کد خبر: 3491521
تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۱

«گناه» عامل برهم خوردن نظم آفرینش انسان

گروه اندیشه: علت اینکه خداوند عملی را برای انسان ممنوع اعلام کرده این است که خداوند جسم و روح انسان را بر اساس «نظم» خلق کرده بنابراین باید بر اساس برنامه پیش رود.

گناه در لغت فارسی به معنای بزه، جرم، خطا، نافرمانی و امثال این الفاظ آمده و در لغت عرب از آن به ذنب، اثم و معصیت تعبیر شده‌ است، معنایی که در هر دوی آن صادق و جامع همه معانی است، همان نافرمانی و انجام عملی بر خلاف قانون و یا سرپیچی از قانون است که در پیش اهل شرع عمل نامشروع تلقی می‌شود.
هرآنچه که با قوانین طبیعی، اجتماعی و فضایل اخلاقی منافات داشته باشد گناه محسوب می‌شود، چراکه کلیه قوانین را خداوند تعیین کرده‌‌ است. این نافرمانی از دستورات خدا هم عمل انسان را شامل می‌شود و هم اندیشه او چراکه فردی که اندیشه گناه را در سر بپروراند فردی گناهکار است، حضرت علی(ع) فرموده است: «کسی که درمورد گناه بسیار فکر کرد گناهان او را به سوی خود می‌کشند».

اسلام درصدد خشک کردن گناه از سرچشمه است
فکر گناه دل را تیره می‌کند و اسلام درصدد است تا گناه را از سرچشمه خشک کند، به همین جهت پایه اعمال را از نظر کیفر و پاداش بر روی اندیشه و نیت انسان بنا نهاده است، صحبت در خصوص اثر اندیشه گناه مجالی دیگر می‌طلبد. انسان نخست باید گناه را بشناسد تا بتواند آثار آن را مورد بررسی قرار دهد، عنوان گناه از این جهت از سوی خداوند اختصاص یافته که خدای متعال آن را ممنوع اعلام کرده است.
علت اینکه خداوند عملی را برای انسان ممنوع اعلام کرده این است که خدواند جسم و روح انسان را  بر اساس «نظم» خلق کرده بنابراین باید بر اساس برنامه پیش رود؛ اعمالی که این نظم و برنامه را بر هم زند ممنوع است و در اصطلاح دینی در زبان فارسی گناه و در زبان عرب «ذنب» نامیده می‌شود.
«گناه» از یک سو برهم ‌زننده تنظیم جسم و روح انسان و از سوی دیگر مانعی برای پیشرفت انسان جهت رسیدن به هدف غایی او از خلقت هستند؛ خداوند موانع رسیدن به حقیقت و سعادت را گناه دانسته  است، برخی از گناهان مانع پیشرفت جسم و برخی مانع روح هستند، امام رضا(ع) فرموده‌اند: «اطمینان داشته باشید که هر عملی که خداوند بر شما حرام کرده برایتان مضر بوده است»، خدواند متعال از یک سو کلیه مصایب و گرفتاری‌های دنیایی را معلول گناه می‌داند و از سوی دیگر شخص گناهکار را به عذاب آخرت بیم می‌دهد.
بیم از عذاب آخرت، ایمان به معاد، را تقویت می‌کند؛ گناه علاوه بر اینکه بر جسم و زندگی دنیایی و آخرتی انسان اثر می‌گذارد بر روح او هم تأثیر دارد همانگونه که خداوند می‌فرمایند:« وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ؛ هر مصيبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است كه انجام داده‏ايد»(شوری/آیه 30)

