به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، امام علی(ع) در فراز بیست و چهارم از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) فرموده است: «وبدان که خودپسندی ضد صواب و راستی و آفت خردهاست، پس نهایت سختکوشی را داشته باش و گنجور دیگری نباش و چون به راه راست هدایت شدی، پیش پروردگارت خاشع باش».
امام علی(ع) در این فراز، به دو آفت بزرگ عُجب و خودپسندی اشاره میکند: یکی انکار حق و ضد صواب و راستی، دیگری مخدوش ساختن عقل است.
عقل، ابزار و نیروی پُرفروغی است که استفاده از آن، سعادتآفرین است.در اسلام به بهره بردن از این نعمت بزرگ، بسیار سفارش شده است.تکیه بر عقل و استفاده از این چراغ روشنیبخش تا آن حد پُراهمیت است که در شرع هم یکی از منابع استنباط احکام بهشمار میرود.
اساساً همه خوبیها حتی خوبی قرآن و روایات بهوسیله عقل، کشف میشود و در حدیث آمده است: «همانا تمام خوبیها بهوسیله عقل ادراک میشود».
این عقل با این همه ارزش و اهمیت و این چراغ با این گستره نور و روشنایی، گاهی دچار آفتهایی میشود که آنرا از فروغ و پرتوافشانی بازمیدارد و بهتدریج خاموش میسازد؛ دنیاطلبی، مقامپرستی، معصیت و گناه، خُلقِ ناپسند، ظلم و ستم و عواملی دیگر از این قبیل، از آفتهای عقل هستند.
یکیاز آفتهای مهم عقل، که در نامه تربیتی امیرمؤمنان علی(ع) در نهجالبلاغه به آن اشاره شده، عُجب و خودپسندی است.خودپسندی، حالتی است که انسان بهسبب آن، خود را بزرگتر از دیگران میشمارد و به شکلهای مختلف خود را نشان میدهد: خودپسندی گاهی در برابر خدا و پیامبران است کمااینکه در آیات 47 و 48 سوره مؤمنون آمده است: «فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ ﴿47﴾ فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ؛ پس گفتند آيا به دو بشر كه مثل خود ما هستند و طايفه آنها بندگان ما میباشند ايمان بياوريم، در نتيجه آن دو را دروغزن خواندند پس از زمره هلاكشدگان گشتند».
همچنین در آیه 21 سوره فرقان آمده است: «وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًا؛ و كسانىكه به لقاى ما اميد ندارند گفتند چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند يا پروردگارمان را نمیبينيم قطعاً در مورد خود تكبر ورزيدند و سختسركشى كردند».
نوع دیگر تکبر و خودپسندی آن است که انسان در مقابل بندگان خداوند کبر ورزد و آنان را کوچک شمارد و خود را از آنان بالاتر بداند، دوست دارد که همواره از فضل و کمال او سخن بگویند، او انتظار دارد که دیگران بر او سلام کنند و اگر کسی او را نصیحت کند ناراحت میشود و اگر او بخواهد دیگران را نصیحت کند با زبان و روش تند، موعظه میکند و اگر سخن او را نپذیرند برآشفته میشود.
متاسفانه تاریخ نشان میدهد که انسان همواره دچار انواع خودپسندی بوده است، خودپسندیهایی که چهبسا باعث از بین رفتن دین او و یا نابودی خودش گشته است.
امام جعفرصادق(ع) از رسول اکرم(ص) روایت میکند که: «بزرگترین خودپسندی «غمص الحق و سفه الحق» راوی از امام پرسید: منظور این سخن چیست؟امام(ع) در پاسخ فرمود: منظور آن است که از حق چشمپوشی کند، آنرا نشناسد و اهل حق را سرزنش کند پس کسیکه چنین کاری را انجام دهد با خدای عزوجل در بزرگی او به ستیز برخاسته است».
این حدیث دلالت دارد بر اینکه خودپسندی سبب میشود که انسان حق را نادیده بگیرد و سرچشمه همه حقیقتها که خداوند است او را انکار کند و واقعبین نباشد.
تلاش در مسیر تکاملپیشرفت و ترقی انسان از جنبههای معنوی و مادی، در گرو تلاش و کوشش اوست.قلههای موفقیت در انتظار آدمیانی است که با همیتهایی کوهسان و با پای تلاش، راه میپیمایند.
