به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، دختران همیشه انس بیشتری به پدر دارند؛ ریحانه 9 ساله و محیا 4 ساله دو یادگار حاج محمدسعید سعیدی زاده هستند که بدون پدر بزرگ میشوند.
سخت است زندگی برای بانویی که از نعمت پدر محروم است، برادر ندارد و همسرش را نیز بر اثر بی کفایتی رژیم بی ریشه آل سعود از دست داده است؛ حمیده مطورعیدانی هم فرزند شهید است و هم همسر. پدرش را در هشت سال دفاع مقدس از دست داد و همسرش را در فاجعه منا. با آنکه این فاجعه او را در شوکی عمیق فرو برد اما همچنان شاکر درگاه خداوند سبحان است.
اندوه و غم را به راحتی می توان از صدا و کلامش درک کرد اما با متانت و احترام پاسخگوی همه پرسشها است.
حمیده مطورعیدانی همسر محمدسعید سعیدیزاده همسر شهید قرآنی فاجعه منا در گفتوگو با ایکنا خوزستان، از همسرش می گوید: حاج سعید از کودکی به واسطه اینکه پدرش معلم قرآن بود، به فعالیت های قرآنی و تواشیح علاقه بسیاری داشت. برای رسیدن به موفقیت در این عرصه بسیار تلاش می کرد؛ اکثر تمریناتشان در گروه باقرالعلوم را در خانه ما انجام میدادند. پس از آنکه در مسابقات کشوری تواشیح اول شدند در ماه مبارک رمضان بیشتر مواقع را به اجرای برنامه در مراسمات مختلف میپرداختند.
حضور حاج سعید در خانه همیشه باعث شادی من و بچهها بود
وی گفت: حضور ایشان در خانه همیشه باعث شادی من و بچهها بود. در همه امور به ما کمک میکرد. در سحرهای ماه رمضان همیشه با هم به مسجد رفته و در آیینهای مذهبی شرکت میکردیم. ماه رمضان امسال بدون حضور ایشان برای ما خیلی سخت بود و دخترم برای او بسیار بیتابی میکرد.
مطورعیدانی در مورد ویژگیهای اخلاقی همسرش گفت: بسیار مهربان و زودجوش بود. خوشصحبت و خستگیناپذیر. همین خستگیناپذیری او برای همه تبدیل به الگو شد. کسانی که او را میشناسند میدانند برای رسیدن به اهدافش بسیار تلاش میکرد. همواره میکوشید تا موفقتر باشد. شکست را پایان راه نمیدانست. به خاطر داشتن همین اخلاق همواره فرصتی را برای فعالیتهای جدید به خانوادهاش اختصاص میداد. همیشه به ما در مورد نوع صحبت کردن تذکر میداد و برایش مهم بود که سخن گفتن ما تأثیرگذار و همراه با ادب و احترام باشد.
حاج سعید وقتش را زمانبندی میکرد
وی با بیان اینکه حاج سعید وقتش را زمانبندی میکرد و بر اساس برنامهریزی به پیش میرفت، گفت: میخواست که فرزندانمان در همه زمینهها موفق باشند. به همین دلیل دخترانمان را در آموزشهای دینی، ورزشی و تحصیلی شرکت میداد. دخترم بزرگم را به کلاس تکواندو فرستاد. پس از آن بود که میگفت من نیز باید این رشته ورزشی را یاد بگیرم تا به عنوان خانواده بتوانم به او کمک کرده و در کنارش باشم.
همسر شهید سعیدیزاده با بیان اینکه همسرش دانشجوی کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات عرب بود، گفت: زمانی که در دانشگاه پذیرش شد به من گفت که ادامه تحصیل بده تا بتوانیم در کنار یکدیگر درسمان را ادامه دهیم. وقتی که کنار هم باشیم بهتر میتوانیم درس بخوانیم. از پایان تحصیلش فقط دفاع پایاننامه مانده بود که بیسرانجام ماند. همه کارهایش را به صورت جمعی انجام میداد هیچ وقت هیچ چیز را برای خود تنها نمیخواست. در هر جمعی تقسیم کار و برنامهریزی میکرد.
وی از روز حادثه گفت: روز حادثه به محض اینکه از این اتفاق مطلع شدم با تلفن همراه حاج سعبد تماس گرفتم اما کسی جواب نمی داد؛ منتظر ماندم. هنوز بازنگشته بود.
خبر شهادت همسرم زمین گیرم کرد
وی درباره شنیدن خبر شهادت حاج سعید گفت: زمانی که این خبر به ما رسید به معنای واقعی زمینگیر شدم. همیشه گفته شده که ما باید آمادگی مرگ را داشته باشیم اما این موضوع شوک وحشتناکی برای من بود. بعد از این موضوع از همه عرصههای زندگی عقب افتادم. درسم را نیمهکاره گذاشتم و هیچ شوقی برای ادامه تدریس در مدرسه نداشتم. دلم میخواست با بهترین امکانات و شرایط از او در هنگام بازگشت از حج استقبال کنم. داشتم همه چیز را برای آمدنش مهیا میکردم که به بهترین وجه از مهمانان پذیرایی کنم. مهمانان بسیاری را دعوت کرده بودیم. پس از این اتفاق تا آبانماه نتوانستم به مدرسه بروم و به تدریس بپردازم. بدون او زندگی کردن برایم بسیار دشوار بود. حضورم در مدرسه کمرنگ شده بود. من پس از ماهها همچنان امید داشتم که حاج سعید زنده باشم. با خود میگفتم شاید دستگیر شده و در زندانهای عربستان سعودی باشد. از خدا میخواستم که او زنده باشد. به خدا میگفتم میدانم مرگی این چنین بسیار افتخارآمیز و سعادت است اما چون فرزند شهید و تکفرزند هستم نه پدری دارم و نه برادری همیشه تنها بودهام این گونه زندگی کردن برایم دشوار است. همواره میخواستم شاکر خداوند باشم اما در آن زمان پذیرفتن شهادت همسرم برایم بسیار سخت بود.
سعید تاب دیدن بدیها را نداشت
وی عنوان کرد: همسرم تحمل دیدن بدیها را نداشت. نمیتوانست ظلم به مظلوم را تاب بیاورد. مطمئناً در آنجا با دیدن مرگ انسانهای بسیار و ظلم آلسعود به شیعیان و ایرانیان نتوانست تحمل کند و به دیدار معبود شتافت.
درخواست ثبت فاجعه منا در تقویم ملی
مطور عیدانی در پایان خاطرنشان کرد: اولین باری است که این درخواست خود را مطرح میکنم؛ مسئولان این رویداد را در تقویم جمهوری اسلامی ایران ثبت کنند تا خاری در چشم آنهایی باشد که میخواستند ما را مقصر این فاجعه عظیم جلوه دهند.
سیما محسنی