به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، دین مبین اسلام بهعنوان خاتم ادیان آسمانی در تعالیم انسانساز و حیاتبخش خود بارها به وحدت و پرهیز از تفرقه توصیه کرده و از سرگذشت تلخ و خفتبار و عبرتآموز امتهایی که براثر تفرقه به ورطه سقوط و انحطاط کشانده شدهاند یاد کرده و بیم داده است.
خداوند متعال در آیه 29 سوره زمر در این رابطه فرموده است: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ؛ خدا مثلى زده است مردى است كه چند خواجه ناسازگار در [مالكيت] او شركت دارند [و هر يك او را به كارى میگمارند] و مردى است كه تنها فرمانبر يك مرد است آيا اين دو در مثل يكسانند سپاس خداى را [نه] بلكه بيشترشان نمیدانند».
ابوالقاسم حسکانی، یکیاز عالمان سنی در کتاب الشواهد التنزیل در ذیل ایه و در توضیح «َرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ» به نقل از امام علی(ع) آورده است که فرمود: «منم آن مردی که تسلیم بیچون و چرای فرستاده خداست» و عیاشی در تفسیرش گوید: «منظور علی و شیعیان اوست».
وحدت از نگاه امام علی(ع)امام علی(ع) در خطبه 217 نهجالبلاغه فرموده است: «خار در چشم بود و چشمها را بر هم نهادم، استخوان در گلویم گیر کرده بود و نوشیدم، گلویم فشرده میشد و تلختر از حنظل در کامم ریخته بود و صبر کردم».
استاد شهید مرتضی مطهری در این باره نوشته است: «طبعاً هر کس میخواهد بداند آنچه امام علی(ع) درباره آن میاندیشید، آنچه علی نمیخواست آسیب ببیند، آنچه علی آن اندازه برایش اهمیت قائل بود که چنان رنج جانکاه را تحمل کرد چه بود؟ حدساً باید گفت آن چیز وحدت صنوف مسلمین و راه نیافتن تفرقه در آن است، مسلمین قوت و قدرت خود را که تازه داشتند به جهانیان نشان میدادند مدیون وحدت صفوف و اتفاقکلمه خود بودند، موفقیتهای محیِرالعقول خود را در سالهای بعد نیز از برکت همین وحدت کلمه کسب کردند، علیالقاعده علی بهخاطر همین مصلحت سکوت و مدارا کرد».
همچنین امام علی(ع) در خطبه 119 نهجالبلاغه فرموده است: «برای پرهیز از تفرق کلمه مسلمانان از حق مسلّم خودم چشم پوشیدم» و نیز فرموده است: «به خدا سوگند اگر بیم وقوع تفرقه میان مسلمانان و بازگشت کفر و تباهی دین نبود رفتار ما با آنان طور دیگر بود» و نیز فرمود: «دیدم صبر از تفرق کلمه مسلمانان و ریختن خونشان بهتر است، مردم تازه مسلماناند و دین مانند مشکی که تکان داده میشود کوچکترین سستی آنرا تباه میکند و کوچکترین فردی آنرا وارونه مینماید».
همچنین امام علی(ع) در شورای شش نفری پس از تعیین و انتخاب عثمان از طرف عبدالرحمان بن عوف، که در خطبه 74 نهجالبلاغه نیز به آن اشاره شده است، میفرماید: «شما خود میدانید من از همه برای خلافت شایستهترم، به خدا سوگند مادامیکه کار مسلمانان روبه راه باشد و تنها بر من جور و جفا شده باشد مخالفتی نخواهم کرد».
در نامه 62 نهجالبلاغه آنگاه که مالک اشتر از طرف امام علی(ع) نامزد حکومت مصر شد آن حضرت نامهای برای مردم مصر نوشت و در آن نامه جریان صدر اسلام را نقل کرد تا آنجا که فرمود: «من اول دستم را پس کشیدم تا آنکه دیدم گروهی از مردم از اسلام برگشتند و مردم را به محو دین محمد(ص) دعوت میکنند، ترسیدم که اگر در این لحظات حساس اسلام مسلمانان را یاری نکنم خرابی یا شکافی در اساس اسلام خواهم دید که مصیبت آن بر من از مصیبت از دست رفتن چند روزه خلافت بسی بیشتر است».
وحدت؛ ارمغان بعثتامام علی(ع) در خطبه یک نهجالبلاغه فرموده است: «در آن روزگار، زمینیان، ملتهای پراکندهای بوند، با گرایشهای ناهمسو و روشهای پراکنده، در سویی کسانی میزیستند که برای شناخت خدا، به قیاس آویخته بودند و در دیگر سو قومی زندگی میکردند که در نام خدا به دام الحاد فرو افتاده بودند.گروهی نیز پستپرستی را پیشه خود ساخته بودند.پس خداوند، به دست پیامبر از گمراهیشان به راه آورد و یا پیامبری از نادانیشان برهانید».
و در خطبه 96 نهجالبلاغه نیز آمده است: «خداوند، به دست او کینهها را دفن کرد و آتشها را خاموش ساخت؛ بیگانگی را پیوند برادری داد و خویشاوندانی را پراکند.با او عزتهای ناروا را به ذلت و ذلتهای نابهجا را به عزت تبیدل کرد».
در خطبه 231 نیز آمده است: «آری، پیامبر بر حسب ماموریتی که داشت صلا داد و رسالتهای پروردگارش را ابلاغ کرد.پس خداوند بهوسیله آن حضرت شکافهای ناشی از اختلاف را پُر کرد و میان خویشاوندان همبستگی و الفت بهوجود آورد؛ آن هم در پی شعلههای عداوتی که در سینهها افروخته شده بود و کینههای نهفتهای که هر آن در دلها جرقهای میزد» و در خطبه 191 نیز فرموده است: «بیگمان خداوند سبحان بر جماعت متحد این امت، با این رشته همبستگی که پیوندشان داد، تا در سایهاش آرام گیرند و بدو پناه آرند، با نعمت وحدتی منت نهاد که هیچ آفریدهای بهایش را درنمییابد، که از هر بهایی پُربهاتر است و از هر سترگی سترگتر».
همچنین در خطبههای 97، 119 0 25 نهجالبلاغه به مسئله وحدت و اهمیت آن از دیدگاه امام علی(ع) اشاره شده است کمااینکه امام علی(ع) در نامه یازده نهجالبلاغه فرموده است: «زنهار از پراکندگی! بکوشید که در فرود و در کوچ، همه با هم و هماهنگ باشید» و نیز در نامه 87 فرمود: «این نکته را بدان که هیچکس از من براتحاد و همبستگی امت محمد که درورد خدا بر او و بر خاندانش باد حریصتر نیست که بدان ثواب میجویم و فرجام نیک میطلبم».
از دیدگاه امام علی(ع) اختلاف و کینهتوزی، نمودی از پلیدی باطن است کمااینکه در حکمت 215 فرموده است: «واقعیت جز این نیست که همگی شما براساس دین خدا برادرید؛ تنها چیزی که اینگونه شما را پراکنده است، پلشتی ذات و زشتی درون است؛ از اینرو، به دیدار همدیگر نمیشتابید، در حق یکیدیگر خیراندیش نهاید، فداکاری و عشق، بر روابط شما حاکم نیست».