بیشاز هزار و چند صد سال قبل امام حسین(ع) در حالیکه بیشاز پنجاه سال از عمرش گذشته بود حجش را ناتمام گذاشت و با یاران اندکش به کربلا رفتند.در همان زمان افراد زیادی با بیانها و انگیزهها و ادبیات متفاوتی در مقابل آن امام ایستادند تا شاید از حرکت کربلایی او و یارانش جلوگیری کنند.
ابوسعید خدری به امام حسین(ع) گفت: «از حاکم زمان سرپیچی نکن» مسعود بن مخرمه نیز گفت: «فریب مردم عراق را نخور» عمربن عبدالرحمن بن هشام نیز گفت: «به عراق نرو زیرا مردم بندهی دینار و درهمند و درهم دینار نیز در دست حکومت است» عبدالله بن عباس گفت: «به کوههای یمن بروید زیرا منطقه کوهستانی است و شیعیان پدرت در آن منطقه بسیارند» و عبدالله بن جعفر گفت: «ای حسین تو روح هدایت و امیرمومنین هستید اگر در عراق کشته شوی از آن ترسم که نور زمین هم خاموش گردد».
آن امام انتقادات و پیشنهادات را گوش کردند، ولی چون بصیر به امور بودند و به نقشه الهی و هدف خود ایمان داشتند، راه کربلا را در پیش گرفتند. بعد از جریان کربلا، قتل و کشتارهای فراوانی آن هم در مقیاسی بسیار گستردهتر اتفاق افتاد.
در همین عصر کنونی، فقط در چند دقیقه قریب به دو هزار نفر (آن هم جوان) در پایگاهی از عراق در آتش جهل داعشیان جان دادند! در سوریه نیز صدها هزار نفر جان دادهاند. افرادی اللهاکبر گویان شیعیانی را زنده و دست و پا بسته، به آتش سپردند و ذرهذره و جرعهجرعه زجر و درد و مرگ به کامشان ریختند! و …اما با این حال همه این بیرحمی و قتل و کشتارها فراموش خواهند شد ولی حادثه کربلا که قرنها از آن میگذرد، کهنه نشده است و نمیشود و داغ آن عزیزان بر دلها سنگینی میکند و حتی اربعین آن عاشورائیان میلیونها دل را کربلایی میکند.
حال پرسش اصلی این است قیامیکه بر خلاف حکومت عصر خود شکل گرفت و این همه مخالف و منتقد داشت، چگونه و به چه ادلهای ماندگار شد؟
اخلاص و انگیزه الهیدر مورد راز و رمزها و علل ماندگاری عاشورا میتوان گفت: اخلاص و انگیزه الهی در این زمینه نقش مهمی دارد اخلاص درجاتی دارد و اخلاص امام حسین(ع) و یارانش در روز عاشورا مثالزدنی است.آن امام در چند ساعت هرچه داشت برای خدا و در راه احیای دین و سنت رسولالله(ص) خالصانه فدا کرد. قیام آن امام رنگ و بوی دنیا نداشت تا فناپذیر گردد. آن امام فرمودند: «هدف من برای قیام، ظلم و فساد و فتنهگری نیست بلکه فقط برای اصلاح امت جدم رسول خداست و در این راه، جان خود را برای نجات بندگان خدا و هدایت آنها نثار کرد.
ماندگاری عاشورا ناشی از ماندگاری دین استهدف دشمنان اسلام از به شهادت رساندن امام حسین(ع) نابودی دین و فراموشی امام و قیام او بود از اینرو یزید بعد از شهادت عاشورائیان، سرْخوش از این پندار خام، بر طبل نابودی دین کوفت و گفت: «دین و حکومت از بازیچههای بنیهاشم بود و اکنون جز افسانهای از آن بر جای نمانده است. نه وحیی نازل شده و نه خبری آمده است».
یزیدیان چون میخواستند دین و راه امام فراموش شود، زائرهای امام حسین(ع) را شکنجه میکردند و قبر امام را بارها شخم کردند.اما فداکاری همهجانبه آن امام در کربلا دین را زنده کرد و لازمه دینی که به خون آن امام و یاران مخلصش زنده شده است آن است که هرگز اجازه نمیدهد هدف و داغ آن عزیزان کهنه و یا فراموش شود.
