به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، حجت الاسلام والمسلمین سید محسن شفیعی در سخنرانی شب تاسوعای حسینی که 19 مهرماه در مسجد صاحب الزمان(ع) اهواز برگزار شد، با اشاره به حدیثی از امام صادق(ع) مبنی بر «تاسوعا يوم حوصر فيه الحسين عليه السلام و اصحابه رضي الله عنهم بكربلا، و اجتمع عليه خيل أهل الشام و أناخوا عليه، و فرح ابن مرجانة و عمر بن سعد بتوافر الخيل و كثرتها، و استضعفوا فيه الحسين صلوات الله عليه و أصحابه رضي الله عنهم، و أيقنوا أن لا يأتي الحسين عليه السلام ناصر و لا يمده أهل العراق - بأبي المستضعف الغريب» گفت: این حدیث تصویر بسیار جامعی از تاسوعا و عاشورا است. در روز تاسوعا ابن سعد و ابن مرجانه مطمئن بودند که دیگر کمکی به امام نمی رسد.
در حدیث امام صادق(ع) سپاه دشمن 30 هزار نفر نقل شده است
وی با بیان اینکه اجتماع نیروهای نظامی دشمن تا عدد 30 هزار نفر در حدیث امام صادق(ع) نقل شده است، گفت: از روز ششم محرم ابن زیاد اصرار بر تمام شدن کار داشته است؛ در این ارتباط از امام صادق(ع) در الامالی شیخ صدوق آمده که «أن الحسين بن علی بن أبی طالب ع دخل يوما إلىالحسن ع فلما نظر إليه بكى فقال له ما يبكيك يا أبا عبد الله قال أبكی لما يصنع بك فقال له الحسن ع إن الذی يؤتى إلی سم يدس إلی فأقتل به و لكن لا يوم كيومك يا أبا عبد الله يزدلف إليك ثلاثون ألف رجل يدعون أنهم من أمة جدنا محمد ص و ينتحلون دين الإسلام فيجتمعون على قتلك و سفك دمك و انتهاك حرمتك و سبی ذراريك و نسائك و انتهاب ثقلك فعندها تحل ببنی أمية اللعنة و تمطر السماء رمادا و دما و يبكی عليك كل شيء حتى الوحوش فی الفلوات و الحيتان فی البحار» وقتی امام حسن(ع) بر اثر برنامهریزی قبلی مسموم شدند امام حسین(ع) به عیادت ایشان رفت و وقتی برادر را در آن حال رنجور دید گریست، امام حسن(ع) به ایشان فرمود حسین جان این سمی است که باعث شهادت من می شود اما هیچ روزی مثل آن روزی که برای تو پیش خواهد آمد نیست، روزی بر تو خواهد گذشت که سی هزار نفر تو را محاصره می کنند و این سی هزار نفر یهودی، مسیحی، نصرانی و زرتشتی نیستند بلکه ادعا می کنند که از امت جد ما هستند. این جمعیت خون تو را بر زمین می ریزند و خانواده تو را به اسارت می برند. یا حسین این کار موجب لعن بنی امیه است اما هر موجودی بر مصیبت تو خواهد گریست حتی جانداران در بیابان و ماهیان در دریا.
شفیعی گفت: ابن سعد دستور ایجاد مانع میان امام و اصحاب ایشان با فرات را داد. در اینجا معجزه ای از امام سر زد؛ در پشت خیمه اهل بیت(ع) چند قدم به سوی قبله راه رفتند و دستور حفر آن منطقه را دادند و آب زلالی بیرون آمد و دستور سیراب شدن اهل بیت(ع) را دادند و پس از آن آب محو شد چون حالت معجزه داشت. حضرت عباس در روز هفت محرم ماموریت یافت که آب برای زن ها و بچه ها ببرد. 20 نفر را همراه خود حرکت داده تا به گروهی رسیدند که مانع رسیدن آنها به آب می شدند. عمربن حجاج سرپرست گروه دشمن بود. نافع به همراه حضرت عباس آمده بود و گفت می خواهیم آب ببریم حجاج گفت خودت آب بخور اما حق نداری برای حسین آب ببری. درگیری میان دو طرف ایجاد شد اما یاران امام مقداری آب توانستند ببرند اما میزانش نسبت به جمعیت کم بود و به هر نفر در حد رفع تشنگی آب رسید.
