کد خبر: 3472642
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۷

وقتی که پسوند «انقلاب» خیل عظیمی از مردم را به راه انداخت/ خاطراتی از یک سردار همیشگی انقلاب

گروه اجتماعی: «انقلاب» ما یک پسوند دارد که مشخص کننده ماهیت آن است. همان که عامل اصلی بروز تحرکات عظیم مردمی جهت دستیابی به تغییرات و تحولات نوین و عظیم شد. این همان چیزی است که به خاطر آن هزاران هزار انسان‌ عاشق و دلداده به مکتب عشق و بندگی، راهی جاده عشق شدند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از فارس، این روزها در بحبوحه برگزاری جشن‌های مردمی و انجام برنامه‌ها و سخنرانی‌های متعدد، بسیار بیشتر از ایام دیگر سال واژه «انقلاب» را می‌شنویم. روزهایی که با این واژه عجین شده‌اند و قریب 37 سال است که مردم را با خود راهی کوچه پس کوچه‌های مرور خاطرات گذشته خود می‌کنند.
به راستی «انقلاب» چیست و چه اهمیتی دارد که این‌گونه همگان درباره آن حرف می‌زنند؟ مگر این واژه چه ارمغانی داشت که بعد از گذشت این همه سال، هنوز هم باید خاطرات آن را گرامی داشت و هنوز هم ناگفته‌هایی دارد که شنیدن آن برای یک ملت جذاب و شیرین است.

اشاره به معنا و مفهوم واژه «انقلاب»
از معنا و مفهوم واژه انقلاب بسیار شنیده‌ایم از جمله اینکه انقلاب در لغت برگشتن از حالی به حالی، دگرگون شدن، تغییر و تحول است و در اصطلاح رایج جهان (تلاش عده ای برای واژگون کردن حکومت و ایجاد حکومتی نو) به منظور تغییرات اساسی و بنیادین در تمام نهادها، مناسبات ساختار سیاسی و اجتماعی و جایگزینی سازمان نوین و مطلوب در چهارچوب اهداف و آرمان‌های خاص.

پسوند «انقلاب» ما، عامل اصلی بروز تحرکات عظیم مردمی بود
اما «انقلاب» ما یک پسوند هم دارد که مشخص کننده ماهیت آن است. همان که عامل اصلی بروز تحرکات عظیم مردمی جهت دستیابی به تغییرات و تحولات نوین و عظیم شد. این همان چیزی است که به خاطر آن هزاران هزار انسان‌ عاشق و دلداده به مکتب عشق و بندگی، راهی جاده عشق شدند و به خاطر آن از عزیزترین دارایی خود که همان جان است، گذشتند.

اشاره به ایستادگی شهدا برای حفظ پسوند «اسلامی» در پشت واژه «انقلاب»

آری! شهدا را می‌گویم همان‌ها که برای حفظ یک پسوند «اسلامی» در پشت واژه «انقلاب» خود تا پای جان در مقابل طاغوت‌ها، ظلم‌ها و منیت‌های زورگویان و مستکبرین عالم ایستادند و اجازه ندادند تا خروش عظیم ملت ایران از راه راست اسلام منحرف شود.
چه بسیار قهرمانان و اسوه‌های صبر و ایستادگی که در این راه شهید شدند تا امروز این انقلاب بتواند 37 سال پایدار و با عزت بماند و بلکه روز به روز اقتدار آن در تمام دنیا بیشتر شود. به راستی این قهرمانان همواره در طول تاریخ قبل و بعد از انقلاب وجود داشته‌اند چه کسانی که قبل از انقلاب خروشیدند و در مقابل طاغوت ایستادند تا انقلابشان به پیروزی رسد و چه کسانی که بعد از انقلاب برای حفظ آن با چنگ و دندان جنگیدند تا اینکه به فوز شهادت نائل شدند.

قهرمانان همیشه پیروز تاریخ ایران، بهترین گواه ایستادگی یک ملت هستند
اما هنوز هم برخی از این قهرمانان وجود دارند که هم قبل و هم بعد از انقلاب برای حفظ این حرکت عظیم ملت ایران که ریشه در مکتب اسلام دارد، جنگیدند. چه در عرصه‌های مبارزه با رژیم ستمشاهی و چه در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل در 8 سال دوران دفاع مقدس. این‌ها قهرمانان همیشه پیروز تاریخ ایران هستند که خود بهترین گواه و شاهد از رمز ایستادگی یک ملت هستند.
یکی از همین افرادی که را در شهر خود می‌شناسیم، سردار سرتیپ دوم پاسدار مجتبی‌ مینایی‌فرد، نماینده کمیته مفقودین ستاد نیروهای مسلح است. او کسی است که در سینه خود هزاران خاطره و حرف‌های نگفته از دوران قبل و بعد از انقلاب دارد و به حق می‌توان به او لقب سردار همیشه انقلابی محافظ منافع ملت ایران اسلامی داد.