وقتی در رگهای دین خون آن امام و یارانش جریان دارد میتوان گفت تا دین هست امام و یارانش نیز ماندگارند. آری آنان خواستند با دهانشان نور الهی را خاموش کنند «یریدون لیطفوا نورالله بافواههم والله متم نوره و لو کره الکافرون» اما خداوند نور خود را کامل میکند هرچند کافران خوش نداشته باشند.
حضرت آیتالله جوادیآملی فرمودهاند: «با اینکه در بستر تاریخ کشتار بیرحمانه زیادی رخ داده است و همه آن جنگها و جنایتها در لابهلای کتابهای تاریخ دفن شده است و محققان باید نبش تاریخ کنند تا زوایای تاریک آنها روشن و دانسته شود که در قرنهای گذشته بر این مرز و بوم چه گذشته است. اما صرف مظلوم بودن افراد مقتول، موجب ماندن آنان در حافظه روز گار نمیشود. بسیاری از مظلومان و ستمدیدگان تاریخ فراموش شدهاند و اکنون نامی از آنان برجای نمانده است؛ کسیکه برای کشورگشایی و هدفهای غیر خدایی میجنگد، در تاریخ مدفون میشود. تنها واقعهای که چونان نگینی بر انگشتری تاریخ میدرخشد و قدر اول آسمان جهاد و اجتهاد و قیام و اقدام است، همانا واقعه عاشوراست؛ زیرا سالار شهیدان برای احیای دین خدا قیام کرد و از آنجا که دین الهی «حیّ لایموت» است، احیاگر دین نیز هرگز نمیمیرد و نامش برای همیشه بر جریده عالم ثبت است.پس از واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش، امویان چنین میپنداشتند که اسلام نابود شده است و دیگر نشانی از آن برجای نخواهد ماند».
سخن قرآنکریم هم در این باره خواندنی است که میفرماید: «ما عندکم ینفد و ما عندالله باق؛ آنچه که نزد شما باشد سرانجام فانی و نابود میشود اما آنچه که نزد خدا باشد و رنگ بوی خدایی بگیرد همانند ذات پاکش جاودانگی پیدا خواهد کرد».
بنابراین یاد و نام کربلا و عاشورائیان، باید جاودانه بماند. پیامبر اعظم(ص) فرموده است: «همانا شهادت حسین حرارت و شعلهای در قلبهای مؤمنین ایجاد کرد که هرگز سرد نخواهد شد».
همگامی با فطرتاستاد مطهری فرموده است: «هر مبارزهای پشتوانه پایداری میخواهد تا آن را علیرغم همه مشکلات پیش ببرد و به ثمر برساند و پشتوانه پایدار هر مبارزهای در درجه اول این است که خود مبارزه حق و عادلانه باشد، اگر خود مبارزه حق و عادلانه باشد، بیتردید ضمیر مردم را جذب میکند و بر ضد ستمگران به حرکت میآورد و دیر یا زود به پیروزی عملی هم نایل میگردد و رمز موفقیت امام حسین(ع) این بود که مردم را به توحید و عدالت دعوت میکرد و چون این دعوت با فطرت مردم هماهنگ بود، از اینرو به آسانی توانست انسانهای هدایتپذیری را مانند حُر جذب کند. نفس دعوت امام حسین(ع) و حرکت او همگام و همزمان با فطرت بود . به هنگامیکه او حرف میزد چنان بود که گویی از زبان مردم سخن میگوید و اصولاً فطرت خدایی آدمی مخالف ظلم و خیانت است و حسین(ع) مردم را به همان زمینه فطرت که دعوت به پاکی و صداقت است فرا خواند، بدین سبب نهضت او پایدار و جاودانه مانده است».
شیوه قتل امام حسین(ع)گرچه بسیاری از عزیزان رسولالله(ص) از صراط شهادت به آخرت هجرت کردند اما بیتردید نحوه به شهادت رساندن امام حسین(ع)، با آن شیوه فجیع، واقعهای غیرمنتظره و بیپیشینه بوده است. هرچند امام حسن(ع) نیز پیش از امام حسین(ع) به شهادت رسیده بود اما ظواهر امر بهگونهای بود که میشد آنرا انکار کرد و نیز قضیه امام حسن(ع) هرگز مانند عاشورا آشکار و در ملأعام نبوده است. علاوهبر این عرب تا قبل از آن قیام به اصولی مقید بود از جمله اینکه در جنگ به کودکان و زنان و پیران تعرض نمیکرد. بستن آب بر روی سپاه امام حسین(ع)، کشتن طفل شش ماهه، رفتار ناخوشایند آنان با اسراء، تعرض به جنازهها از موجبات ماندگاری واقعه عاشورا بود.
