خطبه حضرت زهرا(س) منشور جهانبینی الهی است، این نوشتار در صدد آن است که مبانی اخلاقی و تربیتی مبتنی بر قرآن را که حضرت زهرا(س) خطبههای خود دارند را بازنگری کند، حضرت زهرا(س) در ابتدای خطبه غنی فدک به حمد و شکر خداوند میپردازند که مراتب شکر ایشان بسیار تأملبرانگیز است چراکه این مراتب در قرآن کریم بسیار مورد تأکید قرار گرفته است، لذا با ارائه این خطبه و آیات قرآن کریم در خصوص حمد و شکرگزاری می توانیم از وجود حضرت زهرا(س) توجه به نعمتهای الهی و نحوه حمد خداوند را بیاموزیم:
«سپاس و ستایش خداوند را به خاطر نعمتهایی که بخشید، و او را شکر به خاطر آنچه الهام کرد و مدح شایسته اوست به خاطر نعمتهای فراگیری که از پیش فرستاد، نیکیهایی تمام که بی سابقه ارزانی نمود و احسانهای کاملی که روا داشت. و آنها بیش از آن است که شمارش شود و والاتر از آن است که جبران گردد و پایندگیاش فراتر از ان است که اندیشه آید،آفریدگان را به ستایش فراخواند تا نعمت را بر آنان بیشتر کند و پایدار سازد و با نثار نعمت فراوان شکر آنان را خواستار شد و با دعوت دوباره بندگان به شکر خواسته است نعمتها را دوچندان نماید».
حضرت زهرا(س) سخن خویش را در پایگاه توحید، با زیباترین ستایشها از معبود یگانه آغاز میکند و می فرماید: «الحمدلله علی ماانعم» زیرا ایشان پرورده مکتبی است که خداوند، اساس و شالوده آن را بر حمد و ستایش نهاده است.
«الحمدلله» در قالب جمله خبری است، لکن به مفهوم «انشا» است؛ در کلام حضرت زهرا(س9 که در مقام ستایش و شکرگزاری است، برای اینکه همه خیرات و نیکیها با این جمله اظهار میدارد و چون درک عقل از درک همه آنها ناتوان است، به زبان اورد تا وظیفه حمد و ستایش را به گونهای بهتر و جامعتر به جای آورد.
ایشان میفرمایند: «و له الشکر علی ما الهم و ا لثناء بما قدم» مراد از الهام در این خطبه شریفه بارت از دریافت های خاصی است که خود وجود حضرت زهرا(س) احساس میفرمود نه مطلق الهام؛ زیرا ایشان در مقام انشاء شکر است و در تعریف شکر هم گفته شده که سپاسی است در مقابل نعمتهایی که به سپاسگزار رسیده باشد پس لازمه انشاء شکر آن است که دریافتها و الهاماتی مخصوص حضرتش بوده و چون مقام خطابه بوده و اقتضاء شرح بیشتر نداشته به اشاره کفایت فرموده است.
حضرت زهرا(س) نعمتهای عمومی خداوند را مورد ستایش قرار میدهدحضرت زهرا(س) نعمتهای ابتدایی و عمومی و شامل را که در تمام جهان هستی و بیرون از وجود آدمی است و حیات انسانها بدانها بستگی دارد، بدون اینکه بنده استحقاق آنها را داشته باشد مورد توجه قرار میدهد و میفرماید: «من عموم نعم ابتدأها»، این نعمتها از قبیل از قبیل زمین، آسمان، خورشید و غیره و آنچه که در زنجیره علل موجودات به ویژه آدمیان نقش مستقیم و غیرمستقیم داردو ایشان همه ستایشها را نثار بارگاه ربوبی میکند و نعمتهای عمومی خداوند را مورد ستایش قرار میدهد.
در این جمله «و سبوغ آلاء أسداها» ایشان به نعمتهای سازگار و هماهنگ باهم که برای رفاه، آسایش و آرامش آدمی و سایر موجودات آفریده شدهاند،اشاره شده و ذهن و دل مخاطبان خود را متوجه همگونی نعمت ها با یکدیگر و با نیازهای انسان مینماید.