سخنانی چند از یک سردار همیشه انقلابی

کمی به پای سخنان او نشستیم و او برای ما از تلاش‌های خود و یاوران انقلاب و از ملایمات و ناملایمات آن روزها گفت. اما در ابتدا به انتظارهای مردم و جهان نسبت به ایران اسلامی اشاره کرد و گفت: «انقلابی به نام انقلاب اسلامی به وقوع پیوست که همه غرب به نوعی انتظار این تحول را می‌کشیدند. اما معادلات به نوعی نبود که این انقلاب در کشوری به نام ایران رخ دهد. به دلایل مختلف که قبل‌تر از آن کمتر کسی فکر می‌کرد این اتفاق در کشور ایران اتفاق بیافتد.
اگر به تاریخ ۱۰۰ ساله اخیر ایران و انقلاب‌هایش باز گردیم، از انقلاب مشروطه به این طرف ما به کمتر موضوعی می‌رسیم که در رأس ایجاد تحولات آن یک فرد روحانی قرار گرفته باشد. اغلب قیام‌های ملی و مذهبی در شُرف اجرا سرکوبمی گشت. مانند قیام جنگل، دلیران تنگستان و ..... و یا در صدر مشروطه حرکت سردارانی چون ستار خان و باقر خان دستخوش حوادثی می‌شد که سریعاً در نطفه خفه می‌شد.

ایجاد بارقه‌های امید در اواخر دوران رضاخان در پی حضور علما
از اواخر دوران استبداد رضاخانی بارقه‌های امیدی در کشور به وجود آمد که حاصل پا به عرصه مبارزه گذاشتن علما بود. نهضت‌هایی که در زمان مرحوم بروجردی و شاگردانش شکل می‌گرفت و در رأس آنان امام خمینی(ره)، از ممتازترین شاگردان ایشان قرار داشت.
تحول فکر دینی در زمانی که کمتر کسی حکومت دینی و اسلامی را دنبال می‌کرد، شخصیت‌هایی امثال امام خمینی(ره) را قانع نمی‌کرد چراکه ایشان اعتقاد جدی به آزادی انسان‌ها و تعالی بخشی احکام اسلامی داشتند، می‌توان با استناد به بیانات مقام معظم رهبری در تفسیر افق‌های فکری امام خمینی(ره) به این مهم رسید که ذهن ایشان آزادی فکر و تعالی بشر بود».
این یادگار دوران دفاع مقدس در ادامه به سخنان و مبارزات معمار کبیر انقلاب اشاره کرد و افزود: «شاه باید برود؛ این جمله‌ای که امام از همان اول می‌گفت. امام نظیر این جملات را  زیاد داشتند. زمانی که در سال ۴۲ ایشان را به تبعید می‌بردند، در پاسخ به اهانتی که به ایشان کردند و گفتند کسی را نداری و نمی‌توانی در برابر شاه بایستی و حکومت اسلامی تشکیل دهی، ایشان با تعبیر از کودکی که در گهواره بود گفتند: سربازان من در گهواره هستند. بین ۴۲ تا ۵۲ سال‌های تبیین اندیشه های امام بود. اولین جایی که امام به خوبی شناخت و دست روی آن گذاشت جوانان بودند.

درست بودن انتخاب جوانان از دیدگاه امام(ره) با گذشت 37 سال از انقلاب بیشتر ثابت می‌شود
به عقیده امام اینان نسلی هستند که می‌توانند حقوق از دست رفته اسلام را برگردانند. ۳۷ سال از انقلاب می گذرد و ما حال درمی‌یابیم که چقدر انتخاب جوانان از دیدگاه امام خمینی(ره) مهم و به جا بوده است. به گونه‌ای که از همان دوران بچگی با افکار انقلابی آشنا می‌شدند و بعدها همان‌ها گردانندگان اصلی چرخ‌های نظام شدند، که می‌توان در این مورد به حوادثی که در دوران انقلاب اتفاق افتاد اشاره کرد».
«موج اسلام‌خواهی» واژه‌ای بود که مینایی‌فرد در ادامه سخنان خود بر روی آن تأکید کرد و ادامه داد: «زمانی که کم کم موج اسلام‌خواهی به مدارس کشیده شد، به گونه‌ای که در مدارس نمود قوی‌تری داشت، علت آن ذهن بازتری بود که جوانان داشتند و چون دارای ذات پاکی بوند حرف حق را زودتر می‌پذیرفتند.

