به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از آذربایجان شرقی، یقيناً هنر تلاوت، تواشیح و ابتهال را میتوان از اصيلترين و جذابترين هنرهای اسلامی به شمار آورد كه در تمامی بلاد اسلامی دارای طرفداران و علاقمندان بیشماری است؛ اما اين هنرها با تمامی عظمت و وسعت خود آنچنانكه شايسته نام آن است به جهانيان معرفی نشده است. لذا برآن شدیم تا نظرات پیشکسوتان این عرصه را درخصوص وضعیت تواشیح و ابتهال کشور جویا شویم. متن این گزارش یه شرح زیر است:
هنر ابتهال و تواشیح بهطور شایسته جایگاه
خود را در ایران نیافته است
استاد محمد عباسی، قاری پیشکسوت کشورمان در گفتوگو با ایکنا اظهار میکند: برای اینکه ارزیابی صحیحی از آشنایی گروههای تواشیح و ابتهال از اصول اساسی این رشته داشته باشیم باید به سبقه این کار در کشورمان بپردازیم؛ در فن مداحی ایرانیها چه بخش غرب کشور و چه بخشهای دیگر سبک مخصوص به خود را دارند و معروف به سبک آذریزبانان، بوشهریها، کرمانیها، یزدیها، تهرانیها، سبک خاص در شمال کشور و... هستند و این نشان میدهد که یک فرهنگ موسیقائی در جایجای میهنمان حاکم است و این فرهنگ در کشورمان نهادینه شده و در ایامهای مختلف میدانیم که مداحی مریوط به آن روزها صورت میگیرد و مردم نیز با آن انس دارند و پای منابر عزاداری میشینند.
وی ادامه میدهد: به بیان شفافتر مداحی در ایران جاافتاده است اما ابتهال و تواشیح آنطور که شایسته این هنر اصیل است، جایگاه خود را نیافته است؛ در کشورهای مصر و سوریه و... ابتهال و تواشیح از چندین صدسال گذشته در بین مردم نهادینه شده و مردم ذاتا با آن اهنگهایی که آنجا ساخته و خوانده میشوند انس دارند.
هوش قوی، گوش قوی و اجرای قوی؛ پیشنیازهای لازم برای هنر تواشیح
وی درخصوص اصلیترین معیارهای نزدیک شدن اصول اساسی چهارچوب تواشیح و ابتهال، خاطرنشان میکند: اولا باید به این نکته توجه شود که هر صدایی به درد تواشیح و ابتهال نمیخورد، نباید انتظار داشته باشیم از صداهایی که ضعیف هستند یا صداهایی که هیچ احساسی در صدای آنها نیست، مبتهل پرورش داد.
عباسی میافزاید: بعضی از صداها به انسان انرژی مثبت و فضای گوش جان سپردن میدهد ولی بعضی از صداها آدمی را منزجر و فراری میدهد؛ تلاوت قرآن، تواشیح، قرائت و ابتهالهایی که خوانده میشود از این امر مستثنی نیستند و ما باید اینها را تقسیمبندی کنیم، صداهایی که ویژه هستند، خوب هستند و صداهایی که گیرائی و رسائی گوش را دارند که بتوانند با آن اهنگ ارتباط برقرار کنند.
وی تأکید کرد: توجه به این نکته بسیار حائز اهمیت است که این هنر، یک کار تخصصی بوده و نیازمند پیشنیازهایی است و پیشنیاز آن در هوش قوی، گوش قوی و اجرای قوی خلاصه میشود. در مصر هنر تواشیح و ابتهال قدمتی چندین صدساله دارد اما در کشور ایران بعد از انقلاب این هنر ایجاد شده و مبتهلین نیز شاید از هفت یا هشت سال پیش به صورت جدی به این هنر فاخر پرداختهاند.
مبتهلین با مکاتب و سبکها آشنا شوند
این استاد پیشکسوت قرآن میگوید: لذا باید توجه کنیم که ما از صفر شروع کردیم و پس از انقلاب به اینجا رسیدیم و این برای ما ایدهال و مطلوب نیست، در این شرایط راهکاری که میتوان ارائه داد اینکه، افرادی که میخواهند در رشته ابتهال کار کنند، باید مکتبی داشته باشند؛ مثلا موسیقی شرقی یک مکتبی دارد و موسیقی غرب یک مکتب دیگر، یک سری از ملودیها، پردهها، نیمپردهها در مکتب غربی ممکن است وجود داشته باشد که در مکتب شرقی چنین چیزی نیست.
وی اظهار میکند: بنابراین اگر بخواهیم که پیشرفت کنیم باید آن مکاتب را بشناسیم و مکاتب خواندنها را بشناسیم؛ یعنی اگر بخواهیم قرائت کنیم، لاجرم باید از مکتبی مثل مصطفی اسماعیل یا استاد منشاوی یا مکتب استاد عبدالباسط و... تقلید کنیم، این مکتبها هستند که به قاریان را خلاقیت میدهند؛ یعنی وقتی در یک مسیر چهارچوب علمی و استاندارد قرائت قرآن وارد میشوید، بزرگان این کار را کردند و مصطفی اسماعیل و امثالش راه را برای ما هموار کردند و کسی که بخواهد پیشرفت بکند باید در همان مسیر قدم بگذارد و خلاقیتش را در همان مسیر شکوفا و بارور سازد.
