به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، حرص به مال، طمع، آز، زیادهجویی مال، حالت جمع مال بدون هدف و از اخلاق ذمیمه و نکوهیده است که دین مقدس اسلام بهشدت با آن مخالف بوده و آنرا ضد ارزشهای انسانی معرفی میکند.
پیامبراکرم(ص) فرمود: «غنیترین مردم کسی است که اسیر حرص(طمع) نباشد» و نیز فرموده است: «بپرهیزید از اینکه طمع را شعار و پیشه خود سازید که این کار دل را آلوده و حرص را افزوده میسازد و به دلها محبت و دوستی دنیا میزند و طمع و آزمندی کلید هر بدی و سرآمد هر خطایی است و باعث زدودن هر کا رحسنه و نیکی است».
امام محمدباقر(ع) نیز فرموده است: شخص حریص به کرم ابریشم میماند، که هرچه بر خود بتند بیرون شدنش سختتر و دورتر میگردد، تا آن هنگام که با اندوه خواهد مرد.
مال بهمعنی خواسته، آنچه در ملک کسی باشد راغب گفته: مال را از آن جهت مال گویند که پیوسته مایل و زائل است مالی که انسان را سرگرم کند و باعث خودخواهی و از بین رفتن آداب و رسوم و کاهش دین شود، از نظر آیات و روایات مذموم و نکوهیده است.
امام علی(ع) فرمود: دارایی مایه و پایه شهوتها و خواهشهاست(زیرا دست را برای رسیدن به آرزوهای نفسانی بازمیگذارد).همچنین در روایت دیگری فرمود: کثرت و افزایش مال و ثروت، باعث تباهی و از بین رفتن دین و سنگدلی میگردد و از جمله مفاسد و تباهی مال آن است که انسان در اثر اشتغال به آن، گناهان خود را فراموش میکند مال، دین را به خطر میاندازد.
ابوبصیر از امام باقر(ع) نقل میکند که در زمان پیامبرخدا(ص) یکی از اصحاب صفه به نام سعد بود که سخت در فقر و پریشانی به سر میبرد و حضرت بهشدت نگران حال او بود و میفرمود: اگر خدا مالی به من میداد تو را بینیاز میکردم چندی گذشت و مالی به دست پیامبر(ص) نیفتاد تا اینکه روزی جبرئیل نازل شد و دریافت که پیامبر(ص) دوست دارد چیزی به دست آورد و به سعد بدهد.
جبرئیل دو درهم به حضرت داد و گفت: اینرا به سعد بده و به او بگو: با این دو درهم داد و ستد کند، حضرت آنرا به سعد داد و فرمود: با این دو درهم تجارت کن، باشد که خداوند تو را بینیاز گرداند.
او دو درهم را سرمایه کرد و به تجارت پرداخت و آنقدر برکت به او روی آورد که هرچه میخرید به دو برابر میفروخت، تا اینکه به درب مسجد پیامبر(ص) دکانی خرید و به کار و کسبش رونق تازه بخشید سعد که هر روز هنگام نماز به درب حجره پیامبر(ص) منتظر میماند که حضرت کی بیرون آید، چنان سرگرم کار و کسب شد که بسا بلال اذان گفته بود و مردم به مسجد گرد آمده بودند و او هنوز وضو نساخته بود.
پیامبراکرم(ص) متوجه شد به وی فرمود: ای سعد! میبینم مال دنیا تو را به خود سرگرم ساخته که از نماز بازت داشته؟ او در جواب گفت: یعنی میفرمایید مالم را به دست تلف دهم که ضایع شود؟! آخر کار و کسب است، این یکی بدهکار من است بدهیاش را آورده آن دیگری طلبکار است، طلبش را میخواهد ناچارم به کارهایم برسم.
حضرت از این حال سعد سخت رنجیده خاطر گشت، بیش از آن رنجش که از فقر و پریشانی او داشت.جناب جبرئیل متوجه شد، عرض کرد: به سعد بفرما! آن دو درهم را به شما بازگرداند، حضرت به سعد فرمود: دو درهم را به ما برگردان. سعد گفت: دو درهم که سهل است دویست درهم میدهم. حضرت فرمود: نه، همان دو درهم را بیاور، او دو درهم را آورد، چیزی نگذشت که بهعلت زوال برکت و زیانهای پیدرپی، مال و ثروت سعد از دستش برفت و به حال نخست بازگشت.
اگر انسان گرفتار این صفات زشت یعنی زنجیرهای وحشتناک شود، دیگر نصیحتها و مواعظ در او اثر نخواهد کرد به همین دلیل خداوند به پیامبرش میفرماید: «چه انان را بترسانی یا نترسانی ایمان نمیآورند».