به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، دوران 8 ساله دفاع مقدس مانند هر اتفاقی دارای فراز و نشیبهای فراوانی است که در هر کدام از آنان هزاران خاطره نهفته و حرفهای ناگفته باقی مانده است. دورانی که به تعبیر بازماندگان آن، لحظه به لحظه آن سرشار از عشق بود و شور. عشق به امام، اسلام و اهل بیت(ع).
شاید در مخیله بسیاری از مکتبهای سیاسی دنیا حتی لحظهای نگنجد که چگونه یک جنگ سخت که باعث ریختن خون انسانهای بیشماری میشود، سراسر از عشق و شور باشد؟ اصلاً چنین چیزی ممکن است که یک جنگ نابرابر که در یک طرف یک کشور بدون تجهیزات و سلاحهای کافی و در طرف دیگر دهها کشور با پیشرفتهترین و مجهزترین سلاحهای روز در برابر هم قرار گیرند اما رزمندگان آن کشور همواره از این دوران به عنوان درخشانترین دوران زندگی خود یاد کنند؟ آیا به جز عشق میتوان پاسخ دیگری داد؟
شهدا؛ امامزادگان عشقی که به دعوت رهبر خود لبیک گفتند اینجاست که به خوبی تعبیر رهبر معظم انقلاب از شهدا به نام امامزادگان عشق را درمییابیم. آری! این امامزادگان عشق بودند که عاشقانه و سرمستانه به دعوت رهبر و پیشوای خود لبیک گفتند و در جبهههای نبرد حق علیه باطل حضور یافتند تا بتوانند از دین، مذهب، کیان و ناموس خود دفاع کنند.
آری! اینگونه بود که دوران 8 ساله جنگ تحمیلی به واسطه عشقبازی انسانهای عاشق و سرمست از عشق به امام و اسلام، برای این کشور تبدیل به دوران دفاع مقدس شد. دورانی که در هر لحظه آن، هزاران داستان عاشقی نهفته است. داستانهایی که با شنیدن هر کدام از آنان دلهای انسانهای آزاده و حقطلب، لرزیده و اشکها از گونهها جاری میشود.
درست است که این دوران متعلق به تمام ملت ایران است، اما مسلماً هیچگاه نباید از ایثار و گذشت و فداکاریهای کسانی غافل شد که خالق داستانهای این دوران مقدس و نورانی بودند. این داستانها، قصه و افسانه نبودند، بلکه واقعیتی بودند که برای هزاران انسان عاشق این مرز و بوم رخ داد و هر کدام از آنان نقش خود را به خوبی و جانانه ایفا کردند.
هنوز داستان ایثارگریها ادامه دارد شهدا، ایثارگران، جانبازان، آزادگان و رزمندگان بازیگران این داستانهای مقدس بودند و هستند. چرا که هنوز این داستانها ادامه دارد. مگر میشود یک خانواده، فقدان پدر خود را فراموش کند؟ یا مادر و پدری نبودن فرزند عزیزشان را لحظهای از یاد ببرند؟ و چه بسیار بانوانی که سالهای سال است با نبودن و یا جانبازی همسر خود سر کردهاند و لحظههای تنهایی و دلتنگی خویش را با آههای جانسوزی که از نهاد دل برآمده است، طی کردهاند.
این راه هماره ادامه دارد. تا زمانی که یادگاران دوران دفاع مقدس اعم از رزمندگان و خانوادههای شهدا و ایثارگران هستند و در این کشور زندگی میکنند این راه همیشگی است و پایانی ندارد؛ اما آیا جز این است که آرامش و امنیتی که اکنون بر کشور ما حاکم است از قِبَل پیمودن همین راهی است که این افراد پیمودهاند آن هم در شرایطی که در تمام کشورهای هم مرز ایران تقریباً امنیتی وجود ندارد و هر لحظه هزاران انسان بیگناه، قربانی زیادهخواهی استعمارگران و فتنهجویان میشوند.
اما در این میان چه زیباست زمانی که خانوادههای امامزادگان عشق، به یاد عزیزان خود گرد هم میآیند و به بازخوانی خاطرهها و ناگفتههای دوران دفاع مقدس میپردازند تا بتوانند یاد و خاطره عزیزان خود را همواره زنده نگه داشته و بلکه راه آنان را ادامه دهند.
