کد خبر: 3466112
تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۴

بازخواني خاطرات پيش‌قراولان جاده عشق/ هنوز هم شهادت، بالاترين آرزوي دلاوران بي‌ادعاست

گروه اجتماعي: به‌مناسبت فرارسيدن سالروز عمليات افتخارآفرين كربلاي 5، يكي از سرنوشت‌سازترين عمليات‌ دوران دفاع مقدس، نشست بازخواني اين عمليات با حضور سرداران و گروه تخريب لشكر 19 فجر و لشكر 33 المهدي در شيراز برگزار شد.

به گزارش خبرگزاري بين‌المللي قرآن(ايكنا) از فارس، به‌مناسبت فرا رسيدن سالروز عمليات افتخارآفرين كربلاي 5، يكي از سرنوشت‌سازترين عمليات‌هاي دوران دفاع مقدس، نشست بازخواني اين عمليات با حضور سرداران و گروه تخريب لشكر 19 فجر و لشكر 33 المهدي شامگاه شنبه، 19 دي‌ماه به‌ميزباني بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس فارس برگزار شد.
ساعت برگزاري اين نشست بعد از نماز مغرب و عشاء عنوان شده بود بنابراين با ذوق و شوقي كه براي شنيدن خاطرات دوران دفاع مقدس آن هم از زبان يادگاران اين دوران داشتم، دقايقي زودتر از سايرين وارد سالن برگزاري نشست شدم.

تخريب‌چيان يا عاشق بودند يا ديوانه
هنوز خبري از طلايه‌داران دوران حماسه و ايثار نبود كه بنرهاي داخل محوطه سالن توجهم را جلب كرد. از آنجا كه ميهمانان نشست عمدتاً از رزمندگان و دلاورمردان تخريب چي دوران دفاع مقدس بودند بنابراين در اين بنرها جملاتي «تخريب يعني اولين اشتباه، آخرين اشتباه»، «تخريب خنثي‌كننده آخرين حربه دشمن»، «واحد تخريب، واحد تهذيب نفس بود»، «تخريب‌چيان يا عاشق بودند يا ديوانه» براي اين حماسه‌سازان عنوان شده بود.
يكي يكي وارد شدند دقيقاً با همان روحيه‌اي كه بارها در خاطرات يادگاران دوران دفاع مقدس در كتاب‌ها و يا فضاي مجازي خوانده بودم. همه بشاش و سرزنده بودند و با تبسم و روي گشاده با يكديگر سخن مي‌گفتند البته بودند كساني كه كمتر سخن مي‌گفتند و بيشتر گوش مي‌دادند. گويي كه گذشت بيش از 20 سال از آن روزگار، كوچكترين تأثيري در روحيه آن‌ها نگذاشته بود.

هنوز هم فروتني و سرزندگي در روحيه حماسه‌سازان موج مي‌زند
افتادگي و تواضع آنان يكي از نكاتي بود كه نظرم را جلب كرد به طوري كه برخي از همان ابتدا در صندلي‌هاي ورودي سالن برگزاري مراسم،‌ نشستند. براي نشستن بر روي صندلي‌هاي قسمت مركزي سالن به خصوص در قسمت‌ بالاي جايگاه، غوغايي از عشق و صفا و صميميت موج مي‌زد. به طوري كه با ورود هر شخصي از جاي خود بلند مي‌شدند تا جاي خود را به او دهند. همه آنها مي‌خواستند تا دوستان و هم رزمانشان در جايگاهي بالاتر از خودشان بنشيند و بدين طريق تكريم جايگاه همديگر را داشته باشند.

تجلي وحدت و همدلي رزمندگان در همگامي در شادي و اشك

به راستي در چنين جمعي است كه مي‌توان به يكي از مهم‌ترين رموز موفقيت‌هاي دوران دفاع مقدس پي برد. وحدت، همدلي، صفا و صميميت، فروتني، افتادگي و انسجام رزمندگان هميشه زبانزد بود و  اين بار نيز من با چشمان خودم اين صفات را مشاهده كردم به طوري كه كسي در اين جمع غريبه نبود، همه با هم يكصدا مي‌خنديدند و همگام با هم با شنيدن خاطرات و يا ديدن كليپ‌هايي درباره شهدا اشك مي‌ريختند و تأسف مي‌خوردند از اينكه چرا شهادت نصيبشان نشد.

