کد خبر: 3475433
تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۰
ضیائی تبیین کرد؛

جایگاه شعار «مرگ بر آمریکا» در دیپلماسی ایران

گروه بین‌الملل: رایزن فرهنگی ایران در مالزی عنوان کرد: استکبارستیزی یک ارزش کاملا دینی برگرفته از متون دینی است که دارای منافع مادی و معنوی برای جهان اسلام است؛ بنابراین سر دادن شعار «مرگ بر آمریکا» متضمن تفکر استکبارستیزی به منظور رسیدن به حاکمیت ولی عصر(عج) است.

ادیت‌شده//جایگاه شعار «مرگ بر آمریکا» در دیپلماسی ایران

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، علی‌اکبر ضیائی، رایزن فرهنگی ایران در مالزی در مناظره‌ای دوستانه با یکی از کاربران در شبکه اجتماعی تلگرام «جایگاه مرگ بر آمریکا در دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران» را تبیین کرد.

ضیائی نسخه‌ای از این مناظره را در اختیار ایکنا قرار داد که در ادامه می‌خوانیم:

سؤال: آقای ضیائی جنابعالی به عنوان یک انسان فرهیخته نظرتان در خصوص مرگ گفتن علیه یک کشور دیگر چیست؟ اگر در دهه اول با توجه به شور و هیجان انقلاب و جنگ تحمیلی این عمل قابل توجیه بود آیا اکنون هم می‌شود همان رویه را ادامه داد؟ آیا مردم آن کشور قبول می‌کنند که این مرگ گفتن مربوط به سیاست دولتمردان آنهاست؟ آیا اینگونه برخورد با دیگران احیاء تفکر دارالحرب و دارالاسلامی که برخی سلفی‌های اهل سنت مطرح می‌کنند، نیست؟
 

پاسخ: در عبارت مرگ بر آمریکا صرفا دستگاه دیپلماسی آمریکا و نه مردم کشور آمریکا مد نظر است و این موضوع در طول سال‌های پس از انقلاب به عنوان یک ادبیات برای دولتمردان و مردم آمریکا جا افتاده است؛ بنابراین تقریبا کسی نیست که این مرگ را به مردم کشوری و یا پرچم کشوری نسبت دهد. اما دلیل این که چرا اصرار بر این شعار می‌ورزیم، این است که اطلاعات فراوانی از مردم کشورهای مختلف جهان داریم که به نحوی از سیاست‌های اقتدارگرایانه و مداخله‌جویانه آمریکا صدمه دیده‌اند و در صحنه تبلیغاتی مبارزه با استکبار و اقتدارگرایی آمریکا، سبب همگرایی ملل مختلف با انقلاب اسلامی شده است و این همگرایی تا حدود زیادی سبب اقتدار بین‌المللی کشورمان و نیز بیمه کردن آن از حملات احتمالی شده است ضمن آنکه در آفریقا، بالکان، شرق آسیا و بسیاری از مناطق خاورمیانه جبهه‌ای در مقابل آمریکا ایجاد شده است که مرزهای درگیری احتمالی به هزاران کیلومتر دور از خاک کشورمان منتقل شده است. در مقاله‌ای مستقل اقتدار جمهوری اسلامی ایران را در استکبارستیزی بیان کرده‌ام. اگر اطلاعات دقیقی از نوع درگیری‌های ما با آمریکایی‌ها در مناطق مختلف دنیا داشته باشیم به خوبی ملاحظه می‌کنیم که در هر منطقه تحت نفوذ آمریکا به گونه‌ای ما وارد میدان شده‌ایم و با حداقل امکانات توانسته‌ایم در صحنه بین‌المللی موفقیت‌های زیادی کسب کنیم.
 
سؤال: دکتر عزیز اینکه فرمودید که «این یک ادبیات جا افتاده است و تقریبا کسی نیست که این مرگ را به مردم یک کشور یا پرچم نسبت دهد» صرفا یک ادعا است و احتیاج به دلایل استقرایی دارد و اگر این چنین بود که شما می‌فرمایید، در نظرسنجی‌ها از مردم آمریکا ایران جزء گزینه‌های اول یا دوم یا سوم خطر برای آمریکا محسوب نمی‌شد.
اما در مورد فقره دوم، کسی در اینکه ملت‌های زیادی از امریکا ضربه خورده و صدمه دیده‌اند شکی ندارد اما آیا این دلیل می‌شود که ما از تربیون‌های رسمی و به هرمناسبتی مرگ بر آمریکا بگوییم؟ آیا هیچ کشور دیگری را می‌توان یافت ـ حتی آنها که با آمریکا مشکل داشته و دارند مثل کوبا و ونزوئلا - که این شعار را از تربیون‌های رسمی هر روز سر بدهند؟
برای اینکه سوء برداشت نشود باید بگویم: اینکه در یک تجمع و یک تظاهرات مردمی خودجوش در مقابل یک اقدام آمریکا این شعار داده شود امری است قابل قبول و در بسیاری از کشورها هم دیده می‌شود. اما اینکه این امر شعار رسمی شود، موضع سؤال است.
بله اینکه مبارزه با ظلم و ستم و استکبار باعث همگرایی ملت‌ها با ایران می‌شود قبول است؛ اما اینکه این شعار باعث اقتدار ایران شده است، این هم جای بررسی دارد.
سؤال دیگری از جنابعالی دارم: آیا در سیره و سنت نبوی جایی داریم که حضرت فرموده باشد: هر روز بعد نماز مرگ بر کفار و یا مرگ بر منافقین گفته شود؟ آیا جایی برای تکرار این شعار هر روز و به هر مناسبتی ثوابی ذکر شده؟
باز برای جلوگیری از سوء برداشت می‌گویم: در اینکه ما در اسلام و قرآن لعنت‌های متعددی نسبت به ظالمین داریم سخنی نیست؛ بلکه سخن در این است که ما از اسلام که دین مهر و محبت است و هر سلام آن با رحمت و برکت و هر بسم الله آن با رحمان و رحیم همراه است، در اذهان دیگران دینی بسازیم که همواره آرزوی نابودی یک کشور و ملت دیگر را می‌کند؟