عباسی ادامه میدهد: لذا اینکه برخیها میگویند من هیچکدام از مکاتب را قبول ندارم و میخواهم از خودم سبکی را اختراع کنم، به یقین باید گفت که اینکار اصلا شدنی نیست و مانند دو دوتا چهارتای ریاضی است، بنابراین کسانی که ابتهال میخوانند باید مکاتب را بشناسند. برای مثال تصور کنید در کتب شیخ طوخی میخواهیم ابتهال بخوانیم یک سبک خاصی دارد و یک جاهائی تاکیدات بر بعضی هجاها و بعضی از اصوات شده است که در مکتب دیگر مانند نصرالدین طوبار یا مکتب سعید حافظ یا استاد نقشبندی این تأکیدات وجود ندارد؛ سبک این افرادی که نام بردم ازهم متفاوت است اما اصل کارشان یکیست و همه آنها ابتهال میخوانند ولی صداها فرق میکند. مثلا صدای نقشبندی قویتر است و صدای دیگری نرم و لطیف است که این تمایز در سبکهاست که قاریان و مبتهلین را از همدیگر تمیز میدهد.
وی یادآور میشود: براین اساس اولین نکتهای که به مبتهلین تأکید دارم این است که حتما با سبکها آشنا شوند و اگر میخواهند پیشرفتی هم داشته باشند حتما خودشان را به یکی از این سبکها متصل کنند؛ یعنی اگر میخواهند دعا بخوانند متصل به سبک نصرالدین طوبار یا سبک سعید حافظ شوند. در بخش تواشیح نیز همانگونه است، یک زمانی در بخش تواشیح در برخی مواقع خیلی بحثهای هارمونیک خواندن و زیرصداهای چندنفره و چندصدای مختلف و بم، توسط و اوج همه باهم ترکیب میشدند که شاید در آن زمان از مزایای آن بهرهمند میشدیم اما بعدها متوجه شدیم که دوره این کارها سرآمده و احساس شد که اینها خیلی اصل نیستند، بلکه اصول دیگری است که نقش آنها بالاتر از اصول قدیمی بوده و هرچه تواشیح سادهتر باشد و مزخرفات لحنیاش استادانهتر خوانده شود گیرایاش نیز بیشتر است.
عباسی میافزاید: به اینگونه نیست که فکر کنیم در یک گروه پنج یا شش نفره حتما باید چند نوع صدای خاص ضدهم در تواشیح گنجانده شود، این خیلی نمیتواند کارساز و جذاب شود اما در یک تواشیح اسماءالحسنی از همه اساتید و از همه صداها استفاده میشود اما همه یک ریتم و یک حال و احساس را دنبال میکنند.
مسئولین فرهنگی کشور به شناخت مکاتب توسط مبتهلان یاری رسانند
وی تأکید دارد: امیدوارم مسئولین فرهنگی کشور در سازمانهایی مانند اوقاف و امور خیریه، شورای عالی قرآن، سازمان تبلیغات اسلامی، فرهنگ و ارشاد اسلامی و... یک مجموعه تدابیر جدیدی بیاندیشند و با برگزاری جلسات آموزشی برای شناخت مکاتب و ارائه راههای وصول به آن مکاتب، این رویه را تثبیت کنند؛ برای مثال تا امروز هیچ کار دانشگاهی روی بحثهای قرائت و ابتهال و... انجام ندادهایم.
استاد قرآن خاطرنشان میسازد: این درحالیست که محققان وقتی میخواهند کتاب بحارالانوار علامه مجلسی را نقد و بررسی کنند، کتابشناختی آن را انجام داده و منتشر میکنند؛ ما نیز باید برای شناخت مکاتب قرائتی و مکاتب ابتهال و تواشیح، یک کتابشناسی ویژه برای هر کدام از مکاتب مصطفی اسماعیل، منشاوی و... داشته باشیم که متأسفانه این کار اتفاق نیوفتاده و امیدوارم درسال جدید با دلسوزی هرچه بیشتر مسئولان این امر محقق شود و شاهد شکوفایی هرچه بیشتر هنر تواشیح و ابتهال باشیم.