دل هر شنونده‌اي با شنيدن سوز و گداز عشق حماسه‌سازان مي‌لرزيد

دعاها و آرزوهايشان از همه جالب‌تر بود و با چنان سوز و گدازي از خداوند طلب شهادت مي‌كردند كه دل هر شنونده‌اي را به لرزه درمي‌آورد. اين سوز و گداز رسيدن به شهادت و در حسرت رسيدن به اين فوز عظيم كه در دوران دفاع مقدس نصيبشان نشده بود، در سخنان تمام آن‌ها موج مي‌زد.
چه زيبا درباره جانبازي‌ها و رشادت‌هاي همسنگران خود سخن مي‌گفتند ضمن اينكه تقريباً همگي آنان با توجه به اينكه از گردان تخريب بودند، درصدهاي جانبازي از آن دوران در تن خود داشتند. هر كسي به نحوي، يكي از دست، ديگري از پا و آن ديگري از چشم و خلاصه هر كسي به يك نحو جانباز دوران دفاع مقدس بود البته لازم به يادآوري است كه تمام رزمندگان اسلام، در راه خدا جانبازي كرده‌اند و هر آنچه داشتند را در طبق اخلاص نهاده و با خدا معامله كرده‌اند و به راستي، خوشا به حال كساني كه در كارنامه زندگي خود، جهاد در راه خدا را دارند.

كربلاي 5 يكي از 12 عمليات‌هاي بزرگ دفاع مقدس بود
سردار خداداد ابراهيمي، مديركل بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس فارس، نخستين سخنران اين مراسم بود كه به بيان نكاتي راجع به درباره اين عمليات پرداخت و گفت: كربلاي 5 يكي از 12 عمليات‌هاي بزرگي بود كه توسط رزمندگان انجام شد و اگر كربلاي 4 نبود كربلاي 5 هم انجام نمي‌شد.
وي با بيان اينكه كربلاي 5 سرنوشت جنگ را رقم زد، گفت: طبق مستندات جنگ، معمار كربلاي 5 رزمندگان شيراز و فارس هستند چراكه در كربلاي 4 تنها لشكري كه به تمام اهدافش رسيد رزمندگان فارس بودند لذا پرچم امام رضا(ع) در كربلاي 5 به دست بچه‌هاي فارس دادند.
ابراهيمي ادامه داد:  وقتي معبر كربلاي 5 توسط رزمندگان و شهداي كربلاي 4 باز شد، فرمانده سپاه به فرمانده كل قوا پيشنهاد داد، نظر به اينكه عراقي‌ها در كربلاي 4 پيروز شدند و جشن گرفتند و سربازان خود را به مرخصي فرستادند، آنان را غافلگير كنيم لذا كربلاي 5 رقم خورد.

چاپ كتاب خاطرات رزمندگان اطلاعات عمليات دفاع مقدس در آينده نزديك

وي با تصريح اينكه اين تخريب چي‌ها و بچه‌هاي اطلاعات و گروهان‌ها و شهدايي نظير اسلامي‌نسب ها بودند كه راه كربلاي 5 را باز كردند، گفت: ما در شب عمليات كربلاي 4 نيز چنين نشستي با حضور رزمندگان اطلاعات عمليات‌ها داشتيم كه در آينده هم خاطرات آنان در قالب يك كتاب چاپ خواهد شد.
اين يادگار دوران دفاع مقدس به نقش رزمندگان تخريب اشاره كرد و گفت: هميشه رزمندگان تخريب‌چي جلوتر از بچه‌هايي شناسايي بودند كه اهميت كار آنان را نشان مي‌دهد.
وي با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبري درباره عمليات كربلاي 5 عنوان كرد: معظم‌له شب‌هاي عمليات كربلاي 5 را شب‌هاي ليلةالقدر اين انقلاب شمردند كه اين توصيف بسيار بزرگ و ارزشمندي است.
ابراهيمي در بخش ديگري از سخنان خود به ديگر مناسبت‌هاي 19 دي‌ماه اشاره كرد و گفت: در چنين روزي قيام خونين مردم قم و روحانيت معزز جهت دفاع از امام(ره) در قبل از انقلاب رخ داد همچنين 10 سال پيش هم در چنين روزي فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي حاج احمد كاظمي به همراه 10 نفر از فرماندهان عالي رتبه نيروي زميني بر اثر سانحه هوايي در نزديكي‌هاي اروميه به فوز عظيم شهادت نائل آمدند.
بنا بر اين گزارش، محمود رجايي، دبير اين نشست و يكي ديگر از يادگاران دوران دفاع مقدس از گروهان تخريب هم به بيان نكاتي درباره نقش رزمندگان تخريب‌چي پرداخت و گفت: تمام زمين‌هاي شلمچه و جنوب كشور حماسه آفرين‌ها و شهيدان تخريب‌چي را مي‌شناسند.

