به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، پریسا جلیلزاده متولد سال 1367 میاندوآب آذربایجان غربی است و حفظ کل قرآن را به تازگی در مؤسسه بیتالاحزان حضرت زهرا(س) قم به اتمام رسانده است.
همسر وی نیز متولد 66 است و هماکنون در دانشگاه قم مشغول به تحصیل در مقطع دکتری تفسیر تطبیقی علوم قرآن است.
این دو زوج هر دو حافظ قرآن بوده و پریسا جلیلزاده نیز با تشویق همسر خود موفق به حفظ قرآن شده است و هماکنون با تربیت فرزند چهارساله خود در جهت گسترش فرهنگ قرآنی گامهای بزرگی را مدنظر قرار دارد.
در ادامه گفتوگویی را با این حافظ کل قرآن میخوانیم.
خانم جلیلزاده خودتان را معرفی کنید
پریسا جلیلزاده متولد 67 هستم. اهل میاندوآب آذربایجان غربی و سه سال و نیم پیش، چون همسرم در دانشگاه قم دکتری علوم تفسیر تطبیقی میخواند به شهر قم آمدم. هفت جز قرآن را در مهد قرآن تبریز در زمان مجردی حفظ کرده و از وقتی وارد شهر قم شدم به دنبال مؤسسهای برای تکمیل حفظ قرآنم بودم. همسرم نیز در زمان دبیرستان حافظ کل قرآن شده و هماکنون در حال تحصیل مقطع دکتری تفسیر تطبیقی در دانشگاه قم است و در حال حاضر به عنوان هیئت علمی دانشگاه تبریز پذیرفته شده است که بهخاطر همین بعد از تمام شدن تحصیل به زادگاه خود بازخواهیم گشت.
چطور با مؤسسه بیتالاحزان شعبه پردیسان قم آشنا شدید؟
تقریباً دو سال است که به پردیسان قم آمدهایم و با تبلیغاتی که مؤسسه بیتالاحزان انجام داد همسرم مرا تشویق به حفظ قرآن در یکسال کرد. آذرماه سال 94 در مؤسسه ثبت نام کرده و از سوره انعام شروع به حفظ کردم و با لطف مدیریت این مؤسسه با وجود یک پسر چهارساله سر کلاس توانستم حضور پیدا کنم و به حفظ قرآن ادامه دهم. 10 ماه توانستم کل قرآن را حفظ کنم.
آیا تا بهحال در مسابقاتی نیز شرکت داشتهاید؟
دوبا رد خود مؤسسه در رشتههای 10 جزء ویژه قرآنآموزان و 10 جزء ویزه مربیان شرکت کردم که در بین مربیان توانستم رتبه برتر را کسب کنم و همچنین در نظر دارم که برای رقابتهای سازمان اوقاف و امور خیریه نیز ثبت نام کنم.
با توجه به اینکه شما حافظ کل قرآن هستید چرا حفظ کل شرکت نکردید؟
چون تازه تموم کرده بودم و نیاز به تثبیت بیشتری داشتم در واقع میتوان گفت مسابقه حساس است و نیم نمره هم در این زمینه خیلی تأثیرگذار است.
هدف شما از حفظ قرآن چه بود؟
حفظ قرآن را با هدف انس بیشتر با کلام وحی آغاز کردم. معمولاً میگویند کسی که الفاظ قرآن را حفظ میکند میتواند بهراحتی قرآن را بخواند در حالی که اینطور نیست چراکه کسی که قرآن را حفظ میکند بعضی آیات در ذهنش حک میشود و در خیلی از مراحل زندگی با آن آیات زندگی خواهد کرد.
به طور مثال در ایام ماه مبارک رمضان که هر روز یک جزء قرآن ختم میشود، کسی که حافظ قرآن نیست با بی حوصلگی قرآن را ورق میزند تا به اتمام برسد ولی در مقابل کسی که قرآن با گوشت و خونش آمیخته شده و قرآن را حفظ کرده است با شور و اشتیاق خاصی قرآن را ورق میزند.
انس با قرآن در تربیت با فرزندتان تأثیری داشته است؟
من سعی کرده ام در تمامی زندگیام و کارهایی که انجام میدهم قرآن را سرلوحه خود قرار دهم و به طبع پسرم هم از من الگو میگیرد. وقتی از بچهها بپرسید پدر و مادرتان چه میکنند هر کس چیزی میگوید ولی از پسر من هر زمانی کسی میپرسید مادرت کجاست و چه میکند میگفت در حال قرآن خواندن است و این خودش میتواند بزرگترین الگوی بصری برای یک خردسال باشد و این ذهنیت را در بچه به وجود آورد که قرآن رکن اصلی زندگی است و در زندگی جریان دارد.