راهی که بازگشت آن عروج به آسمان بوددیماه هر سال یادآور دو عملیات بزرگ دوران دفاع مقدس به نام کربلای 4 و 5 است که در آن باز هم فراز و نشیبهای متعددی طی شد اما چه بسیار افراد عاشقی که در این دو عملیات به آرزوهای بزرگ خود دست یافتند و به سوی معشوق خود شتافتند. کسانی که به خوبی میدانستند این راه بازگشتی ندارد و از شلمچه و اروند باید به سوی آسمان پرواز کرد.
همین چند ماه پیش بود که 175 لاله پرکشیده این عملیاتها به کشور بازگشتند و داغ دلهای عاشقان این مرز و بوم را تازه کردند. اما امان از دل بازماندگان این شهدا که هر لحظه و هر ثانیه با شنیدن نام عملیات کربلای 4 و 5 میلرزد و آهی جانسوز را از نهاد آنان برمیکند.
برگزاری دومین یادواره خط شکنان کربلا اکنون دو سال است که خانوادههای برخی شهدای خط شکن عملیات کربلای 4 و 5 از لشکر 19 فجر در شیراز گردهم میآیند تا یاد و خاطره عزیزان خود را زنده کنند و بلکه با دعوت از همرزمان شهدای خود، ناگفتهها و مطالب بیشتری را از عزیزان خود بشنوند و در این راستا دومین یادواره خط شکنان کربلا بهمناسبت گرامیداشت شهدای خط شکن عملیات کربلای 4 و 5 بههمت چند نفر از خانوادههای این شهدا شب گذشته، 10 دیماه در تالار حافظ ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس برگزار شد.
به راستی این محفل نورانی، بوی عشق ناب میداد چرا که تمام شرکتکنندگان آن نمادی از عشق و آزادی را در دلهای خود داشتند. یادگاران دوران دفاع مقدس و همرزمان شهدای عملیات کربلای 4 و 5، خانوادههای این شهدا، جانبازان و ایثارگران و خادمان شهدا از حاضران این جلسه بودند لذا هر کدام مهر عشق را بر دلهای خود داشتند.
تکریم یاد 7 شهید خط شکن عملیاتهای کربلای 4 و 5 فضاسازی این مراسم بسیار زیبا طراحی شده بود به طوری که سن سالن مزین به عکسها و تمثالها 7 شهید شاخص این عملیات که مراسم مذکور بههمت خانوادههای آنان برگزار شده بود به نام سرداران شهید مهدی زارع، سیدمحمد کدخدا، محمد اسلامی نسب، کمال، جمال و مهدی ظل انوار و محمد باقر زارع مزین شده بود و هر کدام از خانوادههای آنان با این تمثالها، عکس یادگاری میانداختند.
حتی انتخاب قاری این مراسم نیز در خور توجه بود چراکه خانوادههای شهدا همیشه میخواهند بهترین مراسمها و بازخوانیها را از عزیزان خود داشته باشند، بههمین جواد هاشمزاده، قاری برتر مسابقات سراسری دانشجویان کشور و همچنین قاری برتر استان فارس را جهت تلاوت آیات وحی انتخاب کرده بودند.
در ادامه محمد امیری، یکی از یادگاران دوران دفاع مقدس به بیان خاطرهگویی از شهدا پرداخت و نکاتی را درباره زندگی و نحوه شهادت این شهدا یادآور شد. اما لحظهای سخنرانی او به اوج خود رسید که یادی از مادران شهدا کرد. آنجا که گفت کدام مکتب مادی و سیاسی میتواند چنین چیزی را قبول کند که یک مادر در یک عملیات هر سه فرزند خود را از دست بدهد و مراسم تشییع هرسه آنان را همزمان برگزار کند اما باز هم این مادر سخن از ایستادگی و مقاومت گوید و خداوند چه صبر و تحملی به مادران شهیدان ظلانوار داد.
وی، در این میان دختران جوان را به الگوگیری از مادران شهدا دعوت کرد و سپس به خاطرهای از شهید محمد اسلامینسب، شهیدی که همیشه زمانی که نام حضرت زهرا(س) را میشنید، اشک از گونههایش جاری میشد، اشاره کرد و گفت: «شهید اسلامینسب در عملیات کربلای 4 شهید شد اما به دلیل عقبنشینی نیروها، نتوانستند پیکرش را به عقب بکشانند لذا پیکر او در منطقه باقی مانده بود.
