گروه جامعه: متأسفانه در سنینی که بچهها نیاز به حضور مادران دارند، حضور مادران کمتر است و در چرخه اشتغال و در چرخه نظام اداری، این ظلمها را بسیار شاهد هستیم. متأسفانه نگاه متفاوت به یک زن در نظام اداری وجود ندارد و زنان و مردان را یکسان میبینند، به همین دلیل خانم کارمند موفق پس از پایان خدمت، یک مادر مستهلک میشود.
ایکنا: ابتدا توضیحی درباره برنامههای حوزه زنان و خانواده ستاد امر به معروف و نهی از منکر در سال 95 ارائه کنید؟
در موضوع تحکیم خانواده، دو محور را در برنامههای ستاد امر به معروف و نهی از منکر دنبال میکنیم. اول آنکه موضوع امر به معروف و نهی از منکر را در نهاد خانواده ترویج دهیم. دوم آنکه خانواده را به عنوان یک معروف پایه قلمداد کنیم. تشکیل خانواده، تحکیم خانواده و تعالی خانواده سه محور پایه معروف خانواده است و ما این سه محور را با رویکرد دینی و شرعی در فعالیتهای خودمان قرار دادیم. همچنین باورپذیری معروف در خانواده که همان تعمیق باورهای دینی است و تشکیل تحکیم، تشکیل و تعالی خانواده، جامعهپذیری معروف در اجتماع با ظرفیت زنان و خانواده از جمله موضوعاتی است که در حوزه زنان و خانواده ستاد امر به معروف و نهی از منکر بررسی میکنیم. همچنین ما انشاالله متناسب با طرح طلائیهداران، طرحهای خودمان مبنی بر ساماندهی نیروی انسانی با رویکرد زنان و خانواده اجرایی خواهیم کرد. این طرحها را با رویکرد زنان و خانواده در دستور کار داریم که با تشکیل گروههای تذکر لسانی محقق خواهیم کرد. البته این گروهها در سطح ادارات و سطح محلات هستند اما ساماندهی مناسبتر، توسعه بهتر و آموزش دقیق برای این نیروها جزء برنامههای آینده ما به شمار میرود.
ساماندهی گروه تذکر لسانی تا پایان سال 95 محقق خواهد شد؟
تلاشمان را خواهیم کرد؛ این موضوع جزء محورهای فعالیتهای ما است، ضمن اینکه در بحث امر به معروف و نهی از منکر در خانواده، معتقدیم حرکتها و تغییرات اجتماعی باید بیشترین آموزش و بیشترین پایه ما باید در نهاد خانواده به ویژه برای مادر باشد چراکه مادر به عنوان محور کانون تغییر و عنصر تاثیر گذاری است و اگر بنا باشد به عنوان گروه مخاطب اثرگذار، گروهی را برای یک کاتالیزور و تأثیر گذار در اجرای برنامه انتخاب کنند، قطعا مادران جز محورهای مهم و اساسی ما هستند چراکه نقش مادر به عنوان یک کانون مؤثر در حوزه خانواده بسیار اثربخش است.بر همگان روشن است که حل معضلات حل مسائل نهاد نگهدارنده باورها، پایه باور در حوزه خانواده مادر است. در علم روانشناسی هم ثابت شده است که قدرت اثرگذاری صدای مادر بیش از پدر است و اگر مادر یکبار از فرزند بخواهد که کاری را نکند، همان یکبار برای انجام ندادن فرزند کافی است، در حالی که پدر باید آن موضوع را چندین بار تکرار کند. نگاه دین به مادر هم چنین نگاهی است و دین اسلام هم بر تأثیرگذاری مادر تأکید بسیار دارد به همین دلیل یکی از سرمایههای اساسی در توسعه معروفات و کاهش منکرات، مادران هستند و باید بر روی مادران سرمایهگذاری کرد. به نظر میرسد در شرایط فعلی جامعه که شاهد غیبت مادران به واسطه اشتغالشان در خانه هستیم، با مشکلات و مسائل عمده روبرو هستیم و همین غیبت و نبود یک مقداری کارکردهای خانواده را تحت تاثیر قرار داده است و یا مادران که باید آن الگوی مؤثر یا الگوهای تأثیرگذار باشند، نیستند و نتوانستهاند آن اثر فکری و معنوی خودشان را بر فرزندانشان بگذارند.
اما به هرحال مادران ناچار هستند با توجه به شرایط سخت زندگی کنونی، پا به پای همسرانشان کار کنند.