ایشان با بیان «و تمام منن أاولاها» به نعمتهای پیاپی و گرانقدر الهی اشاره شده است؛ پیامبران الهی برانگیخته شدهاند تا با تلاوت آیات خداوند که شامل معارف مبدأ، معاد و احکام عبادی، اجتماعی و اخلاقی است، زمینه زترکیه نفس انسان را فراهم آورند و خرد را در پرتو حکمت باور کنند و این همان نعمت بزرگ و منت بیزوال است که حضرت به ان اشاره کرده است؛ مصداق بارز نعمت جاودانه هدایت است که ثمره نبوت است و به دنبال آن امامت و وصایت است که نتعمتی مستمر و رحمتی جاری در روزگار انسان است.
«جم عن الإحصاء عددها» نیز نعمتهای الهی از شمار شمارشگران بیرون است؛ زیرا هر جزیی از اجزا و نظام کلی عالم،نعمتی از نعمتهای خداوند است. میلیونها سلول بدن آدمی و دستگاههای پیچیده اندامها، نیروی درک و تفکر و نعمت های آشکار و پنهان در وجود انسان، نعمت های بیدریغ و فیض گسترده خداوند دائمالفضل است.
هیچ بشری قادر به درک تمام نعمتهای الهی نیست«ونأی عنالجزاء أمدها و تفاوت عنالإدراک أبدها»: نعمتهای خداوند از قلمرو درک و فهم ادمی بیرون و جبرانناپذیر است؛ زیرا زنجیره نعمتها در نسبت با انسان، به لحاظ دائم الفیض بودن خداوند از ازلیت آغاز میشود و تا ابدیت و جاودانگی ادامه دارد لذا هیچ بشری را توان درک و در نهایت جبران نعمتهای الهی نیست.
«و ندبهم لاستزادتها بالشکر لاتصالها و استحمد إالی الخلایق بإجزالها ثنی بالندب إلیأمثالها»: خداوند بینیاز از ستایش و تحسین بندگان است زیرا موجودی که از فکر و فهم محدود برخوردار است، کوچکتر از آن است که با ذکر و ثنای خداوند سودی به او برساند و یا با سرپیچی ضرری متوجه خداوند سازد.
مبانی قرآنی شکر کدامند؟برای بیان اهمیت شکرگزاری به ارائه سه آیه مهم در این خصوص کفایت کردهایم که با تأمل بر آن میتوان به اهمیت حمد و ستایش خداوند و همچنین شکرگزاری که حضرت فاطمه(س) در ابتدا سخن خود به ان پرداخته است، پی برد:
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ؛ پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم و شكرانهام را به جاى آريد و با من ناسپاسى نكنيد»( 152 سوره بقره) منظور از شکرگزاری و عدم کفران تنها یک مسأله تشریفاتی و گفتن با زبان نیست بلکه منظور آن است که هر نعمتی را درست به جای خود مصرف کنید و در راه همان هدفی که برای ان آفریده شده به کارگیرید تا مایه فزونی رحمت و نعمت خداوند شود.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد از نعمتهاى پاكيزهاى كه روزى شما كردهايم بخوريد و اگر تنها او را مىپرستيد خدا را شكر كنيد»(آیه 172 سوره بقره) اینها به شما نیرویی میبخشد تا بتوانید وظایف خود را انجام دهید به علاوه شما را به یاد شکر پروردگار و پرستش او میاندازد
«لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيد؛ اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعا عذاب من سختخواهد بود»(سوره ابراهیم، آیه7) این آیه رمز آن است که حکومت الهی و رهبر آسمانی مهمترین نعمتها است و اگر شکرگزاری نشود خداوند مردم ناسپاس را به عذاب شدیدی گرفتار میکند.
حضرت زهرا(س) هرگز دست از سپاسگزاری خداوند برنداشتنددر سراسر زندگی حضرت زهرا(س) ایشان هرگز دست از سپاسگزاری خداوند برنداشتند به عنوان نمونه نوشتهاند رسول خدا(ص) درب خانه حضرت فاطمه(س) را کوبید و فرمود: حسن(ع) و حسین(ع) کجا هستند؟ حضرت فرمود: صبح کردیم درحالیکه چیزی در خانه ما نیست تا رفع گرسنگی کنیم و ما در هر حال خدای بزرگ را سپاسگزاریم.
ادامه دارد...
یادداشت از مریم بیگدلو