انسان به مقتضای فطرت الهی خود به دنبال برقراری ارتباط با ماوراء طبیعت و با خالق حقیقی خویش است و چون حجاب ماده و جسمانیت را فراروی خود بیند درصدد واسطهای در این میان است، گاه این جستجو به انحراف كشیده میشود و به گاه هدایت این خواست و طلب فطری، انبیاء را مییابد، كسانی كه پیام روحنواز الهی را برایش میآورند و ندای نجات و سعادت را بدو میرسانند، از سوی دیگر، گاه كه جرم و گناه و عصیان، دامانش را میآلاید، باز به دنبال وسیلهای است كه نزد خدا شفاعت كند و آمرزش الهی را نوید آورد.
در زمینه «شفاعت» و «توسل» برداشتهای نادرستی دیده میشود، بعضی، با افراط و زیادهروی، شفاعت را دستاویزی برای ارتكاب گناه قرار دادهاند، و عدهای، از جمله وهابیان، برخی آیات قرآنی را بدون توجه به آیات دیگر مستمسك انكار مسأله شفاعت ساختهاند، بیشك، مفهوم دقیق و عمیق شفاعت و شفیع از دیدگاه قرآن، بسیار فراتر از برداشت و فهم عمومی از این موضوع است.
كلمه شفاعت از ریشه ثلاثی « شفع» است، شفع در اصل به معنای زوج و جفت آمده است و به این معنی در مقابل كلمه «وتر» به معنای تك است، چنانكه اگر وتر را به چیزی ضمیمه كنیم، شفع حاصل میشود، که در قرآن كریم این دو كلمه در كنار هم به كار رفته است: «واشفع و الوتر» (آیه 3/فجر) و معانی اصطلاحی و تعریف شفاعت، ارتباط مستقیمی با معنای لغوی آن دارد و به معنای واسطهشدن در رساندن نفع و یا دفع شر و ضرر است.
توسل نیز از ریشه «و-س-ل» به معنای رغبت در نزدیک شدن به کسی یا چیزی و در اصطلاح به معنای رغبت داشتن و طلب نزدیکی به خداست که با واسطه قرار دادن اسماء و صفات الهی، قرآن، مقام و ذات اولیای الهی و شفیع قرار دادن ایشان انجام میشود. بدون شك، مجازاتهای الهی، چه در این جهان و چه در قیامت، جنبه انتقامی ندارد، بلكه همه آنها در حقیقت ضامن اجرا برای اطاعت از قوانین و در نتیجه پیشرفت و تكامل انسانهاست، بنابراین هر چیز كه این ضامن اجرا را تضعیف كند باید از آن احتراز جست تا جرأت و جسارت بر گناه در افراد پیدا نشود، از سوی دیگر، نباید راه بازگشت و اصلاح را به كلی بر روی گناهكاران بست، بلكه باید به آنها امكان داد كه خود را اصلاح كنند و به سوی خدا و پاكی تقوا بازگردند.
برای شفاعت و توسل در صحنه زندگی فردی و اجتماعی انسانها و به ویژه مسلمین میتوان نقش جایگاه و كاركرد مناسب و مثبتی در نظر گرفت، اگر فرزندان ما از ابتدا با این مفهوم آشنا شوند، و دریابند كه وساطت و دخالت در هر كار نیك یا بد، برای خود آنان نیز پاداش یا عواقبی در پی دارد در رفتار و گفتارشان تأثیر خاصی خواهد داشت، از لحاظ اخروی نیز باور شفاعت و توسل هم امید به غفران الهی را میافزاید و باب توبه را باز نگاه میدارد، و هم موجب برقراری ارتباط معنوی و عاطفی با اولیاء الهی و شفیعان میگردد
شفاعت با اذن خدا عین ربوبیت و انجام آن عین عبودیت است حجتالاسلاموالمسلمین سید آقا حسینی، معاون فرهنگی موسسه آموزش عالی الوند در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، اظهار کرد: توسل، یعنی واسطه قرار دادن انبیاء، امامان و صالحان به پیشگاه خداوند چنانچه طبق آیه شریفه «یا أَیهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ ؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید، از خدا بترسید و برای تقرب به او وسیلهای بجویید» (آیه 35/ مائده)، این آیه به تمامی مؤمنین دستور میدهد كه به هر وسیلهای كه سبب تقرب به خداوند میشود تمسك بجویند، بنابراین تقرب به خداوند بدون وسیله و واسطه امكان ندارد.