معتقدم طیف عظیمی از جامعه با جبر اشتغالی روبرو هستند که بخشی از این جبر، تب فرهنگی و بخشی دیگر تب اقتصادی است. یک سری از مادران جامعه نیاز اقتصادی دارند که وارد چرخه اشتغال شدهاند اما تعدادی دیگر از مادران نیاز اقتصادی ندارد بلکه به آن تب فرهنگی دچار هستند مبنی بر اینکه که زن خانهدار را بیکار و زنان مؤثر را شاغل میدانند. متأسفانه در سنینی که بچهها نیاز به حضور مادران دارند، حضور مادران کمتر است و در چرخه اشتغال و در چرخه نظام اداری، این ظلمها را بسیار شاهد هستیم. متأسفانه نگاه متفاوت به یک زن در نظام اداری وجود ندارد و زنان و مردان را یکسان میبینند، به همین دلیل خانم کارمند موفق پس از پایان خدمت، یک مادر مستهلک میشود و یا کارمندی که هم در کار و هم در زندگیاش کم گذاشته است و دسته سوم مادرانی هستند که در زندگی به بهترین شکل برای فرزندانشان مادری کردهاند اما در کار کم گذاشتهاند. البته بیشتر زنان جامعه که وجدان بالایی دارند، از نقش مادری و کارمندی کم نمیگذارند اما در پایان خدمت تبدیل به یک مادر مستهلک میشوند. ما هر آنچه که در حوزه تشکیل خانواده و هر آنچه که در حوزه تعالی است را جزء معروفات میدانیم برای مثال امروزه جوانان از بحث ازدواج فاصله گرفتهاند و این امر میتواند آسیبی برای جامعه داشته باشد؛ بنابراین ازدواج یک معروف پایه در تشکیل خانواده است که باید برای آن چارهای بیندیشیم. غیبت مادران در خانه، نبود اقتدار پدرها در خانه، رابطه فرزند با پدریا مادر جزء معروفات هستند و اگر از این معروفات فاصله بگیریم، خانواده در معرض فروپاشی قرار خواهد گرفت.ما باید روی مادران سرمایهگذاری کنیم و نباید سرمایهگذاری بر روی زنان و مادران را یک هزینه اضافی برای دولت تلقی کنیم چراکه هزینه امروز سبب کاهش آسیبهایی در آینده خواهد شد. اگر مادر امروز جامعه به جای شش ماه به نه ماه مرخصی زایمان برود، قطعا تأثیر بسیاری بر روی فرزندش خواهد داشت و از هزینههای آسیبی آینده جلوگیری خواهد شد.
عملکرد مسئولان را در ایجاد هنجارهای صحیح همچون پوشش اسلامی چگونه ارزیابی میکنید؟
در موضوع پوشش ما دو نگاه شرعی و اجتماعی داریم. زمانی که پوشش در قالب نگاه اجتماعی هنجار و قانون میشود و ما نتوانستهایم در حوزه هنجار اجتماعی با یکدیگر به توافق برسیم، با تناقضاتی روبرو میشویم. برای مثال بازیگر صداوسیما جلوی دوربین محجبه و حتی با چادر است درحالی که این بازیگر در صفحه شبکههای اجتماعی و حتی در محافل عمومی با وضعی ظاهر میشود که اگر فرد عادی با آن وضعیت ظاهر شود، دچار مشکل خواهد شد. همچنین زمانی که بازیگر با آن ظاهرش از سوی مسئولان به یک افتخار تبدیل میشود، با تضاد روبرو خواهیم شد. از یک طرف گشت ارشاد را به میان میآوریم در جای دیگر افتخار خانم بازیگر را تبلیغ میکنیم؛ بنابراین یک تناقضی در نظام پاداش و جزا شاهد هستیم، از یک طرف هم به نظر میرسد ما نتوانستهایم نسل ضابطهمند و قانونمند را تربیت کنیم، زیرا اگر ما معتقدیم حجاب یک قانون و هنجار است، پس باید قانونی زندگی کنیم و یک شهروند قانونگرا باشیم. متأسفانه ما در بحث حجاب هنوز نتوانستهایم حتی به یک فهم و نگاه مشترک در رشد برنامهریزی فرهنگی برسیم. بعضاً روی موضوعاتی از حجاب کار میکنیم که آن بخش