واژه قدر به معنای ارزش، ارزیابی، تخمین، توانایی، تدبیر و مانند آنها است، بر اساس آموزههای قرآن، شبقدر زمانی برای تقدیر مقدرات امور هستی است. خداوند درباره اهمیت شب قدر میفرماید: « إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ، فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ؛ كه ما آنرا در شبي پربركت نازل كرديم، ما همواره انذار كننده بودهايم، در آن شب كه هر امري بر طبق حكمت خداوند تنظيم میگردد»( 3 و 4، الدخان) این آیات نشان میدهد قرآن به عنوان یک کتاب روشنگر، در شبی مبارک برای انذار مردم، یکباره انزال یافته و در این شب هر امری دارای حکمت، از هم جدا میشود، این تفکیک در مقام امری است نه خلقی و بر اساس حکمت الهی و اهداف آفرینش این تفریق انجام میشود همچنین تفریق پس از مقام جمع انجام میگیرد.
از نظر قرآن، این شب مبارک همان شب قدر است همانگونه که میفرماید:« إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ؛ ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل كرديم»(آیه یک/ سوره قدر) البته آنچه در شب قدر نازل شده، میتواند حقیقت محمدی(ص) نیز باشد به این معنا که تکوین و تدوین با هم از نظر زمانی در یک شب نازل شده باشد با این همه با توجه به آیه 3 سوره دخان میتوان احتمال قوی داد که مراد همان انزال دفعی و یکباره قرآن است.
امین الاسلام طبرسی مینویسد: در این شب سرنوشتساز و مبارک است که آفریدگار هستی نعمتهای خود را از شب قدر این سال تا شب قدر سال آینده میان بندگانش تقسیم میکند و سرنوشت هرکسی را مقرر میدارد، به همین جهت در همه طول سال برکت آن شب در جهان امتداد دارد و به این دلیل شب مبارک عنوان یافته است. (مجمع البیان، ذیل آیه 4سوره دخان)
قرآن به شکل اجمالی در شب قدر نازل شده استباید توجه داشت فرق به معنای جدا کردن در برابر جمع قرار میگیرد، از این رو از جمع و تفریق سخن به میان میآید، اما تفصیل در برابر اجمال و نه ابهام است، در حقیقت تفصیل، تشریحی در برابر اجمالی قرار میگیرد که نوعی کلیگویی است. به نظر میرسد قرآن در مقام انزال دفعی، به شکل اجمالی در شب قدر نازل شده و سپس در طول بیست و سه سال به صورت تفصیلی و تدریجی نازل شده است. با کنار هم گذاشتن آیات سوره قدر و آیات نخست سوره دخان، حقیقتی آشکار میشود که بسیار شگفتانگیز است، در این آیات این مطلب اثبات میشود که هر ساله در شب قدر ماه رمضان، تفریق امور حکیم انجام شده و روح و فرشتگان، برای کسب دستور نسبت به آن امر حکیم فرود میآیند.
چنانکه مفسران گفتهاند، امر حکیم همان مقدرات هستی از مرگ و میر و ارزاق و مانند آن است، به این معنا که هر چه باید در طول مدت یکسال رخ دهد در آن شب، جداسازی میشود، بر اساس آیات قرآن، همه امور هستی در امالکتاب نوشته شده است و چون خداوند بیرون از زمان و خالق آن بوده و از احاطه کامل بر آن برخوردار است، چیزی به معنای قبل و بعد برای خداوند معنا و مفهومی ندارد، اما از آنجایی که غیر خدا و به ویژه امور مادی هستی در چارچوب زمان قرار میگیرد، این قبل و بعد مفهوم و معنا مییابد.
خداوند امور هستی را بر اساس حکمتی قرار داده که حکمت آفرینش و غایت آن است. این حکمت هرگز تغییر نمییابد و هیچ چیزی آن را تغییر نمیدهد. از اینرو امام سجاد(ع) میفرماید: «ای کسی که حکمتش را وسایل، تبدیل و تغییر نمیدهد» (صحیفه سجادیه، دعای 13) به این معنا که وسایل مادی و غیرمادی چون دعا و توسل و مانند آنها نمیتواند موجب تغییر و تبدیل در حکمت الهی شود. این امور هستی که بر اساس حکمت الهی سامان یافته است، برای تحقق خارجی و وقوع باید مراحل نزولی را بپیماید که در روایات از مشیت، اراده، قضای کلی، تقدیر، امضا و قضای جزیی سخن به میان آمده است.
