حجتالاسلام والمسلمین حسین صفری، مدرس حوزه و دانشگاه در
گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، پیرامون فضایل حضرت ابوالفضل(ع) و وفا و تعهد ایشان گفت: ما قمر بنیهاشم را باوفا و ادبشان میشناسیم و این ادب و وفا
منتج به تعهد و تولی و پذیرش ولایت خواهد شد؛ قمر بنیهاشم به عنوان یک مدل
واقعی پذیرش ولایت معصوم مطرح میشود.
وفا به معنی کم نگذاشتن و سرشاری در برخورد و احسان است
وی اظهار کرد: پس اولین ویژگی بارز حضرت ابوالفضل(ع) و اصحاب
سیدالشهدا(ع) وفا است. اما این جلوه وفا در قمر بنیهاشم بسیار نمایانتر است؛ وفا
یعنی سرشار بودن در برخورد، اطعام، احسان و کمنگذاشتن. ریشه وفا حس بدهکاری، وامداری،
نداری، فنا و خوف عاشقانه و عارفانه است. یعنی انسان هر چه دارد در این راه بدهد
اما انتظاری ندارد که چیزی به او بازگردد. لذا حضرت عباس(ع) با تمام سرمایهگذاری که
در عاشورا کرد نه تنها از خود گذشت بلکه از برادران خود نیز گذشت.
این مدرس حوزه افزود: حضرت قمر بنیهاشم با تمام سرمایهگذاری که در کربلا کردند سهم نمیخواهد چون فانی است، وامدار است و حتی از روی فرزندان ابیعبدالله(ع) نیز شرمنده است. ما میبینیم قمر بنیهاشم یار خصوصی حضرت ابیعبدالله(ع) است و این یار خصوصی کار خصوصی میکند و کاری انجام میدهد که دیگران انجام نمیدهند. از این رو میبینیم قمر بنیهاشم سقای خیمهها میشود.
قمر بنیهاشم نه صرفاً یک سرباز وفادار بلکه یک فرمانده قهار در عرصه جنگ است
صفری در خصوص شجاعت و دلیری حضرت ابوالفضل(ع) گفت: ایشان علمدار حضرت سیدالشهدا(ع) بود. یعنی فرمانده کربلا بود. یک سپاه 72 نفره در
برابر یک سپاه 30 هزار نفره را میشد در یک ساعت از بین برد. اما اینها جنگاوران
قهار و شجاع و دلیری بودند و این فرماندهی و دقت باعث شد واقعه عاشورا تا غروب به
طول انجامد. قمر بنیهاشم نه صرفاً یک سرباز وفادار بلکه یک فرمانده قهار در عرصه
جنگ است. از تمام ظرفیتهایی که خدا به او داده است خرج ولی خدا میکند و کمترین
کوتاهی در حق او انجام نمیدهد. بنابراین وفا یعنی
هیچ ای کاشی برجا نگذاشتن.
رابطه قمر بنیهاشم با سیدالشهدا(ع) رابطه امام و مأموم است
مدیر مرکز تخصصی مهارتهای بیان و تفسیر قرآن کریم ادامه داد: ما قمر بنیهاشم را به ادب میشناسیم. ما زمانی در
برابر کسی ادب به خرج میدهیم که دوستش داشته باشیم و این دوست داشتن پشتوانه
معرفتی دارد. لذا میبینیم در عرصه سفر این کاروان از قمر بنیهاشم سخنی نداریم.
حتی خطاب ایشان نسبت به سیدالشهدا(ع) بر اساس رابطه برادری آنها نیست. ایشان تنها در
کنار نهر علقمه امام را برادر صدا میکند: «یا أخا ادرک أخاک» یعنی چنان ادب داشتند که سیدالشهدا(ع) را
امام خود میدانستند. رابطه قمر بنیهاشم با سیدالشهدا(ع) یک رابطه امام و مأموم است.