نیازی به کار کردن نیست. برای مثال همایش حجاب میگذاریم و در آن همایش خانمهای محجبه را دعوت میکنیم درحالی که خانمهای غیرمحجبه کنار گذاشته میشود. بارها مطرح کردهام زمانی که نیروی انتظامی ارازل و اوباش را از سطح جامعه جمعآوری میکنند، مردم برای نیروی انتظامی سوت، کف و هورا میکشند درحالی که همین نیروی انتظامی زمانی که برای مقابله با خانمهای بیحجاب فعالیت میکنند، مردم مقابلشان میایستند. اگر دلیل این کار را بررسی کنیم متوجه میشویم که مردم برای جمعآوری ارزال و اوباش به این نتیجه رسیدهاند که آنها خطری برای اعضای خانوادهشان است اما در بحث حجاب هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که حجاب امنیتی برای زن محسوب میشود. امروز جامعه را باید به این نقطه رساند که حجاب ظرفی برای سلامت جامعه است. مادر نقطهای است که به واسطه آموزشهای صحیح و درست عفاف را نهادینه کرد. مادر به عنوان رکن و یک پایه اثرگذاری و اثر بخش در حوزه ترویج فرهنگ عفاف و حجاب میتواند مؤثر باشد. به نظر میرسد ما آموزشهایمان را باید از حوزههای رسمی به حوزههای غیر رسمی در نهاد خانواده بیاوریم و با مدیریت مادر خانواده بیاییم چنین موضوعاتی را ترویج و نهادینه کنیم. هنوز هم خانواده، مدرسه و رسانه تأثیرگذارترین گروه مرجع هستند و خانواده جایگاه خود را از دست نداده است. اگر خانواده کارکرد مناسبش را داشته باشد و نقشها در جای خودشان قرار بگیرند آن اثر بخشی لازم را میتواند داشته باشد که عملا متاسفانه امروز چنین فضایی را شاهد نیستیم. یکی از دلایلی که در گذشته مادران با وجود آنکه به لحاظ تحصیلات در سطح کمتری بودند فرزندان بهتری را تربیت میکردند این است که مادران گذشته دغدغه انتقال فرهنگ و بسیاری از موارد را داشتند درحالی که مادر امروز چنین دغدغهای را ندارد. شاید بخشی از مشکلات ما به ماهواره مربوط میشود اما بخشی از مشکلات مادران هستند که دغدغه انتقال فرهنگ و اندیشه به نسل بعد را ندارند و برایشان چندان مهم نیست که مباحث حجاب و عفاف به آنها منتقل شده است یا خیر.
فعالیتهای پررنگ خارج از مرزها تا چه اندازه در روند جامعه امروز به ویژه در بحث حجاب و عفاف تأثیرگذار است؟
خانواده یک موضوع سیاسی، دولتی و سلیقهای نیست که بگوییم دولت قبل یا دولت کنونی به آن توجه دارد یا ندارد بلکه خانواده یک موضوع حاکمیتی است. اینکه ما نمیتوانیم در سلائق مختلف موضوع حجاب را به نقطه مناسب برسانیم و در این موضوع دچار تنش شدهایم، جدا از هجمههای خارج از مرزها به سلائق داخلی و نگاه جزیرهای مربوط میشود.ما امروز خانواده را به عنوان یک موضوع حاکمیتی ندیدهایم و دولتها زمانی که تغییر میکنند، وضعیت بانوان را هم تغییر میدهند یعنی دولتی معتقد است که زنان خانهدار باشند و دولتی دیگر زنان را به فعالیت در اجتماع تشویق میکند.هر یک از اینها آسیبهای خودش را دارد. ما هیچگاه نگاه ثابتی را در حوزه خانواده نداشتهایم تا بر مبنای یک ثبات برنامهریزی کنیم. در حوزه خانواده نتوانستهایم رصدهای کلان برای سیاستگذاریها داشته باشیم. زمانی که خانواده در سلائق میافتد، با چنین مشکلاتی روبرو میشود. ما جدای از اینکه چالشهای خانواده را از بیرون در نظر بگیریم، از درون هنوز به یک همگرایی و همفکری نرسیدهایم.
