کد خبر: 3461692
تاریخ انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۹
عضو گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی همدان:

ضرورت گفتمانی برای ابهام‌زدائی از مفهوم وحدت حوزه و دانشگاه/ اسلامی کردن دانشگاه پروسه است نه پروژه!

گروه اندیشه: در مورد ارائه مفهوم و اجرایی کردن وحدت حوزه و دانشگاه هنوز ابهام وجود دارد و باید گفتمانی به لحاظ تئوری در این زمینه وجود داشته باشد که این موضوع را به طور شفاف ارائه دهد.

سید محمد معصومی، عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی همدان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از همدان، اظهار کرد: برای پیشرفت کشور و جامعه در حوزه فرهنگ راهکارهای متفاوتی وجود دارد که در دنیا به خصوص جوامع غربی برای مرتفع کردن تعارض علم و دین، دین به نفع علم و مدرن شدن حرکت می‌کند، ورود این گفتمان در ایران و ایجاد جریان روشنفکری که تأکید بسیاری بر این تفکر دارد، باعث شده که جامعه ما آهسته آهسته شاهد مفهومی دیگری از حوزه و دانشگاه باشد.

وی افزود: باید توجه کرد که دانشگاه در ایران یک نهاد علمی تازه تأسیس و حدود 70 سال است که راه‌اندازی شده به همین جهت عده‌ای دانشگاه را نماد علم مدرن و علم کمونیستی می‌دانستند و حوزه‌های علمیه که هزاران سال سابقه دارد را نماد علم الهی معرفی کردند، زمانی این موضوع مطرح شد که این دو علم و این دو گرایش معرفت شناختی با هم در تعارض بودند و از سوی دیگر نیز نهادهایی که این دو علم را تبلیغ و ترویج  می‌کردند هم با یکدیگر در تعارض قرار داشتند.

غلبه گفتمان روشنفکری در زمان پهلوی در دانشگاه‌های کشور


معصومی بیان کرد: لذا بحثی در جامعه به وجود آمد که حوزوی و دانشگاهی دو تفکر جداگانه است و مبانی معرفتی و هستی‌شناسی با یکدیگر متفاوت هستند، از آنجا که پذیرش هرکدام از گزاره‌ها، نفی گذاره‌های دیگری در مکان و محیط دیگر است و در دوران پهلوی هم گفتمانی تحت عنوان روشنفکری در دانشگاه‌های ما غلبه پیداکرده بود، به همین دلیل این تفکر ایجاد شد که علم و دین و به تبع آن نهادهای مرتبط با آن را نمی‌توان باهم جمع کرد؛ در این درگیری‌ها عده‌ای با تعصبات خاص خود حضور پیدا کردند و به دفاع از دانشگاه برخاستند و از سوی دیگر عده‌ای دیگری هم به طرفداری محض از حوزه برخاستند.

عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی همدان ادامه داد: این تفکر در اذهان جامعه به شدت رسوخ پیدا کرد که در چنین شرایطی امام خمینی‌(ره‌) و به دنبال آن شهید مطهری، شهید مفتح، شهید بهشتی اندیشه‌ای نو را به جامعه اسلامی ارائه دادند، این تفکر مبنی بر مخالفت تعارض بین حوزه و دانشگاه بود و اینگونه مطرح شد که نباید بین حوزه و دانشگاه منازعه باشد و ما قصد داریم به دنیا الگوی جدیدی در این خصوص ارائه دهیم و این الگویی است که در حوزه علوم تجربی با غرب تعامل می‌کند  ودر حوزه علوم انسانی غرب را نقد می کند.

وی خاطرنشان کرد: در اینجاست که امام خمینی‌(ره) الگویی را تعریف می‌کند که ضمن برخورداری از پیشرفت‌های فنی و دانشگاهی، ساحت دانشگاه باید روح دینی هم داشته باشد و علم ما نباید علم کمونیستی باشد؛ اخلاق ما در حوزه علوم انسانی نباید منهای خدا باشد که این جریان از طرف حوزویان آغاز شد‌.

