سه سالی میشود که آوای خوش نوای قرآن کریم هر چهارشنبه شب در حرم مطهر امامزاده عبدالله به همّت قاری برجسته همدان استاد «مهدی ساعد» شنیده میشود، صحنه بسیار جذاب و جالبیست هنگامی که میبینیم بسیاری از افرادی که حتی روخوانی قرآن برای آنها سخت و سنگین است و یا با تلاوت قرآن انسی از قبل نداشتهاند؛ آنچنان مجذوب این آیات و نوای خوش قاریان میشوند که ساعتها ساکت و صامت در حرم مینشینند و به آیات قرآن کریم گوش جان میسپارند.
قرآن کریم دارای اعجاز ذاتی در جذب انسانهاستآری این جذبه ذاتی قرآن است که اگر همتی برای طنینانداز کردن آن وجود داشته باشد خود قرآن میداند، که چگونه با دل انسانها ممزوج و آمیخته گردد، قرآن کریم دارای اعجاز ذاتی در جذب انسانهاست، طنین آیات و روح آن، آنچنان مؤثر و نافذ عمل میکند که به راحتی بر قلبهای آماده جلوس میکند و آنها را به خود جذب میکند، این همان آیات است که وقتی بر کفار عرضه میگشت آنها را واله و سرگشته خود میگرداند و آنها که به این خصیصه ذاتی پی برده بودند گوشها را میگرفتند و راه نفوذ را سد میکردند زیرا میدانستند که قرآن، «قرآن» است، یعنی یکپارچه جذبه است، یکپارچه رحمت و ملاطفت است.
حال که قرآن خود این خصیصه را دارد چه زیبا میشود با نوایی خوش و دلانگیز ارائه گردد، آن وقت است که قدرت آن در جذب و نفوذ چندین برابر میشود و آن زمان است که هنرهای مبتذل و گوش فریب را از اعتبار میاندازد و آنچنان خود دلبری میکند که دیگر هیچ جوانی حاضر به آن نیست تا وجود خود را به مفاهیمی بسپارد که از پس هیجان پوچ و تو خالی آن انرژیهای شیطانی را دریافت کند و وجود خویش را پر از استرس و اضطراب گرداند بلکه آیات رحمانی را که سراسر آرامش و متانت است با آن جذبه الهی بر میگزیند.
یاد خدا به یمن قرآن باعث آرامشی بیمثال استآری در حقیقت یاد خدا به یمن قرآن که کلام خداست همیشه باعث آرامشی بی مثال است
«الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ الْقُلُوب؛ آنها كه به خدا ايمان آورده و دلهاشان به ياد خدا آرام مىگيرد، آگاه شويد كه تنها ياد خدا آرامبخش دلهاست» (رعد/ آیه 28) اما چه میشود که از این سرمایه ناب و گنجینهای بیبدیل چشم پوشی میشود و هیچ همتی برای عرضه آن انجام نمیشود؟
حرف از همت شد شاید خالی از لطف نباشد اندکی از همت و پشتکار «مهدی ساعد» این عزیز قرآنی بگوییم، استاد حاج مهدی ساعد که حال او را از نخبگان و قاریان طراز اول کشوری میشناسیم یک جوان پرشور و مؤادی ادب به قرآن کریم، که از سالیان سال وقتی رسالت خود را در این دید که میبایست از این نعمتی که خدای رحمان در اختیار او قرار داده و از صوتی گیرا و جذاب با طنینی الهی برخوردار کرده است خود را در مسیر قرآن صرف کند و کار نکردهی خیلی از افراد و مسئولین این عرصه را یک تنه تقبل کند.
استاد ساعد از جوانی با پشتکار مثال زدنی همواره در مسیر قرآن کریم و هنر دلانگیز تلاوت کوشیده است و روزی نبوده که قدمی در این راستا برنداشته باشد، شب و روز در حضر و سفر آنچه میهمان گوشهای او بود آیات خوش نوای قرآن کریم از اساتید بزرگ جهان اسلام بوده است، مهدی ساعد خود را آن هنگام که نیازمند صعودی بهتر و نابتر در این عرصه دید؛ سستی و یکجا نشینی را برنگزید، بلکه سراغ اساتید بزرگ را برای بهره بردن و قدرتمند شدن در این هنر اصیل گرفت و راهی تهران گشت تا از اساتید کشوری بهره گیرد.
وقتی «مهدی ساعد» شد «استاد ساعد» از وجود چنین شخصی آگاه شدنداما باز به همت خودش این مسیر را رفت و بدون هیچگونه کمک و حمایت مسئولین مربوطه یا شخصی دیگر، زیرا مسئولین و بقیه افراد، وقتی «مهدی ساعد» شد «استاد مهدی ساعد» آن هنگام بود که از وجود چنین شخص ارزشمندی آگاه شدند و شاید از نام او برای اعتبار این دیار نیز استفاده کردند اما حمایت؟ ابدا!
