به گزارش
کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری
ایکنا، نسیم سحری، جانمایه عشق را به گستره خاک بخشید؛ آبشاری از نور، از خندههای شادمانه خورشید، به میهمانی زمین آمد. دریچهای از شادی بر دلها گشوده شد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر، در باغستان توحید، دلها را مفتون و مجذوب خویش ساخت.
امام حسن عسکری(ع) روح حماسه، چکاد بلند آفتاب، چهره روشن ایستادگی، سیمای بلند فرزانگی، پگاه پر تبسم ایمان، چراغدار راه انسان، طلیعه خورشید صداقت و صفا، راهبان فتوت و مردی، یاور ستمدیدگان و محرومان، پاسدار ایمان و آرمان، مدافع حریم مهر نبوی، تداوم بخش راه عدل علوی و رسواگر دشمنان اسلام مصطفوی است.
میلاد سراسر نور دیگر حجّتی از حجتهای الهی حضرت امام حسن عسکری(ع) در هشتم ربیعالثانی سال 232 هجری، روزنهای مسرّتبخش جهت قلوب مسلمانان جهان بود تا در پرتو قدوم مبارک آن امام خوبیها امراض باطنی و روحی و جسمانی آنان التیام یابد و از سلاله پاک او طاووس اهل جنت پای به عرصه وجود گذارد؛ آن امام بزرگوار بیانی شیوا و جذّاب داشته و مفسّری بینظیر برای قرآن مجید بود.
پرهیزکارترین مردم در سفارشی از امام عسکری(ع)مفسر قرآن کریم در جلسهای که مزیّن به سالگرد ولادت آن حضرت بود سفارش به کسب تقوا را از لسان مبارک آن حضرت مطرح کرده و نسبت به پرهیز از سخن و کار مُشتبه بیان کرد: سفارش تقوا از یازدهمین امام همام امام حسن عسکری(ع) این است که «أورع الناس من وقف عند الشبهة وأعبد الناس من أقام علی الفرائض وأزهد الناس من ترک الحرام وأشد الناس اجتهاداً من ترک الذنوب»؛ پرهیزگارترین مردم کسی است که وارد کار مُشتَبه، سخن مُشتَبه و عقاید مُشتَبه نشود؛ مطلبی که مبرهَن نیست، آن را نپذیرد تا ورع فکری داشته باشد؛ سخنی که مستدل نیست نگوید تا ورع در گفتار و نوشتار داشته باشد و کار مشکوک نکند تا در مقام کردار و عمل متورع باشد، فرائض الهی را انجام بدهد تا جزء عابدترین مردم عصر خود باشد، از محرّمات بپرهیزد تا جزء زاهدترین مردم عصرش باشد [و] بکوشد که از گناه نجات پیدا کند.(خطبه نمازجمعه به امامت معظم له، سال75)
اراده قوی در پرتو قدرت روح و ارتباط با خداآیتالله علامه جوادیآملی داشتن اراده قوی را بدون قدرت روح میسّر ندانسته و کسب این قدرت را در گرو ارتباط با خدا قلمداد کرده و بیان کرد: قدرتِ اراده بدون قدرتِ روح میسّر نیست و قدرت روح در پرتو ارتباط با خداست، ارتباط هم یا ارتباط علمی است یا ارتباط عملی، اگر کسی علمش لله و عملش لله باشد این ربط قوی است و هر چه ربط به خدای علیمِ قدیر قویتر بود علم و قدرت انسان افزودهتر و روح قویتر میشود و از روحِ قوی اراده قوی نشأت میگیرد، لذا امام حسن عسکری(ع) فرمود: «وأشدّ الناس اجتهاداً من ترک الذنوب»؛ کسی که همه گناهان را ترک کند از دیگران شدیدتر و مقتدرتر و توانمندتر است.
همه اینها از برکات قرآن کریم است که به ما فرمود: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنْتُم مُؤْمِنِینَ»؛ هم از دشمنِ بیرون اعلا بوده و بر او پیروز هستید و هم از دشمن درون اعلا و بر او پیروز هستید: (إِن کُنْتُم مُؤْمِنِینَ).(سخنرانی پیوند اراده و روح در قرآن)
اساس عبادت از نظر امام حسن عسکری(ع)مفسر تفسیر تسنیم به بخش دیگری از فرمایشات امام عسکری(ع) نسبت به بیان و معرفی اساس عبادت پرداخته و ابراز کرد: از وجود مبارک امام حسن عسکری(ع) رسیده است که «لیست العبادة کثرة الصیام و الصلاة و إنّما العبادة کثرة التفکّر فی أمر الله» عبادت در این نیست که انسان نمازهای زیاد بخواند، روزههای زیاد بگیرد البته نماز واجب و نماز مستحب و نافله هم مشخص است اما بیش از آن مقدار انسان باید وقت را صرف در معرفت بکند لذا فرمود: اساس عبادت آن تفکّر است آن مقصدشناسی و مقصودیابی است، بحثهای توحیدی، معرفت خدا، اسمای حسنای الهی، صفات ذاتی حق، معنای تجلّی و فعل خدا، معنای حضور خدا در کنار افعال و مانند آن مهم است که فرمود: اساس عبادت تفکّر است و درایت. این درایت اگر با عمل همراه باشد انسان هم راه را طی میکند هم به مقصد میرسد و هم مقصود را به اندازه خود مشاهده میکند. بنابراین آنچه از وجود مبارک امام عسکری(ع) به ما رسیده است تهیه کردن این سه عنصر محوری یعنی هم زاد و توشه مسافرت هم راحله و مرکب سفر و هم تفکّر درباره مقصد و مقصود. (پیام به همایش امام حسن عسکری(علیه السلام،سال91)
عامل اعطای خیر و دفع شر در کلام امام عسکری(ع)استاد برجسته اخلاق به نقل از آن امام بزرگوار، اعطای خیر و دفع شرّ از انسان را الطاف الهی قلمداد کرده و از نسبت دادن این امور به خود و دیگران برحذر داشته و ابراز کرد: سخن بلند امام حسن عسکری(سلام الله علیه) این است که «من اعطیه خیراً فالله اعطاه و من بقی شراً فالله بقاه» اگر کسی خیری به او رسید بداند که خیر رساننده خداست؛ نگوید خودم زحمت کشیدم و یافتم و اگر شری از او دور شد نگوید شانس آوردم یا بختم مساعد بود یا دیگری این شرّ را از من دور داشت بلکه بگوید خدا این شرّ از من دور بداشت چون هیچ ضالی و هیچ ناصری در عالم نیست مگر به نام خدا.
ضرر و نفع به دست کسی است که تقدیر جهانیان به دست اوست؛ اگر انسان نه خود را ببیند نه دیگری را راحت است چرا که نه برای خود ارزش قائل است نه در برابر دیگران خضوع میکند. انسان که باید خضوع بکند و احترام بگذارد، چرا خدا را احترام نگذارد و چرا در برابر خدا خضوع نکند؟!
امیرمحسن سلطان احمدی