کد خبر: 3538357
تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۶

سقر؛ جایگاهی برای متکبران

گروه معارف: از صفاتی‌که باعث شد شیطان از درگاه خداوند رانده شود و سپس بسیاری از ابنا بشر به‌واسطه این صفت از خداوند دور شوند کبر و غرور است کمااینکه امام صادق(ع) فرموده است: «در جهنم برای متکبران مکانی است که به آن سقر گویند».

سقر؛ جایگاهی برای متکبرانبه گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، از صفاتی که باعث شیطان از درگاه خداوند سبحان رانده شود و سپس بسیاری از ابنا بشر به‌واسطه این صفت از خداوند سبحان دور شوند کبر و غرور است.پیامبراکرم(ص) فرمود: «داخل بهشت نمی‎شود کسی‌که ذره‌ای کبر در قلب او باشد».
در آیه 36 سوره نساء در رابطه با کبر و غرور آمده است: «وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا؛ و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و درباره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راه‌‏مانده و بردگان خود [نيكى كنيد] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمی‌‏دارد».همچنین در آیه 18 سوره لقمان در این رابطه آمده است: «وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا؛ و در زمين خرامان راه مرو ».
پیامبراکرم(ص) فرمود: روزی حضرت موسی نشسته بود در حالی‌که شیطان کلاهی را که دارای چندین رنگ بود بر سرش بود پیش او آمد همین‌که به موسی(ع) نزدیک شد کلاه از سر برداشته در مقابلش ایستاد و سلام کرد حضرت موسی پرسید تو کیستی؟ جواب داد: شیطان گفت تویی شیطان؟ خداوند سبحان تو را همسایه کسی نکند گفت من آمدم عرض سلامتی به شما بکنم چون شما در نزد خداوند سبحان مقام و رتبه‌ای دارید. موسی(ع) گفت: بگو ببینم چه گناهی است که هرگاه از آدمی سر بزند تو قدرت بر او پیدا می‎کنی و تحت تسخیرت در می‌آید.جواب داد:  عُجب! زیرا زمانی‎که ایشان از خودش راضی می‎شود و کارهایش را بزرگ می‎شمارد و گناهش در نظرش کوچک می‌آید.
امام صادق(ع) فرمود: روز قیامت صاحبان کبر به‌صورت ذرات محشور می‎شوند و تا پایان حساب قیامت در زیر پاهای خلایقند.
درباره غرور و تکبر یکی از امرای خراسان گویند: که جُبه خزی پوشیده بود برای او قلیانی آوردند.قلیان تکانی خورد و اتش آن روی جبه خزش افتاد.او خلاف شأن خود می‎دید که لباسش را تکان دهد تا آتش بیفتد فقط گفت: بچه‌ها بیایید تا انها آمدند جبه و مقداری از تنش سوخت حتی شنیدیم اگر می‎خواست بینی خود را پاک کند دیگری باید دستمال جلوی دماغش می‎گرفت.
امام صادق(ع) فرموده است: «در جهنم برای متکبرین مکانی است که به آن سقر می‎گویند از شدت گرما و حرارت به خداوند سبحان شکایت کرده و از خداوند سبحان می‎خواهد که نفس بکشد پس چون نفس می‎کشد جهنم را می‎سوزاند».
گفته‌اند که کبر اقسامی دارد که از جمله آنها می‎توان از کبر در علم، کبر در عمل و عبادت، کبر به حسب و نسب، فخرفروشی به جمال و زیبایی، تکبر به مال، تکبر به قدرت بدنی و زور اندام یا قدرت حکومتی و تکبر نسبت به یاران و شاگردان و تابعین و غلامان و زیردستان نام برد.
