مهرداد ویسکرمی، محقق و پژوهشگر قرآنی، در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، در رابطه با نقد دلایل قائلان به تحریف قرآن، گفت: معمولاً دلایل مدعیان تحریف قرآن، دلایل روایی است، در حالیکه اگر کسی به روایتی استناد کند که قرآن تحریف شده مستلزم دور است.
وی افزود: اگر در زمان پیامبر اکرم(ص) و امام(ع) باشیم قرآن خودش معجزه است خود را اثبات میکند، پیامبر اکرم(ص) و امام(ع) هم خودشان با معجزه خود را اثبات میکنند. مانند اینکه یکیاز راههای تشخیص امام زمان(عج) معجزه است، حال در زمانیکه پیامبر اکرم(ص) و امام(ع) وجود ندارد ما از کجا بفهمیم که پیامبری آمده؟ تاریخ هم دلیلی ظنی است و یقینی نیست. بنابراین ما در زمان حاضر چگونه پی به حقانیت پیامبر میبریم؟
ویسکرمی ادامه داد: اول معجزه بودن قرآن را میفهمیم و پی میبریم که قرآن غیربشری است و خداوند آنرا بهوسیله یک پیامبر فرستاده است، سپس سخنهایی را که در تاریخ است طبق این سند میپذیریم، بعد از آن از روایات پیامبر اکرم(ص) با ملاک و میزان بودن این سند استفاده میکنیم حال اگر کسی روایت آورد که قرآن تحریف شده خوب اینجا این روایت هم دیگر معتبر نیست، یعنی وقتی قرآن زیر سؤال برود حجیت روایات مخدوش میشود و روایات اعتبار ندارند و حتی نمیتوانند خود را اثبات کنند تا چه برسد به اینکه تحریف قرآن را ثابت کنند؛ لذا مستلزم دور است چون خود روایت زودتر خراب میشوند، پس اصل این بحث که کسی بخواهد از راه روایت تحریف قرآن را اثبات کند راه اشتباهی است.
این پژوهشگر قرآن با اشاره به اینکه محدث نوری یکیاز راویان ما شیعیان است که کتاب «فصلالخطاب فی تحریف کتاب ربالارباب» را نوشته است، عنوان کرد: مجموع روایاتی که محدث نوری مبنی بر تحریف آورده یکهزار و 122 روایت است که مرحوم آیتالله معرفت در کتاب عدم تحریف قرآن این روایتها را دستهبندی کرده، ایشان میگوید از این تعداد 815 روایت از کتابهای مجهولی آورده شده است و 107 روایت نیز مربوط به اختلاف قرائتهاست که قرائت غیر از متن است.
وی ادامه داد: حدود 200 روایت از کتابهای معتبر نقل شده که هیچکدام دلالتی بر مدعای محدث نوری ندارند. بعضی از این روایات تأویل و بعضی دیگر تفسیر و توضیح آیات قرآن هستند؛ چراکه گاهی امام باطن آیه را بیان میکند.
ویسکرمی با اشاره به اینکه یکسری قرائتهایی از طریق واحد رسیده مبنی بر اینکه ائمهاطهار(ع) آیات را بهگونهای دیگر قرائت میکردند، غیر متواتراست این در حالیاست که قرآن متواتر بوده، اظهارکرد: روایاتی هم هست که ائمه میفرمایند قرآن را تحریف کردند، منظور ایشان تحریف لفظی نیست بلکه تحریف معنوی است و یکسری روایات دیگر نیز وجود دارد که آیه را توضیح میدهند مثلاً امام بعد از سوره اخلاص سه بار فرمودند: «کذلک الله ربی» این گروه فکر کردند که این سه عبارت هم از آیات قرآن هستند.
این پژوهشگر قرآن ادامه داد: یکسری روایات داریم در مورد ظهور امام زمان(عج) که حضرت یک خیمهگاه تشکیل میدهند و قرائت صحیح قرآن را به اصحاب یاد میدهند و بر خیلیاز اصحاب یاد گرفتن و پذیرفتن این قرائت سخت است، آن وقت این گروه آمدند از این روایات استفاده کردند که حتماً قرآن تحریف شده است ولی اشتباه کردند، چراکه منظور این است که امام زمان همان قرآنی را که در دست حضرت علی(ع) بوده است برای مردم میخواندند که ترتیب آن با این قرآن متفاوت بوده و به این دلیل بر مردم سخت است.
وی با اشاره به اینکه یک نکته جالب و عجیبی که به آن استدلال میکنند کربلایی کاظم است، که قرآن جمعآوری شده توسط عثمان را حفظ بوده است، اظهارکرد: یکسری روایات دیگر که به آن بر تحریف قرآن استناد میشود روایاتی است که در آن آمده صفات ما اهلبیت(ع) از قرآن حذف شده که بعضیها افراط کرده و گفتهاند دو هزار آیه در مورد اهلبیت(ع) از قرآن حذف شده که معادل یک چهارم قرآن است، اما واقعیت این است که این روایات نمیخواهند این را بگویند بلکه روایات میخواهند بیان کنند با کارهایی که این افراد انجام دادند، حق ما اهلبیت(ع) را در قرآن ضایع کردند.