پاسخ:
موضوع بحث بنده این بود که شعار مرگ بر آمریکا به عنوان سمبل مبارزه با استکبار سبب همگرایی جهان اسلام با انقلاب اسلامی شده است و اگر این شعار را بعد از نماز در دلمان چون دیگر اذکار زمزمه کنیم فایده‌ای عاید نمی‌گردد، چون غرض از آن تعبد نیست؛ بنابراین شبهه‌ای که بیان فرمودید آیا در زمان پیامبر اکرم (ص) چنین ذکری وارد شده است یا خیر، پاسخ آن است که خیر وارد نشده است و فقط جنبه سیاسی دارد و نه تعبدی؛ بنابراین جای اشکالی بر آن نیست. اما مقایسه انقلاب اسلامی با ونزوئلا و کوبا هم درست نیست؛ زیرا این دو کشور داعیه نیابت از حکومت ولی عصر(عج) و اقامه حکومت جهانی عدل علی(ع) و دفاع از ارزش‌های اسلامی در همه نقاط جهان را ندارند و تنها آمریکاستیز هستند و نه استکبارستیز. شعار مرگ بر آمریکا سمبل مبارزه با استکبار است و اگر آمریکا از زیاده‌خواهی و مداخله در سیاست خارجی خود دست بردارد، این شعار تغییر به مرگ بر استکبار می‌شود و خود آمریکا موضوعیتی نخواهد داشت.
 
علت اینکه شعار مرگ بر آمریکا در تریبون‌های ایران تکرار می‌شود و در کشورهایی چون ونزوئلا نمی‌شود نیز همین است، یعنی اگر منافع سیاسی ونزوئلا در برابر آمریکا تأمین گردد، ونزوئلا مشکلی با آمریکا ندارد؛ ولی اگر در موضوع برجام، ایران با آمریکا به توافق رسید؛ مسئله استکبارستیزی سرجایش خواهد بود و مشکل ما با آمریکا در حقیقت مشکل خود آمریکا و نه ماست. در مورد افکار عمومی آمریکا بنده اظهار نظری نمی‌کنم فقط از رسانه‌ها شنیدم که بسیاری از مردم آمریکا فکر می‌کنند، ایران در آفریقا و عراق همان ایران است و شاید این تبلیغات صرف باشد، برای رسیدن به مبنای درست باید ایران همانند آمریکا مؤسساتی در زمینه نظرسنجی مستقل داشته باشد تا با نمونه‌برداری از مناطق مختلف آمریکا تأثیرات مرگ بر آمریکا را در افکار عمومی مردم آن کشور بسنجد و صحت و سقم ادعای بنده و جنابعالی روشن شود وگرنه تا نظرسنجی صورت نگیرد، به نقطه مشترکی نمی‌رسیم. مؤسسه پیو در آمریکا چنین وظیفه‌ای را در خارج از آن کشور ایفا و هر ساله نظرسنجی‌های متعددی را منتشر می‌کند. اینکه فرمودید اسلام دین صلح و آرامش است سخنی درست به نظر نمی‌رسد زیرا اسلام از تسلیم است و نه سلم به کسر به معنای صلح و آرامش. در تسلیم هم معنای عرفان و آرامش و صلح است و هم جهاد و دفاع و حدود و قصاص.

نکته آخر این که قبول کردید که همگرایی با مسلمانان جهان در اثر شعارهای استکبارستیزی روی داده است، بنابراین همگرایی معلول عوامل ذیل است: اراده شناساندن از طرف ما، شناخت طرف مقابل از پیام ما، پیدا کردن انگیزه برای همگرایی و در نهایت تحقق همگرایی و چون این همگرایی یک مؤلفه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دینی است، باید دارای نمود و شاخصه‌هایی باشد که بتوانیم آن را در صحنه بین‌المللی ارزیابی کنیم، بنابراین در پروسه و روند شکل‌گیری همگرایی مؤلفه‌های اقتدار که همان نفوذ و در مراحل بعدی حاکمیت (ظهور حضرت ولی عصر) خواهد بود، تحقق یافته‌اند به عبارتی دیگر همگرایی جهان اسلام با ما نوعی اقتدار سیاسی به نظام می‌دهد که با اقتدار نظامی قابل مقایسه نیست و این یکی از عوامل مهمی است که امنیت ملی ما را پس از 37 سال از انقلاب حفظ کرده است. البته عوامل دیگر چون فرهنگ شهادت و ایثارگری نیز نقش مهمی ایفا کرده‌اند که باید روی این عناصر اقتدار سیاسی و بین‌المللی نیز تأکید ورزید. ارزش‌های دینی چون استکبارستیزی، فرهنگ شهادت در راه خدا و ایثارگری دارای ابعاد مختلفی هستند که ریشه در دین دارند و یک متخصص دیپلماسی عمومی نیز می‌تواند از آنها با ابزار مشروع در جهت اقتدار فرهنگی و سیاسی بهره بگیرد.

استکبارستیزی یک ارزش کاملا دینی برگرفته از متون دینی است که دارای منافع مادی و معنوی برای جهان اسلام است؛ بنابراین سر دادن شعار مرگ بر آمریکا متضمن تفکر استکبارستیزی به منظور رسیدن به حاکمیت ولی عصر(عج) است.
captcha