وی افزود: آیه شریفه «یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أطیعُوا اللَّهَ وَ أطیعُوا الرَّسُولَ وَ اولى الامر مِنْکُمْ ...؛ ای کسانی که ایمان آوریدهاید اطاعت کنید خدا، پیامبر(ص) و صاحبان امر را»(آیه 59/ نساء) اشاره به این امر دارد که خدا خود اجازه شفاعت را به پیامبر (ص) و امامان داده است و اطاعت از پیامبر)ص) سرانجام به اطاعت از خداوند باز میگردد و دستور به اطاعت و فرمان پذیری از رسول خدا)ص) همانند دستور به اطاعت و فرمانپذیری از خداوند در تمام امور و بیقید و شرط است، بنابراین شفاعت با اذن خدا صحیح و عین ربوبیت و وحدانیت است و اگر انسان آن را انجام دهد عین عبودیت است.
حجتالاسلام حسینی اضافه کرد: پیامبران الهی و از همه برتر، پیامبر اسلام(ص) دارای مقام شفاعتند و شفاعت آنها به اذن و اجازه پروردگار است چنانچه خداوند در قرآن کریم میفرماید: «مَنْ ذَا الَّذی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِه؛ چه كسى جز به اذن او، در نزد او شفاعت كند»(آیه 255/ بقره)، همچنین حدیث شریف کساء، دعای توسل، دعای کمیل، دعای ندبه و دعای سحر همگی نمودی آشکار از واسطه قرار دادن پاکان خدا، برای اجابت دعا است و مشمولین شفاعت نیز پیامبران، علمای دین، شهدا، فرزندی که در طفولیت و در عین معصومیت جهانی فانی را وداع گفته نسبت به پدر و مادر خود و والدین نسبت به فرزند خود حق شفاعت دارد
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه جهان هستی و عالم برزخ، «عالم کرامت» است و «شفاعت» مختص محشر و قیامت است، خاطرنشان کرد: شفاعت باعث محبت است و «محبت» مدار خلقت است، خداوند جهان هستی را با رحمانیت و عطوفت خلق کرده است جود و بخشش پروردگار به بندگان خود میرسد و خداوند «کریم الصفح» است یعنی نه تنها از خطای بندگان خود میگذرد بلکه به آنها خیر و برکتی میدهد که باعث عزت آنها میشود، بنابراین کسی که محبت خدا در قلب او باشد هیچگاه گناه نمیکند و اگر زمانی به دلیل ناآگاهی و عدم عصمت دچار خطا و اشتباه شود راه توبه به سوی او باز است.
معاون فرهنگی موسسه آموزش عالی الوند یادآور شد: مسأله شفاعت، میتواند وسیله مهمی برای تربیت افراد، و باز گرداندن گنهکاران به راه راست و تشویق به پاکی و تقوا و احیای امید در دل آنان شود چرا که مساله شفاعت، بی حساب و کتاب نیست، تنها در مورد کسانی است که شایستگی آن را داشته باشند، یعنی آلودگی آنها در حدی نباشد که رابطه خود را با شفیعان به کلی قطع کرده باشند، بنابراین مساله شفاعت به گنهکاران هشدار میدهد، تمام پلهای پشت سر خود خراب نکنند و راهی برای بازگشت برای خود بگذارند و لیاقت شفاعت را از دست ندهند.