مگر تنی که از عشق بانوی دو عالم میلرزد، در خاک پوسیده میشود؟به خوبی یاد دارم شب عملیات کربلای 5 بود که در منطقه از موقعیت شهید قطبی در حال عبور بودم و پیرمردی مرا صدا زد تا چیزی را نشانم دهد. او جنازه محمد اسلامینسب را به من نشان داد که بعد از گذشت 20 روز که زیر خاک مانده بود، هنوز سالم و تازه بود و به راستی مگر بدنی که عاشق بیبی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) بود و هماره از عشق آن حضرت به خود میلرزید، در زیر خاک پوسیده میشود».
امیری همچنین به تلاوت قرآن شهید مهدی زارع هم اشاره کرد و گفت: هیچگاه لحظهای شهید مهدی زارع را بیکار ندیدم چراکه هر لحظه این شهید بزرگوار بیکار میشد، بلافاصله قرآن کریم را باز کرده و شروع به تلاوت آیات وحی میکرد.
این یادگار دوران دفاع مقدس در ادامه سخنان خود، یکی از مهمترین مشکلات جامعه امروز را نداشتن عرض ادب و احترام فرزندان نسبت به والدین خود برشمرد و ادامه داد: نحوه سخن و اظهار ادب و تواضع شهید سیدمحمد کدخدا نسبت به مادر خود وصفنشدنی بود.
در یادوارههای شهدا باید به دنبال کسب تکلیف خود باشیم وی با طرح این سئوال که آیا میتوان با برگزاری یک یادواره جواب خانوادههای شهدا را داد؟ گفت: در خاورمیانه جایی امن نیست اما در دل این وضعیت آشوب منطقه، ما در کشورمان با آرامش و امنیت نشستهایم و این امنیت را مرهون خونهای پاک شهدا و ازخودگذشتگی خانوادههای آنان هستیم لذا برگزاری این یادوارهها نیز برای آن است که ما بفهمیم که هستیم و چه باید انجام دهیم.
بنا بر این گزارش، این مراسم با پخش کلیپی از شهدای عملیات کربلای 4 و 5 به اوج خود رسید و دلهای حاضران را برای شنیدن خاطرهگویی از تک تک این شهدا از زبان فرمانده آنان مهیا کرد و به راستی چه کسی مانند فرمانده لشکر این شهدا به خوبی میتوانست درباره هر کدام از آنان نکاتی را دقیق و ظریف بیان کند.
سردار قاسم سلطانآبادی، فرمانده لشکر 19 فجر در دوران دفاع مقدس به بالای سن رفت و نکاتی را درباره تک تک این شهدا بازگو کرد که حتی برای خانوادههای آنان نیز تازگی داشت و شور و انگیزهای وصفنشدنی را در دلهای آنان ایجاد کرد.
رمز رسیدن به حیات طیبه در آیه 97 سوره نحل بیان شده است
وی در ابتدای سخنان خود به آیه 97 سوره نحل « مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزهاى حيات [حقيقى] بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مىدادند پاداش خواهيم داد» اشاره کرد و گفت: رمز رسیدن به حیات طیبه در همین یک آیه است و خداوند هیچ چیز کم و زیادی را در آن بیان نکرده است.
سلطانآبادی با تأکید بر اینکه خداوند حیات طیبه را به زن و مردی عطا میکند که دو کار را انجام دهند، گفت: ایمان و عمل صالح رمز اصلی دستیابی به حیات طیبه است و این دو مانند دو بال هستند که باید با یکدیگر باشند و هر کدام به تنهایی انسان را به حیات طیبه نمیرساند.
این یادگار دوران دفاع مقدس تأکید کرد: البته اینگونه نیست که کسی غیرمسلمان باشد و عمل صالح انجام دهد دارای اجر نیست اما اگر ایمان داشته باشد مسلماً به حیات طیبه هم دست خواهد یافت و برعکس هم ایمان به تنهایی و بدون عمل صالح کافی نیست.