قربانی کردن بهترینها حضور اعضای خانواده در میان همراهان امام حسین(ع) عنصر دیگری بود که حادثه کربلا را یگانه کرد. حضور تمامی اعضای خانواده اعم از خردسالان، بیماران و زنان در صحنه کربلا با وجود اینکه امام به پایان کار خود آگاهی کامل داشت هیبتی دیگر به جریان عاشورا داده است خصوصاً اینکه همینها پس از اسارت و حضور در میان مردم به ترسیم آنچه روی داده پرداخته و شبانهروز به یادکرد آن واقعه مشغول بودند.
عوامل اخلاقیاخلاق یکیاز ابعاد اصلی دین اسلام است که تکمیل ارزشهای اخلاقی و جهت خدایی بخشیدن به صفات و رفتار انسانها از اهداف عمده بعثت انبیا است.
تصحیح منش و رفتار انسان و کاشتن بذر کمالات اخلاقی و خصال متعالی انسانی در نهاد جان انسانها، بخشی مهم از رسالت پیامبر و امامان را تشکیل میدهد. یکیاز شایستهترین مظهر صفات انسانی در نهضت حسینی تجلی یافت و حادثه کربلا و سخنان گهربار امام حسین(ع) و ظهور روحیات و خُلق و خویی خدایی در حماسه عاشورا منبع ارزشمند و ماندگاری برای آموزش اخلاق و الگوگیری در زمینه خودسازی، سلوک اجتماعی، تربیت دینی و کرامت انسانی است.
استواری امام و پافشاری بر اصولدر طول تاریخ انسانهای بزرگی همواره وجود داشتند که به اهداف خود معتقد بودند و به هیچ روی از اصول خویش دست برنداشتند و حتی جان خویش را بر سر آن نهادند اما بهراستی جریان امام حسین(ع) بینظیر است. امام حسین(ع) به حکم وظیفه دینی و مسئولیت انسانی با استواری هرچه تمام بر اصول و عدم نرمش در مقابل دشمنان در تمام تاریخ بیبدیل است. اصرار امام بر رد پذیرش بیعت، عدم توجه به نصایح دیگران، آگاهانه به مرگ نزدیک شدن، اعتقاد واقعی به اصول و… فضایی آفرید که هرگز مشابهی نیافت.امام حسین(ع) فرمودهاند: «برادرم! اگر در دنیا هیچ پناهگاهی هم نداشته باشم، هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد».
امام حسین(ع) آخرین نفر پنج تن بوداز پنج تن آلعبا فقط امام حسین(ع) زنده بود به همین دلیل حضرت زینب(س) از او به بقیهالماضین تعبیر کرده است.بنابراین شاید بتوان گفت شهادت آن امام در کربلا گویا شهادت همه پنج تن بوده است و حق آن است شهادتیکه در مقیاس پنج تن آلعبا اتفاق افتاده است، هرگز فراموش نشود.
نقش رسول خدا در ماندگاری عاشوراپیامبر اکرم(ص) قبل از تحقق حماسه عاشورا مسئله شهادت امام حسین(ع) را متذکر و فضاسازی لازم را آغاز نمود لذا وقتیکه امام حسین(ع) در حالیکه نوزاد بود خدمت پیامبر اکرم(ص) آوردند حضرت او را بوسید و فرمود: هر کس به زیارت او برود ثواب یک حج مرا دارد». همچنانکه فرمود: هر کس برای حسین(ع) گریه کند یا دیگران را به گریه وادارد یا خودش را به گریه بزند بهشت بر او لازم است.
روایت «ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لن تبرد ابدا» از پیامبر رحمت است که همانا با شهادت حسین حرارتی در قلوب مؤمنین ایجاد میشود که هرگز سرد نخواهد شد.
