به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، در میان آموزههای تشیع پنج وقت اول رجب، نیمه رجب، نیمه شعبان، ایام عرفه و اربعین پنج موعد مورد سفارش اهلبیت(ع) برای زیارت قبر امام حسین(ع) است. براساس نقلهای تاریخی نیز از گذشتههای بسیار دور و در دوره حیات ائمهاطهار(ع) نیز در این ایام خاص سنت پیادهروی به قصد زیارت وجود داشته است، سنتیکه معمولاً از نجف و با زیارت امام علی(ع) آغاز میشد.
بسیاری از فشارهای دستگاههای حاکم علیه شیعیان و زوار نیز در همین مقاطع زمانی در طول سال صورت میگرفت که برجستهترین آنها توسط دستگاه عباسی و در دوره خلافت متوکل در نیمه قرن سوم هجری صورت گرفت.
در تاریخ آمده است که «در سال 247 هجری قمری بار دیگر به متوکل خبر رسید که مردم و اهل سواد و کوفه دوباره بهسمت کربلا برای زیارت بارگاه ملکوتی امام حسین(ع) روانه شدهاند و جمعیت فراوانی بدین منظور گرد هم آمده و کاروان بزرگی به راه افتاده است. او نیز سپاه بزرگی به همراه یکیاز سرلشگرانش بهسمت آنها گسیل ساخت و دستور داد بین مردم به بیزاری از زائران قبر مطهر امام(ع) جار بزنند و یک بار دیگر نبش قبر کرد و زمین آنجا را شخم زد و مردم را از رفتن به زیارت بازداشت و به تعقیب خاندان ابیطالب و شیعیان پرداخت و تعداد بیشماری از آنان را به قتل رساند. چهارمین اقدام متوکل برای تخریب قبر مطهر امام حسین(ع) مصادف بود با زیارت نیمه شعبان، همان زمانی که افراد زیادی مشتاقانه برای زیارت در کربلا حضور به عمل میآورند».
متوکل همان فردی است که در تاریخ به تعیین مجازاتهای سخت علیه زوار امام حسین(ع) مشهور است، او این دستور را در سال 236 هجری قمری صادر کرد و بر اساس آن بسیاری از شیعیان و زوار امام(ع) قطع عضو شدند. بر اساس یک روایت تاریخی با ایجاد این شرایط سخت، امام هادی(ع) به شیعیان امر میکنند تا برای مدتی به زیارت امام(ع) نروند و بهجای آن حضرت عبدالعظیم حسنی در ری را زیارت کنند.
تاجالدین در کتاب «اخبار الخلفا» و قرمانی در «اخبارالدول» معتقدند: «متوکل دستور داد به سال 237 قبر امام حسین(ع) و خانههای مجاور را خراب کنند و از رفت و آمد مردم جلوگیری نمایند و تکرار این عمل فجیع در فاصلههای کم چنان دلها را جریحهدار و موجب تنفر و انزجار مسلمین گردید که طبقات مختلف بغداد در مساجد، دیوارها، کوچهها، بازارها و معابر و مجامع عمومی فحش و ناسزا بر متوکل نوشتند و شعرا در هجو و توبیخ متوکل شعر سرودند».
نهضت عاشورا در طول دو قرن تا زمان متوکل عالمگیر شده بود و هرگونه تغییر و تحول در کربلا و بارگاه امام حسین(ع) در سراسر جهان اسلام منتشر میشد بهطوریکه اقدام متوکل در سال 236 هجری به گوش شیعیان در آفریقا هم رسید. زید مجنون نام عالم اهل فضلی است که پس از شنیدن اقدامات متوکل از مصر با پای پیاده راهی عراق میشود. او در سال 237 به کوفه میرسد و از آنجا به همراهی بهلول حکیم پیاده به زیارت امام(ع) میروند.
از ماجرای زید مجنون روایتی شنیدنی در بحارالانوار نقل شده که؛ مردی که سالها بود در اطراف آرامگاه امام حسین(ع) مأمور کشت و زراعت بود، پیش زید آمد و گفت: تو از کجا آمدهای؟ زید جواب داد: از مصر. کشاورز گفت: برای چه آمدهای؟ من بسیار وحشت دارم که تو را بکشند. زید سخت گریه کرد و گفت: شنیدم که قبر فرزند پیامبر(ص) را خراب کرده، کشت کاری میکنند.
در این هنگام مرد کشاورز خود را به قدمهای زید انداخت و داشت میبوسید و میگفت: پدر و مادرم به قربانت! از لحظهای که تو را دیدهام قلب من نورانی شده و من خدا را شاهد میگیرم. سالها است که من در این سرزمین کشت کاری میکنم، هر وقت آب بر قبر امام حسین(ع) بستم آب میایستاد و بالای هم میزد و حیران میماند و دور میزد، قطرهای به قبر مطهر نزدیک نمیگردید و من گویا تا به حال مست بودم به برکت قدمهای تو بیدار شدم.
