تعجب بیشتر زمانی حاصل شد که اسامی نامزدهای
دریافت سیمرغ از سوی هیئت داوران رسانهای شد. در این لیست کارهایی به عنوان نامزد
معرفی شدند که شاید حداکثر تعریفی که میتوان از آنها کرد این است که فیلمی متوسط
هستند. برای درک بهتر موضوع، سعی میکنیم فیلمهای که به عنوان کاندیدا در بخش
بهترین فیلم انتخاب شدهاند را کمی ارزیابی کنیم.
اولین فیلم «ماجراهای نیمروز» نام دارد این فیلم سینمایی تنها کاری است که هیچ کس نمیتواند به کاندیدا شدن آن اعتراضی داشته باشد؛ ساخته جدید محمدحسین مهدویان در قالب تریلری پلیسی - سیاسی به وقایع سال 60 توجه کرده است. نگاه به اتفاقات آن زمان شکلی حرفهای و خوشساخت دارد؛ برخلاف بسیاری از تولیدات که در این زمینه ساخته میشوند و هیچ نشانی از ظرایف سینمایی در خود ندارند.
«ماجراهای نیمروز» به طور حتم چند سیمرغ
را به خود اختصاص خواهد داد، اما این اثر تنها فیلمی است که با رویکردی انقلابی
ساخته شده و نامش در میان کاندیداهای بهترین فیلم است، زیرا دیگر آثار کارهای
اجتماعی هستند که همانند تولیدات رایج چند سال گذشته نگاهی تلخ به معضلات اجتماعی
دارند.
«تابستان داغ» از جشنواره این دوره بیشترین میزان کاندیدا را داراست؛ فیلمی که از آن میتوان به عنوان مخلوطی از «ابد و یک روز» و «جدایی نادر از سیمین» نام برد. در این فیلم نشان داده میشود که در جامعه ایرانی زنان مورد ظلم و ستم قرار میگیرند؛ این رویکرد واضحترین گرایش فمینیستی در سینماست که تنها برای خوشایند جشنوارهها ساخته میشود. درباره این فیلم باید به این نکته نیز اشاره کرد که مطمئناً اثر مورد نظر در جشنوارههای خارجی با موفقیت بسیاری مواجه خواهد شد چون آنها به دنبال کارهایی هستند که در آن چهره زن ایرانی ستمکشیده تصویر شود. این خواستهشان نیز با این هدف صورت میگیرد تا بتوانند حملهای فرهنگی به ایرانی اسلامی داشته باشند.
«زیر سقف دودی» ساخته پوران درخشنده دیگر فیلمی است که از سوی هیئت داوران به عنوان کاندیدا معرفی شده است. در این فیلم باز هم یک زن قربانی است؛ زنی که شوهرش وی را تنها گذاشته و ازدواج مجدد کرده است و پسرش نیز به وی بی توجهی میکند. در چنین شرایطی اتفاقاتی در داستان روی میدهد که بر مشکلات زن افزوده میشود نکته جالبتر اینجاست که در داستان به گونهای فضاسازی میشود که انگار وضعیت در تمام ایران به همین نحو است این رویکرد باز گرایشی دیگر از سیاهنمایی است که بسیاری از منتقدان به آن نقد جدی دارند. تجربه جدید پوران درخشنده کارگردان فیلم، در شرایطی کاندیدای کسب سیمرغ شده که فیلم قبلیاش «هیس دختران فریاد نمیزنند» کاری به مراتب بهتر و زیباتر بود.
«بدون تاریخ بدون امضاء» دیگر فیلمی است که
به عنوان کاندیدای بهترین فیلم از سوی هیئت انتخاب معرفی شده است این کار نسبت به
فیلمهای اجتماعی کاری بهتر و زیباتر است هر چند رگههایی از تلخی از خود دارد ولی
این تلخی در خدمت قهرمان داستان است. از نگاه من «بدون تاریخ بدون امضاء» فیلمی
قهرمانمحور است که کمبودش به شدت در سینمای کشور احساس میشود، زیرا متأسفانه این
روزها عمده کارهای ما شخصیتهایی را به عنوان قهرمان معرفی میکنند که هیچ شاخصه
قهرمانانهای در خود ندارند این افراد عمدتا آدمهای ضعیفی هستند که در مقابل
مشکلات سر فرود آورده و تسلیم شرایط موجود میشوند، اما در ساخته جدید وحید جلیلوند
قهرمان قصه میخواهد به ارزشهایی عمل کند که به آن باور دارد.
در «بدون تاریخ بدون امضاء» امیر آقایی که
نقش نخست این فیلم را بازی میکند، ایفاگر نقش پزشکی است که با پسر بچهای تصادف
میکند و در ادامه آن بچه از دنیا رفته و اتفاقاتی در ادامه برای شخصیتها روی میدهد،
وقتی صحبت از عمل قهرمانانه در فیلم میکنیم منظورم این نیست که شخص اول فیلم کارهای
اکشن انجام میدهد بلکه رفتار و اعمال انسانی بهترین حربه وی برای نشان دادن
قهرمان است. برای مثال وقتی وی تمام بار مسئولیت کشته شدن بچه را بر عهده میگیرد تنها
دلیلش حفظ احترام و حرمت پدر فرزند است، والا در فیلم مشخص میشود که وی نقشی در از
دنیا رفتن بچه ندارد.
در ادامه این مطلب باید گفت شاید «ماجرای نیمروز» جوایز بسیاری را به خود اختصاص دهد، اما توجه به یک فیلم انقلابی دلیلی بر نگاه ویژه هیئت انتخاب به این دست از تولیدات نیست چون حس میکنم آنها چارهای برای کاندیدا کردن «ماجرای نیمروز» نداشتند، والا اگر این گونه نبود فیلمی نظیر «ویلاییها» که از ساختار و شکلی خوب بهره میبرد به عنوان کاندیدا معرفی میشد.