وی افزود: از جمله کسانی که این حدیث را نقل کرده و صحت آن را نیز تایید کردهاند میتوان به حاکم نیشابوری و ذهبی اشاره کرد که هر دو از کبار ائمه حدیث اهل سنت به شمار میروند.
این مرجع تقلید بیان کرد: این حدیث را میتوان فصل الخطاب دانست زیرا تکلیف عامه و خاصه را مشخص میکند و دیگر حرفی باقی نمیماند؛ از دیگر مباحثی که در این حدیث به چشم میخورد آن است که این حدیث از نظر دلالت نیز کاملا منحصر به فرد است و کسی نمیتواند در دلالت آن شک کند.
وی گفت: در رجال ذهبی بیان شده است که پیامبر اکرم(ص) این حدیث را با همین الفاظ دقیق بیان کردهاند؛ به همین جهت است که متاسفانه وقتی فقه حدیث به درستی فهمیده نشود، این احادیثه نقل میشود ولی اثری در بسیاری از ناقلان آن ندارد.
آیتاللهالعظمی وحید خراسانی بیان کرد: ذهبی و سایر ائمه عامه و حدیث که این حدیث را این چنین نقل کردهاند برای فهم آن بهتر است که به فهم خود قرآن بپردازندغ در واقع تا قرآن شناخته نشود، این حدیث نیز ناشناخته باقی میماند.
وی گفت: از نظر فنی باید گفت کهمعیت از مفاهیم اضافی است و مفاهیم اضافیه، متقوم به طرفین است، نکته بعد آنکه این امر موجود به وجود طرفین است؛ از نظر برهان، در معیت، ذکر دو طرف، برای معیت، کافی است.
این مرجع تقلید بیان کرد: نکته محیرالعقول در این حدیث، تعبیر پیامبر اکرم است که در اینجا قرآن و امام علی(ع) را در کنار و با هم و در یک محیط ذکر کرده است یعنی اگر میخواهیم امام را بشناسیم باید قرآن را بشناسیم و اگر میخواهیم قرآن را بشناسیم باید امام را به خوبی درک کنیم.
وی گفت: اگر بخواهیم اعجاز قرآن را بیان کنیم، تا حد فهم باید بگوییم که نمیتوانیم به اسرار باطنی قرآن برسیم زیرا قرآن، هم دارای سادگی است و هم اینکه لایدرک و غیر قابل توصیف است؛ چونان نور خورشید که آن را حس میکنیم ولی از بیان اجزا و شعاع و کیفیت آن عاجزیم.
آیتالله وحید خراسانی بیان کرد: نکته دیگر آن است که وقتی به اسم اعظم خداوند میرسیم که میتوان از اسرار حروف مقطعه به آن رسید که عالم را زیرورو میکند و تمام مفسران درک آن عاجز هستند تنها گوشهای از گنجینه قرآن است.
وی گفت: مشکل این دسته از اهل حدیث آن است که به فهم عمیق از قرآن نرسیدهاند که بخواهند امام علی(ع) در این آیینه درک کنند زیرا امام علی(ع) در محیط قرآن است و این دو در یک محیط قرار دارند و هر کس که میخواهد به این حقایق برسد باید به این محیط وارد شود.
این استاد برجسته حوزه علمیه بیان کرد: قرآن در کتاب مکنون است ولی کسی نمیتواند اسرار آن را بازشناسی کند؛ البته خود قرآ« بیان کرده است که کسی غیر مطهرون که همان اولیاالله و معصومین(ع) هستند نمیتوانند به آن دست یابند و دست بزنند؛ آنها به خوبی درک کردهاند که منظور از این دست زدن به قرآن توسط مطهرون و آیه رجس کجاست ولی متاسفانه هنوز به حقیقت آن نرسیدهاند.
این مرجع تقلید گفت: قرآن به حدی عظمت دارد که حضرت موسی(ع) با هفت آیه خود، حضرت عیسی(ع) با آن معجزات و بزرگی، حضرت ابراهیم با خلوص یگانه در حدی نبودند این کتاب بر آنها نازل شود؛این گنج هستی تنها باید به پیامبر خاتم نازل میشد که این پیامبر خاتم این عظمت را در وجود امام علی(ع) بیان کرده است.
اوی با ذکر این مطلب که امام علی(ع) نیز اعجاز
قرآن را تمام نشدنی و غیر قابل شمارش بیان کردهاند تصریح کرد: این سوال از علمای
عامه و اهل حدیث مطرح است که چگونه شما به تبیان بودن قرآن بر کل شی قائل هستید و
از دیگر سوی این حدیث را نیز نقل میکنید و کسی که این چنین تبیان کل شی است را در
مرتبهای پایین تر از خلیفه دوم میپندارید که خودتان نقل کردهاید که در زمان
خلافت حتی احکام تیمم را نیز بلد نبود.