رئیس نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاههای
خوزستان به بخشی از گفت و گوی میان امام حسین(ع) و ابن سعد اشاره کرد و گفت: امام
یکی از یاران خود را به سوی ابن سعد فرستاد و خواست که شب میان دو لشکر مذاکره
صورت گیرد؛ امام حسین(ع) با 20 نفر و ابن سعد با 20 نفر آمد. دو گروه که به هم
نزدیک شدند امام به همراهانشان فرمود شما بایستید و فقط حضرت ابوالفضل و علی اکبر
همراه ایشان ماندند. امام حسین به ابن سعد فرمود: «وَیلَکَ
یابْنَ سَعْد اَما تَتَّقِی الله الَّذِی اِلَیهِ مَعادُکَ؟ اَتُقاتِلُنِی وَ
اَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هوُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَاِنَّهُ
اَقْرَبُ لَکَ اِلَى الله تَعالى؛ واى بر تو اى فرزند سعد! آیا از خدایى که بازگشت
تو به سوى اوست، نمى ترسى؟ آیا با من وارد جنگ مى شوى در حالى که مى دانى من زاده
چه کسى هستم. این جماعت را ول کن که اگر با ما باشى به خدا نزدیک شده اى» ابن سعد
پاسخ گفت اگر به شما ملحق شوم خانه ام را ابن زیاد خراب می کند امام فرمود من
جبران خسارت می کنم، ابن سعد گفت مالم را می برند امام فرمود من در حجاز سرمایه ای
دارم آن را جبران می کنم(نقل شده که امام نخلستانی در حجاز داشته است که بسیار مهم
بوده)، ابن سعد گفت خانواده ام گروگان ابن زیاد هستند و در مقاتل آمده است که
اینجا امام سکوت کرده اند. پاسخ امام در اینجا آن بود که در اینجا حریم پیغمبر(ص)
به اسارت رود؟
استجابت نفرین امام حسین(ع)
وی ادامه داد: در اینجا امام حسین(ع) به ابن سعد یک جمله پاسخ داد: «مالَکَ، ذَبَحَکَ اللّهُ عَلى فِراشِکَ عاجِلا، وَ لا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَوَاللّهِ اِنِّی لاَرْجُوا اَلاّ تَاْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِراقِ اِلاّ یَسیراً»؛ (تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى). ابن سعد گستاخانه به استهزا گفت: «وَ فِی الشَّعیرِ کِفایَهٌ عَنِ الْبُرِّ»؛ (جو عراق مرا کافى است). این جملات امام از نفرین های مستجاب حضرت سیدالشهداء(ع) است که به او مقام و مال و اعتباری داده نشد.
امام تا آخرین لحظات نهی از منکر فرمود
شفیعی عنوان کرد: این ملاقات
و گفت و گو میان حضرت حسین(ع) و ابن سعد که در برخی از گفته ها و شنیده ها به مذاکره
میان امام و او تعبیر شده و مطالبی در ذیل آن گفته شده که نیازمند نقدی جدی است؛
اگر منظور از مذاکره نهی از منکر است که امام تا آخرین لحظات سعی بر
آن داشته است که یک نفر را از سپاه دشمن جدا کند چون امام به آنها فرمود کسی که شمشیر
بر حجت خدا بکشد دچار عذاب ابدی می شود. حتی گفته شده که امام شمر را نیز از جنایتش نهی کرد.
امام جماعت مسجد صاحب الزمان(عج) اهواز افزود: اینجا دیگر موضوع امام حسین(ع) نیست موضوع مهم آن است که دست
نباید به خون حجت خدا آلوده شود. تا روز عاشورا هر یک از اصحاب امام حسین(ع) اجازه
صحبت و نصیحت خواسته است ایشان اجازه داده اند. اصلیترین اشکال به اینکه اگر از سخنان امام این چنین
برداشت شود که ایشان به دنبال مذاکره بوده این است که
هرگونه تفسیر و تحلیل از این حادثه که با روح حریت، آزادگی، شجاعت منافات داشته
باشد خلاف مسیر کربلا است.
بیعت با یزید در نظر امام حسین(ع) ختم اسلام بود
وی افزود: مسیر کربلا حرکتی است که پس از به خلافت رسیدن یزید و قصد بیعت گرفتن او از امام آغاز شد؛ موضع امام حسین در این زمینه معلوم است. جای تعجب است که گفته شود که امام به این سعد گفته جنگ نکنیم و به شام نزد یزید برویم، حتی اگر گوینده این حرف بگوید گفته شده است. از کدام مواضع سیدالشهداء این سخن برمی آید. امام حسین(ع) از لحظه حرکت از مدینه می گویند که در پاسخ دعوت مردم حرکت کرده اند و اگر دعوت کننده پشیمان شود من نیز بازمی گردم. چگونه می شود از این سخنان برداشتی اینگونه داشت؟ همه مطلب این بوده که یزید ادعای حاکمیت کرد و از امام هم بیعت می خواست و گفت که اگر حسین بن علی بیعت نکند کشته می شود و همه حرف امام حسین(ع) این بوده که من کشته شدن را می پذیرم و اما بیعت نمی کنم چراکه بیعت با یزید ختم اسلام است.