تجلی حیات طیبه در جبهههای نبرد حق علیه باطل وی با بیان اینکه حیات طیبه دارای ارزش مادی و معنوی است، گفت: حیات طیبهای که خداوند به امام راحل عطا کرد نمونه بارز آن در جنگ اتفاق افتاد و این مسئله موجب شد تا رزمندگان و سربازان امام تمام سختیهای جنگ اعم از تیر و ترکش، بیخوابی، خستگی و غیره را تحمل کنند و با وجود تمام این سختیها همه آنها عاشق جبهه بودند و کسی نمیخواست جبهه را ترک کند و بلکه آن زمان بدترین تنبیه همین خروج از جبهه بود.
سلطانآبادی عنوان کرد: حیات طیبهای که امام راحل ساخت با شکم گرسنه، سختی، رنج و خطر تیر و ترکش و غیره همراه بود اما با تمام اینها تمام کسانی که این حیات طیبه را در جبههها چشیدند امروز غبطه لحظهای از آن روزها میخورند و من خود یکی از آنها هستم که تمام شب و روز من با یاد دوران دفاع مقدس و شهدای آن سپری میشود.
عمل صالحی بالاتر از جهاد در راه خدا نداریم
استاد دانشگاه تهران با تأکید بر اینکه عمل صالحی بالاتر از جهاد در راه خدا نداریم، گفت: کسی که جانش را بر اساس آیات قرآن کریم در کف دست گدشته و به خدا تقدیم کند، در حقیقت به حیات طیبه دست یافته است و حیات طیبه مانند درختی است که ریشه آن مدام در حال گسترش است و نابودشدنی نیست.
وی خاطرنشان کرد: در تمام مکاتب سیاسی دنیا میگویند حق ضعیف پایمال میشود و از بین رفتنی است اما در منطق قرآن کریم اینگونه نیست بلکه باطل نابودشدنی است و اگر حق حتی ضعیف باشد، باز هم ماندنی است و عمل صالح هم همینگونه است.
بازخوانی خاطرههای شهدا خط شکن کربلای 4 و 5 سلطانآبادی در ادامه سخنان خود به بیان خاطراتی از تک تک این شهدا پرداخت و گفت: سابقه آشنایی و دوستی من با شهید مهدی ظلانوار از حصر سوسنگرد آغاز شد که البته با شهید سیدمحمد کدخدا نیز از همین دوران آشنا شدم.
وی ادامه داد: مهدی ظلانوار قبل از عملیات والفجر 8 مدتی در جبهه نبود و بعد از آن که به جبهه بازگشت به اتفاق هم به منطقه سد دز خوزستان رفتیم که در آنجا گردان غواصی مشغول آموزش جهت عبور از اروند در عملیات والفجر 8 بود و از همان جا بود که مهدی علاقهمند شد تا به گردان غواصی روی آورد اما من به شدت با او مخالفت میکردم لذا در این عملیات مهدی نتوانست غواص شود.
این یادگار دوران دفاع مقدس اضافه کرد: سال بعد در تاریخ 3 دی ماه سال 65 برای عملیات کربلای 4، باز هم مهدی اصرار کرد که به گردان غواصی بپیوندد اما باز هم من قبول نکردم تا اینکه بعد از عملیات مهدی به من گفت که به شیراز باز میگردد و من نیز گمان کردم به شیراز رفته است اما در حقیقت او همراه شهید سیدمحمد کدخدا مخفیانه به گردان امام حسین(ع) رفت و علیرغم اینکه من بارها به او پیام داده بودم که بازگردد، بازنگشت و در عملیات کربلای 5 همراه با این گردان به درجه رفیع شهادت نائل شد.
وی با تأکید بر اینکه ذائقه مهدی شهادت بود و به دنبال شهادت در لباس غواصی در آب بود و به آن رسید، گفت: من هر چه کردم نتوانستم مهدی را در کربلای 5 بازگردانم اما نکته اینجاست که مهدی از نظر شعور، عقل، تحصیلات، فهم و ایمان در اوج خودش بود.
سلطانآبادی همچنین به شهید مهدی زارع اشاره کرد و گفت: او کسی بود که از روزهای اول جنگ در جبهه حضور یافت و رفاقتش با سیدمحمد کدخدا ناگسستنی بود و این دو همیشه با هم بودند و هر زمان که میخواستیم به یکی مسئولیت دهیم، قبول نمیکرد تا زمانی که دیگری همراه او نباشد لذا در اکثر عملیاتها مهدی زارع به عنوان فرمانده و سیدمحمد کدخدا به دلیل تقوای بیش از حد به عنوان جانشین فرمانده حاضر میشدند.