مقدرات پیش از امضا قابل تغییر و تبدیل استبر اساس آموزههای اسلام، مقدرات پیش از امضا قابل تغییر و تبدیل است به شرطی که منافی حکمت نباشد، به این معنا که بر اساس مصلحت نه حکمت میتوان امید به تغییر و تحویل و تبدیل در مقدرات داشت. پس اگر امری به امضا نرسیده باشد میتوان آن را تغییر داد؛ اما پس از امضا، آن امر در طول سال تحقق خواهد یافت.
آیات سوره قدر و آیات نخست سوره دخان این معنا را بیان میکند که امضای مقدرات به دست امام زمان(عج) در عصر ما است، چنانکه در زمانهای دیگر در دست خلیفه الهی و حجت خدا در همان زمان بوده است، از همینرو، روح اعظم با چهار فرشته مدبرات امر که عرش و فرمانروایی الهی جهان پیش از قیامت بر دوش آنان است، برای امضا همه آنچه به عهده خلیفه نهاده شده، نزد او میآیند و امضا میگیرند و مقدرات امضا شده را بالا برده و در طول سال به فرشتگان عامل و کارگزار میدهند تا هر شب فرود آمده و آن را تحقق بخشند. البته همراه این روح اعظم و جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل، فرشتگان تحت امر ایشان از کارگزاران نیز فرود میآیند و این تنزل که در آیه به شکل فعل و مضارع آمده، هر ساله اتفاق میافتد و پس از امضای خلیفه الهی برای اجرا به کارگزاران ابلاغ میشود.
به نظر میرسد که در زمان نزول هر ساله روح و فرشتگان به محضر مبارک امام زمان(عج) برای کسب تکلیف و امضای امور حکیمانه هستی، آسمان غرق میشود و شیاطین و ابلیس در حبس قرار میگیرند، از اینرو هیچگونه اطلاعاتی از آن جلسه به بیرون درز نمیکند؛ اما در طول سال وقتی کارگزاران برای اجرای احکام امضایی هر شب فرود میآیند، برخی از این شیاطین برای استراق سمع و کسب اطلاعات از مقدرات آن روز به آسمان بالا رفته و اطلاعاتی را میربایند و به کاهنان خویش میرسانند.
روح به همه موجودات هستی جان میدهدبراساس آیات قرآن، روح غیر از فرشتگان است، زیرا روح همان حقیقتی است که به همه موجودات هستی جان میدهد و چهار فرشته تحت فرمان او هستند، زیرا وقتی جان و روح به چیزی داده میشود آنگاه است که نیازهایی پیدا میکند که باید چهار فرشته مدبرات کلی امر به آن بپردازند. (نازعات، آیه 5) همچنین آیات قرآن بیان میکند که فرشتگان به انواع و اقسام بسیار تقسیم میشوند که همه آنان در چارچوب مأموریت، عمل کرده و تخطی و تخلف نمیکنند. (ذاریات، آیات 1تا4؛ تحریم، آیه 6)
با توجه به آنکه در شب قدر ماه رمضان، همه امور هستی در اختیار خلیفهالله برای امضا گذاشته میشود تا در طول سال به وسیله فرشتگان کارگزار اجرایی شود، باید آن شب قدر را شب سرنوشتساز دانست، چنانکه امام صادق(ع) میفرماید: «آغاز سال، شب قدر است در آن شب برنامه سال آینده نوشته میشود». (وسائل الشیعه، ج 7 ص 258 ح 8) از نظر آن حضرت(ع) شب قدر، آغاز سال حقیقی و واقعی است؛ هر چند که اول ماه محرم به عنوان آغاز سال هجری قرار داده شده، ولی از نظر قرآن، زمان آغاز سال برنامه و اجرای آن، همان شب قدر است. در این شب است که برنامهها امضا و برای اجرا ابلاغ میشود.
این شب چنان مبارک و ارزشمند است که در آیات قرآن برتر از هزار ماه یعنی حدود هشتاد و چهار سال قمری دانسته شده است، چنانکه وقتی از امام صادق(ع) در برابر چرایی برتری شب قدر و اعمال آن پرسیده میشود: حضرت میفرماید: کار نیک در آن شب از کار در هزار ماه که در آنها شب قدر نباشد بهتر است. (وسائل الشیعه، ج 7 ص 256، ح 2)
یادداشت از مریم بیگدلو