سالهاست درباره
کارایی سینمای کمدی، سخن گفته میشود. به ویژه این نکته که این گونه سینمایی تا چه
حد قادر است به سینمای ما برای رسیدن به رونق اقتصادی کمک کند، البته زمانی که
درباره این ژانر سخن میگوییم منظورمان فیلمهایی نیست که طی چند سال اخیر به اسم
کمدی روی پرده رفتهاند، بلکه کارهایی را مد نظر داریم که در کنار جذابیتهای
سینمایی به مفهوم نیز توجه دارند. در این میان ذکر نکتهای بسیار حائز توجه است،
آن نیز نگاهی درست به موضوعات دینی در فیلمهای طنز است، چون کمی بیدقتی، سبب
خواهد شد به اعتقادات جامعه بیاحترامی شود.
برای در امان ماندن
از این آسیب نیز بهترین پیشنهاد این است که در فیلمهایی که میخواهند به موضوعات
دینی در قالب طنز بپردازند، حتما از وجود کارشناسان مذهبی استفاده شود. این اتفاق
(استفاده از مشاوران دینی) در معدود کارهایی رخ داده که محور بحث ما نیستند، اما
فیلم «در مدت معلوم» که هم اکنون روی پرده سینماست یکی از تولیدات مد نظر ماست.
در این کار یکی از مباحث اسلامی که بسیار حساسیت برانگیز است در داستان به آن توجه
شده، اما فیلمساز تلاش کرده، این نگاه به گونهای نباشد که اصل مضمون، سبک انگاشته
شود.
وحید امیرخانی، کارگردان جوان این فیلم سینمایی که اولین تجربه سینمایی خود را در مقام کارگردان جلوی دوربین برده، بحث «ازدواج موقت» را در این کار سینمایی مطرح میکند. این عنوان به خودی خود حساسیتهای بالایی را با خود همراه دارد، چون ممکن است مغرضان یا ناآگاهان بخواهند به بهانه نقد فیلم این دستور دینی را لوث کنند. برای همین کارگردان به طور مستتر این مضمون را مد نظر قرار داده و سعی میکند اهمیت آن را در قالب معضلات اجتماعی به ویژه آسیبهای نسل جوان مد نظر قرار دهد.
نگاه به معضلات نسل جوان در «در مدت معلوم»
جواد عزتی، بازیگر «در
مدت معلوم» نقش جوانی را ایفا میکند که کارش پژوهش درباره معضلات نسل جوان است،
اما خود به نوعی درگیر آسیبهایی است که در کتابش به آن میپردازد. شکل روایت قصه
در این فیلم طنز به گونهای است که موقعیت کمدی در آن به وفور وجود دارد، البته
نقشهای تکمیلی نیز به خوبی همراه کاراکتر اصلی است، به ویژه هومن سیدی که نشان
داده همیشه در نقشهایی که به عنوان مکمل حضور دارد بسیار تاثیرگذار عمل کند. در
کنار این دو کاراکتر اصلی، اکبر عبدی و ویشکا آسایش هم به خوبی از عهده نقشهایشان
برآمدهاند.
مطلب مثبت در این
کار، استفاده خوب از طنز موقعیت است، چون در بسیاری از مواقع فیلمهای طنز ما تنها
به روی کلام تکیه دارد، بلکه رویکردی که در حقیقت نشان میدهد اثر مربوطه از غنای کافی
بهره نبرده و تنها با لودگی یا حرکات غیر معمول درصدد خنداندن تماشاگر است. برای
نمونه به سکانس مواجه عزتی با پدرش (علیرضا اوسیوند) اشاره میکنم که برای
تماشاگر بسیار مفرح است. همچنین صحنه درگیری عزتی با پسر همسایه که با یکی از
فیلمهای معروف رزمی سینمای جهان مقایسه میشود از دیگر خوش سلیقگیهای کارگردان
است.
اما بحث را به مسائل فنی محدود نمیکنیم، چون هدف این نیست، بلکه تلاش داریم تا راههای جدیدی را که میتوان به واسطه آن تماشاگر را تحث تاثیر پیام فیلم قرار داد، نشان دهیم. این تاثیرپذیری در شرایطی که مضمون دینی است و به یکی از احکام میپردازد، شکلی جدیتر به خود میگیرد. مسئله دیگر که سبب شده سینمای دینی این روزها تماشاگر خوبی نداشته باشد این است که این قبیل کارها تنها در آثار تلخ خلاصه شده، در صورتی که اصل دین برای بهتر زندگی کردن انسانهاست، پس چرا فیلمهای اینگونه تنها باید فیلمهای غمگین و تلخ باشند؟ با توجه به توضیحات فوق، باید به تهیهکننده این کار (محسن جاهد) که پیشتر آثاری با محوریت قصص قرآنی (فیلم ناسپاس و...) تولید کرده تبریک گفت که با حمایت از چنین مضمونی که شاید کمتر کسی جرئت نزدیک شدن به آن را داشته باشد، شرایطی فراهم کرده تا فیلمسازان دیگر هم تشویق شوند کارهایی تولید کنند که علاوه بر جذابیت و نگاه به گیشه، مضامین اخلاقی و اسلامی را نیز مد نظر داشته باشند. نکته پایانی به استقبال نسبتا خوب مردم به فیلم برمیگردد. این اتفاق نشان میدهد که مردم فرق فیلم خوب و لوده را میفهمند. برای همین این فیلم توانسته با توجه به شرایط تولید و اکران، فروش راضی کنندهای داشته باشد.