به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، حجتالاسلام والمسلمین هاشمی شاهرودی امروز 8 تیر در جلسه تفسیر سوره انبیا گفت: خداوند در آیه دوم این سوره بیان میفرماید که هر پند و ذکری برای مشرکین فرستاده شد، از سوی آنها استماع میشد ولی آنها مشغول بازی میشدند و به این فرامین گوش نمیکردند.
وی افزود: در این آیه نکات متعددی بیان شده است که بخشی از این نکات، نکات ذوقی است؛ زیرا هر کلمهای در جای خود نکته خاصی داشته است زیرا تمام عبارات قرآن با حکمت در کنار هم جای گرفتهاند.
استاد قرآن اظهارکرد: برخی گمان میکنند که این که گفته میشود قرآن معجزه است برای سطح عام قابل فهم نیست بلکه با تمام سنگینی برخی کلمات قرآن، لسان بیان، لسان بسیار ساده وقابل فهمی است.
هاشمی شاهرودی بیان کرد: تفکر در اصطلاحات و عبارات قرآنی رازهای بسیاری برای ما بازگشا میکند؛ قرآن کتابی فلسفی نیست بلکه با تمام عمق آن، برای همه قابل فهم است.
وی گفت: در این آیه خداوند با لسان نفی وارد شده است یعنی بیان شده است که ما نمیفرستادیم ذکری را مگر اینکه آنها این آیه را میشنیده و آن را مسخره میکردند.
وی افزود: نکته این است که خداوند در آیات بیان میکند که هرکاری که باید انجام میشد، انجام شده است و دیگر تمام حجتها بیان شده است؛ در اینجا مقتضی وجود دارد ولی مشکل اصلی، مانع است.
استاد قرآن اظهارکرد: مشکل مشرکان ظاهر آنها نبود بلکه مشکل اصلی آنها در دل آنها بود زیرا در ظاهر بیان میکردند که مشکلی با پیامبر ندارند ولی مشکل اصلی در دل آنها بود که باعث میشد که جلسات مخفیانه با یکدیگر برگزار کنند.
هاشمی شاهرودی بیان کرد: نکته دیگر آن است که فاعل فعل مایتهیم ذکر است؛ در اینجا بیان شده است که معنی لغوی ذکر این است که هرچیزی که شانیت تنبه داشته باشد و شخص مقابل را متذکر شود؛ در اینجا مراد اصلی از ذکر، همان قرآن کریم است.
وی گفت: سوال دیگر آن است که چرا در این آیه از عبارت ذکر استفاده شده است و از واژه کلام استفاده نشده است؛ نکته اصلی این است که ابزار انبیا باید از سنخ ذکر باشد که دیگران متذکر شود.
وی افزود: نکته این است که ذکری که خداوند برای مشرکان بیان شده است سه خصوصیت دارد؛ نخست این است که این ذکر از رب آنها است؛ یعنی خداوند بیان کرده است که این سخنان از پیامبر نبوده و کلام مستقیم خداوند است.
استاد قرآن اظهارکرد: بحث دیگر آن است که چرا خداوند در این آیه از کلمه رب استفاده کرده است و چرا از الله و رحمان و... نام نبرده است؟ پاسخ این است که خداوند برای تربیت مردم انبیای خود را فرستاد و ابزار پیامبر اکرم نیز قرآن بود که باعث تربیت مردم بوده است؛ یعنی در اینجا باید خداوند را به چشم مربی نگریست.
هاشمی شاهرودی بیان کرد: نکته ذوقی دیگر این آیه مرتبط به کلمه محدثون است؛ استفاده از کلمه محدث یعنی جدید آن است که اگر قرآن حرف تازهای نداشت، مورد قبول واقع نمیشد و خداوند بیان میکند که سخن قرآن کاملا جدید و نو است.
وی گفت: در اینجا خداوند بیان میکند که این ذکر کاملا جدید و نو است که از طرف یک مربی بیان شده است و همه مراتب برای هدایت آماده است ولی مشکل این است که مشرکین، خود مانع است؛ به همین دلیل مشرکان شبانه به شکل مخفیانه آیات الهی را گوش میکردند ولی بازهم در کنار هم که قرار میگرفتند، این سخنان را سحر مینامیدند.
وی افزود: در بحث محدث، برخی از مفسران وارد بحثهای فلسفی شدهاند که به بحث حادث و قدیم توجه کردهاند ولی در آخر نیز به این نتیجه رسیدهاند که قرآن نسبت به محتوای خود قدیم است چون منشا آن علم خداست ولی عبارات جدید است.
استاد قرآن اظهارکرد: صفت سومی که در این آیه بیان شده آن است که آنها این اذکار را میشنیدند ولی آن را تمسخر میکردند؛ در اینجا این نکته قابل توجه است که این قرآن قابل استماع بوده است یعنی کتابی قابل فهم بوده است.