گروه هنر: «چراغهای ناتمام» عنوان فیلمی است که با رویکرد دفاع مقدسی ساخته شده اما به واسطه ضعف آشکار کار بهتر بود هیچگاه چنین اثری ساخته نمیشد تا بهنوعی مفاهیم دفاع مقدسی زیر سوال رود.
سالهاست درباره سینمای دفاع مقدس مطلب نوشته میشود و این مهم مورد بحث قرار میگیرد که چرا این ژانر تا به این اندازه کم مخاطب شده است و دیگر همانند دهه شصت و ابتدای دهه هفتاد مخاطبان فراوانی ندارد؟ جواب این پرسش به انحای مختلف داده میشود اما یک ویژگی را در تمام اظهارنظرهای انجام شده میتوان مشاهده کرد آن هم سطحینگری و شعارزدگی در این قبیل تولیدات است. در همین راستا فیلم «چراغهای ناتمام» ساخت مصطفی سلطانی گواه بارز تولیدات کمکیفیت از حوزه سینمای دفاع مقدس است.
وقتی به فیلم نظیر «چراغهای ناتمام» مجوز حضور در جشنواره فیلم فجر داده میشود باید از هیئت داوران پرسید چگونه «به امپراطور جهنم» مجوز حضور در بخش سودای سیمرغ جشنواره را نمیدهند؟ آیا کاری که هماکنون درباره آن سخن میگویم از ساخته پرویز شیخ طادی «کارگردان امپراطور جهنم» بهتر است؟
فیلمهایی چون «چراغهای ناتمام» آثاری کاملا شعاری و سفارشی هستند که در آن به عقیده من هیچگونه دغدغهای مشاهده نمیشود بلکه آنچه که عیان است سفارشی بوده که برای ساخت آن داده شده است. البته نمیخواهم بگویم فیلمساز نسبت به اینگونه مسائل بیدغدغه است اما به طور حداقلی باید گفت که نتوانسته باور خود را در فیلم تفسیر کند. این کار به هیچوجه برای مخاطب عام تولید نشده هر چند مخاطب خاصی نیز از این فیلم مطمئنا خوشش نخواهد آمد.
«چراغهای ناتمام» غصه نویسندهای آرمانگرا است که جریان اتفاقی با موضوعات دفاع مقدسی درگیر میشود و همین مسئله سبب نگرش جدید در این سطح شده و او را به سمتی دیگر هدایت میکند. این قبیل تحولات بچگانه را در بسیاری از تلهفیلمهای تلویزیون شاهد بودهایم اما اینکه یک فیلمساز بخواهد در سینما چنین تجربهای را پشت سر بگذارد تنها یک دلیل دارد آن هم اینکه به واسطه سفارشی بودن نگرانی برای بازگشت سرمایه ندارد!
نکته جالب درباره این فیلم به نشست خبری شب گذشته 11 بهمن ماه، در برج میلاد مربوط میشود در آن جلسه فیلم نامه نویس و کارگردان به گونهای حرف میزدند که انگار نظرات دیگران برایشان بیاهمیت است. کاش این بیخیالی را در شرایطی میداشتیم که از جیب شخصی خود برای فیلم هزینه کرده بودند نه اینکه بخواهند با پول بیتالمال ژست بیخیالی بدهند!
درباره مسائل فنی فیلم بهتر است، حرفهای نزنیم کار به واقع ماقبل بعد است؛ زیرا حتی درباره ضعفهای آنهم نمیتوان اظهار نظر کرد اما در یک کلام باید گفت بازیها، فیلمنامه و کارگردانی در این فیلم شوخی بیش نیست.
درباره بازی مجید صالحی هم تنها میتوان گفت که فیلم میخواسته با استفاده از یک بازیگر طنز یک نوعآوری در بازی داشته باشد اما به واسطه جنس بازی و صدای صالحی این خواسته به هیچوجه محقق نشده است.
«چراغهای ناتمام» مطمئنا در اکران یا به صورت تک سانس به نمایش در خواهد آمد یا اینکه حتما روانه پرده نخواهد شد. برای همین باید از تهیهکننده سوال کرد چرا با تولید چنین آثاری باعث میشود ذهن تماشاگران نسبت به موضوعات دفاع مقدسی منفی شود.
اما مطلب پایانی به فیلمساز و کارگردان این فیلم برمیگردد آن هم اینکه آیا صرف داشتن علاقه باعث میشود آنها به موضوعی ورود کنند که هیچ تخصصی در آن ندارند؟ آیا آنها در ابتدا نباید سینمای دفاع مقدس را با دیدن فیلمهای ملاقلیپور و درویش بیاموزند و سپس به این حوزه وارد شوند؟ آیا فعالیت در ژانری که مفاهیمش با آرمانهای مردم گره خورده به این اندازه دم دستی است که هر کس به خود اجازه دهد با گرفتن چند نگاتیو ادعای فیلمساز ارزشی بودن را داشته باشد.