هماکنون برخی از بانوان به صورت خودجوش به تذکر لسانی میپردازند که متأسفانه به دلیل ارائه نامناسب، با مشکلات جدی روبرومیشوند. چه برنامهای برای ساماندهی این گروه از بانوان خودجوش دارید؟
امر به معروف و نهی از منکر، یک فریضه و
تکلیف است و ما نمیتوانیم مانع کسی باشیم که در جامعه به امر به معروف و نهی از
منکر میپردازند بلکه باید شیوهها را اصلاح کنیم.وقتی امر به معروف و نهی از
منکر، یک فریضه الهی است. هدف از شعار امر به معروف و نهی از منکر، اثر بخشی آن
بوده است یعنی آن فریضه به یک کلام و عملی در سطح جامعه تبدیل و در نهایت اثر بخشی
داشته باشد. بعضا ممکن است در روشهای خودمان روش درستی را نداشته باشیم و عملا در
روشهای نادرست طبیعتا به بن بست خوردهاند، ضمن اینکه به نظر میرسد مقداری نگاه
امر به معروف و نهی از منکر را باید سیستماتیک دید، یعنی فرد به فرد مؤثرتر از
چنین فعالیتهایی است. اگر هر فردی یک نفر را اصلاح کند، بسیار در جامعه مؤثر
خواهد بود، متأسفانه سیستم و ساختار ما به گونهای است که افراد را به یک سمت
دیگری میکشانند. برای مثال در بحث حجاب، اگر در سطح خیابان به فرد تذکر دهیم، خوب
است اما در کنار این تذکر، وقتی ما بطور دائم تسهیلات توسعه بی حجابی و بیعفافی
را به صورت غیر مستقیم و مستقیم در همین نهادهای دولتی و سیستمهای رسمی فراهم میکنیم،
دیگر باید چه انتظاری از مردم داشته باشیم. ما باید بخشی از فرآیندها را اصلاح کنیم
که این اصلاحات صورت بگیرد، شاهد تأثیرات و اتفاقات خوبی خواهیم باشد. قانون مد و
لباس یکی از اتفاقاتاتی است که در چندین سال اخیر شاهد تصویبش هستیم، اما علی رغم
زحمات دستاندرکاران اما بسیار آسیبزا عمل میکنند. همین قانون میتواند اهرمی برای
توسعه حجاب ایرانی اسلامی باشد اما عموما در این بخش طراحان، طرحهایی میآورند که
دغدغه دین ندارند و در نهایت لباسها تنگ و کوتاه میشود. در حوزه طراحی مد و لباس
عموما شاهد فقدان نگاه شرعی هستیم و از آن سو تنوع در لباسها بیشتر میشود، در
صورتی که ما واقعا حجاب کامل زیبا را میتوانیم از طریق همین قانون فراگیر کنیم و
در این قانون اتفاقا رسانه وظیفه دارد که به ترویج بحث حجاب و عفاف بپردازد. گاهی قانونی
همچون قانون مد و لباس میتواند تسهیلگر حجاب و عفاف باشد اما متأسفانه خود همین
قانون به سمت منفی میرود. همچنین قانون حجاب، در سالهای 76 تا 84 یعنی در زمان
اصلاحات، راهبردها و راهکارهای آن انجام شد و در نهایت در سال 84 ابلاغ شد و تا
امروز که یازدهسال از تصویب قانون میگذرد، چه کسی و کدام دستگاه وظیفه اجرای آن
را دارد جز آنکه نیروی انتظامی در این
میان به اجرا میپردازد. نیروی انتظامی حلقه آخر وارد میدان شده و زمان ورود هم با
واکنشهای منفی از سوی مردم و رسانهها روبرو میشود. از آن سو همه نهادها از دور
نظارهگر میشوند که که ناجا چرا ورود میکند و بر این تصورند که باید کار فرهنگی
انجام داد. گفتن این حرف خیلی راحت است که باید کار فرهنگی کرد اما این کار فرهنگی
را باید چه کسی انجام دهد؟ کدام دستگاه اجرایی باید این وظیفه را برعهده بگیرد؟
به نظر شما نیروی انتظامی با اقدامات سلبی میتواند در زمینه مقابله با بیحجابی مؤثر باشد؟
حوزه سلبی و محدود کننده و حوزه بی حجابی محصول دو چیز است: غفلت یا تعارض و دشمنی. اعتقاد ما بر این است بیججابی محصول غفلت است در حوزه غفلت هم باید سرمایهگذاری فرهنگی کرد. وقتی فرهنگ را در هر موضوعی وارد میکنیم، موضوع به نرمی پیش میرود و روی غلطک میافتد. ما از ظرفیتهای فرهنگ عمومی آن طور که باید شاید در مقوله دین استفاده نکردهایم و نگاه نرمافزاری نداریم و هدفهای خودمان را نادیده میگیریم، طبیعی است که نمیتوانیم در این زمینه موفق باشیم. تعداد دستگاههای فرهنگی که وظیفه فعالیت در حوزه حجاب و عفاف دارند، بسیار هستند اما بسیاری از این دستگاهها معطوف به همان گزارشهای مطول هستند. وقتی در سطح خیابانها مشاهده میکنیم، اثربخشی از دستگاهها وجود ندارد، چون هر یک از دستگاهها عملکرد یکدیگر را خنثی میکند. ما هنوز فهم مشترک در عمل نداریم، یعنی در حوزه حجاب به یک نقطه مشترک نرسیدهایم. همچنین در الگوهای مسئولان تضادهایی را شاهد هستیم.
