کد خبر: 3504197
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۱

رمضان حرکتی در جهت خودسازی/ روزه‌داری، انسان را تا لقاء الهی پیش می‌برد

گروه اجتماعی: داشتن روحیه تعبدی به انسان کمک می‌کند تا در هر لحظه از زندگی، اراده خداوند را جایگزین اراده خود کند و با نفس خویش مبارزه کند حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: روزه‌دار را دو شادى است، یكى موقع افطار که توانسته است وظیفه‌ الهی خود را انجام دهد و دیگرى به هنگام ملاقات خداى عزّ و جلّ؛ در این روایت حضرت روشن می‌کنند روزه‌داری، انسان را تا لقاء الهی پیش می‌برد.

در آستانه آغاز ماه مبارک رمضان قرار داریم و این ایام به زودی سپری می‌شود و در چشم بر هم گذاشتن می‌بینیم در شب سی‌ام این ماه قرار گرفته‌ایم؛ حال که در ابتدای مسیر عبودیت در این ماه قرار گرفته‌ایم قصد داریم با ارائه مطالبی تلنگری به خودمان بزنیم تا در پایان این ماه مبارک حرکتی نو در خویش آغاز شود و در تمام ماه‌ها ادمه داشته باشد و در نهایت به مقصد نهایی خلقت برسیم.
نمی‌خواهیم از فواید و برکات روزه گرفتن سخن بگوییم چرا که همه ما با برکات این عمل واجب و ارزشمند به خوبی واقف هستیم؛ فقط می‌خواهیم کمی از دلتنگی‌هایمان بگوییم؛ آری دلتنگی چرا که سال‌های متمادی است که ماه‌های رمضان متعددی را پشت سر گذاشته‌ایم ولی انگار هرسال در پایان ماه مبارک، این احساس را پیدا می‌کنیم که سال قبل به خداوند نزدیک‌تر بوده‌ایم.
دلمان تنگ شده است برای آن روزهایی که قبل از شروع ماه رمضان تدارکی برای آذوقه آن نمی‌دیدیم و گاهی اوقات روزهایی بود که خیلی مکلف نبودیم که حتما فلان ماده غذایی بر سر سفره افطارمان باشد ولی انگار عبادت‌هایمان از خلوصیت بیشتری برخوردار بود؛ دلمان تنگ شده است برای مادربزرگ‌هایی که با سواد کم درس‌های بندگی را به خوبی حفظ بوده‌اند و شاید آن روزها به این شدت محافل انس با قرآن برپا نبود.

تشنگی و گرسنگی درجه اول روزه است
راستی چه شده است که این بلا بر سرما آمده است و با وجود اینکه طبق سخن بزرگان و پیشوایان دین که هر روز مؤمن  بهتر از دیروز او است، ما در حسرت گذشته هستیم؛ شاید به این دلیل باشد که چند روز قبل از شروع ماه رمضان به دنبال راهکاری برای تشنه نشدن و گرسنه نشدن هستیم و فراموش کرده‌ایم که باید تشنه شد و باید گرسنه شد چرا که تشنگی و گرسنگی درجه اول روزه است که روزه عوام است و ما هنوز در این مرحله قرار نگرفته‌ایم.
درجه دوم نیز روزه خاص است که تمام اعضاء و جوارح انسان روزه است و در مسیر اطاعت از خداوند قرار می‌گیرد و در نهایت، روزه خاص الخواص است که ذهن انسان هم در مسیر اطاعت از خداوند است و مقربین درگاه خداوند و اهل بیت عصمت و طهارت از این نوع روزه برخوردار بوده اند؛ حال اندکی در خودمان تأمل کنیم وببینیم در کدام مرحله قرار داریم و اطاعت از خداوند متعال  به ویژه در امر روزه داری و مبارزه با شهوت شکم  چه جایگاهی در زندگی‌هایمان دارد؟ اگر کسی زیبایی زندگی را در گرسنگی ندید هنوز سالک نیست و نمی‌تواند حرکت به سوی مسیری را شروع کند که به مقصد متعالی می‌رسد و نشان می‌دهد آن‌هایی که به جایی رسیده‌اند تمام عمر با گرسنگی مأنوس بوده‌اند، آن‌ها غذا نمی‌خوردند که سیر شوند، غذا می‌خوردند که برای ادامه‌ی بندگی، قوّت بگیرند.
از امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند: نشانه شیعه چیست؟ فرمودند: زردى چهره‌ها از بی‌خوابى، ترى چشم‌ها از گریه، خشكى لب‌ها از تشنگى، لاغرى شكم از روزه، خم‌شدن پشت‌ها از نماز؛ امیرالمؤمنین(ع) یکی از خصوصیات شیعیان را آن می‌دانند که به جهت روزه‌داری شکم‌هایشان به پشتشان چسبیده است و خداوند نیز به رسول خود می‌فرماید: اى محمّد(ص)! من هرگز ظرفى را مانند شكمِ پر دشمن نداشته‏‌ام.