دفتر تخريب بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس فارس افتتاح شد
وي از افتتاح دفتر رزمندگان تخريب‌چي دوران دفاع مقدس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس فارس در حاشيه اين مراسم خبر داد و گفت: اكنون زمينه‌اي مهيا شده است براي اينكه بتوانيم اداي ديني ك در خصوص 400 شهيد تخريب چي استان فارس كنيم. چرا كه ما در مورد شهداي تخريب‌چي هيچ نگفته‌ايم و هيچ تأليفي كه نشان دهيم تخريب استان فارس در 8 سال دفاع مقدس چه اقداماتي انجام داد، را انجام نداده‌ايم.

بيشترين شهيد فرمانده و جانشين تخريب‌چي در سطح كشور از فارس است
رجايي ابراز كرد: اگر به لحاظ رده‌اي بخواهيم حساب كنيم، بالاترين شهيد فرمانده و جانشين تخريب چي در سطح كشور مربوط به استان فارس است ضمن اينكه ما در منطقه دشستان نزديك به 52 شهيد داريم كه بيشتر در لشكر 33 المهدي و 19 فجر بودند و در سال‌هايي كه استان يگان اعزام كننده نداشت، به جنگ اعزام شدند.

وي در ادامه به خاطره‌گويي دوران دفاع مقدس پرداخت و گفت: من در عمليات والفجر 8 و بعد از فتح فاو مجروح شدم لذا نتوانستم در كربلاي 4 حضور داشته باشم اما بعد از اينكه بحث درماني من تكميل شد، 36 يا 48 ساعت بعد از كربلاي 5 به منطقه آمدم.
اين يادگار دوران دفاع مقدس ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيد رضا ايزدي يكي از شهداي تخري‌بچي استان فارس، گفت: زماني كه به منطقه بازگشتم تازه رسول ايزدي، برادر شهيد رضا ايزدي را تشييع كرده بوديم و در اين زمان رضا كه فوق‌العاده غيرتي بود ما را به سنگري برد كه در آنجا برادرش شهيد شده بود و اين صحنه سختي براي من از آن دوران بود البته ما در جنگ از اين صحنه‌ها زياد داشتيم.
وي خاطرنشان كرد: شوك عجيبي به شهيد رضا ايزدي، به دليل شهادت برادرش وارد شده بود و مي‌گفت من نمي‌توانم داغ برادرم را فراموش كنم لذا دقيقاً به فاصله زماني تقريباً دو ماه بعد از گذشت شهادت برادرش، رضا هم در كربلاي 5 به شهادت رسيد.
به گزارش ايكنا، حسين كشاورز ، ديگر دلاور تخريب‌چي اين جمع بود كه با روحيه‌اي وصف ناشدني و با تواضع فراوان به خاطره‌گويي از فعاليت‌هاي خود در دوران دفاع مقدس پرداخت و گفت: در عمليات كربلاي 5 جاده‌اي بود كه هم روي آن مين بود و هم در شانه آن كه به‌صورت اريب بود، سيم خاردار و ميدان مين قرار داشت لذا عده‌اي از گروهان تخريب براي خنثي‌كردن مين‌هاي روي جاده و هم ما نيز براي خنثي كردن شانه جاده مأموريت يافتيم تا صبح عمليات كه بچه‌ها خواستند از عمليات بازگردند بتوانند از روي شانه جاده بازگردند چرا كه بر روي جاده آتش دشمن زياد بود.
وي با بيان اينكه سيف‌الله كشاورز مسئول گروه ما بود كه بعدها در عمليات والفجر 10 شهيد شد، گفت: هنگامي كه كار خنثي‌سازي را انجام داديم يك چراغ قوه دست سيف‌الله بود كه از دست او رها شد و در ميان سيم خاردار افتاد؛ آتش دشمن آنقدر سنگين بود كه ما مي‌خواستيم هرچه زودتر بازگرديم اما سيف‌الله گفت كه اين چراغ قوه بيت‌المال است و بايد حتماً آن را بازگرداند لذا نشست تا چراغ قوه را بردارد و در همين حين يك خمپاره به كنار ما نشست و تركش آن در سينه سيف الله فرونشست.
 كشاورز خاطرنشان كرد: ما تخريب‌چي‌ها امدادگري نداشتيم و اگر كسي مجروح مي‌شد بايد خودمان او را به عقب باز مي‌گردانديم لذا خودمان سيف‌الله به عقب بازگردانديم.
اين گزارش مي‌افزايد، احمدرضا مداح، يكي ديگر از يادگاران دوران دفاع مقدس بود كه او با روحيه‌اي بسيار بشاش به ايراد سخن پرداخت و گفت: زماني كه عمليات كربلاي 5 به وقوع پيوست من در اسارت بودم.

