کد خبر: 3547323
تاریخ انتشار : ۳۰ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۶

حسین(ع) همه ما را همان روز عاشورا طلبید/خوش به حال شما که «حسین» دارید

گروه فرهنگی: چشم‌هایت را بببند. از همین نقطه. حتی تو که نرفته‌ای. نگو امام ما را نطلبیده. امام حسین(ع) همه را همان روز عاشورا طلبید. چشم‌هایت را ببند و ببین میان قلبت و این عشق بی نهایت فاصله‌ای نیست. خوش به حال همه شما؛ همه شما که حسین(ع) را دارید.

روزهای منتهی به اربعین است، مردم آمده‌اند. دریغ نکرده‌اند. با هر چه توانسته آمده‌اند و حتما خودت به چشم دیده‌ایی که این روزها به همه شان می‌گویند زائر و این زائر آبرو و احترامی دارد که شکستش را گناه می‌دانند.

چشم‌ها، دست‌ها و گام‌هایش قصد حرمت را کرده و همین کافی است تا او را روی چشم بگذاریم، مهمان حسین(ع) در آسمان‌ها هم عزیز است.

یک روز خادمی گفت، شنیده‌ام خادم، امین صاحب خانه است. این را با خوشحالی گفت. در روزهای منتهی به اربعین، این بیابان‌ها پر می‌شود از کسانی که می‌خواهند امین تو باشند؛ از مهمانت پذیرایی می‌کنند.

از اهواز به سمت چذابه که بروید، چادرهای بین راهی زیادی می‌بینید که برای خدمت به زائران سیدالشهدا(ع) برپا شده است. این چادرها از منطقه عین دو آغاز شده‌اند. مردم این منطقه با زن و فرزندان خود آمده‌اند سر راه زوار. آمده‌اند تا خیالشان راحت باشد مهمانان اباعبدالله(ع) کم و کسری نداشته باشند.

بانویی از یکی از چادرها بیرون می‌آید، دستانش را می‌شوید و باز می‌گردد، روی دیواره موکب نام ساقی عطاشی کربلا جلب توجه می کند. به دنبال او وارد چادر بانوان می شوم، چند بانوی دیگر آنجا مشغول پخت نان هستند.

خوش آمد می گوید و به دست ما نان می دهد. می گوید ما با خانواده و بچه هایمان از دهه اول محرم این چادرها را زده ایم و به عزادران اباعبدالله(ص) خدمت می‌کنیم.

همه ما در خدمت حسین(ع) و ائمه معصومان هستیم. همین که تن انسان سالم باشد و با عزت زندگی کند کافی است. ما بیشتر از این چیزی نمی خواهیم. از امام حسین آخرت را می خواهیم. از او می خواهیم دستمان را بگیرد و یاریمان کند.

تا به حال به زیارت کربلا نرفته ام. خوشا به حال همه زائران. التماس دعا دارم. از خدا می خواهم شر داعش را از سر ما کم کند.

خدمت به امام حسین(ع) تاج سر ما است

حاجیه خانم انگار بزرگ همه است. در میان زنانی که نان محلی می‌پزند، در کنار یکی دو تا از خانم‌های مسن روستای «بردیه» نشسته است. این روستا از توابع بخش مرکزی شهرستان دشت آزادگان است. با او وارد گفت‌وگو می‌شوم.

می‌گوید: ما خدام حسین(ع) هستیم. از اهالی روستای بردیه هستیم. ما یک حسینیه و موکب داریم و به زوار امام حسین(ع) خدمت می‌کنیم. همه ما خادم هستیم. آنگاه یک بیت شعر عربی زیبایی خواند:

کل خدمه ذله و تدریه کل الناس/بس خدمتک یاحسین تاج و علی الرأس(هر نوکری ذلت است و مردم این را می‌دانند به جز نوکری برای تو؛ ای حسین(ع) که تاجی بر سر ما است).

خدمت به امام حسین(ع) تاج سر ما است. همه ما خادم هستیم؛ تمام روستای بردیه و شهر سوسنگرد همه ما خادم اماممان هستیم. اولین چیزی که از امام حسین(ع) می‌خواهم این است که امت اسلام را حفظ کند و نصرت دهد.

این خدمت از دید امام حسین(ع) پنهان نیست، ثبت می‌شود. هدف ما حفظ نهضت امام حسین(ع) است. ان شاالله ما و فرزندانمان تا ابد خادم اهل بیت(ع) باشیم.

زنها پس از پخت نان دور هم جمع می‌شوند و عزاداری می‌کنند. یکی از زن‌ها به زبان شعر نوحه‌ می‌خواند و بقیه در حال سینه زدن با لحن حماسی یا محزون تکرار می‌کنند.

«کل احنا الزینب عوّانه»(همه ما با هم برای زینب(س) را یاری می‌دهیم).

«هذا عزانا کل سنه» ( این عزای هر سال ما است).

خدمت به زوار امام حسین(ع) رزق است

خادم دیگری از همان دیار خود را سید قاسم یرافی معرفی می‌کند که در موکبی از دشت آزادگان در مرز چذابه به زوار خدمت می‌کند.