پیامبراکرم(ص) در یک بیان نورانی دیگر به ماندگاری عاشورا در طول تاریخ اشاره نمود و چون جریان شهادت امام حسین(ع) را برای دخترش فاطمه(س) بیان فرمود حضرت زهرا گریه شدیدی کرد و عرضه داشت: «پدرجان این واقعه در چه زمانی اتفاق میافتد». پیامبر خدا فرمود: «در زمانی که نه من هستم نه علی و نه تو» گریه فاطمه شدید شد و عرض کرد پس چه کسی بر حسین من گریه میکند و عزا ، برپا مینماید.پیامبر فرمود: ای فاطمه زنان امت من بر اهلبیت حسین و مردان امت من بر مردان کربلا گریه میکنند آنها نسل به نسل در هر سال پرچم عزای حسین تو را بر پا میکنند.
نقش اهلبیت(ع) در ماندگاری عاشورایکی دیگر از عوامل مسلّم جاودانگی عاشورا تلاش مستمر و سیره عملی ائمه(ع) در اقامه عزای سالار شهیدان میباشد. اهلبیت در مناسبتهای مختلف به بیان اهمیت عزاداری و زیارت امام حسین(ع) میپرداختند، تبیین اهداف قیام امام حسین(ع)، جلوگیری از تحریف عاشورا، بیان حقایق و عمق جنایت بنیامیه، رسوا نمودن دستگاه بنیامیه، برگزاری مجلس عزای امام حسین(ع)، ترغیب و تشویق بر اقامه عزای سالار شهیدان ، ذکر فضائل عزاداری و گریه بر حسین، زیارت امام حسین(ع) از اقدامات بسیار مؤثر اهلبیت(ع) در ماندگاری حماسه عاشورا است .
عزاداری حضرت زینب(س) در قتلگاه که بهنظر شهید مطهری برای اولینبار مجلس عزای حسین را پر پا کرد، تا لحظه ورود سفیران کربلا به کوفه و شام و خطابههای آتشین و شجاعانه حضرت زینب و امام سجاد(ع) و گریههای طولانی امام سجاد(ع) در مدینه و سفارش امام باقر(ع) به برگزاری مجلس عزاداری در منا، برگزاری مجالس عزا توسط امام صادق(ع) و امام رضا(ع) و دیگر ائمه و زیارت ناحیه مقدسه امام زمان(عج) همه در پویایی عاشورا نقش اساسی داشتهاند.
نقش ایران در ماندگاری عاشوراعلاوهبر نقش علما و مؤمنین یکیاز عوامل ماندگاری و گسترش عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) مردم ولایتمدار ایران اسلامی بودهاند.
در کتاب «امام حسین(ع) و ایران» به نقش اساسی ایرانیان در جاودانگی عاشورا اشاره شده است. بار تولومو عقیده دارد ایرانیان در سال ۶۱ هجری قمری آماده شدند که به امام حسین(ع) کمک کنند تا به ایران بیاید و حاکم ایران شود.حضور ایرانیان در قیام مختار بر همگان روشن است وقتیکه مختار به دست مصعببن زبیر کشته شد مصعب اعلان کرد هر کس با مختار بود اگر پرچم سفید بگیرد در امان است نوشتهاند حدود ۸۰۰۰ نفر با پرچم سفید آمدند مصعب گفت ایرانیان جدا شوند ۷۳۰۰ نفر بهعنوان ایرانی جدا شدند دستور داد همه را بکشند گفتند ای امیر خودت اعلان کردی در امان هستند، گفت: ایرانیان اعتقاد قلبی و راسخ به علی(ع) و بچههای علی دارند وجود آنها موجب دردسر است.
حتی زنان ایرانی ازجمله مازندرانیها برای مختار طلا و جواهرات خود را ارسال کردند تا هزینه سربازان مختار تأمین شود و در خونخواهی حسین(ع) سهیم باشند. مارسلین میگوید: از سال چهلم هجرت که علیبنابیطالب(ع) زندگی را بدرود گفت، معاویه و پسرش یزید ایرانیان را در فشار گذاشتند و به هر ایرانی ظنین میشدند بیدرنگ آنها را به قتل میرساند اما ایرانیان چند دژ تسخیرناپذیر داشتند که عُمال معاویه و یزید نمیتوانستند در آن دژها نفوذ کنند و یکیاز دژها مازندران و دیگری گیلان بود.
یادداشت: حجتالاسلام سید محمدصادق محمدیوفایی