خودسازي در دوران اسارت
وي با بيان اينكه من در 24 ارديبهشت سال 65 در منطقه بجريه اسير شديم و كمپ ما در الرمادي بود، خاطراتي را از دوران اسارت تعريف كرد اما نكته جالبي در بيان خاطرات او وجود داشت اين بود كه همه آن سختي‌ها و روزهاي سخت را با گشاده‌رويي تعريف مي‌كرد تو گويي كه دوران اسارت و جنگ براي او دوران خودسازي بوده است.
بنا بر اين گزارش، در ادامه اين نشست اصغر جلالي، از يادگاران دوران دفاع مقدس هم خاطره خود را اين‌گونه آغاز كرد كه من در شب اول عمليات كربلاي 5 مجروح و در اصفهان بودم اما به محض اينكه شنيدم عمليات شده است، خودم را به منطقه رساندم.
وي ادامه داد: در حقيقت من شب عمليات كربلاي 5 در راه بودم و صبح به منطقه رسيديم و به همراه بچه‌هاي اطلاعات شهيد فخار آن هم با لباس شخصي راهي منطقه شدم و با وجودي كه هنوز مقداري جراحت داشتم هر كاري كه به من مي گفتند انجام مي‌دادم.
جلالي  خاطرنشان كرد: خاطره‌اي كه من از اين عمليات دارم آن است كه خودرويي پر از مين را بايد به عقب بازمي‌گردانديم آن هم در وسط آتش دشمن و ما اسم اين خودرو را ذوالجناح گذاشته بوديم. زماني كه با اين خودرو حركت كرديم كنار آن يك كاتوشيا اصابت كرد اما خواست الهي بود كه منفجر نشود.
به گزارش ايكنا، حسن علي اكبري و دين‌پژوه از ديگر يادگاران دفاع مقدس بودند كه آنان هم به اختصار نكاتي چند راجع به عمليات كربلاي 5 را يادآور شدند؛ تا اينكه نوبت به سيدمحمد حسين (معين) انجوي رسيد، او هم در ابتدا ياد و خاطره رشادت‌هاي دلاورمردان دفاع مقدس را در كربلاي 4 و 5 به خصوص رزمندگان لشكر 33 المهدي كه تعداد زيادي  از آنان در اين عمليات‌ها شهيد شده بودند، گرامي داشت و گفت: در عمليات كربلاي 5، تيربارهاي عراقي‌ها مماس با سطح آب بود لذا بسياري از بچه‌هاي غواص ما شهيد و يا مجروح شدند.
وي ادامه داد: در اين وضعيت زماني كه مي‌خواستيم پيش‌روي كنيم به سيم‌هاي خاردار برخورد كرديم كه شهيد زاهدنيا به ما گفت يا زهرا(س) بگوييد و سيم خاردارها را بلند كنيد و ما به چشمان خود اين معجزه را ديديم با همين رمز سيم‌هايي كه سه رديف پشت سر هم و پيوسته بودند، بلند مي‌شدند و راه براي ما باز مي‌شد.

