به گزارش خبرگزاري بينالمللي قرآن(ايكنا) از خوزستان، مرتضی حیدری آلکثیر، نام آشنايي براي ادبدوستان استان خوزستان است. شاعر آييني و آهنگساز خوزستاني كه ارديبهشت سال 62 در شهر حُر از توابع شهرستان شوش دانیال(ع) متولد شده و داراي مدرك کارشناسي ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی است.
حيدري آلكثير پيش از آغاز فعاليتهاي ادبي و سرايش شعر، در زمينه قرآن كريم و تواشيح فعاليت ميكرد. درباره پیشینه فعالیتهای خود در زمينه قرآن كريم گفت كه پيشينه فعاليتهاي من در زمینه قرآن و تواشیح پیشتر و قدیمیتر از فعالیت ادبی و سرایش شعر است.
اتوی برقی؛ اولین جایزه قرآنیام بود
او از دوره راهنمایی موفق به حفظ چند جزء پاياني قرآن كريم شد و در همان سالها در مسابقات حفظ جزء سی بخش نونهالان در سطح شهرستان شوش مقام اول را كسب كرد و یک «اتوی برقی» جایزه گرفت.
اين فعال قرآني درباره اولين موفقيت خود گفت: شاید هماكنون این جایزه خیلی ناچیز و ساده به نظر برسد ولی گذشته از همه این مسائل برای من که آن زمان ساکن روستا بودم و برای اولین بار در یک مسابقه بزرگ اول میشدم و جایزه قابل توجهی میگرفتم، بسیار تأثیرگذار و نقطه عطفی برای شروع یک کار قرآنی و هنری بود.
اين شاعر قرآني گفت: در دوره دبیرستان به دليل عضویت در گروههای تواشیح و استماع بسیار زیاد نوارهای استاد منشاوی و عبدالباسط وارد عرصه تلاوت تحقیق شدم و در همان زمان تکخوان و مسئول گروه تواشیح مسجدمان شدم و در مسابقات مختلف دانشآموزی در رشته تلاوت تحقیق همیشه مقام کسب میکردم.
حيدريآلكثير ادامه داد: در دوره دبیرستان استعداد خود را در سرایش شعر یافتم و با ولع بسیار به مطالعه آثار ادبی و حفظ اشعار حافظ و سعدی و دیگر شاعران پرداختم؛ اما این کار باعث نشد که از فعالیتهای قرآنی دور بمانم و این دو هنر را در کنار هم داشتم و روزی نبود که با علاقه به سمت قرآن نمیرفتم و این کار هر روز من بود.
اولين معلم و مشوق
اين هنرمند قرآني از اساتيد خود نيز ياد كرد و گفت: اساتید و مسئولان جلسات قرآن آن زمان در روستای حُر آقایان عزیز و محسن و علی کثیر و همچنین عظیم کثیر، علی ستاوی و راضی آلکثیر بودند كه تأثیر بسیار زیادی در پرورش استعداد حقیر داشتند و جزء اولین و مهمترین مشوقان و معلمان من بودند.
وي افزود: هیچوقت جلسات آموزش تجویدی که استاد عظیم کثیر با پشتکار و نظم فراوان برای ما برگزار میکردند، فراموش نميكنم و ما از همان دوران راهنمایی کل قرآن را با ترتیل و صوت و تجوید تقریبا قابل قبولی تلاوت میکردیم.
اواخر دوران دبیرستان و اوایل دوران دانشجویی فصل شکوفائی استعداد ادبی مرتضي حيدري آلكثير بود. تقریبا در هر جشنواره یا کنگره ادبی استانی و کشوری شرکت ميکرد و مقام کسب میکرد. توانست از سال 85 تا 88 حدود 4 مجموعه شعر و یک مجموعه نثر ادبی منتشر کند که کتاب اول او با موضوع دفاع مقدس مشترکا به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش ادبیات پایداری شناخته شد و در سال 86 از دست وزیر دفاع آن دوران جایزه خود را دریافت کرد. دو کتاب دیگر وي نيز در جشنوارههای کشوری جزء هفت کتاب برگزیده انتخاب شدند.
اين شاعر خوزستاني درسال 86 در دو جشنواره بینالمللی شعر فجر و نبوی رتبه اول را کسب کرد و درسالهای بعد نيز در بیش از 100 همایش کشوری دانشجویی نیز برگزیده شد.
«سرفه خونين تفنگي درباد» (مجموعه مستقل شعر دفاع مقدس سال 85 کتاب سال 86)، «خورشيد در عباي تو پيچيده ست»(مجموعه غزل آييني سال 86)، مجموعه شعرهاي آزاد و غزل «پايتخت جهان» درسال 87، «دير آمدي بهار» انتشارات توسعه كتاب ايران سال 88، مجموعه نثر ادبي «تشنه در ابر» انتشارات توسعه كتاب ايران در سال 89، چاپ سه مجموعه نوحههاي عاشورائي به زبان عربي با نام «دموع و دماء» از آثار اين شاعر است.
شعرخوانی در محضر مقام معظم رهبري
حدود سه بار شعرخوانی در محضر مقام معظم رهبري از ديگر افتخارات مرتضي حيدري آلكثير است که بار اول فارسی و دوبار دیگر به زبان عربی شعرخوانی کرد. علاقه و پیگیری او در زمينه قرائت تحقیق، تواشیح و شعر عربی و فارسي بود. همچنين ذوقی که در آهنگسازی نوحه و تواشیح و سرودهای دینی داشت باعث شد که وقت وي به جهت فعاليت در اين زمينهها کاملا پرباشد.
