کد خبر: 3543612
تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰
بررسی آسیب‌ها و راهکارهای رفع ولنگاری فرهنگی/ 1

قوت گرفتن ولنگاری با به حاشیه رفتن فرهنگ

گروه ادب: توجه به موضوع ولنگاری فرهنگی از موضوعات مهم و مورد تاکید مقام معظم رهبری است که متاسفانه تاکنون کمتر به این مقوله توجه شده است. یکی از موضوعاتی که در این حوزه می‌توان به آن پرداخت، بحث غفلت از تبلیغ،‌ محتوای ارزشمند، نقد آثار تولید شده و ... است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، متاسفانه برخی موضوعات در حوزه ادبیات و قرآن، مغفول واقع شده‌اند؛ به این معنی که در کنار کارهایی که به صورت روزمره در خبرگزاری‌ها در قالب بحث اطلاع‌رسانی و انعکاس خبری اتفاق می‌افتد،‌ به عنوان یکی از وظایف اصیل و مهم رسانه‌های گروهی و خبرگزاری‌ها به‌ویژه خبرگزاری ایکنا که در حوزه قرآن فعالیت می‌کند است و آن،‌ فرهنگ‌سازی و جریان‌سازی امور مثبت و ایجابی در همین حوزه است.

در واقع باید گفت فرهنگ‌سازی که به عنوان دغدغه مقام معظم رهبری و به عنوان یک ضرورت در حوزه ولنگاری فرهنگی نیز مطرح است،‌ زمانی اتفاق می‌افتد که دغدغه نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و از سوی مسئولان نظام مورد توجه قرار گیرد که متأسفانه توجه لازم و کافی به آنها نمی‌شود و در قالب مسائلی مورد توجه قرار می‌گیرد که در حاشیه قرار دارند؛ این در حالی است که چنین مواردی باید شناسایی و رصد شده و طبق برنامه‌ای هدفمند و با زمان‌بندی منظم در طول سال به آنها پرداخته شود که امید است با قرارگیری سیدرضا صالحی‌امیری به عنوان وزیر جدید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،‌ این امور مهم مورد توجه بیشتری واقع شود.

در همین رابطه با رضا اسماعیلی،‌ مدرس ادبیات دانشگاه تهران که کارشناسی خود را نیز در رشته علوم اجتماعی به پایان رسانده است و همین موضوع در شناخت بهتر جامعه و کمک‌رسانی به حوزه ادبیات و ولنگاری فرهنگی موثر است، گفت‌وگویی داشته‌ایم که متن بخش نخست آن را در زیر می‌خوانید؛

وی در رابطه با اهمیت موضوع فرهنگ عنوان کرد: همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب نیز در بیانات خود فرموده‌اند،‌ فرهنگ امر بسیار مهمی است و در صورتی که به امور فرهنگی توجه لازم صورت نگیرد،‌ این موضوع همچنان در حاشیه باقی خواهد ماند. در این حوزه نقد آثار و تولیدات ادبی بسیار بالاست و باید گفت که از نظر کمی، آثار بسیاری علاوه بر کتب منتشر شده توسط نسل اول اهل قلم به کوشش نسل دوم،‌ سوم و حتی چهارم پس از انقلاب در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است که از نظر ادبی و هنری دارای کیفیت‌های مختلفی هستند.

محتوا؛ حلقه مفقوده در پیچ و خم تولید آثار

این پژوهشگر در ادامه این مطلب به آمار کتب منتشرشده از سوی مؤسسه خانه کتاب اشاره کرد و افزود: براساس آمار احصاء شده از این موسسه که به منظور داوری‌ها انجام شده است،‌ در هر سال متجاوز از ده تا دوازده هزار عنوان کتاب شعر به چاپ می‌رسد که شامل گردآوری شعرهای مستقل و گروهی در حوزه شعر کودک و نوجوان و ... است. این گروه از تولیدات ادبی،‌ آمار بالایی را تشکیل می‌دهند ولی از نظر کیفی،‌ موضوع قابل تأمل است؛ برای مثال اگر بخواهیم از درون این میزان آثار یک کتاب شامل گزیده آثاری که قابل استناد اساتید،‌ دانشجویان و اهل فن باشند را استخراج کرده و به علاقه‌مندان حوزه ادبیات ارائه کنیم که به عنوان الگو و مرجع مطالعه مورد استفاده قرار گیرد،‌ به‌سختی می‌توان عناوینی را پیدا کرد و شاید در نهایت به 10 تا 15 عنوان کتاب،‌ آن هم با اغماض و ارفاق برسیم. این موضوع نشان‌دهنده عدم توجه کافی و لازم به حوزه فرهنگ از سوی مسئولان و نبود برنامه‌ای منسجم در این حوزه است تا بتوان آن گروه از اهل قلم را که به اصطلاح تازه‌واردان در این حوزه بوده و فعالیت می‌کنند، به‌درستی کارشناسی و‌ ارزیابی کرد و مورد آموزش قرار داد.