این انتظار سختی است که بخواهیم با وجود چنین راهبردها و چنین سوگیریهایی قرآن را و هنرهای اصیل آن را به مقابله با هنرهای برنامهریزی شده، روانشناسی شده غرب با آن هجمههای سرسامآور پولو ثروت که به این انسجام به طرف اهداف شوم خود پیش میرود بپردازیم، آری شاید به ذهن این حدیث امیرالمومنین متبادر گردد که «آنها در باطلشان منسجماند و شما در مسیرحق خویش پراکنده» چگونه میشود که با این سستی و رخوت و میل به کارهای کمیتی و آماری بتوانیم در این عرصه پیروز بیرون بیاییم؟
آری این یک جنگ است، شوخیبردار هم نیست، چه خوش است جنگ تن به تن که آثار وحشتناک تجاوز به چشم دیده میشود و همتها و غیرتها بر میانگیزاند، ولی این جنگ «فرهنگ» است؛ «فرهنگ» به خاموشی و طنازی میآید، همانگونه که همین الان که همه خوابند غرب به سرعت همه را همچون گاز دچار مرگ خاموش میکند، اما اینبار دلها را میمیراند که مهمتر از جسم است.
رسالت امروز همه ما در برابر قرآن قرآنی هست و رسالت ما اشاعه آن است، رسالت ما غنا بخشی به هنرهای آن است، رسالت ما حمایت از این هنرهای و همهگیر کردن آن است، سپاه باطل با همان کف روی آب که در حقیقت هیچ است، ولی به خاطر آن انسجام و فهمیدن موقعیت و زمانه خود در مسیر خود عالی عمل کرده است و در پس «هنرِ» بیطرف آنچنان قوی مفاهیم پوچ را به خورد افراد سراسر دنیا و جونان شیعه میدهند که همگان با شور و هیجانی بیمثال آن را دنبال کنند.
این خود یک سؤال بزرگ را به ذهن انسان متبادر میکند که چرا قرآن با این جذبه ذاتی و این مفاهیم مغزدار و الهی این چنین غریب افتاده است و در دنیای ما شیعیان نیز غریب است، چه کسانی باید کاری بکنند؟ چگونه باید جذبه آن را به گوش همگان برسانند و این وظیفه کیست؟
مسابقات قرآن موقعیت خوبی است برای گفت و شنود این مسائل در حوزه فرهنگ و هنر قرآنی، هرگاه جوانی به درجه نخبگی میرسد در عرصه قرآن کریم هم شور و شعف و خودباوری بسیاری را در بین علاقمندان و عاشقان قرآن وارد میکند و هم اینکه سوالات بسیاری را که چرا فقط یک نفر؟ در برابر این هجمه، چرا در این عرصه افراد اینقدر قلیلاند؟ پس این همه موسسات و ارگانهای قرآنی در همهگیر کردن آن چکارهاند؟ افسوس و صد افسوس که شهری چون همدان در هنرهای قرآنی یک «مهدی ساعد» دارد که آن هم به همت خود شده است نخبه مهدی ساعد.
انتظارات جوانان قرآنی بیثمر مانده استجوانان قرآنی و متعهد که خود عاشق قرآنند دیگر منتظر هیچ ارگان و سازمان و حتی هیچ فردی نمیمانند، چون انتظارها بیثمر مانده است و خود آستین غیرت را بالا میزنند و در حد و توان خود کاری در دنیای خود و در دنیای قرآنی شهر خود میکنند و به طور قطع و یقین زحمات آنها چندین برابر خواهد بود؛ ولی شیرینی وظیفه است که تلخی زحمات و تنها بودن در این عرصه را بر آنها سهل میگرداند.
در این دینا یک هنرمند قرآنی در برابر یک جبهه بزرگ و مهیب قد علم کرده است، و این هنرمندان به یُمن قرآن این را فهمیدهاند که ابزار انتقال هر مفهومی «هنر» است، خود قرآن نیز یک معجزه بزرگ هنری است که مفاهیم رحمانیاش بر ادبیات غنی و موسیقایی آن سوار شده است.
امروزه بیش از پیش و به ضرورت، نیازمند این «فهم» هستیم که میبایست در این جنگ فرهنگی دست به دامان قرآن شویم و هیچ ملجاء و پناهگاهی استوارتر و محکمتر از آن وجود ندارد، اولین وظیفه عرضه آن است و در این دنیای پر زرق و برق نیاز ما به عرضه جذاب و دلانگیز بسیار زیاد میگردد جذب با هنرهای اصیلی چون تلاوت قرآن، در عرصه جنگ فرهنگی ابتدایِ هر چیزی «فهم صحیح» مهم است که از چه حوزهای؟ با چه راهکاری؟ و با چه ابزاری؟ میبایست عمل کرد که هنوز ما در این فهم به تفاهم نرسیدهایم، امیدواریم که همت عزیزانی چون «مهدی ساعد» چشم و گوشهای ما را باز گرداند و دستان همتمان را در این عرصه پرتوانتر از هر وقت دیگر بگرداند.
یادداشت از محمد گلشنجم