امام علی(ع) همواره تلاش و کوشش در مسیر عبادت و طاعت را توصیه فرموده، اما بعید نیست کلام حضرت مطلق باشد و تلاش مادی به آن معنایی که گفته شد را شامل شود، چون تلاش اقتصادی سالم در توسعه دین و معنویت انسان نقش اساسی دارد.
این جمله امام علی(ع) که فرموده است: «گنجور دیگری مباش»، قرینه خوبی است بر اینکه توصیه امام در رابطه با تلاش اقتصادی است میفرماید: در کسب سرمایه و ثروت بهگونهای عمل نکن که انباردار دیگران شوی.در حقیقت بهدنبال سفارش به تلاش اقتصادی بلافاصله به یک آفت بزرگ آن اشاره میکند و آن این است که: انسان، حرص و طمع مالاندوزی دارد و اگر با این صفت ناپسند خود، مبارزه نکند به دامهای شیطان فرو میغلتد.
نکته دقیق در کلام امام علی(ع) این است که بدبختی انسان به جایی میرسد که او خزانهدار دیگران میشود؛ یعنی اموال را پی در پی، جمع میکند و در راه خیر مصرف نمینماید و حتی خودش هم استفاده نمیکند و فقط بهعنوان خازن و خزانهدار، آنها را برای دیگران، نگه میدارد.
ثروتی که از راه صحیح به دست نیاید و در راه خداپسندانه مورد استفاده قرار نگیرد، از نظر امیرمؤمنان، ماده شهوات است.کسانیکه در مال و منال غوطهورند، ماده شهوت را در اختیار دارند و تاخت و تاز میکنند.
شهوت، انواع و اقاسامی دارد: یکیاز اقسام آن، مالاندوزی است.طبیعی است که شخص مالاندوز، در خدمت دیگران است، زیرا از خودش مایه میگذارد، بدون اینکه بهرهای بگیرد؛ بلکه همه بهرهها و فایدهها برای دیگران است.
امام علی(ع) فرموده است: «من پیشوای مؤمنان هستم و مال و ثروت، پیشوای فاجران».اشخاص فاجر و فاسق در تبعیت از مال و منال، به بردگی کشیده میشوند و آنگونه مال را اطاعت میکنند که گویی مال و ثروت، فرمانده و پادشاه آنان است.
داشتن حالت خشوعامام علی(ع) در نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) پس از تاکید بر تلاش و استفاده درست از عطایای الهی به یک نکته مهم اشاره میکند و آن توجه به خدا و خشوع در برابر صاحب عطا و قدرت است.
انسانیکه قلبش در اثر توجه به خدا، متاثر شود، آثار این تاثر، در اعضا و جوارح او مشاهده میشود.کمااینکه در آیه دوم سوره مؤمنون در این رابطه میخوانیم: «مؤمنان کسانی هستند که در نمازشان خاشع هستند» این آیه، خشوع و تاثر جوارح را در اثر توجه به خدا و شکستگی قلب میداند.
راغب اصفهانی نوشته است: برخی خشوع و تضرع را مترادف دانستهاند، اما واقعیت اینکه خشوع بر آن حالتی که برجوارح، مستولی میشود بهکار میرود، درحالیکه تضرع، بیشتر بر انکسار و شکستگی که در قلب او پیدا میشود اطلاق میشود.بر همین اساس گفتهاند: زمانیکه حالت تضرع بر قلب حاکم شود، اعضا خشوع پیدا میکنند.
امام علی(ع) خود، مظهر خشوع کامل است و این خشوع در همه حالتها و رفتارهای ایشان هویدا بود، حتی خوراک و پوشاک آن حضرت، رنگ خشوع داشت، هنگامیکه از لباس وصلهدار او سؤال کردند فرمود: «این لباس، دل را خاشع میکند و نفس را سرکوب میسازد و اهل ایمان، به آن اقتدا میکنند.دنیا و آخرت، دو دشمن متفاوتاند و دو راه مختلف؛ هرکه دنیا را دوست بدارد، دشمن آخرت است.این دو به منزله مشرق و مغرباند؛ هر کس به یکی نزدیک شود، از دیگری دور میشود.این دو، هووی یکدیگرند».
به هر حال، هرگاه انسان به خواستههای مادی و معنوی خود و به مقاصد و اهداف خود دست یافت باید در برابر خدای متعال خشوع و خضوع کند، این حالت، سبب قرب الهی و ماندگاری نعمت و استفاده بهتر از فرصتها میگردد.