وی در ادامه این مطلب اظهار کرد: از سویی همین رویکرد نشان می‌دهد که برای رسیدن به فرهنگی اصولی و درست و به‌دور از ولنگاری فرهنگی باید به حوزه نقد ادبی بیشتر توجه کنیم و در این حوزه سرمایه‌گذاری لازم صورت گیرد؛ در حالی‌که توجه جدی به این مقوله صورت نگرفته است و همین موضوع باعث شده تا شاعران و ادیبان جوان کشورمان فقط تولیدکننده باشند و درصدد برآیند که هر آنچه را که گفته و سروده‌اند را به چاپ برسانند و البته کارشناسان اهل فن نیز در تلاش نیستند که کیفیت این آثار را مورد بررسی قرار دهند و بگویند که اثر مورد نظر در چه حدی جای دارد. اگر به مقوله نقد به عنوان یک ضرورت و نیاز حیاتی به منظور ارتقاء و بالندگی ادبیات نگاه کنیم،‌ قطعاً خواهیم توانست سازمان‌هایی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،‌ حوزه هنری،‌ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی،‌ سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و ... را متقاعد کنیم که توانمندی‌ها و همت خود را در این رابطه به منصه ظهور برسانند و جلسات نقد و بررسی،‌ پرسش و پاسخ و ... را در قالب کارگاه‌های آموزشی برگزار کنند تا به مقوله نقد بیشتر توجه شود و این اقدام نوعی سرمایه‌گذاری برای پرهیز دادن از مقوله ولنگاری فرهنگی است.

لزوم انتخاب آگاهانه مخاطبان

این کارشناس ادبی با برشمردن این موضوع به عنوان فقر در حوزه ادبیات ادامه داد: باید کاستی‌ها و آسیب‌هایی که در این حوزه وجود دارد شناسایی شود. از آن‌سو،‌ شاعران جوان هم اگر می‌خواهند که به حوزه ادبیات ورود موثری پیدا کنند، باید با توجه به استانداردها و شاخص‌هایی که در این حوزه وجود دارد دست به تولید آثار ادبی بزنند. از سویی مخاطب هم باید کتاب مورد نظر خود را با آگاهی و شناخت بیشتر انتخاب کنند؛ یعنی بر اساس شناخت عمیق از موضوع دست به انتخاب بزنند.

اسماعیلی همچنین به موضوع تبلیغ آثار ادبی بامحتوا و کیفیت اشاره کرد که به جذب کردن مخاطبان کمک می‌کند و همین موضوع می‌توان زمینه بروز و ظهور ولنگاری فرهنگی را کاهش دهد و گفت: برای کالاهایی که فرهنگی نیز به شمار نمی‌آیند،‌ مثل چیپس، پاستیل، پفک و ... تبلیغات بسیاری می‌شود و شرکت سازنده سرمایه‌گذاری کلانی برای محصولات خود می‌کند که همین موضوع سبب جذب مخاطبان می‌شود و مصرف داخلی آنها را بالا می‌برد و کمتر دیده می‌شود که محصولات خارجی در کنار این محصولات مورد استفاده قرار گیرند. حال اینکه در حوزه فرهنگ نیز می‌توان این کار را انجام داد تا از بحث واردات فرهنگ بیگانه، هجمه فرهنگی و از سویی ولنگاری فرهنگی پیشگیری به‌عمل آورد. به‌نوعی که از ایستگاه‌های مترو و اتوبوس،‌ اماکن عمومی، مراکز فنی و ... برای معرفی و تبلیغ این محصولات استفاده شود که البته تا حدودی این کار صورت گرفته،‌ ولی همچنان دارای ضعف است و باید به گسترش این فضاها و تبلیغات پرداخت.