اما نظرتان را بطور شفاف نگفتید که حضور نیروی انتظامی در بحث مقابله با بیحجابی الزامی است یا خیر؟
ما نمیتوانیم بگوییم که دزد بیاید و جیبمان را بزند و سپس دعا کنیم که خداوند دزد را هدایت کند. نمیتوانم بگویم کسی که کار سلبی و بازدارنده میکند، کار اشتباهی است بلکه میگویم گروه مخاطب را اشتباه نگیریم. کار سلبی برای کف خیابان اشتباه است. گروه مخاطب برای کار سلبی، آن سوی مرزهاست که با واردات البسه و انواع پوششها، چنین معضلاتی را ایجاد میکنند. باید با این گروه مخاطب برخورد کرد؛ بنابراین کارهای سلبی را به سرچشمهها و ایجابی را به دامنه بیاوریم. برای مردم در کف خیابان کار فرهنگی کنیم و برای آنهایی که عاملین این واردات هستند، کار سلبی. همچنین باید افرادی که بی عفافی را با رویکرد سازماندهی شده و رویکرد مجرمانه در کشور توسعه میدهند، برخورد 100 درصدی کنیم، اما در سطح بدنه و دامنه طبیعتا کار فرهنگی بیشتر تأثیرگذار است. کار سلبی را نفی نمیکنم و بیانصافی است که کار نیروی انتظامی را نادیده بگیریم. نهاد انتظامی برای قانون است، منتها گروه مخاطب ما باید تغییر کند. دو گروه مخاطب که غفلت است و معارض. غفلت زده کارش با پلیس نباید باشد چراکه اثرش منفی است، اما آن فردی که واقعا تعارض دارد و از اندیشه مجرمانهای برخوردار است، باید با آنها برخورد شوند.
به نظر شما بانوان در این طرح 7000 نفره نامحسوس پلیس آسیب خواهند خورد؟
در فضای مجازی همیشه یک سری از طرحها تخریب میشوند. طرح هفت هزار نفره پلیس نامحسوس چندین محور دارد و موضوع حجاب و عفاف، یکی از محورهای طرح است اما متأسفانه از میان این طرحها تنها حجاب را پررنگ میکنند تا مانع از اجرای این طرح شوند. برای مثال در کشور لیبرال همچون انگلیس، قدم به قدم دوربین دارند و ضبط میکنند اما هیچ کس به این کنترل نامحسوس کشور انگلستان اعتراض نمیکنند درحالی که چنین طرح ما به شدت مورد تخریب افراد قرار میگیرد.
این طرح نامحسوس پلیس برای مقابله با بیحجابی مؤثر است؟
نیروی انتظامی، عامل آخر و نگاه بازدارنده است و زمانی که پلیس، مجرمی را میگیرد، دیگر دغدغه فرهنگی ندارد و برایش چندان مهم نیست و تنها چیزی که برایش مهم بوده این است که حد قانون را رعایت کند. حجاب یک نگاه قانونی و بازدارنده از سوی پلیس است مثل هزاران قانون دیگر. مشکل ما این است که چرا همیشه اردیبهشت ماه تازه به یاد مقابله با بیحجابی میافتیم. اگر این قانون وجود دارد چرا نباید در طول سال به اجرای قانون بپردازیم. از آنجا که حجاب تبدیل به اهرمی برای زیرسؤال بردن نظام شده است به همین دلیل با حجاب بحث سیاسی میکنند. ما معتقدیم حجاب بحث شرعی است و کسی که میخواهد یک نگاه سیاسی به حجاب بدهد، هر چیز بشود میخواهد با این اهرم حجاب را بکوبد.
آیا دفتر حوزه زنان و خانواده ستاد امر به معروف و نهی از منکر برنامهای برای تشکیل کمپینهایی برای مقابله با کمپینهای ضد حجاب در جامعه ندارد؟
کمپین آزادی یواشکی که مدتی است توسط مسیح علینژاد راهاندازی شده است، ابتدا از گروه خاصی شروع شد و امروز به عموم جامعه رسید. ما باید در مقابل این مسائل، کارهای ایجابی در فضای مجازی انجام دهیم. اخیرا کمپین من حجاب را دوست دارم را دیدم که بنظر میرسد این کمپین مقابله با آن کمپین است. ما باید فعالیتهایمان را پر رنگ و فراگیر کنیم. ظرفیت فضای مجازی، ظرف گستردهای است و باید برای آن برنامهریزی کرد. از همین فضای مجازی میتوانیم به انتقال مفاهیم مذهبی بپردازیم. ما هم برنامههایی در دست اجرا داریم که انشالله محقق خواهیم کرد.