به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، آموس برتو لاچی، اسلامشناس ایتالیایی شامگاه شامگاه چهارشنبه، ۸ اردیبهشتماه در دانشگاه بوعلیسینا اظهار کرد: مدیر طرح تصحیح انتقادی الهیات شفا گفت: ابن سینا فضایی را برای گفتوگوی بین فرهنگی در ورای محدودیتهای دینی ایجاد کرد و توانست فضایی را برای گفتگوی ادیان برای مباحث مهم شکل دهد.
وی افزود: آلبرت کبیر یکی از بزرگترین متفکران قرون وسطی است که از ابنسینا در برابر ابن رشد منتقد نظریات وی دفاع میکند و میگوید: «کسانیکه حرف ابنسینا را نادرست میدانند در اشتباه هستند» ابنسینا تأثیر بسیاری بر فرهنگ لاتین قرون وسطی داشت و این تأثیر تنها به فلسفه مختص نیست بلکه علم طبابت او را نیز در برمیگیرد.
این استاد دانشگاه اسکوالا نرماله سوپریوره کشور ایتالیا بیان کرد: ابنسینا و آلبرت کبیر هر دو به زمینههای متفاوتی از علوم مختلف علاقهمند بودند و توجه آلبرت کبیر به بوعلیسینا به سبب علاقه خاص وی به متافیزیک بود زیرا ابنسینا متفکر و متکلمی روشمند بود. نقشی که ابنسینا در فلسفه اسلامی دارد همان نقشی است که ارسطو در فلسفه یونانی داراست.
آموس برتو لاچی اضافه کرد: ابنسینا را میتوان ارسطوی ثانی نامید با این تفاوت که در یک بافت فرهنگ دینی دیگر قرار دارد، در مقایسه متافیزیک ارسطو با ابنسینا این مسئله به روشنی آشکار است، خداوند در فلسفه ارسطویی به عنوان محرکی بیان میشود که خود حرکت نمیکند و این تعریف از خداوند متفاوت از تعریف خدا در ادیان ابراهیمی است.
ابنسینا جایگاه متافیزیک را به توحید اسلامی نزدیک کردوی خاطرنشان کرد: ابنسینا، فرم،صورت و جایگاه متافیزیک را عمیقا تغییر داد و آن را به توحید اسلامی بسیار نزدیک کرد، این تحول نه تنها در جهان اسلام بلکه در ورای آن هم بسیار گرانسنگ و حائز اهمیت بود، رویکرد جدید ابنسینا در واقع بسیار نزدیک به کاری است که آلبرت کبیر انجام داد، ابن سینا از نظر زمانی چندین قرن و از نظر مکانی هزاران کیلومتر از ارسطو فاصله داشت و هیچگاه آثار ارسطو را به زبان اصلی مطالعه نکرد ولی در تداوم اندیشه ارسطویی به اسلام شخصیت ابنسینا بسیار روشن ظهور یافت.
وی در ادامه گفت: ابنسینا در تغییر و تحول متافیزیک ارسطویی نقشی اساسی ایفا کرد و اهمیت بنیادی به الهیات در سیستم فلسفی داد، ابنسینا متافیزیک ارسطو را غیر سیستماتیک دانست و گمان میکرد که باید در آن تحول ایجاد شود، نکته مهم این است که کتاب «شفا» به عنوان جامعترین کتاب فلسفی ابن سینا مهمترین اثر او و متعلق به دوره بلوغ وی است، این کتاب تنها اثر فلسفی ابن سینا است که به لاتین ترجمه شده است.
مجری طرح تصحیح و ترجمه الهیات شفا ابراز کرد: شکل کلی کتاب «شفا» تا حدی سنتی است و چندان تفاوتی با آثار متفکران غربی ندارد، اما حاوی اصالتهای جدی است،ابنسینا سه اثر ارسطو درباره حیوان شناسی را در یک بخش کتاب آورده است و بخش نفس کتاب را پیش از گیاه شناسی و حیوان شناسی قرار داده است وی آنچه که در ارسطو هست را شرح میدهد و ارسطو مهمترین منبع ابن سینا است.
آموس برتو لاچی با بیان اینکه متافیزک بوعلیسینا گرچه نسبت به سایر آثار او بسیار مفصل نیست اما نسبت به متافیزیک ارسطو بسیار مفصل است، اذعان کرد: ابنسینا در کنار متن ارسطو تمام تفکرات الهی، کلامی و متافیزیک وی را افزوده است، ابنسینا در الهیات سه تفاوت عمده ایجاد کرد، این تفاوتها در فرم، جایگاه و محتوای الهیات بود و تغییر در محتوا برای ما بسیار مورد توجه است.
ابنسینا متافیزیک را بالاتر از فیزیک میداندوی افزود: در متافیزیک ارسطو ما صرفا میدانیم که متافیزیک پس از طبیعت آمده و شناخت دیگری به دست نمیآوریم در صورتی که ابنسینا تفاوت متافیزیک با فیزیک و سایر علوم را بازگو میکند، ابنسینا اعلام میدارد که متافیزیک بالاتر از فیزیک قرار گرفته همچنین ساختار متافوتی به متن ارسطو داده و بعضی قسمتهای آن را حذف، اضافه و یا مورد بازبینی قرار میدهد، با این کار ابنسینا الهیات را به خدا که در ادیان اسلامی معرفی گردیده ربط میدهد، چنین موضوعی را در اصطلاح شناسی و مثالها و موضوعاتی که مطرح میکند می توان دید.
این اسلامشناس ایتالیایی گفت: ابنسینا بحث مربوط به وجود خداوند، صفات،خلق جهان توسط خداوند، علم خدا به جهان، اراده خدا به جهان، سرنوشت روح انسان پس از مرگ و نقش پیامبر(ص) در اجتماع را بیان میکند و به این ترتیب ارائه وی از خدا بسیار مفصلتر از «محرک نامحرک» ارسطو است.
آموس برتو لاچی در پایان ابراز کرد: تصویری که ابنسینا از خدا ارائه میکند نه تنها اسلامی بلکه عقلانی بوده و به همین خاطر توجه سایر متکلمان غیرمسلمان را هم جلب کرده است، ابنسینا در واقع فضایی را برای گفتگوی بین فرهنگی در ورای محدودیتهای دینی موجود ایجاد کرد و توانست فضایی را برای گفتگوی ادیان بر سر مباحث مهم شکل دهد.