به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، در فرهنگهای مختلف و از نظر تبار شناسی واژه «اجل» به دو گونه، مدت معین و آخر مدت، معنی شده است.از دیدگاه اسلام براى هر پدیدهاى «اجل» و مدتى معین شده است چنان که خداوند متعال در آیه 16 سوره مبارکه نحل مىفرماید: «لِکُلِّ اُمَّةٍ اَجَلٌ فَاِذا جاءَ اَجَلُهُمْ لایَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لایَسْتَقْدِمُونَ؛ براى هر امتى مدتى است که هرگاه فرا رسد، نه ساعتى پس مىافتد و نه پیش».
متکلمان و فلاسفه در باب تعدد و وحدت اجل انسان اختلاف دارند، متکلمان اشعری و جمهور معتزله و برخی امامیه بر این باورند که انسان یک اجل بیشتر ندارد و آن اجل معین است که خداوند حیات انسان را در آن زمان به پایان میرساند؛ چه به سبب حوادث و چه غیر آن!
این درحالی است که برخیاز معتزله مانند کعبی و عدهای از بغدادیین و جمهور فلاسفه، و گروهی از امامیه بر این عقیدهاند که خداوند برای انسان دو اجل مقرر کرده است، یکی اجل معین و حتمی و دیگری اجل معلّق یا مشروط، آنها بر این عقیدهاند که خداوند براى مقتول اجل دیگرى بریده است زیرا روایاتى وجود دارد که طاعتها در طولانى شدن عمر نقش دارد.
علاوهبر این که اگر مقتول به اجل خود از دنیا رفته باشد نباید قاتل مورد سرزنش، عقاب و دیه قرار گیرد، زیرا مرگ مقتول به دست قاتل نخواهد بود.
در پاسخ به این سؤال چنین آمده است که خداوند متعال از آغاز مىداند که اگر این طاعت را انجام ندهد، بهطور مثال عمرش چهل سال خواهد بود و چون خداى سبحان مىداند که انجام مىدهد، پس عمر او را هفتاد سال مقدر مىکند و پاسخ دیگر این است که وجوب عقاب و ضمان بر شخص قاتل، تعبدى است؛ زیرا مرتکب عملى شده که از آن نهى شده است و او فعلى را کسب کرده که خداوند بهدنبال آن مرگ را از طریق جریان عادت آفریده است؛ بر این اساس، قتل، نه به صورت خلق و ایجاد بلکه به طور کسب، کار قاتل است.
از آنجا که بحث از اجل و طولانی یا کوتاهی عمر انسان یکیاز مسائل اساسی مباحث قضا و قدر و سرنوشت و بداء است، میتوان گفت دلایل اثبات آنها تعدد اجل انسان را نیز به اثبات میرساند؛ چراکه محور بحث در این موضوعات، حیات و سرنوشت انسان است.
کیفیت وجود روح پس از خروج از بدنحجتالاسلام سعید مهدویامین، مدیرکل تبلیغات اسلامی استان لرستان، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا لرستان در رابطه با کیفیت وجود روح پساز خروج از بدن مادی، گفت: بدون شک روح پس از جدایى از بدن، باقى و جاوید خواهد ماند به گونهاى که سخن را مىشنود و پاسخ سلامها را مىدهد. لذت نعمتها و درد نقمتها و عذاب را مىچشد.
وی افزود: در این رابطه کتابهای زیادی نوشته شده است که بهعنوان نمونه ابن قیم در کتاب «الروح» در پاسخ به این سؤال که آیا روح مانند بدن مرگ را میچشد و میمیرد چنین مینویسد: «دیدگاهها متفاوت است گروهی میگویند مرگ را می چشد زیرا قرآن در آیه 185 سوره مبارکه آلعمران میفرماید: «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ؛ هر نفسی طعم مرگ را میچشد»، گروهی دیگر میگویند ارواح بشری برای بقاء و دوام آفریده شدهاند و هرگز طعم مرگ را نمیچشند. همچنین روایات مختلفی مؤید این نظر است از آنها استفاده میشود که ارواح غیر مومنان در عذاب و ارواح مؤمنان در نعمت میباشد و حق همان است که مرگ نفوس همان جدایی از اجسادشان است نه انعدام و نابودی.
مهدوی با اشاره به اینکه در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمودند: «هیچ مسلمانى نیست که بر قبر برادر مؤمنش که در دنیا او را مىشناخته گذر کند و بر او سلام و درود فرستد مگر این که خداوند متعال روح متوفى را برمىگرداند تا پاسخ سلام او را بدهد».
مدیرکل تبلیغات اسلامی لرستان گفت: ابنقیم در ادامه کتاب خود مىنویسد: ارواح دو قسمند، یا در عذابند یا در نعمت؛ ارواحى که گرفتار عذاب و سختى هستند از زیارت و ملاقات یکدیگر محرومند لکن ارواحى که غرق در نعمت الهى مىباشند با یکدیگر ملاقات دارند و به زیارت همدیگر مىشتابند و در مواردى به مذاکره و یادآورى مسائلى مىپردازند.