درحوزه تواشیح به وحدت نظر نرسیدهایم
مهدی دغاغله، قاری پیشکسوت کشورمان نیز در گفتوگو با ایکنا میگوید: اولین مشکلی که در حوزه هنر تواشیح و ابتهال باید به آن توجه کرد این است که در کشور ما در تعریف تواشیح شبهه وجود دارد، به این مضمون که آیا واقعا آن متونی که الان گروههای تواشیح میخوانند، واقعا تواشیح اصیل با آن تعاریفی که ارائه شده، است یا نه و فاصله دارد؟
وی ادامه میدهد: درپاسخ به این سؤال باید گفت که در ایران هنوز به وحدت نظر در این زمینه نرسیدهایم، از طرفی میگوییم تواشیح از مبهشات اندولیسی گرفته شده و متنش باید از متنهای کوتاه، ساده، قابل هضم و قابل درک و فهم برای عموم مردم باشد و از طرفی میگوییم باید یک رویکردی به اشعار بزرگان و قصاید معروف داشته باشیم که این ضد و نقیض است و اخیرا این رویکرد انجام شده و به سمت قصاید بزرگ، قصایدی که واقعا هم از لحاظ معنا و هم از لحاظ وزن شعری سنگین هستند و برای آهنگسازی تواشیح کار شاقی است و هر کاری بکنند تواشیح آن زیبائی لازم را نخواهد داشت، رفتهاند؛ لذا چنین اثری فقط تبدیل میشود به یک سری سرودهها.
آهنگسازی و لحن باید استاندارد و اصولی باشد
دغاغله میافزاید: یک معضل دیگر هم در بحث آهنگسازی و لحن است؛ در بخش آهنگسازی، اکثر آهنگهایی که میشنویم آهنگهای آماده و آهنگهای مربوط به ملودی عربی است که یا در قالب سرود یا تواشیح و حتی ترانه ارائه میشود که گروههای تواشیح کلمات آنها را عوض میکنند و بهخاطر این تعویض کلمات، ناچارأ متن جدید میآورند و نمیتوانند روی آن قصیده بخوانند و به همین دلیل آهنگ را دستکاری میکنند که بتوانند به زور آن کلماتی را ادا کنند که مربوط به آن اشعار اصیل میشود.
وی ادامه میدهد: لذا کاری که تولید میشود کار غیراستاندارد و غیراصولی بوده و جذبهای هم نخواهد داشت؛ تحلیل جامع و ارائه راهکار برای بهبود این وضعیت نیز نیازمند کار کارشناسی و حضور صاحبنظران و پیشکسوتان این عرصه است که امید میرود در سال پیشرو همتها افزونتر شود تا شاهد ظهور و بروز گروههای تواشیح و ابتهال در کشور باشیم.
گروههای تواشیح و ابتهال امروز کشور نقاط قوت و ضعفی دارند
غلامرضا شاهمیوه، دیگر قاری پیشکسوت کشورمان در گفتوگو با ایکنا اظهار میکند: در ارتباط با اینکه آیا تواشیح در حال حاضر آن مسیر اصلی خودش را طی میکند یا نه، نیازمند بررسی همهجانبه است. براساس تجربیات داوریام میتوان گفت گروههای تواشیح و ابتهال امروز کشور نقاط قوت و ضعفی دارند که قابل تأمل و تفکر است؛ اینکه بعضی از گروهها در مرحله نهایی کارشان از نظر ملودی کار شایستهای ارائه میکنند ولی در اجرا ضعیف هستند یا برخی گروهها همه اصول را رعایت میکنند اما هارمونی و فواصل صدائیشان خارج از قاعده بوده و این بر روی اصل کار و ملودی اصلی تأثیرگذار میشود یا اینکه بعضی از گروهها نیز در تلفیق اشکال دارند، یعنی در واقع ملودی زیباست ولی نمیتوانند کلمات تلفیقی خوبی داشته باشند و هماهنگی ایجاد کنند و... .
وی تأکید میکند: لذا باید توجه داشت که تلاوت قرآن به سان يك ساختمان زيبا و هنری است كه برای بنا كردن آن، بايد انگيزه، نقشه، برنامه، فن، مصالح، سليقه و ذوق را در جای خود بهكار گرفت تا حاصل آن خلق اثری جاودانه توسط قاری باشد.
هنر تواشیح در قالب ذکر است و نباید مورد غفلت قرار گیرد
شاهمیوه با اشاره به تبلیغات منفی که غلیه هنر تواشیح و ابتهال صورت میگیرد، برگزاری جشنوارهها، سمینارهای علمی و جلسات کارشناسی در این عرصه را مفید دانسته و میگوید: این هنر اصیل اسلامی بعضا تحت هجوم و حملات زیادی قرار میگیرد اما با ارزشدهی به این هنر فاخر اسلامی، انگیزه و اشتیاق لازم در افراد بیدار و زنده نگه داشته میشود تا ادامه راه دهند و منشأ اثر شوند.
این استاد قرآن میافزاید: ما باید کاری بکنیم که در این اوضاع آشفته فرهنگی جهان، هرچه بیشتر بسترهایی را فراهم سازیم که جوانان به سمت آن فرهنگ قرآنی که ممکن است در بحث تلاوت، همخوانی قرآن و یا حتی ابیات و اشعاری که مربوط به اهل و بیت و مناسبتهای دینی است، سوق یابند؛ چراکه که همه این هنرهای فاخر قرآنی ذکر است و چون در قالب ذکر است، باید ترویج شود و نباید تخطئه یا مورد غفلت قرار گیرد.
گزارش از سمیرا عباسی