وی با یادآوری اینکه شهید مهدی زارع فرمانده گردان خط شکن غواص در کربلای 4 شد، گفت: این شهید بزرگوار در آن عملیات به من تأکید کرد که نیروهای جدید را به او داده و نیروهای قدیمی را به گردانهای دیگر بفرستند تا از این طریق بتواند نیروهای بیشتری را تربیت کند چراکه او کارخانه انسانسازی داشت و در این کار بسیار تبحر داشت ضمن اینکه شهید اسلامینسب نیز اینگونه بود.
این یادگار دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: من به خوبی یاد دارم که قریب 6 الی 7 روز قبل از عملیات زمانی که به اهواز بازگشتم تا بتوانم یکسری هماهنگیها را انجام دهم شهید مهدی زارع را همراه پسر خود در کنار اطراف منازل سازمانی مشاهده کردم که در حقیقت او در این زمان به پسر خود سفارش میکرد که بعد از شهادتش باید چه کند یعنی این شهید بزرگوار به خوبی میدانست که در این علمیات شهید خواهد شد و همچنین چنین صحنهای را دقیقاً شهید محمد اسلامینسب برای پسرش ابوذر انجام داد.
حتی ذرهای نگرانی و اضطراب در وجود شهدا نبود سلطانآبادی عنوان کرد: غروب دی ماه سال 65 قرار بود که سه گردان غواص امام علی(ع)،امام حسین(ع) و حضرت رسول(ص) به آب زدند تا خط را بشکنند که در این لحظه شهید مهدی زارع را دیدم و او مرا در آغوش گرفت و رفت و این آخرین دیدار ما بود اما در آن لحظه ذرهای ترس، نگرانی، اضطراب در وجود این شهید وجود نداشت.
وی گفت: زمانی که عملیات آغاز شد قرار بود خط به وسیله دو گردان چپ و راست شکسته شود که در سمت راست مهدی زارع و در سمت چپ سیدمحمد کدخدا فرمانده بود و این دو مرتب با هم به وسیله بیسیم در تماس بودند و با هم جلو میرفتند تا اینکه مهدی زارع شهید شد و کدخدا تنها ماند اما ما تلاش کردیم تا او در حین عملیات متوجه نشود که مهدی شهید شده است و زمانی که دستور عقبنشینی صادر شد، او را با هر ترفندی که بود به عقب کشاندم و همین مسئله موجب دلخوری شهید سیدمحمد کدخدا از من شد چرا که میگفت من و مهدی قرار گذاشته بودیم که با هم شهید شویم.
این یادگار دوران دفاع مقدس با یادآوری اینکه عملیات کربلای 5 به فاصله 15 روز از عملیات کربلای 4 انجام شد، خاطرنشان کرد: شهید سیدمحمد کدخدا، شهیدان مهدی، کمال و جواد ظلانوار هر 4 نفر به فاصله شاید 15 دقیقه شهید شدند اما هیچکدام از آنان ناراحت نبودند و در قبل از عملیات بشاش بودند چرا که تمام آنان با آگاهی کامل به سمت شهادت رفتند.
شخصیت شهید اسلامینسب همانند ابوذر غفاری بود سلطانآبادی در ادامه با بیان اینکه هر زمان شهید محمد اسلامینسب را میدیدم به یاد ابوذر غفاری میافتادم، گفت: او شخصیتی شبیه ابوذر داشت و در بخش آموزش نظامی فعالیت میکرد و به تدریج از آموزش فاصله گرفت و در والفجر 8 جانشین گردان آبی ـ خاکی شد و در کربلای 4 نیز فرمانده گردان امام حسین(ع) و در همین عملیات شهید شد.
وی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر اینکه مزد ایمان و عمل صالح شهادت است، گفت: آن طور که شهدای ما این دو را با هم داشتند ما نبودیم و من و امثال من بازنده آنجا شدیم.
یادآور میشود، پایانبخش این مراسم تجلیل از خانواده دو شهید مدافع حرم به نام دادالله شیبانی و شجاعت علمداری بود و در پایان کلیپی از سخنان شهدای عملیات کربلای 4 در پشت بیسیم و سخنان و عکسهای آنان پخش شد.