به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، امروز 17 آبان مصادف با هفتم ماه صفر به نام روز بزرگداشت سلمان فارسی نامگذاری شده است.سلمان فارسی از صحابه بزرگ پیامبر اکرم(ص) و از ارادتمندان و محبان واقعی خاندان عصمت و طهارت(ع) بودند که عمر بابرکتشان را در راه تعالی اسلام و مسلمین سپری نمودند و مقام و مرتبت بسیار والایی نزد پیامبر گرامی اسلام داشتند بهطوریکه حضرت محمد(ص) در مورد ایشان فرمودند: «سلمان از ما اهلبیت است».
سلمان فارسی از چنان شخصیتی برخوردار بوده که هم در قرآن و هم در احادیث اهلبیت(ع) از او به بزرگی و نیکی یاد شده است اما با این وجود تاكنون تفكرات و ابعاد شخصيتی این صحابه پیامبر اکرم(ص) نامكشوف مانده است.مقام سلمان بهگونهای است که حتی پیامبر اکرم(ص) ابوذر غفاری آن صحابی بزرگ را به پیروی از ایشان دعوت مینمودند.منزلت سلمان به جایی میرسد که هرگاه آیهای بر پیامبر نازل میشد جبرئیل سلام خود را به سلمان فارسی ابلاغ میداشت. سلمان از علم غیب خبر داشت؛ مرکز اسرار الهی را فرا گرفته بود و به حق پیامبر درباره او فرمودند: «سلمان منا اهل البیت».
امام صادق(ع) در رابطه با سلمان فرموده است: «پیامبر اسلام و حضرت على(ع) به سلمان از اسرارى که در نهانخانه علم الهى مخزون بود، خبر میدادند که هیچ کس قدرت تحمل شنیدن و فرا گرفتن آنرا نداشت».
امام باقر(ع) از قول امیرمؤمنان على(ع) فرموده است: «اى ابوذر! همانا سلمان باب علم خدا در زمین است. هرکس او را بشناسد، مؤمن است و هر که انکارش کند، کافر خواهد بود».
امام صادق(ع) به نقل از امام سجاد(ع) فرموده است: «از آن جهت سلمان در شمار علما و دانشمندان شمرده شده است که او مردى است از ما خاندان عصمت و طهارت» و نیز فرموده است: «سلمان، برتر از لقمان است و در اسلام، مردى که فقیهتر از همه مردم باشد، همچون سلمان، آفریده نشده است».
حضرت على(ع) نیز در رابطه با سلمان فارسی فرموده است: «سلمان علم اول و آخر را درک کرد. (او) دریایى است که عمق آن ناپیداست».
روایاتى از این دست از پیشوایان معصوم ما در مورد سلمان نشان مى دهد که سلمان، گنجینه علوم محمدى است. او داناى راز و صاحب سرّ پیامبر اکرم(ص)است. انس بن مالک از پیامبر روایت کرده است که وقتى از حضرت پرسیده شد: پس از شما دانش را از چه کسى بیاموزیم؟ پاسخ داد: از على(ع) و سلمان.
وجود چنین بزرگانی در تاریخ اسلام مایه مباهات و افتخار ایرانیان است و بیانگر ارادت مردم ایران زمین نسبت به اسلام و شخص پیامبراکرم(ص) و ائمهاطهار(ع) است.
سلمان شخصی ایرانی و فارسی بوده است که حس حقطلبی، او را بهدنبال یافتن حقیقت کشانده و دینهایی را آزمایش نمود تا بالاخره با دیدن دین اسلام آنرا پذیرفت و به آن ایمان آورد.
حدود دویست و شانزده یا سیصد و شانزده سال قبل از هجرت، در روستای «جی» از روستاهای اصفهان فرزندی به دنیا آمد، که نامش را «روزبه» گذاشتند و بعدها پیامبر اسلام(ص) او را «سلمان» نامید.
پدر سلمان «بدخشان کاهن» (روحانی زرتشتی) بود و کار همیشگیاش هیزم نهادن بر شعله آتش بود با اینکه سلمان در میان خاندان و محیطی زرتشتی دیده به جهان گشود، ولی هرگز در برابر آتش سر فرود نیاورد و به خدای یکتا اعتقاد یافت. سلمان در دوران کودکی مادرش را از دست داد و عمهاش سرپرستی او را بهعهده گرفت.