پيروزي در تمام عمليات‌هايي كه با رمز «ياز هرا(س)» آغاز مي‌شد، قطعي بود
انجوي با تأكيد بر اينكه هميشه عمليات‌هايي كه رمز آن‌ها يا زهرا(س)، حتماً با پيروزي همراه بود، گفت: من هرچه فكر مي‌كنم هيچ چيز جز الطاف خداوند و عنايات اهل بيت(ع)، چيز ديگري را نمي‌يابم كه ما بتوانيم در آن وضعيت اين گونه از موانع سيم خاردارها رد شويم.
بنا بر اين گزارش، مهدي دوكوهكي و محمد رجحاني شيرازي نيز هر كدام به اختصار نكاتي راجع به دوران دفاع مقدس و كربلاي 5 يادآور شدند و سپس‌ سيد يوسف بني‌هاشمي گفت: تعبيري كه مقام معظم رهبري به شبهاي شلمچه و كربلاي 5 فرمودند مبني ب راينكه اين شب‌ها، شب‌هاي قدر انقلاب است، شايد معنايش اين باشد كه هر كس اين شبها را درك كرد 8 سال جنگ و 37 سال انقلاب را درك كرده است.

شهداي كربلاي 5، شهداي شب‌هاي قدر بودند
وي ادامه داد: به تبع شهداي كربلاي 5 نيز شهداي شبهاي قدر ما هستند و درست است كه اميرالمومنين(ع) به شب قدر ارزش دادند ولي بالاخره يك افتخاري هم براي ايشان بود كه در شب قدر به شهادت برسند لذا براي شهداي عمليات كربلاي 5 نيز افتخاري افضل بر ديگر شهدا بود كه در چنين شب‌هايي به شهادت دست يابند.
به گزارش ايكنا، احمد نوروزي، يكي از دلاورمرداني است كه بعد از دوران دفاع مقدس هم كار تخريب را رها نكرده بود و در اين رابطه نكاتي را درباره عمليات پاكسازي مناطق عملياتي جنوب كشور يادآور كرد و در ادامه عبدالله فرهادي به بيان خاطره‌گويي پرداخت.
او كه در كربلاي 5 يكي از اعضاي گروه تخريب بود، در ميان اشتياق حاضران، خاطراتي را از آن لحظات بيان كرد و گفت: در كربلاي 5 به همراه تني چند از بچه‌هاي تخريب مسئول پاكسازي معبر بر روي دژ بوديم؛ كه بر روي اين دژ، ميدان مين، كمين، كانال و همه نوع موانعي قرار داشت ضمن اينكه ارتفاع آن بالا و دو طرف آن آب بود به همين دليل تيربارهاي دشمن به صورت سراسري دژ را مي‌زدند.
وي اضافه كرد: ما در كانال منتظر بوديم تا شايد تيربار ساكت شود اما زماني كه ديديم چنين چيزي نيست و درگيري در آب شروع شده است لذا از داخل كانال بر روي دژ آمديم و شروع به پاكسازي معبر كرديم تا گردان‌ها بتوانند از آنجا عبور كنند. يكي از تيربارهاي دشمن به وسيله آر پي چي بچه ها زده شد اما يكي ديگر از آن‌ها همچنان دژ را مي‌زد.
فرهادي ادامه داد: بر روي اين دژ هنوز وسايل شهدايي كه در عمليات كربلاي 4 شهيد شده بودند، قرار داشت كه من از ميان اين وسايل يك كلاه آهني برداشتم و بر سرم گذاشتم و همانطور كه مشغول خنثي‌سازي مين‌ها و پاكسازي معبر بودم ناگهان يك تير كاليبر به كلاه آهني خورد و يك شكاف برداشت.
اين يادگار دوران دفاع مقدس خاطرنشان كرد: به جلو آمديم كه در اينجا كمين دشمن روبه‌روي ما بود و سطح دژ را مي‌زد لذا اين سنگر توسط بچه‌ها زده شد و بدين تعبير معبر باز شد؛ در اين حين يكي از بچه‌ها زخمي شد و من با چفيه زخم او را بستم و او را بر پشتم قرار دادم تا او را به عقب بازگردانم كه درهمين حين يك خمپاره هم بغل دست ما فروشنست و يك تركش به دست اين زخمي خورد در حالي كه اگر دست او نبود، اين تركش به سر من اصابت مي‌كرد.