اولیاى الهى واسط رسیدن «مغفرت و بخشش الهى» به بندگان حجتالاسلام والمسلمین سید مجتبی حسینی، مدرس دانشگاه، نیز به ایکنا گفت: توسل و شفاعت دو روی یک سکه هستند به این صورت که توسل کار فردی است که به دیگری پناه میبرد و از او طلب شفاعت میکند و شفاعت کار شخصی است که به او توسل شده و او از خدا میخواهد آن فرد را ببخشاید شفاعت داراى سه قسم است، با توجه به نگرش توحیدى، اسباب و علل در اصل وجود و نیز در علّت بودن و تأثیرگذاریشان بر معلولات خود، وابسته به «علة العلل» (خداوند) و واسطه فیض او به مخلوقاتاند، این وساطت «شفاعت تكوینى» نامیده مىشود.
وی افزود: بر اساس آیات و روایات، همانگونه كه باطن و حقیقت اعمال، افكار، اوصاف و اخلاق انسان به صورت حقیقتى عینى، در آخرت تجلّى مىكند؛ حقیقت روابط معنوى میان انسانها نیز در آخرت به صورت ملكوتى خود، مجسم مىشود، وقتى شخصى، سبب هدایت یا گمراهى انسانى باشد، این رابطه رهبرى و دنبالهروى در روز رستاخیز، مجسّم شده و «رهبر» پیرو خود را به دنبال خویش وارد بهشت یا جهنم مىكند، قرآن كریم مىفرماید: «یوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ؛ روزى (رستاخیر) كه هر گروهى را با رهبر و پیشوایشان فرا مى خوانیم»(آیه 71/ اسراء) و در مورد فرعون مىفرماید: «یقْدُمُ قَوْمَهُ یوْمَ الْقِیامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ؛ روز قیامت، پیشاپیش پیروانش حركت مى كند؛ پس آنان را وارد دوزخ مىكند»(آیه 98/ هود)
شفاعت رهبرى؛ جلوهگرى رابطه هدایت میان امام و پیروحجتالاسلام حسینی خاطرنشان کرد: مقصود از «شفاعت رهبرى» جلوهگرى رابطه هدایت میان امام و مأموم (رهبر و پیرو) است، امام همانگونه كه در دنیا، واسطه هدایت پیرو خویش است، در آخرت نیز واسطه ورود پیرو خویش به بهشت مى شود و او را با خود به آنجا وارد مىكند و نوع سوم ،شفاعت مغفرت است، مغفرت و آمرزش نیز همانند هر رحمت و فیض دیگرى، از طریق مجارى خاص و بر اساس نظام اسباب و مسببات به بندگان مىرسد؛ یعنى، خداوند امورى را به عنوان سببهاى آمرزش و بخشش قرار داده است با توجه به تعریف شفاعت، نقش این اسباب (واسطههاى فیض مغفرت)، شفاعت مغفرت نامیده مى شود.
این مدرس دانشگاه یادآور شد: یكى از اسبابى كه خداوند براى آمرزش قرار داده، درخواست اولیاى الهى در آخرت است؛ یعنى خدا، آنان را واسطه در رسیدن فیض بخشش و مغفرت، به بندگانى خاص قرار داده است. بدین جهت اولیاى الهى، همانند سایر اسباب و علل، «شفیعان» نامیده مىشوند و به نقش وساطت آنان در رسیدن فیضِ «مغفرت و بخشش الهى» به بندگانى خاص، «شفاعت» مىگویند که این شفاعت به اذن و اراده خداوند است.
وی اضافه کرد: این بخشش و آمرزش، بىحساب و گزاف نیست، بلكه شامل حال بندگانى مىشود كه با عمل خود در دنیا، استحقاق آن را پیدا كردهاند و قرار دادن اولیاى الهى به عنوان اسباب و واسطههاى مغفرت، بر اساس حكمت و حساب است، همچنین شفاعت، به معناى ضمیمه شدن درخواست اولیاى الهى با عمل و تلاش خود آدمى است، در حقیقت، شفاعت جزء علت و تمام كننده سبب است و به تنهایى مستقل در تأثیر نیست، سید محمدحسین طباطبائى «تلاش و قابلیت شفاعت شونده» را نیز عوامل مهم در امر شفاعت میشمارد.