حيدريآلكثير با بيان اينكه به همه اين هنرها عشق میورزید، گفت: همه اين هنرها به نوعی با قرآن و اهل بیت(ع) پیوند داشتند و چه سعادتی از این بالاتر بود که انسان در این راه گام بردارد.
شعرخواني در كنار شاعران جهان عرب
اين هنرمند قرآني در 5 سال اخیر، هرسال به عنوان نماینده ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان شاعر به کشورهای قطر، عراق، کویت و لبنان اعزام شد و در کنار شاعران جهان عرب به شعرخوانی با زبان عربی پرداخت که از نظر وي تجربه بسیار خوب و گرانسنگی بود تا خود را در این فضاها محک بزند و بتواند هرچه بیشتر به شعر عربی که مخاطب بسیار زیادی دارد، بپردازد.
آهنگسازی برای تعدادی از گروههای تواشیح کشوری در استان خوزستان و استانهای دیگر و اجرای این آهنگها در مسابقات کشوری از افتخارات ديگري وي است.
حيدريآلكثير درباره اثرگذاري انس با قرآن كريم در انديشه و رفتار انسان و به ويژه انديشه هنري او گفت: خداوند در سوره شمس می فرماید: «فألهَمها فجورها و تقواها». الهامی که به انسان و به ویژه شاعر که از این منبع فیض الهی به صورت ویژهای میتواند بهرهمند شود، یا الهام الهی ست که با تقوا توأم است یا الهامی شیطانی ست که به الهام فجور تعبیر میشود. مسلما انسان و در اینجا شاعر نتیجه مطالعه و اندیشه خود را بر کاغذ میآورد و روشن است که انس با قرآن داشتن بهترین و کوتاهترین راه برای بهرهمندی از الهام تقوی ست که در آیه به آن اشاره شد.
باتدبر در قرآن میتواند هنری اصیل، تأثیرگذار و جهانی به جامعه عرضه کرد
اين شاعر خوزستاني گفت: قرآن منبع علم و حکمت است و هنر نیز تجلی این دو، پس قاری قرآن و به ویژه کسی که تدبر در قرآن داشته باشد میتواند هنری اصیل، تأثیرگذار و به عبارتی هنری جهانی به جامعه عرضه کند.
اين هنرمند قرآني با اشاره به بازتاب معارف قرآني در آثار شاعران بزرگ ما گفت: مولانا، حافظ، سعدی، عطار، سنائی و از همه بیشتر ناصر خسرو قبادیانی و حتی فردوسی که در یک نگاه کلی میتوان گفت پیکره اصلی ادب پارسی را تشکیل میدهند، همه و همه از قرآن بهرهها جستهاند و دقیقا این بهرهمندی آنها از قرآن است که باعث ماندگاری آثارشان شده است.
وي ادامه داد: حافظ میفرماید: «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم» و مولانا در تمثیلها و مثنوی معنوی خود تمام قد به قرآن تکیه کرده است که اکنون چهرهای جهانی است.
حيدري آلكثير کتاب «خورشید در عبای تو پیچیده ست» را كه مجموعه دوم او است، بيش از همه آثار خود ميپسندد. وي در اين باره گفت: اين كتاب شعر به مدح و منقبت چهارده معصوم(ع) میپردازد و حس و حالی که حقیر در سرایش شعرهای این کتاب داشتم بسیار ویژه بود و آثار و برکات معنوی و حتی مادی این کتاب در زندگی من همچنان جاری و مشهود است.
هرکجا باران گلی از خاک بر میآورد
باد، صبح چیدنش را در نظر میآورد
هیچجای نا امیدی نیست وقتی گورکن
روزیاش را از دهان مرگ در میآورد
کرم بین پیلهاش سر در نمیآرد که چیست
آخرش اما سر از پرواز در میآورد
ایستاده روی حرف جاده چون کوه و کمر
این درخت مرده آخر برگ و بر میآورد
بشکنیدم با خود ای شبها که بختم سالهاست
روی دوشم برگ ها را با تبر میآورد
آنقدر میایستم تا مرگ را راضی کنم
انتظار تشنگانرا تیغ، سر میآورد
2
نه حسّی که دل را تکان داده باشد
نه آهی که در سینه جان داده باشد
نه آن آتشی که هوس کرده از لطف
سلامی به یک شمعدان داده باشد
عطش نوش خاک است باران که دل را
به آواز لب تشنهگان داده باشد
تو امّا همان سرو سبزی که میخواست
به پرواز تیر آشیان داده باشد
به پائیز، نازکتر از گل نگفتی
که داغی به دستت نشان داده باشد
خلیلانه میایستی چون درختی
که در شعله، دستی تکان داده باشد
شبیه شهیدی که زنده ست، هرچند
پس از زخم صدنیزه جان داده باشد
3
لب میزنم به گریه... لبت را به من بده
بیپرده شاعرم، ادبت را به من بده!
یک ذرّه آفتاب، چشیدم دلم گرفت
حالا شراب تلخ شبت را به من بده
بر خوان عشق، بنده ناشکر ِ هستیام
سیر از محبّتم، غضبت را به من بده
بذری عمیق در دل یک انجماد آه!
بی تاب رویشم، طربت را به من بده
با «کوثر» امتحان کن، اگر سینهام نسوخت
«تبت یدا ابی لَهَبَت » را به من بده