آیتالله سیداحمد میرعمادی، نماینده ولیفقیه در استان وامام جمعه خرمآباد در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)
از لرستان، یکیاز درسهای مهم عاشورا را معرفت دینی و بصیرت سیاسی عنوان
کرد و گفت: در نهضت حسینی هم رهبر قیام یعنی امام حسین(ع) الگوی معرفت و
بصیرت است و هم یاران امام حسین(ع) دارای معرفتی والا و بصیرتی بالا هستند.
وی
در تحلیل نهضت عاشورا، افزود: در زیارت اربعین امام حسین(ع) میخوانیم:
امام حسین(ع) جانش را در راه خدا تقدیم کرد تا مردم را از جهالت نجات دهد و
از سرگردانی و گمراهی برهاند».
آیتالله میرعمادی با بیان اینکه
بالاترین هدف عاشورا و قیام امام حسین(ع) مبارزه با جهالت و ایجاد معرفت
دینی و بصیرتافزایی بود، ادامه داد: امام حسین(ع) در سخنان متعدد و در
خطبههایش هدف از قیام خودش را انجام تکلیف الهی، اصلاح امت اسلامی، حفظ
دین و ارشهای دینی و امر به معروف و نهی از منکر قرار داده است.
نماینده
ولیفقیه در لرستان گفت: امام حسین(ع) در یکیاز خطبههایش فرموده است:
«من که قیام کردم و نهضتی را برپا کردم برای سرکشی، طغیان، عداوت، تبهکاری و
ستمکاری نبود که قیام کردم قیام من برای اصلاح امت جدم و امر به معروف و
نهی از منکر است آن هم به روش جدم و پدرم».
وی با بیان اینکه این روش
امام حسین(ع) معنایش ایجاد معرفت دینی است، اضافه کرد: خطبههای امام
حسین(ع) سبب بصیرتافزایی جامعه است و اگر کسی خطبهها و سخنان امام
حسین(ع) را نگاه کند متوجه میشود در تمام خطبهها بحث معرفت و بصیرت مطرح
است.
امام جمعه خرمآباد با بیان اینکه یاران امام حسین(ع) هم در اوج
معرفت و بصیرت قرار داشتند، ادامه داد: یاران امام حسین(ع) اهل بصیرت بودند
و شناخت دقیق و عمیق از امام و حجتشان در روی زمین داشتند آنها دشمن را
خوب شناخته بودند راه و هدف را خوب شناخته بودند و از معرفت بالایی
برخوردار بودند.
آیتالله میرعمادی گفت: یاران امام حسین(ع) با شناخت و
معرفت کامل به امام حسین(ع) پیوستند و جانشان را تقدیم کردند چراکه آنها
زندگی در پرتو ولایت را میخواستند.
وی با یادآوری اینکه کربلا یعنی
معرفت و بصیرت، افزود: درسی که ما از عاشورا و نهضت امام حسین(ع) باید
بگیریم معرفت دینی و بصیرت سیاسی است.
وی در ادامه با اشاره به
نمونههایی از معرفت و بصیرت یاران امام حسین(ع)، اضافه کرد: زندگی
بیبصیرت و بیمعرفت ارزشی ندارد معرفت ابوالفضل(ع) در برابر امامش
مثالزدنی است وی وقتی در برابر امام و ولیاش قرار میگرفت با احترام
میفرمود: «سرور من، مولای من» و تنها وقتی از روی اسب با دستان بریده و
مشک پاره شده روی زمین افتاد امام حسین(ع) را با لفظ برادر صدا زد و فرمود:
«یا اخی! مرا دریاب».