کبر در علم یعنی عالم به‌واسطه علمش مردم را حقیر دانسته و از آنها انتظار احترام و ابتداء به سلام داشته و از آنها خدمت خواسته و به شئونات آنها اهمیت ندهد.همچنین کبر در عمل و عبادت یعنی این‌که فرد به عبادت خود کبر کرده و دوست داشته باشد که مردم حوائج او را برآورده کرده و به زیارت او آمده و او را اهل عبادت و تقوی بودن یاد کنند و او خودش را هدایت یافته و دیگران را گمراه می‎داند.همچنین کبر به حسب و نسب مخصوص کسانی است که به اصطلاح نجیب‌زاده و یا اشراف‌زاده هستند.
در روایت است که پیامبراکرم(ص) در بعضی از کوچه‌های مدینه عبور می‎کرد در حالی‌که زن سیاه‌چهره‌ای، سرگین جمع‌آوری می‌کرد پس کسی از یاران آن حضرت به آن زن گفت راه را برای رسول خدا(ص) بازکن اما آن زن با کبر و غرور گفت راه وسیع است پس بعضی از اشخاص می‎خواستند آن زن را کنار بزنند اما پیامبر(ص) فرمود: او را رها کنید که متکبر و ستمکار است.
امام جعفرصادق(ع) به شاگردش جابر فرموده است: ای جابر مانع غرور و تکبر و خودخواهی بشو با شناخت نفس خودت. و در روایت است که خداوند سبحان فرمود: همانا از بندگان مؤمن کسانی هستند که درخواست توفیق طاعتی دارند و من آنان را بر انجام آن طاعت موفق نمی‎کنم تا گرفتار عُجب نگردند.
پیامبراکرم(ص) فرموده است: «به‌درستی که خودپسند و عُجب هر آینه اعمال هفتاد سال را باطل و نابود می‎کند». و نیز امام علی(ع) فرموده است: «بیچاره فرزند آدم مرگش مخفی، مرض‌هایش پنهان، عمل او محفوظ، پشه او را به ناله می‎آورد، آب گلوگیرش می‎شود و او را می‎کشد و عرق او را می‎گنداند» و نیز فرموده است: «بنی‌آدم چه‌قدر بدبخت است شکم او به او می‎گوید مرا پُرنما والا آبرویت را می‎برم وقتی که شمکش را پُر نمود شکمش به او می‎گوید مرا خالی نما و الا آبرویت را می‎برم».
در محضر رسول خدا(ص) یکی از ثروتمندان نشسته بود در این هنگام فقیری از مسلمین وارد شد و به عادت اسلامی نزدیک برادر ثروتمندش نشست ناگاه شخص ثروتمند گوشه لباسش را جمع کرد. رسول خدا(ص) او را دیده و به او اعتراض کرد که ترسیدی از فقر او چیزی به تو سرایت کند؟ آن شخص ثروتمند فوراَ شرمنده شد عرض کرد با من چیزی است که مرا به کارهای ناروا وامی‎دارد من از این خطایم توبه کرده و برای جبرانش نصف دارایی‌ام را به او می‎دهم.پیامبر(ص) به فقیر فرمود: می‎پذیری؟ عرض کرد نه زیرا می‎ترسم بپذیرم و من هم مثل او به فقیری تکبر بورزم!.
امام صادق(ع) فرموده است: «دو نفر عابد و فاسق وارد مسجد شدند چون بیرون رفتند فاسق، عابد و عابد فاسق گردید! زیرا وقتی وارد مسجد شدند عابد از عبادت خود دچار غرور و کبر گردید پس اعمالش باطل شد و فاسق احساس پشیمانی و ذلت در مقابل خداوند سبحان کرده پس خداوند سبحان او را بخشیده و هدایتش کرد».
روزی ملکی نزد رسول خدا(ص) آمده و گفت که خداوند سبحان به تو این اختیار را داده که بنده و رسول متواضعی باشی یا پادشاه و رسول باشی و از مرتبه تو نزد خدا کم نشود و کلیدهای خزاین زمین را برای آن حضرت آورده بود.حضرت فرمود: که می‎خواهم بنده و رسول متواضع و شکسته باشم و پادشاهی نمی‎خواهم.
captcha