حجتالاسلام والمسلمین مسعود احتشامی، سرپرست اداره رسانههای صوتی و تصویری حوزههای علمیه، در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با بیان اینکه «کیمیا» در جذب مخاطب از «معمای شاه» موفقتر بوده، اظهار کرد: ارزیابی من این است که سریال «کیمیا» به لحاظ کیفی و هزینه ساخت، قابل مقایسه با سریال «معمای شاه» نیست، اما چون در آن مضامین اجتماعی و مردمی بیشتر مطرح است توانسته در ارتباط برقرار کردن با مردم موفقتر باشد. در کلامی دیگر با وجود اینکه، کار محمد رضا ورزی (معمای شاه) در بحث انتخاب بازیگران و تصاویر یکی از آثار خوب تلویزیون است به دلیل شکل روایت قصه، اثری دوست داشتنی از کار در نیامده است.
وی افزود: البته نقد من به هیچ وجه به موضوعات تاریخی فیلم مربوط نمیشود، چون در این زمینه اطلاعات کافی ندارم، پس هر آنچه روایت میکنم به نحوه تصویرسازی قصه و کارگردانی کار برمیگردد. درباره «کیمیا» هم نقدی جدی در بحث روایت قصه دارم، چون معتقدم با وجود پخش نزدیک به 70 قسمت از سریال، این کار اخیرا توانسته جای خود را بین بینندگان پیدا کند، یعنی شکل روایت سریال به گونهای بوده که در قسمتهای نخست به هیچ وجه در جذب تماشاگر موفق نبود، اما به مرور توانست ارتباط لازم را با مخاطبان ایجاد کند؟! برای همین شاید سریال «معمای شاه» نیز در قسمتهای بعد قادر باشد جای خود را میان تماشاگران باز کند.
این کارشناس سینما و تلویزیون با بیان اینکه «کیمیا» نگاهی مذهبی به انقلاب ندارد! گفت: برای من جای سوال است که چرا در این سریال ما به هیچ وجه حضور روحانیت را در شکلگیری انقلاب، آنگونه که باید، احساس نمیکنیم. در کلامی هر اندازه که داستان پیش میرود ما اثری از گرایشات دینی و اسلامی به آن نحو که در انقلاب موجود بوده در سریال مشاهده نمیکنیم. این گرایش عجیب در شرایطی است که به گواه همه مردم در انقلاب اسلامی اصلیترین انگیزه برای انقلاب مردم، برپایی اسلام بود، اما در این کار بحثهای مطرح میشود که شاید در بسیاری از انقلابهای دیگر نیز وجود دارد، البته بحث عدالت خواهی، حقطلبی و مبارزه با ظلم اقدامی پسندیده است، اما در انقلاب ایران بحث اصلی برپایی اسلام ناب محمدی (ص) بود.
نماینده حوزه علمیه در سیودومین و سیوسومین جشنواره فیلم فجر در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه در «معمای شاه» قصه، آسیب جدی کار است، تصریح کرد: این شکل از تصویری سازی از رژیم گذشته بارها طی 36 سال گذشته در تولیدات سیما مشاهده شده، برای همین بیان قصه مجدد به همان زبان، برای مردم جذابیتی ندارد. ضعف مندرج در فیلم در شرایطی است که در شبکههای ماهوارهای به واسطه برنامههای مستند، نوعی تصویرسازی مثبت از پهلوی اول و دوم صورت میگیرد. برای همین ما باید هوشیارانه عمل کرده و با کارهای فاخر و غنی نقشه آنها را نقش بر آب کنیم، نه اینکه با کاری اینچنینی مخاطب را به نوعی سمت آن تولیدات سوق دهیم.
احتشامی متذکر شد: اگر در تمام فیلمهای برتر تاریخی دقت نظر داشته باشیم میبینیم که بخشهایی چون نور، صدا، تصویر یا میزانسن شکلی تاریخی دارند، اما در «معمای شاه» به دلیل شفافیت و وضوح تاریخی به خوبی مشخص است که کار کیفیتی امروزی دارد. منظورم این است که نور و تصویر در خود روح آن زمان را ندارد، در صورتیکه تصویر و نور فیلم «محمد رسول الله» یا کارهای نظیر «پیانیست» پولانسکی کاملا مشخص است که داستان برای زمان گذشته است.
این کارشنای در بخش پایانی سخنان خود تاکید کرد: قصد ما از بیان این نقدها این نیست که بگویم این کار (معمای شاه) اثری سطحی است، چون به واقع این شکل از انتقاد به شدت غیر منصفانه است، اما سریالی که تا به این اندازه در بخشهای فنی به ویژه گریم شاهکار عمل کرده چرا باید در نحوه بیان قصه تا به این اندازه ضعیف عمل کند، البته شاید هر کارگردان دیگری هم پشت دوربین قرار میگرفت ضعفهای خاص خود را داشت، اما محمد رضا ورزی با تجربه کارهایی چون «سالهای مشروطه» باید کاری به مراتب بهتر جلوی دوربین میبرد.