عطشی که ایجاد نمی‌شود

وی در ادامه این مطلب افزود: با تبلیغات مناسب در این‌باره،‌ زمینه ته‌نشین شدن و رسوب کردن مبانی مرتبط در ذهن مخاطبان به این معنی که اثر مناسب و مطلوبی عرضه شده است فراهم می‌آید. این روش برای تبلیغ کالاهای فرهنگی،‌ چنان است که حتی اگر کالا از نظر کیفی مرغوب و مناسب هم نباشد،‌ جامعه از نظر روانی این آمادگی را پیدا می‌کند که از آن استفاده کند. متأسفانه کمتر پیش‌آمده است که در حوزه فرهنگ این اتفاق بیفتد. گاه اساتید و مؤلفان بر اساس دل‌سوزی و دغدغه‌ای که دارند،‌ سال‌ها برای خلق یک اثر کار تحقیقاتی و پژوهشی، یادداشت‌برداری و ... می‌کنند تا اثری حائز ارزش و با کیفیت ارائه دهند. بعد از چنین فرایندی انتظار می‌رود که اثر مورد نظر به عنوان یک اثر ارزشمند و فاخر به‌خوبی در جامعه ادبی معرفی و تبلیغ شود تا جامعه نسبت به آن شناخت پیدا کند و بداند که اثر ارزنده‌ای تولید و ارائه شده است. چنانچه این روند اتفاق بیفتد،‌ در جامعه عطش خرید و مطالعه کتاب ایجاد خواهد شد که متأسفانه این رویه بیشتر درباره کتاب‌های کم‌محتوا و بی‌ارزش روی می‌دهد و تبلیغات مناسبی درباره آثار ارزشمند انجام نمی‌شود که خود جای بحث و بررسی دارد و مسئولان باید در این حوزه تلاش بیشتری بکنند تا با برنامه‌ریزی مناسب نسبت به تبلیغ اثر مورد نظر اقدام کنند.

وی از گفت‌وگو و انجام مصاحبه با رسانه‌های مختلف در این باره یاد کرد و گفت: یکی از موضوعاتی که در حوزه ولنگاری فرهنگی قابل استفاده است تا بتوان مانع پیشرفت این روند شد،‌ اختصاص بخشی از برنامه‌های شبکه‌های تلویزیونی به معرفی کتاب است که خوشبختانه تا حدودی این موضوع تحقق پیدا کرده است که اگر این فرهنگ‌سازی از سوی رسانه‌های گروهی صورت نمی‌گرفت،‌ قطعاً موضوع فرهنگ،‌ به‌ویژه کتاب که مورد توجه خاص مقام معظم رهبری قرار دارد در حاشیه قرار می‌گرفت و به همان روند پیشین خود ادامه می‌داد و کسی به آن توجه نمی‌کرد. با روی دادن چنین اتفاقی،‌ می‌توان امیدوار بود که رویدادهای مطلوبی در آینده به وقوع بپیوندد.

نیاز به نقشه راه در ادبیات انقلاب

این پژوهشگر همچنین با اشاره به فعالیت در حوزه نظریه‌پردازی ادبی و اینکه چنین فعالیت‌هایی در مجامع ادبی در حال وقوع است،‌ اظهار کرد: متاسفانه وقتی می‌خواهیم از ایدئولوژی ادبیات انقلاب و تئوری‌هایی که در این حوزه ادبی صحبت کنیم که شامل چه مواردی است تا بتوانیم آنها را به مردم جهان ارائه کنیم،‌ دستمان خالی است. متاسفانه هنوز در حوزه ادبیات انقلاب، نظریه‌ مدون و مکتوب‌شده‌ای وجود ندارد که قابل ارائه به دیگران باشد؛ به این معنی که هیچ نقشه راه و راهبرد مشخصی برای حوزه ادبیات انقلاب وجود ندارد و این موضوع نشان‌دهنده آن است که دغدغه اصلی اهالی فرهنگ،‌ سرودن و نوشتن است. نمونه چنین موضوعی را بسیار دیده‌ایم که به افراد توانمند،‌ سفارش خلق یک اثر بلند بالا داده می‌شود که مثلا قصیده‌ای فاخر در 50 بیت بگوید و کار خوبی در زمانی بسیار اندک را ارائه می‌دهند،‌ اما وقتی صحبت از نقد کتابی که اخیراً منتشر شده است به میان می‌آید،‌ پس از به تعویق انداختن بسیار،‌ نهایت امر این می‌شود که فرصت انجام آن را پیدا نکرده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که ما به درستی تمرین نکرده‌ و آموزش درست نداده‌ایم که یک منتقد خوب و نظریه‌پرداز ادبی ارزشی باشیم و تربیت کنیم. این روند نیازمند تمرین ادبی و فکری است که خود از مقولات مهم در حوزه ولنگاری فرهنگی به شمار می‌رود.

captcha