ویسکرمی ادامه داد: بهعنوان مثال آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»، (بقره/207) در شأن امام علی(ع) نازل شد، اما آنها گفتند در شأن دیگری است، و حتی «
أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ»، (مائده/3) را روز حرام شدن گوشت خوک گفتند و آیه «نَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»، (احزاب/33) را گفتند در مورد زنان پیامبر است؛ پس اینطور بوده نه اینکه منظورشان این بوده که آیهای وجود داشته که حذف شده است، بنابراین از آن یکهزار و 122 روایت، نمیتوان تحریف قرآن را برداشت کرد.
این پژوهشگر قرآنی با اشاره به اینکه دلیل دومی که بر تحریف قرآن میآورند این است که اعتبار عقلی میگوید انسان غیرمعصوم کار بیاشتباه نمیکند، اظهار کرد: درپاسخ به این دلیل میتوان گفت: اتفاقاً اگر یکسری انسان غیرمعصوم طبق یک روال کاری را انجام دهند مخصوصاً اگر جمعآوری کتاب باشد فرض براین است که اشتباه نمیکنند بلکه اشتباه کردن آنها نیاز بهدلیل دارد، اگر اینطور باشد هرکاری که غیرمعصوم کرده غلط است.
وی ادامه داد: نکته اینجاست؛ هر کاریکه غیر معصوم انجام داده است احتمال خطا دارد که باید بررسی شود که ما تاریخ جمعآوری آنرا بررسی کردیم.
ویسکرمی دلیل سوم قائلان به تحریف قرآن را این دانست که میگویند: قرآن جمعآوری شده توسط امام علی(ع)، غیر از قرآن کنونی است، و افزود: در پاسخ به این افراد باید گفت: هیچکس ادعا نکرده که آن حضرت، قرآن دیگری آورده که چیزهایی اضافه یا کم داشته است. بلکه حضرت میفرمایند: «قرآن که من آوردم اولاً بر ترتیب نزول بوده است دوم تفسیر و تأویل داشته است»، بالاخره قرآن رکن اسلام است اگر این قرآن غیر قرآن امام علی(ع) بود با مقاومت و مخالفت حضرت روبهرو میشد، یا حداقل در زمان حکومت 5 ساله خود آن را درست میکردند، بنابراین معلوم است قرآن همان قرآن است اما حضرت دیدند مردم لیاقت قرآن با این ویژگیها را ندارند. هیچوقت هم حضرت یک آیه بیان نکردند که این آیه در قرآن من هست و در قرآن شما نیست، بلکه ائمه ما به همین قرآن استناد میکردند.
این پژوهشگر قرآنی بیان کرد: بنابراین آن قرآن جز در ترتیب نزول و داشتن تفسیر و تأویل اصل آن با این قرآن هیچ تفاوتی ندارد، پس آقایان این روایت را نیز کج فهمیدند.
وی با اشاره به اینکه روایاتی مبنی بر «شباهت امت اسلامی به بنیاسرائیل»، چهارمین دلیل قائلان به تحریف قرآن کریم است، اظهارکرد: پیامبر اکرم(ص) میخواستند یک شباهت بین یهود و اسلام در سنتهای کلی که حاکم است ارائه کنند، و الا منظور ایشان این نیست که تکتک و تمام آنچه در بنیاسرائیل رخ داده حتماً و مصداقاً در امت اسلامی رخ میدهد تا نتیجه بگیریم یکیاز آنها تحریف قرآن است.
ویسکرمی تصریح کرد: مواردی هست که در یهود رخ داده و در امت اسلام رخ نداده است، مانند نزول «من و سلوی»، عبور از نیل، چهل سال سرگردانی، بوزینه شدن، عذابها، حکم به قتل همدیگر و ...، ممکن است کسی بگوید در آینده اتفاق خواهد افتاد میگوییم آینده را به آینده واگذار میکنیم.
این پژوهشگر قرآنی با اشاره به اینکه خداوند تضمین نکرده که تورات تحریف نمیشود اما قرآن را تضمین کرده و وعده داده است که تحریف نمیشود، عنوان کرد: لذا این قیاس، قیاس معالفارق است، حق نداریم اینطور مقایسه کنیم. به نظر میآید کسانیکه بحث تحریف قرآن را مطرح کردند نیت بدی نداشتند بلکه کج سلیقه بودند، مرحوم علامه در این رابطه میفرماید: «مشکل اصلی این روایات این است که با کلیت و اعجاز قرآن سازگار نیست پس به دیوار میخورند».