شفیعی ادامه داد: یزید پیشنهاد مصالحه و توافق را برای امام مطرح نکرده بود.
بنابراین در مقام تفسیر این مطلب باید گفت که مقایسه امام حسن(ع) و معاویه با امام
حسین(ع) و یزید قیاس مع الفارق است چون اصلا پیشنهادی از سوی یزید داده نشده بود. آنجا
که امام با بدعهدی کوفیان مواجه می شود می فرماید اگر اینها پشیمان شده اند راه را
باز کنید تا ما بازگردیم. امام از مدینه آمده بود و به همانجا بازمی گشتند. نمی
شود از روح حماسی نهضت اباعبدالله(ع) برداشتی کرد که اعاذبالله ایشان به دنبال
مذاکره بوده است.
وی با اشاره به سخن عده ای مبنی بر پیشنهاد مخیفانه مذاکره امام حسین(ع) به عمر سعد، گفت: اگر این نظر را بپذیریم، پس همه آن صحبت ها، حماسه ها، نطق های آتشین و نامه های امام به رؤسای قبایل و پرسش و پاسخ ها در مسیر کوفه را کنار بگذاریم؟ و بگوییم محتمل است امام حسین(ع) مذاکره را یکی از راه ها بداند؟ اگر گفتگویی بود از جنس نهی از منکر و نصیحت به عمر سعد بوده است.
شفیعی تصریح کرد: اگر کسانی به دنبال
مذاکره هستند، نهضت امام حسین(ع) را بعد از هزار و چند صد سال به مسائل
سیاسی مصادره نکنند. اباعبدالله(ع) را خرج این حرفها کردن خیلی جرأت می
خواهد. ما این تحلیل را غلط می دانیم. موضع و حرکت امام در تمام مسیر مشخص
بوده است. امام می فرمود هیچ راهی وجود ندارد مگر یکی از دو گزینه؛ یکی
تسلیم که پیشنهاد طرف مقابل است و یک گزینه که انتخاب من است و آن شهادت
است.
بزرگترین پاسدار نهضت
سید الشهداء خود حضرت اباعبدالله(ع) بود
این مدرس حوزه ادامه داد: هیچ انسان سلیم و طبع مستقیمی از این حرکت مذاکره را نمی فهمد. بزرگترین پاسدار نهضت سید الشهداء خود حضرت اباعبدالله(ع) بود که هر چه فرموده نوشته و ثبت و ضبط شده است. حرکت امام مشخص است به دعوت مردم کوفه برای تشکیل حکومت اسلامی به کوفه می رود. ناصحان امام را نصیحت می کردند و رفتار مردم کوفه با پدر و برادرشان را به امام یادآوری می کردند اما امام می فرمود: به من نامه نوشته اند و باید بروم.
امام جماعت مسجد صاحب الزمان(عج) اهواز گفت: اما اینکه حضرت اباعبدالله(ع) در گفتگو با عمرسعد به دنبال مذاکره بود به معنایی که برخی امروز در کشور به آن علاقه دارند، جفا به نهضت سیدالشهداء(ع) است. این نهضت حرکتی است که امروز پرچم هیهات من الذله را در لبنان، یمن، بحرین، عراق بالا برده و در هر جا نگاه کنید روح حماسی اباعبدالله(ع) پرچم مبارزه با سلطه جهانی را بالا برده است.
وی
بیان کرد: بر هر حادثه تاریخی روحی حاکم است که در تحلیل باید آن را به
صورت یک جا دید. یکی از ویژگی های بارز و زیبای عاشورا، شفاف بودن حضرت
سیدالشهداء(ع) با اصحابشان است. نباید تفسیر چنین حرکت بزرگی به شکلی صورت
بگیرد که با اساس این حرکت در تعارض باشد. حضرت سیدالشهدا(ع) مشروعیتی برای
یزید قائل نبود، مذاکره بر سر چه؟ ضمن اینکه از طرف مقابل نیز چنین
درخواستی مطرح نشد.
نهضت ابی عبدالله(ع) یک سرمایه بزرگ برای آزادگی، پایداری و
شجاعت در طول تاریخ است
شفیعی با تاکید بر
اینکه تحلیل نهضت سیدالشهداء(ع) نباید با روح حماسه و شجاعت در تعارض باشد،
بیان کرد: نهضت ابی عبدالله(ع) یک سرمایه بزرگ برای آزادگی، پایداری و
شجاعت در طول تاریخ است. این حرکت را خرج مسائل سیاسی و تفسیر و قرائت های
شاذ و نادر نکنیم. این نهضت همان نهضتی است که متصل و پرچم حضرت حجت(عج)
می شود: یالثارات الحسین.
باید واقعه کربلا به درستی آگاهی داده شود