گناه ارتباط با خدا و عبادت را قطع می‌کند
یکی از آثار گناه سلب توفیق از ارتباط با خدا  و عبادت است و نماز و دعا از ابزراهای ارتباط با خداوند است که گناه مانع اجابت دعا و ارتباط قوی بین بنده با خالق خویش می‌شود. خداوند در آیه 15 سوره مطففین می‌فرماید: «کَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ؛ هرگز چنین نیست قطعاً در آن روز آنان از (ملاقات) پروردگارشان منع شده اند». حضرت سیدالشهداء علیه السلام در دعای عرفه چنین می‌فرماید: «الهی آن که تو را یافت، چه چیزی را از دست داد و آن کس که تو را از دست داد، چه چیزی را پیدا کرد».
حضرت علی(ع) نیز می‌فرماید: «از تبعیت شهوات بپرهیزید که شما را از یاد خداوند غافل می‌کند»، یکی از مقدرات حتمی انسان مرگ است که هیچ گریزی از آن نیست، اما اعمال او با کوتاهی و طول عمرش ارتباط دارد بر طبق ادله‌ای که در علوم دینی وجود دارد دو نوع مرگ وجود دارد، اجل حتمی که قابل تغییر نیست و اجل غیر‌حتمی که با انجام عمل صالح قابل تغییر است و می‌توان آن را به تأخیر انداخت ارتباط تنگانگی بین امور مادی و معنوی وجود دارد که کم و بیش علم بشر به برخی از آنها دست یافت و بسیاری از آنها را هنوز نشناخته است.
شیخ مفید حدیثی از امام صادق(ع) بدین مضمون نقل کرده است: «از برای خداوند بر بنده با ایمانش چهل پرده است که هرگاه یک گناه بزرگ انجام دهد یکی از آن پرده‌ها برداشته می‌شود»، در دعای کمیل می‌خوانیم «خدایا بیامرز آن گناهانی را که پرده‌ها را می‌درد» جسم همین اعضا ظاهری بدن است و روح آن نیرویی است که آنها را به کار می‌دارد همین روح است که در سخن علما و بزرگان دین از آن به عنوان جان، نفس، روان و دل تعبیر شده است.

اهمیت تعدیل غرایز به وسیله تربیت و عقل

انسان در یک سری از غرایز با حیوان مشترک است و اگر این غرایز را به وسیله تربیت و عقل تعدیل نکند از حیوان هم پس‌تر می‌شود، صفات و فضایل انسانی هر کدام به منزله پرده‌ای است که روی غرایز حیوانی کشیده شده و آنها را در وجود انسان پنهان می‌سازد، بخشش، عدالت احسان و ... هر کدام به منزله سرپوشی است که بر روی غرایز حیوانی گذاشته می‌شود و اگر این پرده از بین برود انسان تحت تأثیر غرایز سرکش قرار گرفته و به صورت حیوانی خشمگین و افسارگسیخته  در می‌آید.
 به دلیل وجود همین شرم و حیاست که عده‌ای از مردم به  سمت گناه نمی‌روند، لذا انسانی که طالب فضیلت و کمال است و می‌خواهد کمالات انسانی را در خود زنده کند باید درصدد باشد تا کارهایی که پرده‌های شرم و حیا را کنار می‌زند و غرایز نهفته حیوانی را تحریک می‌کند، انجام ندهد.  
در نهاد انسان نیرویی است که پس از ارتکاب گناه انسان را مورد ملامت و سرزنش قرار داده و با ضربات مستمر خود آرامش روحی را از انسان سلب می‌کند که قرآن کریم از آن به عنوان نفس لوامه یاد کرده است، امام حسین(ع) می فرماید: «هر کس بخواهد با معصیت خدا به امری برسد، از خواسته خود دورتر می‌شود و از آنچه می‌ترسد، به آن نزدیک‌تر می‌گردد»، خداوند می‌فرمایند: «لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ...؛ این بارهای سنگینشان را باید تا روز قیامت به دوش خود حمل کنند»، (النحل/ آیه 25)

گناه انسان را به کفر می‌کشاند
یکی از آثار بسیار خطرناک گناه که در شخص گناهکار به وجود می‌آید این است که او را به کفر و انکار ارزش‌های مذهبی و دستورات دین که از آن می‌توان با نام «بی‌دینی» یاد کرد، می‌رساند که به راستی اثر خطرناکی برای انسان و برای سلب سعادت انسان مؤثرترین وسیله است این اثر راه هدایت را به روی انسان می‌بندد.‌
علامه مجلسی در معنای جمله فیصی اعلاه اسفله گفته: یعنی همان‌طور که وقتی ظرفی وارونه شد دیگر چیزی در آن قرار نگیرد، دل نیز در اثر گناه وارونه گردد و دیگر سخن حق در آن جای نگیرد و به تدریج به کفر و بی‌دینی منجر شود و ما این امر را در برخورد با افرادی که  منکر مبدأ و معاد هستند به خوبی مشاهده می‌کنیم که گناه سبب انکار،الحاد و کفر آنها شده است.

منابع:
1_لغت‌نامه دهخدا ماده ذنب
2_ غررالحکم ص 664
3_مستدرک الوسائل، ج11، ص327.
4_ همان، ص347
5_اختصاص مفید ص 220
6_کافی، ج2، ص 373
7_سوره روم/آیه 10
8_ اصول كافى ج : 3 ص : 369 رواية
9_سوره مطففین: 14
captcha