طبق آیات قرآن، شفاعت اولیای خدا موجب رستگاری انسان میشودوی در پاسخ به این سوال که آیا شفیع قراردادن در نزد خدا شرک است، اظهار کرد: پاسخ این سوال را میتوان به سه صورت ذکر کرد، اگر شفیع را مستقل و در عرض خدا بدانیم، قطع به یقین شرک است، اگر شفیع را مستقل و در عرض خدا ندانیم بلکه او را صرفا واسطه قرار دهیم با این وجود که آن واسطه را خدا قرار نداده باشد این کار شرک نیست بلکه کار لغو و بیهوده ای است اما اگر واسطه مورد تأیید پروردگار باشد در این صورت توسل به آن وسیله عین توحید است.
حجتالاسلام حسینی اضافه کرد: آیات قرآن برای موارد ذکر شده، بهترین شاهد و استدلال هستند، آیه شریفه «اللَّهُ الَّذی خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ یمیتُكُمْ ثُمَّ یحْییكُمْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ یفْعَلُ مِنْ ذلِكُمْ مِنْ شَیءٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا یشْرِكُونَ؛ خداوند همان كسى است كه شما را آفرید، سپس روزى داد، بعد مىمیراند، سپس زنده مىكند، آیا هیچ یك از همتایانى كه براى خدا قرار دادهاید چیزى از این كارها را مىتوانند انجام دهند؟! او منزّه و برتر است از آنچه همتاى او قرار مىدهند»(آیه 40/ روم) اشاره به صورت اول شفاعت دارد.
این مدرس دانشگاه عنوان کرد: آیه «قُلِ ادْعُوا الَّذینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا یمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَ لا تَحْویلاً؛ كسانى را كه غیر از خدا(معبود خود) مىپندارید، بخوانید! آنها نه مىتوانند مشكلى را از شما برطرف سازند، و نه تغییرى در آن ایجاد كنند»(آیه 56/ اسرا) و «أُولئِكَ الَّذینَ یدْعُونَ یبْتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الْوَسیلَةَ أَیهُمْ أَقْرَبُ وَ یرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ یخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُورا؛ ًكسانى را كه آنان مىخوانند، خودشان وسیلهاى(براى تقرب) به پروردگارشان مىجویند، وسیلهاى هر چه نزدیكتر؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او مىترسند؛ چرا كه عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است»(آیه 57/ اسرا) و یا ایها الذین آمنوا و ابتغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید پرهیزکاری پیشه کنید و وسیلهای برای تقرب به خدا، انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید»(آیه 35/ مائده) شاهدی محکم برای موارد ذکر شده است.
وی با بیان اینکه پروردگار خود نیز شفیع است، اظهار کرد: طبق آیه «وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذینَ یخافُونَ أَنْ یحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَیسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِی وَ لا شَفیعٌ لَعَلَّهُمْ یتَّقُونَ؛ و به وسیله آن(قرآن)، كسانى را كه از روز حشر و رستاخیز مىترسند، بیم ده! (روزى كه در آن) یاور و سرپرست و شفاعتكنندهاى جز او[خدا] ندارند، شاید پرهیزگارى پیشه كنند»(آیه 51/ انعام)، خداى متعال نیز شفیع انسان است؛ در حقیقت، جز او شفیعى وجود ندارد، چرا که انسان جز با توفیق خدا و تقدیر و قضاى او، به خواسته خود نمىرسد و مشمولین شفاعت، همه انسانها غیر از کافران و مشرکان، ستمگران، دشمنان خاندان پیامبر(ص)، آزاردهندگان ذرّیه و فرزندان رسول خدا(ص)، تکذیب کنندگان شفاعت، خیانت پیشهگان، سبکشماران و ترک کنندگان نماز، منکران ولایت علی (ع) و ائمه اطهار(ع) و منافقان هستند.