همسرم معتقد است حالا که پدر و مادر حافظ قرآن هستند نباید این توقع باشد که بچه نیز حافظ قرآن شود ولی رفتار بچه منوط به رفتار والدین است و الگوپذیری و نقش بچه در بزرگسالی برگفته شده از آموزههای پدر و مادر در کودکی است.
محیط که قرآنی باشد فرزند نیز به سمت قرآن نیز کشیده میشود. هدف این است که قرآن خواندن را دنبال کنند نه در این حد که حفظ الفاظ باشد همچنین همسرم نیز برای فرزندمان برنامههایی ریخته است که ترجمه و مفاهیم و تفسیر در حدی باشد که بتواند آیهای را که میخواند خودش تفسیرش کند.
چگونه با همسرتان آشنا شدید و حافظ کل قرآن بودن همسرتان چه نقشی در انتخاب شما داشت؟
هر دوی ما از قرآنآموزان مهد قرآن تبریز بودیم و ایشان حافظ کل بودند و بنده حافظ 5 جزء و همین انس با قرآن و شرکت در دورههای مهد قرآن موجب شد تا ما بیشتز با هم آشنا شویم و ایشان بعد از مدتی به خواستگاری بنده آمد و چون شرایطتش خاص بود بنده جواب مثبت دادم.
زوج قرآنی بودن چه نقشی در حفظ قرآن شما داشت؟
همسرم کسی بود که چون خودش حافظ کل
بود و راهی را که من در حال گذر از آن بودم طی کرده بود مرا خیلی درک کرد و
کمک حالم بود. پسرم را یکی دو ساعت نگه میداشت تا من بتوانم به محفوظاتم بپردازم. به بستگان نیز اعلام کرد که همسرم به حفظ قرآن مشغول
است و توقع زیادی جهت شرکت در مهمانیها و دورهمی را از او مثل قبل نداشته
باشید و در واقع اگر الان حافظ قرآن هستم همگی به خاطر درک بالای همسرم از شرایط بنده بود.
دیدگاه مردم نیز نسبت به یک زوج قرآنی متفاوت است و تا حالا چندین بار شده از محفوظات پسر چهارسالهام پرسیدهاند در حالیکه سن پسر با دختر و گیرایی آنها با هم متفاوت است.
منتظرم موقعیتی پیش بیاید که «علی» پسرم خودش برای حفظ قرآن پیش قدم شود و اگر ببینم ظرفیت حفظ کردن را دارد بیدرنگ به تربیت او در زمینه حفظ قرآن خواهم پرداخت تا یک خانواده کاملاً قرآنی باشیم.
در آینده چه اقداماتی را برای پیشرفت قرآنی خود مدنظر دارید؟
در نظر دارم در آینده با بازگشت به آذرشهر به تأسیس شعبهای از بیتالاحزان در آنجا اقدام کرده که قطعاً همسرم در این زمینه پشتوانه من خواهد بود.
اثر قرآن در مدیریت بحرانهای زندگی چگونه بوده است؟
حتماً تأثیر دارد با توجه به فاصله 12 ساعته سکونت من با خانوادهٔ پدری حضور قرآن توانسته مونسی برای من باشد.
توقعات بنده از لحاظ مالی در زندگی خیلی بالا نیست و چون زندگی ما نیز دانشجویی بوده، با یک حساب سرانگشتی بعضی وقتها با اندکی هزینه زندگی را سر کردهایم.
اگر قرآن نبود نمیتوانستم طاقت بیاورم چرا که هر آدمی زندگیاش به جایی میرسد که میگوید «نمیکشم» و «نمیتوانم» و همین قرآن در زندگی بوده که کمکمان کرده است.
در واقع کسی که در راه قرآن قدم میگذارد باید از هر جهت آموزههای کلام وحی برروی او تأثیرگذارد و در واقع متخلق به اخلاق قرآنی باشد.
با عنوان یک فرد قرآنی چه انتظاری از مسئولین دارید؟
به قرآن بها بدهند که متأسفانه قرآن در جامعه خیلی مهجور است. قرآن را بهعنوان سرمنشأ علم نگاه کرده و برای مباحث علمی ارزش مادی و معنوی قائل شده و اعتبارات لازمه را برای تحقق سخن رهبری مبنی بر تربیت یک جامعه قرآنی در اختیار نهادهای مردمی قرار دهند.
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمائید؟
امیدواریم که عامل به قرآن باشیم چراکه در آخرت نمیگویند که چقدر حفظ کرده است میگویند چقدر به قرآن عمل کرده است. امیدوارم زمانی باشد که همه نه اینکه حافظ کل قرآن باشند اما حداقل یک یا دو جز از قرآن را در محفوظات خود داشته باشند چراکه کشور ما یک کشور اسلامی است.