لزوم بازگويي خاطرات دفاع مقدس از سوي رزمندگان
بنا بر اين گزارش، مجتبي دوست فاطمي و حجت‌الاسلام اسدالله پرهيز از ديگر يادگاران دفاع مقدس بودند كه هر دو آن‌ها علاوه بر خاطره‌گويي از آن دوران، بر اين نكته تأكيد داشتند كه يادگاران دفاع مقدس از فرصت‌ها استفاده و خاطرات آن دوران بازگو كنند تا بدين ترتيب ارزش‌هاي اين دوران مقدس منتقل شود.
در ادامه محمدرضا زارع هم گفت: مقام معظم رهبري فرمودند شلمچه قطعه‌اي از بهشت است چرا كه 73 هزار شهيد يعني يك سوم شهداي جنگ فقط در شلمچه شهيد شدند.
منوچهر رنجبر، يكي از سرداران دفاع مقدس بود كه در جمع بچه‌هاي تخريب حضور يافته بود و او نيز فرمايشات مقام معظم رهبري را يادآور شد و ادامه داد: در عمليات كربلاي 4 بچه‌هاي تخريب زحمت بيش از اندازه كشيده بودند لذا گردان‌ها همانند يك مانور در قايق به راحتي و بدون هيچ برخوردي با آتش دشمن به خط اول زديم اما كربلاي 5 به خاطر اينكه عراق باخبر شده بود و بچه‌هاي تخريب، اطلاعات و غواص ما نيز همه با هم از همان اول ميدان موانع جنگيده بودند و شهيد و مجروح زياد داده بودند، با قايق‌ها زير آتش شديد دشمن به موانع رسيديم اما در آن زمان هم تعدادي از بچه‌هاي تخريب و اطلاعات كه غواص بودند علي‌رغم اينكه مجروح بودند، قايق‌هاي ما را هل داده و از بين سيم خاردارها عبور دادند تا ما را به خط اول برسانند.
در ادامه اين نشست احمد عبدالله‌زاده، از ديگر سرداران دوران دفاع مقدس كه در مدت 8 سال در عمليات‌ها و مناطق مختلف جنگ حضور داشت هم به خاطره گويي از شهيد احمد كاظمي و يكي از شهداي تخريب‌چي آن هم در اوايل جنگ پرداخت.

خاطره‌گويي از شهيد سردار احمد كاظمي
وي با بيان اينكه در دوران دفاع مقدس بعد از دارخوين، دو روستاي سليمانيه و محمديه وجود داشت كه خط شير در آنجا بود، گفت: در عمليات والفجر 4 كه قرار بود ما در منطقه مريوان تا بانه اين عمليات انجام دهيم بر روي شيار دره شيره، يك سفر پيش آمد كه خاطرات جاابي با شهدايي مانند امان‌الله عباسي و هاشم اعتمادي پيش آمد.
وي ادامه داد: در يك مكان از خودروهاي پياده شديم و به همراه شهيد احمد نكويي مهر و تعدادي از بچه‌ها به طرف چشمه رفتيم؛ اين مكان، جايي بود كه كوموله‌ها و دموكرات‌ها بر آنجا مسلط بودند كه در يك لحظه رگبار تير به سمت ما آمد؛ اين منطقه راه مقابله نبود لذا ما بايد سوار بر خودروهاي خود مي‌شديم و مي‌رفتيم.
عبدالله‌زاده گفت: يكي از اين وسايل ما پيكان و ديگري تويوتا وانت كه همگي ما در اين دو ماشين سوار شده و در جاده خاكي حركت كرديم تا به جايي رسيديم كه ديگر پيكان حركت نكرد.
اين سردار دوران دفاع مقدس با يادآوري خصوصيات شهيد احمد كاظمي عنوان كرد: حاج احمد كاظمي يك خصوصيتي داشت كه همه چيز را خودش ميان بچه‌ها تقسيم مي‌كرد يعني هرچيزي كه در گردان آن‌ها بود با اجازه و كنترل خودش تقسيم مي‌شد لذا ما به سراغ او رفتيم و از خواستيم كه پيكان را گرفته و يك وسيله ديگر به ما بدهد ضمن اينكه ما انتظار داشتيم كه از او جواب منفي بشنويم در حالي كه مشاهده كرديم شهيد كاظمي پيكان را از ما پذيرفت و كليد ماشين خودش را به ما داد تا آن را همراه خود ببريم.