سلمان، بعد از آنکه دریافت قرار است او را شش ماه با اعمال شاقه زندانی سازند و پس از آن اگر به آیین نیاکانش ایمان نیاورد اعدامش کنند، با همکاری عمهاش گریخت و روانه بیابان شد.
در بیابان کاروانی دید که بهسوی شام میرفت؛ پس به مسافران پیوست و رهسپار سرزمینهای ناشناخته گردید.
سرانجام سلمان، در همان آغاز هجرت گمشده اش را یافت و در حالیکه برده یک یهودی بود، در محضر رسول خدا(ص) مسلمان شد.
پیامبر گرامی اسلام(ص) سلمان را به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقیه (هر وقیه معادل چهل درهم)، از مرد یهودی، خرید و آزادش ساخت و نام زیبای «سلمان» را بر او نهاد.
سلمان، الگوی مسلمان کمالجو، وارسته و خودساخته است و ارزشهای متعالی بسیاری در خویش گرد آورده بود. بخشی از این فضایل عبارت از نزدیکی به رسول خدا(ص)، علم سلمان، عبادت سلمان،زهد سلمان هستند.
آنچه در زندگی سلمان، بسیار چشمگیر و جالب است عدم بیتفاوتی اوست. او با هوشیاری و جدیت کامل در صحنههای مختلف حضور داشت و در پیروی از امام حق لحظهای تردید نکرد. سلمان همواره، از هر فرصتی، برای گفتن حق بهره میبرد و مسلمانان را به امامت حضرت علی(ع) فرا میخواند.
رفتار سلمان، چنان متواضعانه و زندگیاش چنان ساده بود که غریبهها، هرگز درنمییافتند که او حاکم شهر است. روزی سلمان، در راه میرفت. مردی را دید که از شام میاید و بار خرما و انجیر به دوش دارد. مرد شامی که از به دوش کشیدن بار سنگین، خسته شده بود، با دیدن سلمان که ظاهری ساده و فقیرانه داشت، به خیال اینکه او باربر است، صدایش کرد تا در رساندن بار به مقصد، به او کمک کند و اجرتی بگیرد.
سلمان بار را به دوش گرفت و همراه مرد شامی به راه افتاد. مردم در برخورد با سلمان سلام میکردند و از او به عنوان امیر یاد میکردند و عدهای به سرعت به طرف سلمان آمدند تا بار را از او بگیرند. مرد غریب شامی که تازه فهمیده بود این عابر و رهگذر، امیر مدائن، سلمان فارسی است، با وحشت و خجالت و عذرخواهی فراوان برای گرفتن بار از امیر، پیش آمد، ولی سلمان قبول نکرد و گفت: «باید بار را تا مقصد برسانم».
آنگاه فرمود: «در این حمل بار سه ویژگی وجود دارد و به همین سبب من این بار را برایت حمل کردم. نخست اینکه کبر را از من دور میکند دوم اینکه یکیاز مسلمانان را در مورد حاجتی که داشته یاری کردهام و سوم اینکه اگر من این بار را برایت نمیآوردم، ممکن بود فرد دیگری که از من ضعیفتر است، ناگزیر شود این بار را حمل کند».
سلمان در پى برخوردارى از ارزشهاى معنوى بسیار به «سلمان الخیر» و «سلمان محمّدى» شهرت یافت و پیامبر از او با عنوان «فرزند اسلام» یاد کرد.
ایمان این صحابه گرانقدر به آن مرحله رسید که امام صادق(ع) مىفرماید: «ایمان (کامل) ده مرتبه و درجه دارد. مقداد مرتبه هشتم، ابوذر مرتبه نهم و سلمان مرتبه دهم (ایمان کامل) را دارا هستند».
تلاش سلمان در عرصه عرفان و حکمت الهى چنان درخشان است که امام صادق(ع) میفرماید: «بهدرستى که سلمان به اسم اعظم الهى آگاه است».