وی با بیان اینکه افرادی چون شهید مفتح، شهید بهشتی و شهید مطهری پس از اینکه علوم دینی را در حوزه علمیه فرا گرفتند به دانشگاه ورود پیدا کردند، افزود: مشاهده می‌کنیم که آنها در غالب اساتید، منتقدین به این جریان، منتقدین علوم انسانی به معنای مدرن که متعارض با ارزش‌های الهی است، موفق شدند وحدت حوزه و دانشگاه را به منصه ظهور برسانند.

جریان وحدت حوزه و دانشگاه برای شکل‌گیری تمدن اسلامی است

معصومی بیان کرد: جریان وحدت حوزه و دانشگاه برای شکل‌گیری تمدن اسلامی است و از پیش‌فرض‌های لازم برای ظهور انقلاب اسلامی ایران است، که بی‌شک، همین جریان وحدت حوزه و دانشگاه است، چراکه اگر این جریان شکل نمی‌گرفت، جمعیت دانشگاهیان در نهضت انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) را که برخاسته از حوزه بود، همراهی نمی‌کردند و این امر باعث شد دانشگاهیان احساس نزدیکی به حوزه داشته و در جریان انقلاب اسلامی شاهد هستیم که هم حوزه و هم دانشگاه محل ظهور انقلاب اسلامی است.‌

وی ابراز کرد: نگاه دکتر مفتح به دانشگاه مثبت بود و آن را به عنوان سرمایه اجتماعی باور کرده بود؛ ویژگی اصلی دکتر مفتح این است که از ابتدا دغدغه وحدت حوزه و دانشگاه را داشت و برخلاف  جریانی که دانشگاهیان را افراد بی‌دین می‌دانستند، وی معتقد بود که چشمه‌های معنویت و نور در دانشگاه جاری است؛ وی معتقد بود که دانشگاه می‌‌تواند در تحول اجتماعی مبدأ بسیاری ازاصلاحات باشد و به همین دلیل بود که امام خمینی‌(ره) شهید مفتح را قبول داشت چرا که مفتح در جهت اندیشه امام‌خمینی حرکت می‌کرد.

وی اذعان کرد: با تأملی بر این سخن که مبدأ همه تحولات در ایران دانشگاه است، خواهیم دریافت که سخنی بالاتر از این وجود ندارد که یک رهبر دینی که خود حوزوی است، ارادت بالایی به دانشگاه دارد؛ در صورتی که بسیاری از اشخاص می‌گفتند دانشگاه کفر است و برخلاف حوزه‌های علمیه حرکت می‌کند، باید توجه کرد که اینگونه اشخاص قصد داشتند که تیشه به ریشه انقلاب اسلامی بزنند، چراکه سطح فکری شهید مفتح و درک وی از فضای دانشگاه بسیار بالا بود و نمی‌خواستند این موضوع را به خوبی درک کنند.

عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی همدان اضافه کرد: اندیشه شهید مفتح و رفتار وی بود که باعث شد تا امام خمینی(ره) روز شهادت او را روز وحدت حوزه و دانشگاه نام‌گذاری کند، زیرا امام خمینی(ره) اندیشه وی را باور داشت و دکتر مفتح به عنوان فرد روحانی با ارتباط مؤثر خود با دانشگاه مؤفق شد در عمل وحدت حوزه و دانشگاه را به جهانیان نشان دهد.

تأسیس دانشگاه امام صادق(ع) از فعالیت‌های خوب دانشگاهی است

این استاددانشگاه ادامه داد: در این مدت گام‌های خوبی در فضاهای دانشگاهی و علمی انجام شده است، که تأسیس دانشگاه امام صادق(ع) و فعالیت‌های آن، ایجاد مدرسه عالی شهید مطهری، دانشگاه جامع رضوی، پژوهشکده امام خمینی‌(ره) و حضور نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها و ایجاد گروه‌های معارف در دانشگاه از جمله اقدامات مؤثر در این زمینه است.

معصومی گفت: با وجود اینکه در طول 36 سال انقلاب اسلامی شخصیت‌های بسیار بزرگ و گرانقدری از حوزه‌ها و دانشگاه‌ها برخاسته‌اند، به دلایل مختلفی وحدت حوزه و دانشگاه به نتایج مطلوبی نرسیده است؛ در شورای انقلاب فرهنگی در حوزه سیاست‌گذاری مسائلی حل شده است، اما دلیل وجود برخی مشکلات در این حوزه حافظه تاریخی کشور است که بر طبل معارضه این  فضا می‌کوبد و باید توجه کرد که هم این حافظه تاریخی از نظر کمیت بزرگتر از انقلاب اسلامی است و هم اینکه بقایای آن اندیشه و تفکر به ویژه در نظام دانشگاهی هنوز به طور کامل برچیده نشده‌است.

