به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، رهبران دینی، توجه مربیان و دستاندرکاران تربیت دینی را به این نکته مهم جلب کردهاند که در فعالیت خود، جوانان را محور قرار دهند و برای آنان سرمایهگذاری ویژه انجام دهند و برنامه مخصوص برای آنان تدارک ببینند.
آن بزرگواران این نکته اصولی را به شکلهای گوناگون به گوش متولیان رساندهاند؛ گاهی مستقیماً به تربیت دینی جوانان سفارش کردهاند، گاهی از تجربه خود در این زمینه سخن گفتهاند و گاهی حضور چشمگیر جوانان را در عرصههای ایمانی برشمردهاند.
در روایتی اسماعیل بن عبدالخالق حکایت کرده است: «امام صادق(ع) به ابیجعفر احول در حالیکه من میشنیدم فرمود: به بصره رفتهای؟ پاسخ داد: آری.فرمود: شتاب مردم را در مورد ولایت و دخول در مذهب شیعه چگونه دیدی؟ در پاسخ گفت: به خدا سوگند که جمعیت شیعه اندک و با آنکه فعالیت هم میکنند ولی آن هم کم است.فرمود: شما بیشتر به جوانها توجه کنید؛ زیرا جوانان به هر خیر و خوبی شتابانند».
رسول اکرم(ص) در مورد تجربه تربیت دینی خود چنین گفته است: «به شما درباره نیکی کردن به جوانان سفارش میکنم؛ زیرا آنها دلی رقیقتر و قلبی فضلیتپذیرتر دارند.خداوند مرا به پیامبری برانگیخت، تا مردم را به رحمت الهی بشارت دهم و از عذابش بترسانم.جوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند؛ ولی پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند».
قرآنکریم داستانی مشابه را نیز درباره ایمان جوانان به حضرت موسی بن عمران بیان میکند زمانیکه حضرت موسی(ع) به امر خدا قیام کرد و مردم را به آیین حق دعوت کرد، جز جمعی از فرزندان قوم بنیاسرائیل، یعنی نوبالغان و جوانان، کسی از پدران و بزرگترها به وی ایمان نیاورد.آنان از ترس فرعون، از ایمان به موسی سرباز زدند کمااینکه در ایه 83 سوره «یونس» با این مضمون « فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ» در این رابطه آمده است: «سرانجام کسی به موسی ایمان نیاورد، مگر فرزندانی(جوانان) از قوم وی در حالیکه بیم داشتند از آن که مبادا فرعون و سران انها به ایشان آزار رسانند».
امام علی(ع) درباره حضرت مهدی(عج) چنین میفرماید: «یاران حضرت مهدی(عج) همگی جواناند و پیری در میان ایشان نیست، مگر به اندازه سرمه در چشم یا به قدر نمک در توشه راه، که کمترین چیز در توشه راه نمک است».
جوان در وصیتنامه امام علی(ع)رهنمود ماندگار و جاودانه درباره لزوم تربیت جوان، نامه 31 نهجالبلاغه است که بهعنوان منشور بزرگ تربیتی، شهرت یافته است.این نامه را امیرمؤمنان علی(ع) به جوان برومند خود، امام حسن مجتبی(ع) نوشته و در واقع، نوعی از وصیتنامه است.
این وصیتنامه در قریهای به نام «حاضرین» در نزدیکی صفین و پس از مراجعت از جنگ صفین، توسط خود امیرمؤمنان علی(ع) به فرزندش امام حسنمجتبی(ع) نوشته شده است.
جوان؛ کانون استعاد و انرژیجوانف پُراستعدادترین نیروی جامعه است که با توانهای سرشار خود، جامعه را بهسوی توسعه و پیشرفت سوق میدهد، جوان، کانون انرژی و مظهر زیبایی و نشاط و عشق و امید است.
ایام جوانی هم دوران درخشندگی، شادابی، قوت، امید، ایمان، کوشش و هیجان است.بالاترین موفقیتهای زندگی در همین دوران کوتاه جوانی شکل میگیرد که با عمر انسان، برابری میکند.
نیروی معنوی انسان در دوران جوانی بهشدت ظهور و بروز مییابد.همزمان با رشد اندام بدن، عواطف و احساسات گرمی که در اعماق جان جوان بیدار میشود او را به فعالیتهای خستگیناپذیر وامیدارد.با شکفته شدن قوای جسمی و روانی، بهترین عوامل ترقی و تکامل در اختیار جوانان قرار میگیرد که اگر از آنها بهدرستی استفاده کنند، خوشبخت و سعادتمند خواهند شد.
ضرورت تربیت جواناستفاده بهینه از این استعدادها در گرو تربیت صحیح و جهتدهی خردمندانه از آنهاست.این تربیت و جهتدهی در نوجوانی و جوانی و در هنگامیکه استعدادهایش در مرحله شکلگیری است ثمربخش است از همین روست که جوان و جوانی در اسلام بهطور ویژه، مورد توجه قرار گرفته است و توصیههای فراوانی در خصوص رویکرد به جوان شده است.
در روایات برحسب مورد، الفاظ متعددی برای جوان بهکار گرفته شده است: «حدث»، «شاب»، «مراهق»، «یتیم»، «غلام»، «فتی»، «صغیر»، «ابن»، «بالغ»، «رشید»، «محتلم» و ... این اهمیت از آن روست که جوانان ذهنی خالی و خاموش دارند، سریع فرامیگیرند و نیز آموختههایشان پایدارتر است کمااینکه پیامبرگزامی اسلام فرموده است: «آن کس که در جوانی بیاموزد، آموزشش بهمنزله نقش در سنگ است(ثابت و پایدار میماند) و ان کس که در بزرگسالی بیاموزد، آموزشش بهمنزله نوشتن روی آب است».
تربیتپذیری جوانان، استثنایی است.آنان آمادگی فراوان برای تربیت دارند امام علی(ع) به فرزند خود میفرماید: «دل جوان نوخاسته، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است؛ هر بذری در آن افشانده شود میپذیرد و در خود میپرورد.من در آغاز جوانیات به ادب و تربیت تو مبادرت کردم، پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت شود.