داشتن روحیه تعبدی یعنی جایگزینی اراده خداوند بر اراده خود کند

تعبّد نحوه‌ای از حیات است که موجب عزمی خاص در انسان می‌شود تا انسان در آن حالت اراده ‌کند و رابطه‌ای بین او و حقایق ایجاد شود و روح او در مرتبه‌ای خاص از عالم وجود قرار گیرد که تحت تأثیر پرتو انوار غیبی باشد؛ دانستنِ حقیقت، کار عقل است و انسان از طریق عقل آگاه می‌شود چه حقایقی در عالم هستی وجود دارد، اما آن اراده‌ای که سبب می‌شود تا انسان به دانایی‌های متعالیِ خود بسنده نکند و با آن‌ها اُنس بگیرد، مربوط به روحیه‌ عبودیت انسان می‌باشد .
داشتن روحیه تعبدی به انسان کمک می‌کند تا در هر لحظه از زندگی، اراده خداوند را جایگزین اراده خود کند و با نفس خویش مبارزه کند که امر روزه‌داری در ماه مبارک رمضان بهترین حالت عبودیت است  که در صورت مبارزه با نفس و مبارزه با شهوت شکم می‌توان به آن دست یافت؛ حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: روزه‌دار را دو شادى است، یكى موقع افطار که توانسته است وظیفه‌ الهی خود را انجام دهد و دیگرى به هنگام ملاقات خداى عزّ و جلّ؛ در این روایت حضرت روشن می‌کنند روزه‌داری، انسان را تا لقاء الهی پیش می‌برد.
وقتی ملّتی توانست با گرسنگی زندگی کند نه تنها از حاکمیت نفس امّاره در امور فردی‌اش آزاد می‌شود، بلکه  از حاکمیت نظام‌های سیاسیِ شرک‌آلود نیز نجات می‌یابد؛ خداوند رسول خدا و یاران او را در شعب ابیطالب گرسنه نگه داشت تا آن شوند که شدند، آنچنان گرسنه بودند که یک تکه پوستِ خشکیده‌ شتر را می‌گذاشتند در آب بماند تا کمی از رمقش به آب سرایت کند و بعد آن آب را می‌نوشیدند؛ این گرسنگی برای ملّتی که می‌فهمد روح چگونه با گرسنگی به تعالی می‌رسد مطلوب است، زیرا زمینه‌ی اُنس جامعه و افراد را در اُنس با خدا فراهم می‌کند، امیدوارم در ما نیز استقبال از روزه و گرسنگی ظهور کند.
هرکس تجربه کرده است که پرخوری و سیری چه اندازه روح را تاریک می‌کند و میل دوری از گناه را در انسان ضعیف می‌نماید تا آن‌جایی که بزرگی می‌فرماید: «هرگز نشد سیر شوم و معصیتی مرتکب نشوم یا قصد معصیت نکنم.» به همین جهت باید قلب را دائماً بیدار نگه داشت و این با روزه‌داری محقق می‌شود، اگر از گرسنگی و تشنگی که در روزه‌داری پیش می‌آید استقبال کنیم متوجه می‌شویم که روزه انسان را تا کجا جلو می‌برد و چگونه به راحتی شرایط نجوا با خدا در انسان ظهور می‌کند، این یکی از معجزات روزه است.