می‌گوید: ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة. دو هفته است آمده‌ام به زوار امام حسین(ع) خدمت می‌کنم. این موکب حدودا پنج سال است که با کمک تعدادی از بچه‌ها که خودجوش آمده‌اند، برپا شده است. اینجا غیر از سه وعده غذا، محل اسکان نیز برای زوار فراهم کرده‌ایم.

خدمت به زوار امام حسین(ع) رزقی است که خود امام(ع) به این مردم داده است. ما از این خدمت در زندگی خود معجزه دیده‌ایم. ما باید افتخار کنیم که در میان خدام اباعبدالله(ع) هستیم.

بعد از برگشت زوار حدود هفده تا از بچه‌های موکب به صورت شیفتی برای خدمت اینجا می‌مانند. این عزاداری جدم است. من و زندگیم به فدای امام حسین(ع) و زوار ایشان. دست همه خدام را می‌بوسم. از امام حسین(ع) می‌خواهم که این خدمت را از ما قبول کند.

با توجه به مسائلی که در عراق هست من و امثال من باید اینجا بیاییم، مرزها را محکم بگیریم. با این تجمع اربعین تکفیری‌ها بدانند ما شیعه محکم پای اسلام ایستاده‌ایم.

دلمان با آنها می‌رود

کمی بالاتر از این موکب، چادر بزرگی به چشم می‌آید که گویی محلی برای اسکان و استراحت زائران اباعبدالله(ع) است. یکی از خدام این موکب عبدالکریم مکوندی از مسجد سلیمان است.

او گفت: در موکب بختیاری‌ها یک هفته است مشغول خدمت به زوار هستیم. سفره‌ای پهن شده و هر کس به اندازه وسعش می‌تواند از آن برداشت کند.

خدمت و احترام به زوار امام حسین(ع) بسیار سفارش شده است. ما طبق وظیفه این کار را می‌کنیم و امیداواریم خدا این را از ما بپذیرد. امسال سال اول است که می‌آیم. زوار را که می‌بینم با یک آرامشی می‌روند گویا فقط 2 کیلومتر راه در پیش دارند. این عشق امام حسین(ع) است.

وقتی می‌بینیم کوچک و بزرگ و پیر و جوان این راه را می‌روند دلمان با آنها می‌رود. از طرفی دلمان گرم است که خدمت به زوار امام حسین(ع) بی ثواب نیست. آمده‌ام به وظیفه‌ام عمل کنم و بیش از این چیزی نمی‌خواهم. خداوند این خدمت را از ما نگیرد.

از کودکی عشق ورزیدن به امام حسین(ع) را یاد گرفته‌ایم

خادم دیگری از روستای «عبوده» از توابع حمیدیه آمده است. او می‌گوید: از سال 90 که موکب‌ها زیاد نبود ما اینجا موکب زدیم. عشق امام حسین(ع) ما را اینجا کشانده است. زندگی و خانواده ام را رها کردم و به اینجا آمدم. دعا می کنم این عشق از دلمان بیرون نرود و عاقبتمان ختم به خیر شود.

شما نگاه کنید 2 میلیون زائر به عربستان سعودی می‌روند، دولت با تمام امکاناتش جلو می‌آید اما هر سال یک اتفاقی می‌افتد؛ می‌گویند حجاج «ضیوف الرحمان» هستند اما هر سال یک کمبودی وجود دارد. اما ببینید اینجا سیل عظیم عشق امام حسین(ع) در کشور عراق هیچ کدام نه گرسنه می‌مانند نه تشنه.

در همین موکب بانویی نشسته و مشغول آماده کردن غذای زوار است.

در حالیکه مشغول کارش است می‌گوید: روز اول است که آمده ام خدمت می‌کنم. از عین دو آمده‌ام برای خدمت به امام حسین(ع). حالا که به زیارت نرفتیم اینجا برای خدمت آمده‌ایم.

من برای امام حسین(ع) روضه می‌خوانم. عشق امام حسین(ع) من را به اینجا کشانده است. از کودکی عشق ورزیدن به امام حسین(ع) را یاد گرفته‌ایم و تا الان من و فرزندان و خانواده‌ام در خدمت امام حسین(ع) هستیم.

از خدا می‌خواهم ما را از زائرین امام حسین(ع) قرار دهد و امنیت را در تمام سرزمین‌ها بخصوص بلاد اسلامی برقرار کند. ان شاالله در دنیا خادم امام حسین(ع) باشیم و در آخرت با اهل بیت(ع) محشور شویم.

هنوز ادامه دارد. تا دلت بخواهد عاشق این جا هست.

چشم‌هایت را بببند. از همین نقطه. حتی تو که نرفته‌ای. نگو امام ما را نطلبیده. امام حسین(ع) همه را همان روز عاشورا طلبید. چشم‌هایت را ببند و ببین میان قلبت و این عشق بی نهایت فاصله‌ای نیست. خوش به حال همه شما؛ همه شما که حسین(ع) را دارید.


captcha