به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، امام علی(ع) در فراز بیست و یکم از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) فرموده است: «و بدان فرزندم که اگر پروردگارت شریکی داشت، فرستادگانش به سوی تو میآمدند و آثار قدرت و سلطنت او را میدیدی و افعال و صفاتش را میشناختی، ولی او خدایی یگانه است؛ چنانکه خود را وصف کرده و هیچکس در ملکش ضد او نیست و ابدی و ازلی است.
آغاز همه اشیاست و او را آغاز نیست و پایان همهی اشیاست و او را نهایت نیست.ربوبیت او برتر از این است که دل یا دیدهای او را فراگیرد.
حال که این حقیقت را دانستی، در عمل بکوش؛ آنچنان که سزاوار چون تویی که ناچیز و کمتوان، بسیار نیازمند به طاعت پروردگار و بیمناک از کیفر و هراسناک از خشم اوست.زیرا خدا تو را جز به نیکی، فرمان نداده و جز از زشتی نهی نفرموده است».
استدلالهای توحیدییکیاز وظایف پدر و مادر، مربی و معلم آشنا ساختن فرزند و متربی به خدا و قیامت است ریشه و اساس تربیت، تقویت ایمان و باورهای اعتقادی با استدلالهای محکم است.
در کلمات امیرمؤمنان علی(ع)، دلایل و برهانهای متعددی در اثبات وجود خدا و یگانگی او، وجود دارد.
برهانهایی که از راه نظم، فطرت، عقل و وحی به اثبات صانع و صفات او پرداخته است.علت این توجه ویژه آن است که توحید، سنگ زیرین بنای اسلامی و بنیادیترین عقیده در همهی ادیان راستین است.در توحید، آدمی خدا را میجوید تا به او تقرب جوید و بدین وسیله، عطش روحی و معنوی خود را برطرف سازد.همهی مردم بهویژه جوانان میپرسند که: خدا کیست؟ توحید یعنی چه؟ صفات او چیست؟ و سؤالهای دیگری از این قبیل که پاسخ دادن به آنها، در استحکام عقیده، بسیار پُراهمیت است.
نخستین دلیل محکم در اثبات وجود خدا، آن است که انسان به فطرت خود رجوع کند کمااینکه در آیه 10 سوره ابراهیم(ع) آمده است: «قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَآؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ؛ پيامبرانشان گفتند مگر درباره خدا پديد آورنده آسمانها و زمين ترديدى هست او شما را دعوت می كند تا پاره اى از گناههانتان را بر شما ببخشايد و تا زمان معينى شما را مهلت دهد گفتند شما جز بشرى مانند ما نيستيد می خواهيد ما را از آنچه پدرانمان میپرستيدند باز داريد پس براى ما حجتى آشكار بياوريد» و نیز در آیه 35 سوره طور آمده است: «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ؛ آيا از هيچ خلق شده اند يا آنكه خودشان خالق [خود] هستند».
مگر ممکن است که این جهان پهناور، آفرینندهای نداشته باشد و مگر ممکن است که انسان، بدون علت فاعلی پدید آمده باشد، یا اینکه خود، خالق خویشتن باشد؟
بنابراین، برای اثبات وجود خدا نیازی به گرفتار شدن در پیچ و خم دور و تسلسل و براهین پیچیدهی کلامی و فلسفی نیست؛ هم عقل انسان به وجود خدا گواهی میدهد و هم فطرت او کمااینکه امام علی(ع) در مسیر تربیت فرزند خود، برای اثبات توحید و یگانگی خدا به سه دلیل میپردازد: ارسال رسولان، وحدت و یکپارچگی هستی، برخورداری از افعال و صفات یگانه.
از آنجاییکه خداوند متعال، سلسله رسولان را به شکلی که در قرآن و روایات آمده فرستاده است خود، دلیل آشکاری بر وجود خدای یکتاست همین جا باید گفت که: ارسال رسولان الهی هم نشانهی روشنی بر وجود حقتعالی است.
دلیل دیگر بر یگانگی خدا این است که اگر خدا شریک داشت باید آثار ملک و قدرتش را میدیدیم، زیرا فرض آن است که آن شریک، در ربوبیت و الوهیت مستقل است.شریکی که آثار نداشته باشد وجود ندارد؛ یعنی از نبود معلومش، پی به نبود علت میبریم و اگر شریک وجود داشته باشد پس باید آثار مستقلی از او بروز یابد.
در حقیقت، مجموعهی نظام خلقت، با یک وحدت طبیعی و انداموارهای، تدبیر و مدیریت میشود؛ بدون اینکه هیچ جزئی از اجزا و هیچ بخشی از بخشهای عالم خلقت، کار خود را ناهماهنگ با بقیهی اجزا یا دیگر بخشها انجام دهد.اگر چنین باشد، هرج و مرجی درهم کوبنده، متلاشی کننده و ویرانسازنده رخ میدهد.
اینها نشان از این دارد که جهان، تحت یک فرماندهی متمرکز، یک تدبیر مستقل و یک مدیریت کامل اداره میشود و پادشاهی و سلطنت، از آن خدای یگانه و پروردگار بیهماست.امیرمؤمنان(ع) این حقیقت را به زبان ساده بیان کرده است؛ بهطوریکه هر جوانی، با اندکی تامل میتواند از طریق این استدلال به وجود خداوند یکتا پی ببرد.
دلیل دیگر برای اثبات یکتایی خدا یگانگی در صفات و افعال اوست.از افعال خدای متعال میتوان به صفات او پی برد، اگر او در این جهان، نظم به وجود آورده و کارهایش حکیمانه است، میفهمیم که او صاحب علم و اراده و قدرت است.وجود موجود عالم، از علم او خبر میدهد و وجود موجود زنده، از حیاتش پرده برمیدارد و وجود نظم شگفت در هستی، از وجود ناظم حکیم خبر میدهد.
افعال بیکران الهی هم از صفات ذات او خبر میدهد و هم از صفات فعال او، صفت ذات، از مقام ذات ـ بدون ملاحظه غیر ـ انتزاع میشود؛ مانند علم، قدرت و کسیکه کمالی ندارد نمیتواند به دیگری افاضه کند، معلمی که علم ندارد چگونه میتواند دانشی را به شاگردانش بیاموزد، موجودی که فاقد حیات است چگونه میتواند بخشنده حیات باشد.
اگر خدای تعالی، شریک داشت باید افعال و صفات آن شریک را میدانستیم، زیرا فرض استدلال این است که آن شریک، شریک ربالعالمین است که دارای صفات و افعال است، لذا باید اثری از صفات و افعال او وجود داشته باشد.
به عبارت دیگر، اگر خدای دیگری بر عرصهی خداوندگاری تکیه داشت، افعال خود را ـ که ایات بینات فاعلاند ـ به ما نشان میداد و ما میتوانستیم از طریق افعال متنوع او، به صفات متعددش پی ببریم.