روزه، گرسنگی یا بندگی؟
مهم این است كه ما روزه بگیریم، نه این‌كه فقط گرسنگی بكشیم، روزه یك نحوه صعود روحانی برای انسان است از دریچه بندگی خداوند، ولی گرسنگی یك عمل بدنی است مثل ورزش كه یك عمل بدنی است؛ ما در روزه به یك صعود روحانی نظیر داریم ولی از طریق گرسنگی بدن این امر وجود ندارد  ولی گاهی ما به‌جای این‌كه در مغرب افطار كنیم، در مغرب روزه خود را خراب می‌كنیم چرا که فرق است بین افطار كردنِ روزه و خراب‌كردن آن.
افطار كردن؛ یعنی روزه را شكستن ولی خراب و باطل‌كردن روزه، یعنی غذاهایی را كه در روز نخورده‌ایم در فرصتی كه داریم، جبران شود، و در واقع آن مقاومت و كنترل روحانی را كه در طی روز در خودمان تقویت كرده ایم از دست بدهیم.شاید اسب‌های چموش را دیده باشیم كه چقدر سخت است اگر بخواهیم آنها را از جایی به جایی دیگر ببریم اگر یك لحظه از كنترل آن‌ها غفلت كنیم از دست در رفته است، باید با یك هوشیاری و كنترلِ دائمی مواظب آن‌هابود، یك لحظه غفلت باعث می‌شود زحمات کشیده شده از بین برود.
نفس اگر 30 روز کنترل شود به تدریج رام می‌شود
بعضی‌ها از اول تا آخر ماه ‌رمضان یك روز هم روزه نمی‌گیرند، چون در جهت اصلاح تدریجی خود نیستند‌، سی منزل باید این اسب چموش را ببری تا در منزل آخر رام شود؛ شهوات و نفسانیات نیز همین‌طور است، اگر سی روز كنترل شوند، آهسته‌آهسته رام می‌شوند و زیر فرمان عقل و شریعت قرار می‌گیرند.
حال اگر در موقع افطار هوس‌ها را دوباره رها شود، مثل آن اسب چموشی است كه آن را در كنترل خود نیاورده‌ است و لذا دوباره سر جای اولش برمی‌گردد. اگر مقاومتی را كه در طول یك روز با روزه‌داری به‌دست آورده ایم در هنگام افطار رها شود از آن روزه چیزی عایدنشده است؛ پس باید مراقب بود مقاومت شخصی‌كه عبارت است از «تقوی»، در موقع افطار گسسته نشود، چرا كه روزه، تقویت قدرت پرهیزكاری است. به‌همین جهت در آخر آیه 183 سوره بقره كه مربوط به روزه است، می‌فرماید: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ شاید بتوانید از طریق روزه متّقی شوید و قدرت پرهیزكاری بیابید»( بقره/183) خداوند همچنین می‌فرماید:«یا اَیهَاالَّذینَ امَنُواكُتِبَ عَلَیكُمُ‌الصِّیامُ كَماكُتِبَ عَلَی‌الَّذینَ مِنْ قَبْلِكـُم، لَعَلَّكُـمْ تَتَّقُونَ؛ ای مؤمنان! بر شما روزه را واجب كردیم، همان طور كه بر امت‌‌های گذشته واجب نمودیم شاید پرهیزكار شوید، و در نتیجه آن روحیة مقاومت در مقابل هوس‌ها در شخصیت شما رشد پیدا كند».
گاهی اوقات می‌خواهیم كارهای خوب و جدّی انجام دهید ولی نمی‌توانیم. چرا؟ چون قدرت پرهیزكاری در ما ضعیف است ولی در  مدتی كه روزه گرفته ایم كاری را كه نمی‌‌‌‌‌‌توانستیم انجام دهیم و هوس‌‌‌ها مانع  از انجام آن می‌‌‌شد، حالا همان كار را می‌‌‌توانیم انجام دهید؛ بعضی مواقع  كه دلتان مرده است، اصلا معنویت در جانتان خشك شده است، با روزه كه «حیات قلب» است دوباره دل زنده می‌شود، تا هوس در صحنه است ایمان تحرك ندارد ولی اگر دهانت را كنترل كردی، دروازة ایمان بر جانت گشوده می‌شود، چرا كه اگر دهان كنترل شد، دریچه‌ها‌ی غیب آهسته‌آهسته بر جان انسان باز می‌شو؛ برای كسانی كه جایگاه گرسنگی و كنترل دهان را در عمل شناخته‌اند، گرسنگی بسیار خوشمزه است واگر كسی مزه گرسنگی را چشید از سیری و پرخوری متنفّر می‌شود، بی دلیل  نیست كه در روایات داریم: خداوند از شكم سیر بدش می‌آید.  همه ما كسانی را می‌شناسیم، از روزی كه ریاضتشان را شروع كرده اند تا آخر عمر یک روز سیرنبوده‌اند.
پی نوشت
1_تاج الدین شعیرى‏، جامع الأخبار، ص 35
2_أمالی المفید، ص 192.

یادداشت از مریم بیگدلو
captcha