زید سخنان مرد کشاورز را شنید، هر دو اشک ریختند. وی گفت: من الان به شهر سامرا پیش متوکل میروم و حقایق را به وی کشف میکنم، خواه مرا بکشد یا آزاد کند. زید گفت: من هم با تو میآیم. هر دو با هم پیش متوکل آمدند، مرد کشاورز قضیه را کشف کرد، متوکل چنان خشمش گرفت و دستور داد مرد زارع را کشتند و طناب به پایش بستند در کوچه و بازار به رویش میکشیدند، سپس به دار آویختند.
در ادامه این روایت نقل شده که زید چند روز منتظر ماند تا جنازه این کشاورز از دار پایین آورده شود تا آنرا دفن کند. پس از پایین آوردن جنازه آنرا در دجله غسل داد، کفن نمود، نماز خواند و آن را دفن کرد. چند روز بر مزار کشاورز آمد و قرآن تلاوت کرد. در روز سوم جمعیتی را دید که برای مردهای نوحه سرایی میکنند و با مراسم با شکوهی در پی تدفین آن هستند. زید از فردی نسب متوفا را میپرسد. به او می گویند که این جسد ریحانه یکی از کنیزان متوکل است که علاقه فراوانی به او داشته و دستور داده در بارگاه اختصاصی خود او را دفن کنند.
علامه مجلسی مینویسد: «زید مجنون وقتی اینها را دید، خاک بر سر خود ریخت و داشت مینالید و میگفت: قبر پسر پیامبر(ص) را ویران میکنند، برای یک کنیز زنازاده قبه و بارگاه بنا میکنند. آنقدر میگریست که مردم به حال او رقت میکردند».
سختگیری بر زوار امام حسین(ع) در طول تاریخ ادامه داشته است. هر چند در دورههای آلبویه و پس از مدتی در دوره صفوی نشر تشیع مانع سختگیری بر زوار شد؛ اما در دوران معاصر با شکلگیری موازنه جدید قوا و روی کار آمدن عثمانی و پس از آن حکومتهای مستبد و دست نشانده، سختگیری بر زوار امام حسین(ع) در موسم اربعین بار دیگر افزایش پیدا کرد.
سنت پیادهروی اربعین در دوره معاصر به شیخ انصاری نسبت داده میشود که احیاگر این سنت نامیده شده و پس از آن محدث نوری این شعار عظیم را برعهده میگیرد.
بر اساس خاطراتی که علمای معاصر ارائه کردند، سنت پیادهروی اربعین در طول 50 سال گذشته بهطور مستمر پابرجا بوده است، مرحوم احمد کافی از پیادهرویهای اربعین در دهه 30 شمسی سخن گفته است که به همراه گروههای معدودی از طلاب و علما طی مراسم خاصی پس از زیارت امام علی(ع) در نجف وسایل و آذوقههای خود را فراهم میکردند و در طول سه روز پیادهروی در روز اربعین خود را به بارگاه امام حسین(ع) میرساندند.
خونین شدن زیارت اربعین در دوره معاصر با روی کار آمدن حزب بعث عراق کلید میخورد، دوره حکومت احمد حسن البکر با خشونتهای شدیدی علیه زواری که در اربعین عازم کربلا بودند مقارن میگردد. سال های 1390، 1395، 1396 و 1397هجری قمری به صورت پیاپی زوار اربعین از جانب حکومت بعث با سلاحهای زمینی و هوایی مورد تهاجم قرار گرفته و در مسیر نجف تا کربلا تعداد بسیاری از آنها به شهادت میرسیدند.
مهمترین و دردناک ترین وقایع در این دوره در سال 1397 هجری مطابق با 1356 شمسی است.
رعد الموسوی که خود شاهد این واقعه بوده است مینویسد: «نجف آن سال بسیج کننده این نیروی عظیم مردمی بود که از کنار مرقد امیرالمؤمنین(ع) به راه افتاد و پس از چهار روز پیادهروی به کربلا رسید. حرکت موکبهای پیاده و شعارهای طول راه و سخنرانیهای متعدد، همه نوعی معارضه با حکومت بعث بود».
الموسوی به شعار معروف «ابد والله ما ننسی حسینا، به خدا قسم، هرگز حسین را فراموش نخواهیم کرد»، که در این سال در میان جمعیت انبوه زوار سر داده میشد اشاره میکند و ادامه میدهد: «نیروهای دولتی برای جلوگیری از رسیدن زائران به کربلا، برنامههای مختلفی داشتند و درگیریهایی نیز پیش آمد و به شهادت عدهای از عزاداران انجامید، وقتی هم که به کربلا رسیدند، حوادثی شدیدتر پیش آمد و عده دیگری شهید و جمع بسیاری دستگیر شدند و نهضت شیعی اربعین آن سال، در خاطره تاریخ ثبت شد و مبداء الهام و شور و حال برای سالهای بعد گردید».