال همین احساس
روحم بیدار شد.
وی تأکید دارد: زندگی من بعد از محجبه شدن تغییر بسیاری کرده است که ارتباطم با
همه قطع شده و همه دوستانم را از دست دادهام ولی همیشه خدا را پشت و پناه خود میدانم
و هرچه بیتوجهی اطرافیان نسبت به من بیشتر میشود
من بیشتر خدا را احساس میکنم و به درستی راهم مطمئنتر میشوم.
وی با بیان اینکه ده سال پیش در شب عروسی خود به یاری خداوند باحجاب شدم، میگوید: به خاطر خانمهایی که در آذربایجان مشتاق آموختن علوم دینی هستند تمام سختیها
را تحمل میکنم و به عشق آنان یک ماه را به کشور خودم برمیگردم و از فواید حجاب
برای زنان و دختران کشورم سخنرانی میکنم.
این مبلغه مسلمان اضافه کرد: اکثر اعضای خانواده من از سیاستمداران آذربایجان هستند
و همیشه مرا از این که مسلمان شدم سرزنش میکنند. به خاطر موقعیتهایی که از دست دادیم
از لحاظ عاطفی شاید کمبودهای زیادی حس میکنم ولی همیشه این حرف مرا در راهم ثابت قدم
نگه میدارد که اگر در راه حق یک نفر هم باشید باید در آن راه استوار بمانید مانند
امام حسین(ع) که تمام دارایی و حتی جان
خود و عزیزانش را در راه حق فدا کرد.
پیری آوا در مورد ولایت فقیه نیز چنین نظری دارد: باید بگویم که فقط یک ولی داریم
و ایشان نیز آیتالله خامنهای هستند، کشور ایران الگویی برای همه دنیاست و وجود
روحیه جهادی در ایرانیان نکته قوت این مردم است؛ من هم از این که در ایران زندگی
میکنم بسیار خوشحال هستم. جوانان این مرز و بوم نیز باید قدر کشورشان را بدانند. قدر
این عزاداریها، ازخودگذشتگیها، خیرخواهیها و... و عشق به ائمه که
در مردم کشور ایران وجود دارد بسیار ارزشمند است.
وی درباره نامه رهبری به جوانان اروپا نیز معتقد است: هر چند دشمنان اسلام نهایت
تلاش خود را نسبت به راهاندازی اسلام هراسی و دور کردن جوانان از اسلام انجام میدهند
ولی این تلاشها با عنایت خداوند و آگاهسازی جوانان از سوی علما و عظمای دین
اسلام درنطفه خفه شده و خواهد شد. معظمله با نوشتن این نامه قلب توطئه اسلامهراسی را نشانه رفتهاند و نهتنها جوانان مسلمان، بلکه جوانان دیگر ادیان یا بیدینان را نیز با دعوت به
اسلام و شناخت ابعاد این دین نجاتبخش، موج نیکی و عطوفت و مهربانی را در دنیا برانگیختهاند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از آذربایجان شرقی، رخشنده پیری آوا،
بانوی طلبه و مبلّغه تازه مسلمان شدهای است که در کشور
آذربایجان و شهر باکو به دنیا آمده و در فضایی رشد یافته که رعایت حجاب توأم با
سرزنش و توبیخ و نکوهش است، اما این بانوی مسلمان به ندای درونی خویش که وی را به
سوی حقانیت و اسلام دعوت میکرد، لبیک گفته و با
بریدن از آنچه که روح او را درقید و بند دنیای فانی به زندان میکشید، صراط مستقیم
را یافته و میکوشد تا تجربیات روحانی خود را با دیگران نیز شریک شود.