به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، تاریخ اسلام پر است از مناسبتها، اعیاد، موالید و سوگواریهای اهل بیت(ع) و یا ایام خاص و معنوی که برای هر کدام از آنها فضیلتها و یا اعمال خاصی از بزرگان دین آورده شده است. روزهایی هم هستند که خداوند دربهای رحمت خود را بهصورت عام باز میکند و فرصت استغفار و بندگی و بازگشت به سوی درگاه ربوی خود را بیش از پیش برای بندگان فراهم میکند.
ماههای رجب، شعبان و رمضان از جمله این ایام محسوب میشوند که خداوند در این ماهها عنایت ویژهای به بندگان خود به خصوص مقربان درگاهش دارد و اکنون نیز دوباره در یکی از این ایام پر از رحمت و برکت، ماه استغفار و بازگشت به سوی درگاه احدیت یعنی ماه رجب قرار گرفتهایم.
هرکس به ظرف مسلمانی خویش از فرصتهای معنوی بهره میجویدمسلماً تمام مسلمانان و هر کس به ظرف مسلمانی خویش از این فرصتهای استثنایی معنوی در زندگی خود بهره میجوید. کم یا زیاد آن میان بندگان متفاوت است اما مهم توجه به برکات و نعمات معنوی این ماه عظیم است. ماهی که به گفته علما و بزرگان دین، ماه خدا نامیده میشود.
دلهای شیفتهای لازم است تا قلمها برای نگارش احوال جبههها به نگارش درآیندو باز هم داستان جبههها و بهرهجویی سالکان طریق عشق و بندگی و اسطورههای دوران حماسه و ایثار از این فرصت معنوی عظیم، حکایتهای فراوانی دارد که مسلماً در یک یا چند مجال نمیگنجد. آری! زمانها و دلهای شیفتهای لازم است تا قلمها به حرکت درآیند و خاطراتی زیبا و به یاد ماندنی از امامزادگان عشق یعنی شهدا را در بهرهجویی از فرصت ماه خدا به نگارش درآورند و به تصویر کشند.
در این میان باز هم سردار سرتیپ دوم پاسدار مجتبی میناییفرد، یکی از یادگاران دوران 8 ساله دفاع مقدس ما را تنها نگذاشت و با قلم شیوایش به کمک ما آمد و شرحی زیبا از حال و احوال رزمندگان و شهدا را در ماه رجب، ماه استغفار و بندگی برای ما ارسال کرد که در ادامه این گزارش میخوانیم.
شرحی از احوالات دوران عشق به نقل از یکی از یادگاران آن«و چه زود گذشت آن دوران پر خاطره و پرمخاطره دفاع مقدس برای هر لحظهاش کتابها میتوان نوشت و اگر قصور دستگاههای فرهنگی نبود، فکر میکنم هیچ گنجینهای خالی نمیماند و آنقدر خاطرات جمعآوری میشد که بر وزن این ثروت معنوی برای آیندگان میافزود.
آن شعر زیبا که روح جان هر شنوندهای را مینوازد: «سنگر خوب و قشنگی داشتیم/ روی دوش خود تفنگی داشتیم/ جنگ ما را عاشق خود کرده بود/ جبهه ما را لایق خود کرده بود/ جبهه دریا گشت و ما یونس شدیم...»
در جبهه به تمام مناسبتها توجه ویژه داشتیمشاید برای بچههای امروزی جای تعجب باشد که ما در جبهه به تمام مناسبات و مراسمها توجه ویژه داشتیم. چه شبهای عاشورا و چه شبهای قدر و اعیاد نوروز و دهه فجر، همه جایگاه ویژهای داشتند.
از شروع ماه رجب بوی رمضان میآمد و خیلیها شروع به آماده شدن میکردند. بساط روزههای مستحبی و حتی روزههای قضا در گرمای طاقت فرسای جنوب از علائم ویژه رجب و شعبان بود. همیشه این حدیث را که پای منبر مرحوم پیشوا شنیدم فراموش نمیکنم که با صدای رسایی فرمود «ندایی در محشر میپیچد که «أین الرجبیون» و مصدری از نور را نشان میدهند «هم الرجبیون» قطعاً چند میلاد فرخنده از جمله امام محمد باقر(ع)، حضرت علی(ع) و... بر فیوضات این ماه افزوده است اما این مطلب را که هر سال برایم سئوالش جدید میشود فرازی از دعای پر نور «یا من أرجوه» ذهنم را مشغول میکند که هر روز میخوانیم «ای خدایی که رجوع تمام خیرات و برکاتی و ای خدایی که زیاد میبخشی در برابر مطاع قلیلها «یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه» خدا وکیل کدام چشم است که طاقت بیاورد و نبارد در برابر این همه عظمت خدای بزرگ...
بساط خلوتهای عبادی در ماه رجب در جبههها گسترده بود خلاصه عرض میکردم که در جبهه به این موارد بسیار توجه میکردم و بسیاری هم در این دعاها حاجت میگرفتند هر چند بعضاً نشان نمیدادند که در دل عشق سوزانی از درونشان شعلهور است. همه آنها را اهل شوخی و خنده میدانستند اما آنها جزو کسانی بودند که در خلوت آن کار دیگر میکردند.
آنقدر «حرم شیبتی علیالنار» را زمزمه کرد تا آسمانی شداواخر رجب بود که هر روز شهید حسن حقنگهدار اوضاع خنده راه میانداخت و همزمان با تکان دادن دستهایی که فراز آخر دعا را میخواند انگشت به انگشتان آنها میزد و تقلید صدای زورو میکرد و شهید غلامرضا ذاکر عباسعلی که ریش نداشت، همان یکی دو نخ ریش زیر چانهاش را میکشید و «حرم شیبتی علیالنار» را با سوز عجیبی میخواند و میگفت خدایا لااقل این یکی دو نخ ریش ما را از آتش مصون دار...
و صد افسوس که چون عمر گذشت پس از 30 سال از عروج آن یاران سفر کرده به خود میآییم که آنها چه عاشقانه و بی ریا با خدای خود نجوا کرده و برات آزادی را از این دنیا و زخارف آن گرفتهاند که دیگر با دعا و مفاتیح و ... اغنا نمیشدند و هدف و نشانهشان فقط «...عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ؛ ... نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند» (آیه 169 سوره آل عمران) بود که اینچنین از غلاف دنیای مادیشان بیرون آمده و بر دشمن تاختند و نظام را حفظ کردند و به شهادت رسیدند و ان شاءالله جزو «هم الرجبیون» گشتند و شاید که اگر درست زندگی کنیم به آنها برسیم».