شفاعت تأثیرگذارى اسباب طبق نظام حاكم بر عالم هستى استحجتالاسلام حسینی خاطر نشان کرد: احادیث، روایات و ادعیههای بیشماری به طور آشکار اشاره به امر شفاعت دارند که از این میان میتوان به دعای توسل و حدیثی از پیامبر اکرم(ص) که میفرماید: «خداوند به من پنج امتیاز عطا فرموده است... که یکی از آنها شفاعت است و آن را برای امت خود نگاه داشتهام، شفاعت برای کسانی است که برای خدا شریکی قائل نشوند» و حدیثی از حضرت زهرا (س) که فرمودند: «تمام آنچه در آسمان و زمین هستند، برای تقرب به خداوند به دنبال وسیله هستند و ما وسیله و واسطه خداوند در میان خلقش هستیم» و همچنین حدیثی گوهربار از رسول اکرم (ص) که فرمود: «سه گروهند که نزد خدا برای گنهکاران شفاعت میکنند و شفاعتشان مورد قبول واقع میشود: پیامبران، علمای دین و شهدا» اشاره کرد.
این مدرس دانشگاه در پاسخ به اینکه آیا امید به شفاعت موجب جرأت برگناهان نمیشود، افزود: اگر چنین باشد «توبه» که بخشایش گناهان را در پی دارد نیز مایه تشویق به انجام دوباره گناه خواهد بود، در حالی که توبه یکی از باورهای اصیل اسلامی و مورد اتفاق مسلمانان است همچنین وعده شفاعت در صورتی مستلزم تمرّد و عصیانگری است که شامل همه مجرمان با تمام صفات و ویژگیها شود، ولی اگر این امور مبهم و نامعین شد که وعده شفاعت در مورد چه گناهانی و کدام گناهکار و در چه وقتی از قیامت است، هیچکس نمیداند که آیا مشمول شفاعت میشود یا خیر، و لذا موجب تشویق بر انجام گناه نخواهد شد.
وی با بیان اینکه بروز و ظهور اصلی شفاعت در آخرت است، اذعان کرد: آخرت باطن دنیاست و آنچه که در این دنیا است در آخرت ظاهر میشود و لذا اگر شفاعتی در آخرت است ظهور شفاعت در این دنیاست، خداوند عالم هستى را بر اساس «نظام اسباب و مسببات» بنیان نهاده است و تحقق هر پدیده و پیدایش هر نوع اثرى در این عالم، از طریق سبب و علّت خاصى صورت مىگیرد، امام صادق(ع) مىفرماید: «خداوند ابا دارد از اینكه امور را جز از طریق اسباب فراهم آورد، پس براى هر چیزى سببى قرار داده است».
این مدرس دانشگاه در پایان ابراز کرد: پروردگار فیض خود را، اعم از مادى و معنوى از طریق اسباب و علّتها اعطا مىكند، «نقش اسباب و علل، وساطت در رسیدن فیض الهى(شفاعت) به مخلوقات است»، به تعبیر دیگر «شفاعت»، همان سبب بودن و تأثیرگذارى اسباب طبق نظام حاكم بر عالم هستى است، سبب بودن جمیع علّتها و اسباب طبیعى مانند سوزندگى آتش، روشنى و حرارت بخشیدن خورشید، درخشندگى ماه و نیز سببیت و تأثیرگذارى علل معنوى مانند سبب بودن توبه و استغفار براى آمرزش گناهان و نقش پیامبران و كتابهاى آسمانى در جهت هدایت انسانها همگى شفاعت نامیده مىشود، این اسباب و علتهاى طبیعى و معنوى، شفیعان و واسطههاى فیض الهىاند.
گزارش از لیلا خدایی