وی با اشاره به درک و بصیرت نافذ قمر بنیهاشم اظهار کرد: به تعبیر امام صادق(ع) «ان عمیالعباس نافذ البصیرة» یعنی به قدری دقت و معرفت و عرفان دارد که در تمام وجودش نفوذ کرده و نافذالبصیرة شده است. منشأ این بصیرت معرفت ایشان نسبت به جایگاه امامت و وظیفهای است که در برابر امام خود دارد. بهترین معرفی از قمر بنیهاشم را در تعبیر امام صادق(ع) در زیارتنامه ایشان میخوانیم: «أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ وَ التَّصْدِيقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِيحَةِ لِخَلَفِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ» در این زیارتنامه چند ویژگی بارز برای حضرت نام برده شده است. من گواهی میدهم تو کسی بودی که تسلیم ولی خدا شدی و او را تصدیق کردی و اهل نصیحت بودی یعنی ارتباطت با ولی خدا بر مبنای راستی و درستی بود.
این مدرس حوزه گفت: ویژگی اول قمر بنیهاشم تسلیم است. انسان در صورتی تسلیم ولی خدا میشود که به این حقیقت رسیده باشد که امام از همه به من مهربانتر و آگاهتر است. وقتی انسان به این دو شاخصه آگاهی یافت تسلیم ولی خدا میشود. پیامد این تسلیم این است که انسان متوجه میشود اگر دستوری از ناحیه ولی خدا به او داده میشود از روی محبت به او و برای رشد و رستگاری اوست. حضرت قمر بنیهاشم میدانست حسین(ع) امام اوست، علمش لدنی(از نزد پروردگار) است، بنابراین به من آگاهتر است. لذا ایشان به تسلیم آگاهانه رسیده بود.
صفری ویژگی دیگر حضرت قمر بنیهاشم(ع) را تصدیق ایشان دانست و گفت: از ابتدای سفر کاروان امام حسین(ع) تا
کربلا، عقلای قوم ایشان را نصیحت میکردند و میگفتند این سفر، سفر مرگ است. همه این
را میدانستند چطور میشود قمر بنیهاشم نداند؟ حضرت این را میداند ولی به حقانیت امامش ایمان دارد. در صورتی انسان میتواند با تعلقهایش
کنار بیاید که با آنها تسویه کرده باشد. یعنی با هوسها و وجاهتهای خود تسویه کرده و
به این مقام رسیده است که به حقانیت امام گواهی دهد.
حضرت ابوالفضل(ع) با اهداف اباعبدالله(ع) کاملاً آشناست
وی ادامه داد: وفا ویژگی دیگر قمر بنیهاشم است. کسی که تسلیم ولی خدا شد و او را تصدیق کرد، برای ولی خدا از تمام ظرفیتهای خود سرمایهگذاری میکند. و «النصیحة»(به معنی درستی) حضرت در راه یاری سیدالشهدا(ع)، راه راستی و درستی را در پیش گرفت. از هیچ چیز دریغ نکرد. این مجموعه ویژگیها درباره قمر بنیهاشم موجب شد ایشان در کربلا به عنوان یکی از استوانههای لشکر سیدالشهدا(ع) محسوب شود. شجاعت و دلیری حضرت به حدی است که تا وقتی بود دشمن به خود اجازه تعرض به خیمهها را نمیداد. وقتی شمر اماننامه برای حضرت عباس میآورد ایشان بسیار خشمگین و ناراحت میشود. چنین شخصی کسی است که ولی خدا را به عنوان امام خود میداند نه شخصی که در یک بیابان تنهاست و باید او را یاری کرد. او به اهداف اباعبدالله(ع) کاملاً آشناست. میدانست یک وظیفه تاریخی بر عهده اباعبدالله گذاشته شده و او وظیفه دارد برای ادای آن از هیچ کوششی فروگذار نکند.
وی در پایان گفت: اگر وفای حضرت درست تفهیم شود ادب و تعهد ایشان را نیز میتوانیم بشناسیم. آب روی آب ریختن ایشان در کنار نهر علقمه و گذشتن از حق شرعی و عقلی خود در نوشیدن آب جهاد اکبر ایشان بود. ما از قمر بنیهاشم درس میگیریم؛ ایشان چنان به ولی خدا تعهد دارد که آب روی آب میریزد که به یک عالم نشان دهد اگر خواستید به ولی خدا متعهد باشید باید این گونه باشید.