امام(ره) هیچ‌گاه جزئی‌نگری در مورد اقوام و اقلیت‌ها نمی‌کردند
از طرفی امام خمینی(ره) در صحبت‌هایشان هیچگاه جزیی‌نگری در مورد اقوام و اقلیت‌ها نمی‌کردند و همه را اعضای یک پیکر می‌دانستند. اختناق و خفقان را شما امروزه به عنوان یک لغت فقط در کتاب‌ها می‌خوانید و در فرهنگ لغت به دنبال معنی آن می‌روید. ولی در آن زمان خفقان حقیقی حاکم بود.
زن از شوهر خود و پدر خانواده از بچه‌هایش و دختر از مادر و پدرش و...می‌ترسید. چون دامنه نفوذ ساواک آنقدر در جامعه گسترده بود که مجال نفس کشیدن پیدا نمی‌شد.
مثال آجان یا پاسبانی که از پایین‌ترین درجه نظامی برخوردار بود ولی به محض آنکه پایش را در محله‌ای می‌گذاشت گویی طاعون به آن محله آمده بود. در میان این خفقان دلاورانی از قبیل شهید اسلامی‌نسب و شهید پژوهی و شهید دوللو بودند که شجاعانه و بدون هیچگونه ترسی باعث تغییرات و حرکت‌های مثبتی در جهت انقلاب شدند».

اشاره به خاطره‌ای از یکی شهدای شیراز در زمان انقلاب
وی به بیان خاطره‌ای از یکی از شهدای شیراز در آن روزها پرداخت و گفت: «فضای آن روزها، فضایی شدیداً امنیتی و پلیسی بود، به یاد دارم در سال حدود ۵۴، شبی شهید اسلامی نسب به منزل ما آمد و کیفی را به ما داد و گفت: مواظب زن و بچه من باشید و این کیف را پنهان کنید. در کیف تعدادی کتاب و اعلامیه امام بود که از ترس مأمورین آن را در باغچه آخر حیاط خانه چال کردیم».
مینایی‌فرد سخنان خود را با نقل خاطراتی از دوران شاه ادامه داد و افزود: «از جمله کارهای تمسخر آمیز رژیم شاه در همان سال این بود که در ازای یک پرس چلوکباب شناسنامه‌های افراد را به زور می‌گرفتند و برای تأیید حکومت در آن مهر حزب رستاخیز می‌زدند.
از سال ۵۵ رفته رفته بچه‌ها در مدارس به راحتی و علنی شعار مرگ بر شاه می‌گفتند و علت آن شهادت‌هایی بود که اتفاق افتاد و حاصل آن موج بزرگی بود که رژیم نمی‌توانست با آن مقابله کند. از سال ۵۶ و ۵۷ اوضاع جدی شد. بیانیه‌های امام به صورت اعلامیه پخش می‌شد، شب تا صبح بچه‌ها در مدرسه‌ها اعلامیه می‌نوشتند و برای اینکه این کار را  مخفیانه انجام دهند به شیشه‌های کلاس‌های مدرسه گل می‌مالیدند».

«علی شفاف»، نخستین بسیجی شهید شیراز بود
او در ادامه به نخستین شهید بسیجی شیراز در پیروزی انقلاب اسلامی و فعالیت دانش‌آموزان انقلابی شیراز اشاره کرد و گفت:‌«در میان این دانش‌آموزان شهید علی شفاف که در سال ۵۶ دانش‌آموز مدرسه ابوذر شیراز بود و با من هم مدرسه‌ای بود اولین شهید بسیجی در شیراز بود. در این مدرسه هسته‌ها شکل گرفته و چندین بار مأمورین شهربانی به آن حمله می‌کنند. رفته رفته موج اعتصاب‌ها شروع می‌شود و از اول مهر ۵۷ دیگر خبری از کلاس درس و دانش‌آموزان در مدرسه نبود.
 شغل دانش‌آموزان این شده بود که اعلامیه‌ها را چاپ و پخش کنند و بالاخره در بهمن ماه سال ۵۷  تمام این تلاش‌ها و رشادت‌ها با ورود امام به ایران به بار نشست و انقلاب اسلامی پیروز شد».
این یادگار دوران دفاع مقدس در بخش پایانی سخنان خود البته به وظایف ما نیز در مقابل خون شهدا اشاره کرد و گفت: «وظیفه  ما این است که انقلاب را زنده نگه داشته و در تاریخ نشان دهیم که ایده و عزم راسخ امام بود که بچه‌های انقلاب را ساخت. همانطور که که امروزه با وجود حجم حملات فرهنگی و موج ناهنجاری‌ها و فسادها هنوز موج راهیان نور جاری است».
captcha