برخي از شهداي تخريب‌چي بسيار گمنام هستند
برخيوي در ادامه به خاطره‌اي از يك شهيد تخريبچي هم  اشاره كرد و گفت: برخي از شهداي تخريب چي بسيار گمنام هستند و حتي بسياري از آن‌ها خودشان هم نمي‌دانستند كه تخريب چي هستند كه يكي از اينها شهيد علي امامي پسر عمومي شهيد امامي معروف است.
عبدالله‌زاده خاطرنشان كرد: در ابتداي جنگ يك پل بود كه ما بايد آن را پل منفجر كنيم لذا 400 كيلو تي ان تي را سوار بر قايق كرديم تا به وسيله آن بتوانيم اين پل را منفجر كنيم. ما دو ارتشي و 3 پاسدار بوديم كه مي‌خواستيم اين كار را انجام دهيم و قرار شد تا اين قايق را در ساحل كارون در قسمت سلمانيه جاسازي كنيم و سپس آن را هل داده و به آب برويم و چاشني را بكشيم تا قايق منفجر شود.
وي گفت: روز قبل از واقعه، يك خمپاره نزديك ما اصابت كرد و به پاي شهيد علي امامي خورد كه من مجبور شدم انگشت شصت پاي او را ببندم. شب كه شد سنگر ما نسبت به سنگر شهيد امامي مقداري دورتر بود اما در يك لحظه ديديم كه همه جا روشن شد و زمين لرزيد و متوجه شديم كه قايق منفجر شده است و ايشان به همراه سه نفر ديگر شهيد شده بودند.
عبدالله‌زاده اضافه كرد: هيچ آثاري از اين شهدا به جز چند تكه استخوان كه صبح روز بعد بر روي درختان پيدا كرديم، نبود لذا ما همه تكه‌هاي اجساد آن‌ها را جمع آوري كرديم و به اندازه يك گوني شد ضمن اينكه كلاغ‌ها هم براي اين استخوان‌ها حمله مي‌كردند در اين ميان بزرگترين تكه‌ اي كه پيدا كرديم يك پوتين بود كه در آن پا قرار داشت و زمان كه پاي آن را درآورديم مشاهده كرديم كه پاي شهيد علي امامي است كه آن را باندپيچي كرده بودم.
اين يادگار دوران دفاع مقدس در پايان با بيان اينكه بچه‌هاي تخريب از همان روز اول جنگ از جان خود مايه گذاشتند، گفت: شايد در سال دوم جنگ بود كه اسم اين بچه‌ها تخريب‌چي گذاشته شد و امثال شهيد امامي زحمت كشيدند تا بقيه به اينجا برسند.
يادآور مي‌شود، پايان‌بخش اين محفل صميمي دوستانه بعد از خواندن دعاي دسته جمعي كه همه به يك چيز ختم مي‌شد، آن هم شهادت در راه خدا و دفاع از انقلاب و ولايت فقيه، گرفتن عكس‌هاي يادگاري دسته جمعي، افتتاح دفتر تخريب بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس فارس با حضور رزمندگان تخريب‌چي لشكرهاي 19 فجر، 33 المهدي، تيپ امام علي(ع) و غيره بود.
captcha