منابع سکولار در علوم انسانی هجمه شدیدی بر دین وارد کرده‌


وی افزود: با وجود اینکه انقلاب فرهنگی صورت گرفته است، اما هنوز در حوزه علوم انسانی استادانی وجود دارند که بر طبل جدایی حوزه از دانشگاه می‌کوبند، برخی از رشته‌های علوم انسانی و منابع سکولار در این زمینه هجمه شدیدی بر دین وارد کرده‌اند؛ نکته حائز اهمیت در مورد ایجاد وحدت حوزه و دانشگاه این است که در مورد ارائه مفهوم و اجرایی کردن وحدت حوزه و دانشگاه هنوز ابهام وجود دارد و باید گفتمانی به لحاظ تئوری در این زمینه وجود داشته باشد که این موضوع را به طور شفاف ارائه دهد.


عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی همدان تأکید کرد: در ابتدا باید مفهوم اسلامی‌کردن دانشگاه را به خوبی دریافت چرا که این مفهوم، بزرگتر از مفهوم وحدت حوزه و دانشگاه است، اسلامی کردن دانشگاه به این معنا نیست که دانشگاه‌ها اسلامی نیستند، بلکه به این معنی است که دانشگاه‌ها هنوز به نهایت بلوغ خود یعنی به عنوان یک دانشگاه دینی و مسلمان در حوزه رفتار و در حوزه تولید علم، در تحقیق، پژوهش و آموزش و در حوزه علوم انسانی نرسیده‌ است.

ارائه دروس معارف لایه نخست اسلامی کردن دانشگاه‌ها است

معصومی با اشاره به اینکه نکته حائز اهمیت این است که یکی از اثر‌گذاری‌‌های وحدت حوزه و دانشگاه، اسلامی کردن دانشگاه است، ابراز کرد: در این زمینه به یک سند بالا دستی نیاز است که اسلامی کردن دانشگاه را در ایران اسلامی تعریف و هدفگذاری کند؛ مصادیقی چون حضور روحانیت در دانشگاه و اقداماتی از جمله برگزاری نماز جماعات و ارائه دروس معارف در دانشگاه‌ها لایه نخست اسلامی کردن دانشگاه‌ها است.

وی اظهار کرد: لایه اصلی اسلامی شدن دانشگاه زمانی ایجاد می‌شود که رشته‌های علوم انسانی اندیشه‌هایی یا باورهایی تولید کنند که نخست در کشور پاسخگوی نیازهای ما باشد و در عین حال منابع دین مؤید این موضوع باشند، اسلامی کردن دانشگاه به این معناست که دانشجویان به این سمت بروند که در عین حال که به واجبات شرعی خود عمل می‌کنند، کتاب‌های دینی را مطالعه کنند تا در صورت حضور فرد در دستگاه‌ها شاهد رفتارهای سکولاری از وی نباشیم؛ اسلامی کردن دانشگاه پروسه است نه پروژه و باید دانشگاه در مدار تولید تمدن اسلامی و ایرانی قرار بگیرد.

وی در پایان عنوان کرد: باید سرفصل‌های آموزشی تغییر و استادانی که همسو با ارزش‌های انقلاب اسلامی نیستند، در دانشگاه‌هایی که با هزینه بیت‌المال اداره می‌شوند، حضور جدی نداشته باشند و باید دانشگاه‌ها از حالت آموزشی به سمت پژوهشی حرکت کنند، چرا که جامعه ما به دانشگاه تحقیقاتی و پژوهشی نیاز دارد و دانشگاه‌های ما باید مشکلات جامعه را در هر حوزه‌ای ریشه‌یابی کند و بتواند آن را با ایجاد نظام اسلامی مرتفع کند و نوشتن مقالاتی که مشکلات جامعه نیست و با واقعیت نظام اسلامی در تعارض است سمی مهلک برای کشور است.

گزارش از مریم بیگدلو

captcha